تبليغاتX
پرواز تا بی نهایت
.:: Your Adversing Here ::.

منم بودم بد و بيراه مي گفتم!!!

درود و سلام به حضرت روح الله(ره) كه مورخان را وادار كرد تاريخ را به گونه اي ديگر بنگارند.

در چند روز تعطيلات عيد غدير _عيدتون مبارك!!_ سفري به شهر تاريخ ساز خمين داشتم و چند روزي مهمون چندتا از دوستان خميني بودم. اين سفر كوتاه باعث شد بيشتر از قبل به علت هاي عصبانيت و كينه توزي هاي حضرات سازندگي و اصلاحات به دولت نهم و شخص احمدي نژاد پي ببرم و بهشون حق بدم حتي بيشتر از اين عليه دولت قيل و قال كنن!!

راستش محمد هاشمي يه جورايي حق داره بگه _هرچند دروغ_ در زمان دولت اخوي ايشان نه در تابستان برق قطع مي شد و نه در زمستان گاز! آره، اون زمان فقط تجريش و نياوران تهران، كيانپارس اهواز، ملاصدراي شيراز، دانشكده ي اروميه،... تو خونه هاشون گاز داشتن. يادمون نرفته مردم مولوي و شوش _كه آقاي كواكبيان اخيرا فتوي دادن كه اصلاح طلبا بايد برن ببينن مردم اونجا چي مي گن و چي مي خوان(خوبه بعد سي سال يادشون افتاده!!)_ تا همين چند سال پيش گاز نداشتن، اونم تو همين تهراني كه بعضي خونه هاش استخراي چند صد متر مربعي دارن!!، البته كوخ نشينا و روستاييا حساباي بانكي ميليوني و مناصب خاص و رفت و آمد با آقازاده ها كه ندارن! بي خيالشون! فقط اگه يه روز جنگ شد بهشون مي گيم برن بجنگن! (تصادفا منزلي كه رفته بوديم تو خمين دوتا شهيد داده بودن)

اما امروز به لطف همت خود مردم، حتي تو روستاهاي دورافتاده ي خمين، در چند صد كيلومتري پايتخت، مردم از نعمت گاز برخوردار شدن.

خيلي لذت داره وقتي برف مياد بشيني كنار بخاري و تا ته زيادش كني و نسكافتو بخوريو و دي وي دي نگاه كني! اما اتفاقا خمين كه بوديم شب برف ميومد و ما هم تو يه خونه روستايي كنار بخاري گازي با هم گپ مي زديم!

 البته بنده در سفرهايي كه طي چند ماه اخير به خيلي از مناطق دورافتاده داشتم وضعيت كم و بيش مشابهي رو شاهد بودم. امروز ديگه همونقدر كه بالانشين هاي تهران و اصفهان و شيراز و ... حق و امكان استفاده از گاز رو دارند، مردم روستاي بالانج و باراندوز تو اروميه، شهر خشت تو بوشهر، هفتگل و شادگان تو خوزستان،  معمولان تو لرستان، و خيلي جاهاي ديگه هم اين امكان براشون فراهم شده. حداقل تو يكي از جنبه هاي ساده اما مهم زندگي مردم داره عدالت رعايت مي شه.

 هرچند تا محقق شدن عدالت راه بسيار دشوار و طولاني در پيش داريم، اما جز اينست كه قطره ها اقيانوس ها را مي سازند؟!

به اميد تحقق عدالت

هرچند مي دونم بعضي از دوستان با خوندن اين پست مي زنن جاده خاكي و الكي هي گاز مي دن!! تا گرد و خاك كنن!، _كه ازشون توقعي جز اين نيست!_ اما اميدوارم كمي منصف باشيم.

