
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
محمد صادق هستم. کارشناس مترجمی انگلیسی و اوایل راه خلبانی از نوع مسافرکشی! و علاقمند به مسائل سیاسی. خیلی وقتا خیلی چیزا باعث میشه خیلی حرفا با خیلی از آدما داشته باشم که قراره از این به بعد به جای اینکه مخ بابامو وقتی خسته از سر کار میاد بخورم یا مخ فک و فامیلو تو مهمونیا، این بلا رو سر شما بیارم! با اجازه!
در ضمن عنوان وبلاگ از اسم کتابی که زندگینامه شهید خلبان بابایی هستش گرفته شده.

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .
منتظر نظرات سازنده شما دوستان هستیم.
درود و سلام به حضرت روح الله(ره) كه مورخان را وادار كرد تاريخ را به گونه اي ديگر بنگارند.
در چند روز تعطيلات عيد غدير _عيدتون مبارك!!_ سفري به شهر تاريخ ساز خمين داشتم و چند روزي مهمون چندتا از دوستان خميني بودم. اين سفر كوتاه باعث شد بيشتر از قبل به علت هاي عصبانيت و كينه توزي هاي حضرات سازندگي و اصلاحات به دولت نهم و شخص احمدي نژاد پي ببرم و بهشون حق بدم حتي بيشتر از اين عليه دولت قيل و قال كنن!!

راستش محمد هاشمي يه جورايي حق داره بگه _هرچند دروغ_ در زمان دولت اخوي ايشان نه در تابستان برق قطع مي شد و نه در زمستان گاز! آره، اون زمان فقط تجريش و نياوران تهران، كيانپارس اهواز، ملاصدراي شيراز، دانشكده ي اروميه،... تو خونه هاشون گاز داشتن. يادمون نرفته مردم مولوي و شوش _كه آقاي كواكبيان اخيرا فتوي دادن كه اصلاح طلبا بايد برن ببينن مردم اونجا چي مي گن و چي مي خوان(خوبه بعد سي سال يادشون افتاده!!)_ تا همين چند سال پيش گاز نداشتن، اونم تو همين تهراني كه بعضي خونه هاش استخراي چند صد متر مربعي دارن!!، البته كوخ نشينا و روستاييا حساباي بانكي ميليوني و مناصب خاص و رفت و آمد با آقازاده ها كه ندارن! بي خيالشون! فقط اگه يه روز جنگ شد بهشون مي گيم برن بجنگن! (تصادفا منزلي كه رفته بوديم تو خمين دوتا شهيد داده بودن)
اما امروز به لطف همت خود مردم، حتي تو روستاهاي دورافتاده ي خمين، در چند صد كيلومتري پايتخت، مردم از نعمت گاز برخوردار شدن.

خيلي لذت داره وقتي برف مياد بشيني كنار بخاري و تا ته زيادش كني و نسكافتو بخوريو و دي وي دي نگاه كني! اما اتفاقا خمين كه بوديم شب برف ميومد و ما هم تو يه خونه روستايي كنار بخاري گازي با هم گپ مي زديم!

البته بنده در سفرهايي كه طي چند ماه اخير به خيلي از مناطق دورافتاده داشتم وضعيت كم و بيش مشابهي رو شاهد بودم. امروز ديگه همونقدر كه بالانشين هاي تهران و اصفهان و شيراز و ... حق و امكان استفاده از گاز رو دارند، مردم روستاي بالانج و باراندوز تو اروميه، شهر خشت تو بوشهر، هفتگل و شادگان تو خوزستان، معمولان تو لرستان، و خيلي جاهاي ديگه هم اين امكان براشون فراهم شده. حداقل تو يكي از جنبه هاي ساده اما مهم زندگي مردم داره عدالت رعايت مي شه.
هرچند تا محقق شدن عدالت راه بسيار دشوار و طولاني در پيش داريم، اما جز اينست كه قطره ها اقيانوس ها را مي سازند؟!
به اميد تحقق عدالت
هرچند مي دونم بعضي از دوستان با خوندن اين پست مي زنن جاده خاكي و الكي هي گاز مي دن!! تا گرد و خاك كنن!، _كه ازشون توقعي جز اين نيست!_ اما اميدوارم كمي منصف باشيم.

(بعد التحرير:روز جمعه 29 آذر تو راه برگشت تو اتوبان بابايي از سمت شرق به غرب يه پرايد بعد تصادف با يه سيلو به شدت با گارديل برخورد كرد. صحنه خیلی دلخراشی بود. پرایده داغون شد. خيلي از مردم (مثل ما) سريع ايستادن و به كمك مجروح حادثه كه حالشم وخيم بود رفتن. به كمك هم گارديل رو كه راننده رو تحت فشار گذاشته بود كنار زديم و سعي كرديم بدون حركت دادن راننده فشار رو از روش خارج كنيم. دو نفر داخل پرايد_كه هر لحظه امكان انفجارش بود_ شدن و با فشار پا سقف رو از راننده دور كردن. من و چند نفر هم از راننده هاي عبوري مي خواستيم بدون توقف حركت كنن و به جاي نگاه كردن به صحنه سريعتر رد بشن تا راه برا آمبولانس باز شه. خوشبختانه با اومدن آمبولانس و آتش نشاني مصدوم خارج شد و بردنش بيمارستان. واقعا از همكاري و احساس مسئوليت مردم لذت بردم. نمي دونم اگه تو كشوراي ديگه هم همچین اتفاقي برا كسي بيفته واكنش مردم اينجوريه يا اينكه كسي كاري نداره تا امبولانس بياد؟! همت و مسئوليت پذيري مردم واقعا تحسين برانگيز بود؛ كاش تو ساير مسايل مثل امر به معروف و نهي از منكر هم همچين احساس مسئوليتي نشون بدن.
البته اينم بگم كساييم بودن كه تو اين گير و دار بدون توجه به حال مصدوم درحال فيلمبرداري با موبايلشون بودن! هرچند تعدادشون كم بود!)
اين روزها اتفاقات مهمي در سطح جهان در حال وقوع است و هرروز شاهد اعترافات جديدي هستيم و احتمالا در آينده هم خواهيم بود.
مثل هميشه قبل از آغاز بحث اصليم يكي دو خبر كوتاه بگم و يا علي.
اولين مطلب درباره فرمايش اخير خانومه رايسه كه گفته اشغال عراق خطاي استراتژيك بوش بوده و از اينكه دولت بوش براساس اطلاعات غلط به عراق حمله كرده اظهار تاسف فرمودن!! البته فقط اشتباهي صدهاهزار نفر رو به طور مستقيم و خدا مي دونه چند نفر دیگرو رو به طورغيرمستقيم فرستادن اون دنيا!!
نكته بعدي هم اعتراف یه امريكاييه ديگس كه اين روزا بدجور به اعتراف افتادن حيوونكيا!! نيكلاس برنز، معاون خانم رايس هم چند وقت پيش گفت كه امريكا به جاي ايران خود را منزوي كرده است! (قابل توجه دوستان ايراني مدعي انزواي ايران!!) باور كنين اين بابا نه از بچه هاي رجانيوزه!! نه از اعضاي بسيج! يه كارشناس ارشد سياسي امنيتي باتجربه امريكاييه كه براساس واقعيات موجود دنيا به اين حقيقت تلخ و ناگوار _البته براي امريكا و دوستان داخلي و خارجيش!!_ اعتراف كرده.
و اما...
روي سخنم فقط با شماست و بعضي از اصولگرايان مدعي! جناب مطهري!
آقاي مطهري! نماينده مجلس هشتم!
از اينكه به شما راي دادم واقعا شرمنده ام و از خداوند غفار طلب عفو مي كنم. اميدوارم ساير كساني هم كه به پيشنهاد حقير به شما راي دادند بنده را ببخشند.
چند روز پيش نقل قولي از شما خواندم كه شگفت زده ام كرد. گفته بوديد انتظاراتتان از احمدي نژاد برآورده نشد!
مي شود توضيح دهيد انتظارات شما از احمدي نژاد چه بود كه برآورده نشد؟!