(بعد التحرير:روز جمعه 29 آذر تو راه برگشت تو اتوبان بابايي از سمت شرق به غرب يه پرايد بعد تصادف با يه سيلو به شدت با گارديل برخورد كرد. صحنه خیلی دلخراشی بود. پرایده داغون شد. خيلي از مردم (مثل ما) سريع ايستادن و به كمك مجروح حادثه كه حالشم وخيم بود رفتن. به كمك هم گارديل رو كه راننده رو تحت فشار گذاشته بود كنار زديم و سعي كرديم بدون حركت دادن راننده فشار رو از روش خارج كنيم. دو نفر داخل پرايد_كه هر لحظه امكان انفجارش بود_ شدن و با فشار پا سقف رو از راننده دور كردن. من و چند نفر هم از راننده هاي عبوري مي خواستيم بدون توقف حركت كنن و به جاي نگاه كردن به صحنه سريعتر رد بشن تا راه برا آمبولانس باز شه. خوشبختانه با اومدن آمبولانس و آتش نشاني مصدوم خارج شد و بردنش بيمارستان. واقعا از همكاري و احساس مسئوليت مردم لذت بردم. نمي دونم اگه تو كشوراي ديگه هم همچین اتفاقي برا كسي بيفته واكنش مردم اينجوريه يا اينكه كسي كاري نداره تا امبولانس بياد؟! همت و مسئوليت پذيري مردم واقعا تحسين برانگيز بود؛ كاش تو ساير مسايل مثل امر به معروف و نهي از منكر هم همچين احساس مسئوليتي نشون بدن.

البته اينم بگم كساييم بودن كه تو اين گير و دار بدون توجه به حال مصدوم درحال فيلمبرداري با موبايلشون بودن! هرچند تعدادشون كم بود!)

مشاهده ادامه مطلب منم بودم بد و بيراه مي گفتم!!!

گیرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل؟!

اين روزها اتفاقات مهمي در سطح جهان در حال وقوع است و هرروز شاهد اعترافات جديدي هستيم و احتمالا در آينده هم خواهيم بود.

مثل هميشه قبل از آغاز بحث اصليم يكي دو خبر كوتاه بگم و يا علي.

اولين مطلب درباره فرمايش اخير خانومه رايسه كه گفته اشغال عراق خطاي استراتژيك بوش بوده و از اينكه دولت بوش براساس اطلاعات  غلط به عراق حمله كرده اظهار تاسف فرمودن!! البته فقط اشتباهي صدهاهزار نفر رو به طور مستقيم و خدا مي دونه چند نفر دیگرو رو به طورغيرمستقيم فرستادن اون دنيا!!

نكته بعدي هم اعتراف یه امريكاييه ديگس كه اين روزا بدجور به اعتراف افتادن حيوونكيا!! نيكلاس برنز، معاون خانم رايس هم چند وقت پيش گفت كه امريكا به جاي ايران خود را منزوي كرده است! (قابل توجه دوستان ايراني مدعي انزواي ايران!!) باور كنين اين بابا نه از بچه هاي رجانيوزه!! نه از اعضاي بسيج! يه كارشناس ارشد سياسي امنيتي باتجربه امريكاييه كه براساس واقعيات موجود دنيا به اين حقيقت تلخ و ناگوار _البته براي امريكا و دوستان داخلي و خارجيش!!_ اعتراف كرده.

و اما...

روي سخنم فقط با شماست و بعضي از اصولگرايان مدعي! جناب مطهري!

آقاي مطهري! نماينده مجلس هشتم!

از اينكه به شما راي دادم واقعا شرمنده ام و از خداوند غفار طلب عفو مي كنم. اميدوارم ساير كساني هم كه به پيشنهاد حقير به شما راي دادند بنده را ببخشند.

 چند روز پيش نقل قولي از شما خواندم كه شگفت زده ام كرد. گفته بوديد انتظاراتتان از احمدي نژاد برآورده نشد!

مي شود توضيح دهيد انتظارات شما از احمدي نژاد چه بود كه برآورده نشد؟!

انتظارات شما كدام است كه وراي انتظارات رهبريست؟! چراكه رهبري دهها بار حمايت بارز خود را از كليات دولت _با انتقاد به بعضي اقدامات جزئي دولت_ اعلام فرموده اند.