انتظارات شما كدام است كه وراي انتظارات رهبريست؟! چراكه رهبري دهها بار حمايت بارز خود را از كليات دولت _با انتقاد به بعضي اقدامات جزئي دولت_ اعلام فرموده اند.
آيا جز اين است كه شما بواسطه نام و نشان پدر بزرگوار خود _كه بي شك گردن همه ما ايرانيان حق دارد_ و بدون هيچ پشتوانه اي از عملكرد خودتان و با استفاده از نام رييس جمهور _عكس رييس جمهور در كنار عكس آقا در تبليغات انتخاباتي مجلس هشتم تحت عنوان جبهه متحد اصولگرايان را به ياد داريد؟!_ به خانه ملت راه يافتيد و امروز به فرزند خادم برخاسته از ملت پشت مي كنيد و او را لجوج مي خوانيد؟!
نكند خداي ناكرده در جنگ احزاب عليه دولت نهم _كه رهبري در ديدار با هيئت دولت متذكر شدند_ ناخواسته سرباز دشمناني شده باشيد كه دل خوني از پدر بزرگوارتان دارند؟
جناب مطهري! سخنان رهبري براي امريكا و اسراييل نيست! براي اعضاي مجاهدين و گروهك نهضت آزادي هم نيست! _هرچند ايشان هم مي توانند از رهنمودهاي رهبري استفاده كنند_. براي من و شماييست كه داعيه اصولگرايي و پيروي از امام (ره) و رهبري را داريم.
فكر مي كنم وقتي رهبري دولت نهم را دولت انقلاب و امام(ره) مي دانند معنايش برآورده شدن انتظارات است.
آن پيرسفر كرده چه زيبا فرمود:
"پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكتتان آسيبي نرسد."
اين هم سخن ولي فقيه:
"همه تان يادتان باشد، دولت را بايد نگه داشت. همه بايد رييس جمهور را مورد تكريم قرار بدهند و اين را همه يك اصل بدانند. اين كه افرادي بيايند و سعي شان اين باشد كه دولت را ناكارآمد جلوه دهند، اين خدمت به كشور نيست."
جناب مطهری! بسم الله!

:: مطلب دزدی!!
امروز یه کم تنبل بازی در آوردم!!![]()
به جای اینکه خودم چیزی بنویسم تحلیل جالب آقای محمدی، كارشناس برجسته مسايل سياسي رو با اجازشون گذاشتم
. نوشته ايشون واقعا پر محتواس، حيفم اومد شما نخونين. البته درك هر چه بهتر اين مطلب مستلزم اطلاع از مسايل روز ايران و جهان و كمي تخصصي است. اميدوارم استفاده كنين.
اما قبل از اينكه اين مطلب رو بخونين يه چيزي بگم و زحمتو كم كنم. ديروز آقاي بوش رسما اعتراف كرد كه اطلاعاتي كه به خاطرش به عراق حمله كرد و صدهاهزار غيرنظامي رو به كشتن داد، نادرست بوده! جنگي كه ميليون ها نفر رو چه در امريكا و چه در كشورهاي ديگر به بدبختي كشوند. كاري به تحليل اين موضوع_كه ميشه روزها در موردش بحث و صحبت كرد_ ندارم. همون طور كه آقاي سيمون هرش، خبرنگار معروف امريكايي گفت، اين حرف ديگه فايده اي نداره و فقط به درد كتاباي تاريخي و مورخا مي خوره.
اما حرفم اينه كه بعضي از ايراني هاي عزيز كه دايما به جمهوري اسلامي گير مي دن و هر چي بشه يه ايرادي مي گيرن، در مقابل اين حرف آقاي بوش چي مي گن؟؟!!
اگر يه مسئول ايراني همچين حرفي مي زد تو اين سايتا چه غوغاها كه براه نمينداختن!!
دوستان!! ما همه ايراني هستيم. چه بخوايم، چه نخوايم الان نظام جمهوري اسلامي حاكمه.
ايا بهتر نيست تو قضاوتمون اينقدر از خود بيگانه نباشيم و هرچي متعلق به ايرانه رو مغرضانه نگاه كنيم و هرچي مال امريكاس به به و چه چه نثارش كنيم؟!
كمي بيشتر بينديشيم. ايران مال همه ماهاس.
|
ساختن آينده (يادداشت آقاي محمدي) | |
|
قبل از اينكه بحث اصليمو شروع كنم يه چيزي خوندم كه خيلي جالبه به نظرم.
دولت كويت چند روز پيش استعفا داد. اما دليلش خيلي شنيدنيه!
نمايندگان مجلس كويت فقط به اين خاطر كه دولت كويت به يه روحاني شيعه اجازه ورود به خاك اين كشور رو داده، طرح استيضاح دولت رو مطرح كردن! كاري به مسايل پشت پرده و راست و دروغ اين ماجرا ندارم. اتفاقا موضوع همين ظاهر مسئلس، چيزي كه توي رسانه ها و بين مردم مطرح مي شه. اما آيا امريكا و انگليس و كانادا عليه مجلس كويت_ كه فقط به خاطر اجازه ورود يك نفر مي خواد دولت رو استيضاح كنه_ ادعايي دارن كه حقوق بشر رعايت نشده؟! مسلما نه! چون كويت كه كاري به امريكا و انگليس نداره!! فقط سر ايران حرف دارن!!
بگذريم...
هفته گذشته خبر اعدام علي اشتري منتشر شد و اين فرد خيانتكار به سزاي اعمال ننگينش رسيد. جا دارد تا ضمن سپاس از كليه زحمتكشان وزارتخانه حساس اطلاعات، پيروزي ها ي اخير اطلاعاتي اين نهاد بر موساد و رسوايي هاي پيش آمده براي اسراييل را به پرسنل اين مجموعه تبريك گفت.
اما خبر اعدام اشتري مرا به ياد حسين موسويان و نتيجه پرونده اش انداخت! آيا تفاوت موسويان و اشتري، ريش تراشيده اشتري و محاسن بلند موسويان بود؟!
اشتري در حالي به جرم جاسوسي محاكمه و اعدام شد كه درست همزمان با دسگيري وي، رييس جمهور، وزير اطلاعات و وزير دادگستري از مجرم بودن موسويان به جرم جاسوسي عليه مسايل هسته اي خبر دادند. هرچند رييس جمهور و وزيرانش در چند نوبت از محرز بودن جاسوسي موسويان خبر دادند اما از واكنش هاي عجيب و سوال برانگيز جناح هاي مخالف دولت و بعضي مراكز قدرت و ثروت مشخص بود كه به سرانجام رساندن اين پرونده دشوارتر از آني خواهد بود كه به نظر مي رسد. در همان مقطع يك منبع آگاه در معاونت ضدجاسوسي وزارت اطلاعات قهرمان نيز در آن مقطع ضمن صحبت با بنده به شنود و ضبط مكالمات سوال برانگيز انجام شده بين موسويان_ از منزلش_ با وزارت خارجه انگليس اشاره كرد و متذكر شد كه نامبرده در ضمن اين مكالمات اطلاعات سري و فوق سري مختلفي را تحويل دوستان انگليسي اش داده است.
اما درست در بحبوبحه اين مسايل جناب موسويان در همايشي در كنار رفسنجاني ديده شد و مردم و صاحبنظران را شوكه كرد. اما نكته سوال برانگيز و عجيب ماجرا واكنش حضرات مدعي قانون گرايي بود. درحالي كه رييس جمهور كه طبق قانون اساسي بالاترين مقام امنيتي كشور و رييس شوراي عالي امنيت ملي محسوب مي شود و وزير اطلاعات _كه او نيز از اعضاي ارشد اين شوراست_ جرم موسويان عليه امنيت ملي و خيانت به كشور را احراز مي كنند، چطور آقايان با قدرت و لابي گري قانون را زيرپا مي گذارند و بعد رييس جمهور را به قانون گريزي متهم مي كنند؟! اگر موسويان بي گناه بود،چرا عليرغم درخواست رييس جمهور، دادگاه او علني برگزار نشد؟
آيا اگر اشتري هم در دولت رفسنجاني سفير بود، او را اعدام نمي كردند؟!