آيا جز اين است كه شما بواسطه نام و نشان پدر بزرگوار خود _كه بي شك گردن همه ما ايرانيان حق دارد_ و بدون هيچ پشتوانه اي از عملكرد خودتان و با استفاده از نام رييس جمهور _عكس رييس جمهور در كنار عكس آقا در تبليغات انتخاباتي مجلس هشتم تحت عنوان جبهه متحد اصولگرايان را به ياد داريد؟!_ به خانه ملت راه يافتيد و امروز به فرزند خادم برخاسته از ملت پشت مي كنيد و او را لجوج مي خوانيد؟!

نكند خداي ناكرده در جنگ احزاب عليه دولت نهم _كه رهبري در ديدار با هيئت دولت متذكر شدند_ ناخواسته سرباز دشمناني شده باشيد كه دل خوني از پدر بزرگوارتان دارند؟

جناب مطهري! سخنان رهبري براي امريكا و اسراييل نيست! براي اعضاي مجاهدين و گروهك نهضت آزادي هم نيست! _هرچند ايشان هم مي توانند از رهنمودهاي رهبري استفاده كنند_. براي من و شماييست كه داعيه اصولگرايي و پيروي از امام (ره) و رهبري را داريم.

فكر مي كنم وقتي رهبري دولت نهم را دولت انقلاب و امام(ره) مي دانند معنايش برآورده شدن انتظارات است.

آن پيرسفر كرده چه زيبا فرمود:

"پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكتتان آسيبي نرسد."

اين هم سخن ولي فقيه:

"همه تان يادتان باشد، دولت را بايد نگه داشت. همه بايد رييس جمهور را مورد تكريم قرار بدهند و اين را همه يك اصل بدانند. اين كه افرادي بيايند و سعي شان اين باشد كه دولت را ناكارآمد جلوه دهند، اين خدمت به كشور نيست."

جناب مطهری! بسم الله!  

مشاهده ادامه مطلب گیرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل؟!

مطلب دزدی!!

امروز یه کم تنبل بازی در آوردم!!

به جای اینکه خودم چیزی بنویسم تحلیل جالب آقای محمدی، كارشناس برجسته مسايل سياسي رو با اجازشون گذاشتم. نوشته ايشون واقعا پر محتواس، حيفم اومد شما نخونين. البته درك هر چه بهتر اين مطلب مستلزم اطلاع از مسايل روز ايران و جهان و كمي تخصصي است. اميدوارم استفاده كنين.

اما قبل از اينكه اين مطلب رو بخونين يه چيزي بگم و زحمتو كم كنم. ديروز آقاي بوش رسما اعتراف كرد كه اطلاعاتي كه به خاطرش به عراق حمله كرد و صدهاهزار غيرنظامي رو به كشتن داد، نادرست بوده! جنگي كه ميليون ها نفر رو چه در امريكا و چه در كشورهاي ديگر به بدبختي كشوند. كاري به تحليل اين موضوع_كه ميشه روزها در موردش بحث و صحبت كرد_ ندارم. همون طور كه آقاي سيمون هرش، خبرنگار معروف امريكايي گفت، اين حرف ديگه فايده اي نداره و فقط به درد كتاباي تاريخي و مورخا مي خوره.

اما حرفم اينه كه بعضي از ايراني هاي عزيز كه دايما به جمهوري اسلامي گير مي دن و هر چي بشه يه ايرادي مي گيرن، در مقابل اين حرف آقاي بوش چي مي گن؟؟!!

اگر يه مسئول ايراني همچين حرفي مي زد تو اين سايتا چه غوغاها كه براه نمينداختن!!

دوستان!! ما همه ايراني هستيم. چه بخوايم، چه نخوايم الان نظام جمهوري اسلامي حاكمه.

ايا بهتر نيست تو قضاوتمون اينقدر از خود بيگانه نباشيم و هرچي متعلق به ايرانه رو مغرضانه نگاه كنيم و هرچي مال امريكاس به به و چه چه نثارش كنيم؟!

كمي بيشتر بينديشيم. ايران مال همه ماهاس.