در غزه چه می گذرد؟
در پس پرده ی محاصره ی غزه چه نهفته است؟

هدف از کشتار وحشیانهی مردم و محاصرهی همه جانبهی غزهی مظلوم چیست؟ چه کسانی و چرا مردم غزه را تا این حد تحت فشار گذاشتهاند؟
به سه سال و نیم قبل برویم. هنگامیکه در جولای 2005 محمود احمدینژاد در عین ناباوری و بهت تمام صاحبنظران داخلی و خارجی به خصوص قلدران دنیا با انتخاب مردم و در روندی دموکراتیک - آنهم از نوع واقعی نه از نوع امریکایی!!!- به ریاست جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد!
سونامی در خاورمیانه رخ داد و پیشبینی شد امواجش همهی خاورمیانه را تحت تاثیر قرار دهد، اما هرگز کارشناسان فکر نمیکردند که قدرت این تحول آن قدر باشد که چندی بعد در انتخاباتی که با حضور همه جانبهی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی امریکا و اسراییل به عنوان ناظران بین المللی سازمان زورگویان جهان (بخوانید سازمان ملل!!) برگزار شد، حماس که با پیروی از خمینی کبیر، تنها راه مقابله با اسراییل را در مبارزه می ديد به پیروزی برسد. علیرغم حمایت مادی و معنوی کشورهای غربی از جناح رقیب حماس درست مثل انتخابات ریاست جمهوری خودمان که حتما یادتان هست که چند روز مانده به انتخابات، رادیو فردا چه طور از یه جنابی! تعریف می کرد!! این اتفاق افتاد و موجب شگفتی کارشناسان سیاسی از یک طرف و عصبانیت امریکا و اسراییل از طرف دیگر شد.
اما امریکا و غرب در مواجه با این دو دولت برخواسته از آرای مردم استراتژی یکسانی برگزید. بعد از استقرار دولت نهم، تعدادی از مقامات برجستهی سیاسی و اطلاعاتی امریکا به همراه بعضی از افراطیون شکست خورده در انتخابات یکصدا عنوان میکردند که اجازه نخواهند داد عمر دولت احمدی نژاد به شش ماه برسد!
از همان زمان اقدامات تخریبی علیه دولت نهم شروع شد و دشمنان و دوستان جاهل تلاش کردند تا به هر طریق که میتوانند به مردم فشار وارد کنند و گناه همهی مشکلات را به گردن دولت نو پا و گلاویز با مافیای آقای احمدی نژاد بیاندازند.
از گرانی عجیب و غریب مسکن تا قیمت گوجه و تخم مرغ! هدف از این کار القای ناکارآمدی دولت و از همه مهمتر پشیمان کردن مردم و تنبیه آنان به خاطر انتخابشان بوده است. پنج شنبه 27 دی ماه 86 آقای عطریانفر (همان رییس اسبق سازمان حفاطت و اطلاعات نیروی انتظامی) در سر مقاله ای در روزنامهی نفتی(!) مدعی دموکراسی و از طرفداران دموکراسی امریکایی کارگزاران وابسته به حضرت استوانه! با ناکارآمد خواندن آقای احمدی نژاد و دولتش، حسن انتخاب مردم را این دانست که مردم فهمیدند با تفکری مثل تفکر ایشان نمی توان کشور را اداره کرد!
بوش در صحبت هایش در دوبی خود را دوستدار مردم ایران معرفی و ادعا کرد مردم ایران لایق حکومت بهتری هستند! در حالیکه او خود خوب می داند بر خلاف امریکا که رییس جمهورش برخلاف خواست مردم و به طور مشکوک با رای قضات به قدرت رسیده است، در ایران مردم با رای قاطع خود رییس جمهورشان را انتخاب کرده اند و تقريبا هرسال با شركت در يك انتخابات رضايت خودشان از حكومت را اعلام مي كنند؛ هرچند با آراي خود، به گونه اي معني دار كاستي ها و مشكلات خود و كشور را به مسئولين گوشزد مي كنند.
بنابراین دشمنان این ملت از شدت عصبانیت از دست مردم ایران به علت انتخابشان در انتخابات ریاست جمهوری نهم که البته دنباله روهای ایرانیشان بارها و بارها این عصبانیت را بروز داده اند، در صدد تنبیه مردم و پشیمان کردن مردمند.
سایر اقدامات تخریبی، توطئه ها و تهمت ها نیز با همدلی و آمادگی همیشگی ملت و رهبری مقتدرانه و مدبرانه ی حضرت آيت الله خامنه ای یکی پس از دیگری به شکست انجامید.
اما غزه! در غزه هم امریکا و سایر دوستانش پس از انتخاب هنیه به نخست وزیری شیطنت های خود را شروع کردند و در اقدامی بیسابقه و خلاف موازین بین المللی و حتي ادعاهاي كركننده ي خودشان مبني بر احترام به دموكراسي، این دولت مشروع را به رسمیت نشناختند و کم کم سنگ اندازی در دولت حماس را تشدید کردند!
با تنگ شدن اوضاع بر رژیم جعلی صهیونیستی و شرايط نابسامان سياسي داخل اين رژيم نامشروع، درحاليكه خودشان بهتر از همه از مشكلات دورنيشان آگاهند و رییس این رژیم علنا می گوید که رژیم اشغالگر قدس از درون در حال فروپاشیست ـبلایی که می خواستن سر ما بیارن!!!ـ ، براي سرپوش گذاشتن بر اين معضلات، به محاصرهی همه جانبهی نوار غزه و در تنگنا قرار دادن مردم بی دفاع وبی گناه پرداختند تا بلکه آنها را نیز مثل ما(!!!) از انتخابشان پشیمان کنند.
متاسفانه اوضاع در غزه به شدت بحرانیست و آب و برق و گاز و هر چه را که میتوانستند قطع کردهاند؛ فقط به این جرم که مردم فلسطین دولت حماس را برگزیدند و به دوستان فلسطینی امریکا نه گفتند.
اوضاع فلسطین وخیمتر از آن است که بتوان از هزارن کیلومتر دورتر آن را درک کرد. قطعي مداوم برق و آب در اين منطقه _كه متراكم ترين نقطه جغرافيايي جهان از نظر جمعيت است_ واقعا اوضاي سختي را براي مردم تنهاي غزه رقم زده است. از اعراب هم كه نمي توان توقعي داشت! وقتي ملك عبدالله براي سلامتي بوش و پرز جام مي نوشد، چطور مي تواند مانع قتل عام مردمي شود كه سالهاست نگذاشته اند آب خوشي از گلوي سردمداران ظالم غربي پايين رود؟
سکوت تمامی مجامع بین ا لمللی هم امری عادیست و خیلی نباید به آن پرداخت. چون اگر غیر از این بود باید تعجب می کردیم!
شباهت عجیبیست؛ روند انتخاب دو دولت آقای احمدی نژاد و اسماعیل هنیه و نوع برخورد غرب با آنها!! مسلما نتیجه نیز مشابه خواهد بود و ان شاءلله در غزه نیز دشمنان اسلام به مطاعی نخواهند رسید.
جالب است!
اين هم پیشنهاد روزنامهی سعد حریری!
حماس کوتاه بیاید، مسألهی غزه حل میشود!
بشريت مديون دولت هاي قبل است!
یوم الله 22 بهمن
آیا فتنه گران ولایت پذیرترند؟!
آقای اطاعت! باور کنید مردم دیگر از شما اطاعت نمی کنند!
با آقای رحیمی چه کنیم؟
"اتقوا فتنه"... آیا تقوا پیشه کرده ایم؟؟!!
پاسخی به یک دروغ گوی کوچک!
چه كساني فتوشاپي هستند؟؟!!
مراجع سقوطی دیگر را تجربه کردند؟!
نقدي بر اظهارات اخير سیدی كه شاید خلباني را هم دوست دارد!!
طنين فرياد مرگ بر منافقين جديد در همايش بلاگرها در محكوميت اهانت ها به حضرت امام (رة)
سوالی از مراجع معظم...
این عمار (ع)؟!
همه جای ایران سرای من است...
حوادث مشكوك هوايي