 

ساختن آينده (يادداشت آقاي محمدي)

آينده سياست دولت باراک اوباما درباره ايران چگونه خواهد بود؟ يک اشتباه رايج در پاسخ به سؤال هايى از اين دست اين است که تصور مى شود براى اين قبيل سؤال ها پاسخ هايى معين و از پيش تعيين شده وجود دارد که فقط بايد آنها را «کشف» کرد. واقعيت هاى تجربه شده در تاريخ روابط بين الملل خصوصا تاريخ دشمنى غرب با ايران اسلامى در 30 سال گذشته، نشان مى دهد که چنين قطعيتى در کار نيست و غرب در مورد ايران همواره سياستى سيال و به روز شونده را دنبال کرده است که ولو در سطح استراتژيک بر اصول ثابتى مبتنى باشد به لحاظ تاکتيکى دائما متحول شده و خود را با شرايط جديد تطبيق داده است. به همين دليل همواره مى توان درباره «سياست هاى ثابت» سخن گفت اما صحبت درباره «تصميم هاى ثابت» به لحاظ تحليلى بى احتياطى است. تصميم ها بر اساس شرايط اتخاذ خواهند شد  و شرايط -تا حدودي- قابل پيش بينى هست اما قابل پيش گويى نه. چند ماه آينده را از اين حيث که بالاخره «سياست» ها ى غرب در مورد ايران به چه «تصميم» هايى منجر خواهد شد، بايد دوره اى بسيار حساس دانست. اين دوره زماني، با ميزبانى چند پروژه به عنوان مرحله اى واسطه اى عمل خواهد کرد. اين مرحله واسط در بهار 1388 -دوماه مانده به انتخابات رياست جمهوري-  به پايان مى رسد و غرب بسته به اينکه پروژه هاى اجرا شده دراين مرحله به چه نتايجى رسيده باشد، تصميم هاى متفاوتى خواهد گرفت. به طور بسيار خلاصه رئوس پروژه هايى که انتظار مى رود در اين مرحله در دستور کار قرار بگيرد -و اجراى برخى از آنها از هم اکنون شروع شده-  چنين است: 1- تلاش براى ايجاد فشار اقتصادى شديد به ايران از راه هرچه پايين تر نگه داشتن قيمت نفت و اعمال تحريم هاى همزمان با آن. 2- به اعتبار آنچه در مرحله 1 اتفاق مى افتند تبليغات و گفتمان سازى وسيع براى دروغگو، بى اعتبار و فشل نشان دادن دولت و مايوس کردن مردم از آن 3- بزرگنمايى اختلافات داخلى و تلاش براى تشديد هر چه بيشتر آنها با تمرکز بر نقاط ضعف گروه ها و شخصيت هاى سياسى 4- متحد کردن همه مخالفان دولت و نشاندن تقسيم بندى موافق دولت- مخالف دولت به جاى تقسيم بندى اصولگرا- اصلاح طلب 5- شبکه سازى از خرده جنبش هاى اجتماعى و زمينه سازى براى ناآرامى در شرايط ناگوار اقتصادى 6- پررنگ کردن تهديد نظامى و امنيتى از بيرون و بحرانى و روبه سقوط نشان دادن فضاى آينده کشور و نهايتا 7- معرفى کردن برخى اصلاح طلبان به عنوان منجى يا به عبارت ديگر گذاشتن کليد قفل همه بن بست ها در جيب آنها. حجم انبوهى از اظهار نظر هاى پى در پى از جانب منابع غربى -خصوصا نزديکان اوباما- وجود دارد که تاکيد مى کنند براى تصميم گيرى نهايى در مورد ايران بايد منتظر «سال آينده» ماند و از همين اشارت ها مى توان فهميد که آنها به نتيجه دادن پروژه هاى خود اميد بسته اند. در صورتى که اين پروژه ها موفق شود (يک شرط اساسى براى موفق شدن در مرحله واسط اين است که برخى اصولگرايان با تخريب بى امان دولت و چراغ سبز نشان دادن به  غريبه ها به بازى در زمين طراحى شده دشمن ادامه دهند.) غرب اميد خود را به تسليم ايران باز خواهد يافت و همه همت خود را براى در آوردن نتيجه مطلوب از صندوق هاى راى در 22 خرداد 88 به کار خواهد بست و متقابلا فقط در شرايطى که اين پروژه ها عقيم مانده باشد غرب خود را براى فراتر رفتن از سطح عمل تاکتيکى و اعمال يک بازنگرى استراتژيک در رفتار خود در مقابل ايران که لزوما با پذيرش آن به عنوان يک قدرت بلامنازع منطقه اى توام خواهد بود، آماده خواهد کرد. همه چيز به خود ما و نوع بازى که انجام خواهيم داد بستگى دارد. صحنه چند ماه آينده ممکن است از حيث جزئيات پيچيده باشد اما خطوط اصلى سازنده آن به هيچ وجه مبهم نيست. همه چيز در همين يک جمله خلاصه مى شود: «راهى که ايران مى رود نبايد ادامه پيداکند». اين يک برنامه است نه يک آرزو. برنامه اى که با کمال تاسف بايد گفت برخى بازوهاى اجرايى آن همين دور و برها در نزديکى ما مشغول کارند. پيش بينى سياست اوباما درباره ايران آسان است. اگرچه بعد از قطعى شدن گزينه هاى او براى چند پست کليدى امنيت ملى و سياست خارجى درون کابينه برخى تحليلگران به درستى از فاصله گرفتن او با شعارهاى انتخاباتى اش خبر داده اند اما بعيد بنظر مى رسد اتفاق اساسى در حال وقوع باشد. همانطور که دنيس راس اخيرا گفته اوباما در پى آن است که هزينه گزاف عدم تغيير در رفتار را به رهبران ايران نشان دهد و براى اين منظور به نيروهاى ميانه رو در ايران اميد فراوانى بسته است. اين آنها هستند که بايد اين پروژه را به سرانجام برسانند. فشار خارجى در قياس با ماموريتى که نيروهاى داخلى در اعتبارزدايى از دولت و نااميد کردن مردم از آن بر عهده دارند فقط يک عامل کمکى است. همه آنچه امروز اصلاح طلبان درباره ضرورت نجات کشور مى گويند دقيقا ادامه پروژه اى است که استراتژيست هاى امنيتى غرب با مضمون پشيمان کردن مردم از مسير حرکت کشور طراحى کرده اند. بلي، مسير کشور تغيير کرده است. ديگر دزدها به راحتى دزدى نمى کنند، منابع کشور صرف مردم مى شود، ويژه خوارى سخت شده است، از بدنه دستگاه اجرايى کشور کار کشيده مى شود، مردم بر گروه هاى سياسى مقدمند، مولفه هاى اقتدار امنيتى و تکنولوژيک کشور رشدى شتابان دارد، پروژه هاى منطقه اى دشمن يکى يکى نقش برآب مى شود، کشور در آستانه اصلاحات اقتصادى اساسى و خلاص شدن از نتايج اجراى دو دهه اى سياستگذارى هاى وارداتى است و مهم تر از همه حرف رهبرى در دستگاه اجرايى کشور زمين نمى ماند. اينها چيزهايى نيست که غرب از آنها دل خوش داشته باشد. براى متوقف کردن اين مسير هم راهى ندارد جز اينکه با تحريک «خودخواهى ها» و «قدرت طلبى ها» لشکرى عظيم از منتقدان تندخو و بداخلاق وضع فعلى بوجود بياورد که همه چيز را سياه مى بينند و مى نمايانند تا بالاخره به زعم خودش «مشکل را از داخل حل کند». تا حدود 6 ماه پيش رصد فضاى تحليلى و خبرى در غرب نشان مى داد که دشمنان ايران از به نتيجه رسيدن دشمنى هاى خود نااميد شده اند و به دنبال راهى براى زندگى با ايران قدرتمند و عادت کردن به اقتضائات آن مى گردند. کار حتى به جايى رسيد که باراک اوباما و مشاورانش به صراحت اعلام کردند ايران «اولويت» برنامه سياست خارجى و امنيت ملى آنها نخواهد بود و مشخصا قصد دارند بر پروژه هاى «افغانستان» و «بحران مالى بين المللي» متمرکز شوند. امروز اما تحت تاثير آدرس هاى غلطى که از درون جامعه سياسى کشور به بيرون مى رود بويژه تلاش روزانه اصلاح طلبان براى «شکننده نشان دادن» وضعيت دولت و رفتارهاى نامعقول برخى اصولگرايان در همراهى با آنها، نغمه اى ازجانب اسراييلى ها ساز شده است که بايد ايران را به اولويت برنامه هاى اوباما بازگرداند چرا که «شرايط داخلى نشان مى دهد امکان غلبه بر آن وجود دارد». اگر روزى دوباره منازعه اى دربگيرد اول از همه کسانى مقصرند که دشمن نااميد و آماده امتياز دادن را، اميدوار کردند و به ورطه رويارويى کشاندند. برخى متخصصان آينده پژوهى مى گويند بهترين راه پيش بينى پذير کردن آينده ساختن آن است. نيروهاى مومن به انقلاب و مدافع آن بايد بدانند که امروز در آستانه آزمونى تاريخى قرار دارند. فقط اگر خود رااز ميانه بردارند و به چراغ راهنماى هميشه فروزان انقلاب بنگرند خواهند فهميد که راه صحيح براى ساختن آينده چيست. اينکه ظرف چند ماه آينده چه اتفاقى خواهد افتاد هنوز معلوم نيست. يک چيز اما مسلم است: جز از جانب خود از جاى ديگرى آسيب نخواهيم ديد. مهدى محمدي

 

 

 

 

مشاهده ادامه مطلب مطلب دزدی!!

آیا موسویان هم اعدام می شود؟!

قبل از اينكه بحث اصليمو شروع كنم يه چيزي خوندم كه خيلي جالبه به نظرم.

 دولت كويت چند روز پيش استعفا داد. اما دليلش خيلي شنيدنيه!

نمايندگان مجلس كويت فقط به اين خاطر كه دولت كويت به يه روحاني شيعه اجازه ورود به خاك اين كشور رو داده، طرح استيضاح دولت رو مطرح كردن! كاري به مسايل پشت پرده و راست و دروغ اين ماجرا ندارم. اتفاقا موضوع همين ظاهر مسئلس، چيزي كه توي رسانه ها و بين مردم مطرح مي شه. اما آيا امريكا و انگليس و كانادا عليه مجلس كويت_ كه فقط به خاطر اجازه ورود يك نفر مي خواد دولت رو استيضاح كنه_ ادعايي دارن كه حقوق بشر رعايت نشده؟! مسلما نه! چون كويت كه كاري به امريكا و انگليس نداره!! فقط سر ايران حرف دارن!!

بگذريم...

هفته گذشته خبر اعدام علي اشتري منتشر شد و اين فرد خيانتكار به سزاي اعمال ننگينش رسيد. جا دارد تا ضمن سپاس از كليه زحمتكشان وزارتخانه حساس اطلاعات، پيروزي ها ي اخير اطلاعاتي اين نهاد بر موساد و رسوايي هاي پيش آمده براي اسراييل را به پرسنل اين مجموعه تبريك گفت.

 اما خبر اعدام اشتري مرا به ياد حسين موسويان و نتيجه پرونده اش انداخت! آيا تفاوت موسويان و اشتري، ريش تراشيده اشتري و محاسن بلند موسويان بود؟!

اشتري در حالي به جرم جاسوسي محاكمه و اعدام شد كه درست همزمان با دسگيري وي، رييس جمهور، وزير اطلاعات و وزير دادگستري از مجرم بودن موسويان به جرم جاسوسي عليه مسايل هسته اي خبر دادند. هرچند رييس جمهور و وزيرانش در چند نوبت از محرز بودن جاسوسي موسويان خبر دادند اما از واكنش هاي عجيب و سوال برانگيز جناح هاي مخالف دولت و بعضي مراكز قدرت و ثروت مشخص بود كه به سرانجام رساندن اين پرونده دشوارتر از آني خواهد بود كه به نظر مي رسد. در همان مقطع يك منبع آگاه در معاونت ضدجاسوسي وزارت اطلاعات قهرمان نيز در آن مقطع ضمن صحبت با بنده به شنود و ضبط مكالمات سوال برانگيز انجام شده بين موسويان_ از منزلش_ با وزارت خارجه انگليس اشاره كرد و متذكر شد كه نامبرده در ضمن اين مكالمات اطلاعات سري و فوق سري مختلفي را تحويل دوستان انگليسي اش داده است.

اما درست در بحبوبحه اين مسايل جناب موسويان در همايشي در كنار رفسنجاني ديده شد و مردم و صاحبنظران را شوكه كرد. اما نكته سوال برانگيز و عجيب ماجرا واكنش حضرات مدعي قانون گرايي بود. درحالي كه رييس جمهور كه طبق قانون اساسي بالاترين مقام امنيتي كشور و رييس شوراي عالي امنيت ملي محسوب مي شود و وزير اطلاعات _كه او نيز از اعضاي ارشد اين شوراست_ جرم موسويان عليه امنيت ملي و خيانت به كشور را احراز مي كنند، چطور آقايان با قدرت و لابي گري قانون را زيرپا مي گذارند و بعد رييس جمهور را به قانون گريزي متهم مي كنند؟! اگر موسويان بي گناه بود،چرا عليرغم درخواست رييس جمهور، دادگاه او علني برگزار نشد؟

آيا اگر اشتري هم در دولت رفسنجاني سفير بود، او را اعدام نمي كردند؟!

مشاهده ادامه مطلب آیا موسویان هم اعدام می شود؟!

این مردم باید تنبیه شوند!!

در غزه چه می گذرد؟

در پس پرده ی محاصره ی غزه چه نهفته است؟

هدف از کشتار وحشیانه‌ی مردم و محاصره‌ی همه جانبه‌ی غزهی مظلوم چیست؟ چه کسانی و چرا مردم غزه را تا این حد تحت فشار گذاشته‌اند؟

 به سه سال و نیم قبل برویم. هنگامیکه در جولای 2005 محمود احمدینژاد در عین ناباوری و بهت تمام صاحب‌نظران داخلی و خارجی به خصوص قلدران دنیا با انتخاب مردم و در روندی دموکراتیک - آن‌هم از نوع واقعی نه از نوع امریکایی!!!- به ریاست جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد!

سونامی در خاورمیانه رخ داد و پیش‌بینی شد امواجش همه‌ی خاورمیانه را تحت تاثیر قرار دهد، اما هرگز کارشناسان فکر نمی‌کردند که قدرت این تحول آن قدر باشد که چندی بعد در انتخاباتی که با حضور همه جانبه‌ی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی امریکا و اسراییل به عنوان ناظران بین المللی سازمان زورگویان جهان (بخوانید سازمان ملل!!) برگزار شد، حماس که با پیروی از خمینی کبیر، تنها راه مقابله با اسراییل را در مبارزه می ديد به پیروزی برسد. علیرغم حمایت مادی و معنوی کشورهای غربی از جناح رقیب حماس درست مثل انتخابات ریاست جمهوری خودمان که حتما یادتان هست که چند روز مانده به انتخابات، رادیو فردا چه طور از یه جنابی! تعریف می کرد!! این اتفاق افتاد و موجب شگفتی کارشناسان سیاسی از یک طرف  و عصبانیت امریکا و اسراییل از طرف دیگر شد.

اما امریکا و غرب در مواجه با این دو دولت برخواسته از آرای مردم استراتژی یکسانی برگزید. بعد از استقرار دولت نهم، تعدادی از مقامات برجسته‌ی سیاسی و اطلاعاتی امریکا به همراه بعضی از افراطیون شکست خورده در انتخابات یکصدا عنوان می‌کردند که اجازه نخواهند داد عمر دولت احمدی نژاد به شش ماه برسد!

از همان زمان اقدامات تخریبی علیه دولت نهم شروع شد و دشمنان و دوستان جاهل تلاش کردند تا به هر طریق که می‌توانند به مردم فشار وارد کنند و گناه همه‌ی مشکلات را به گردن دولت نو پا و گلاویز با مافیای آقای احمدی نژاد بیاندازند.

از گرانی عجیب و غریب مسکن تا قیمت گوجه و تخم مرغ! هدف از این کار القای ناکارآمدی دولت و از همه مهمتر پشیمان کردن مردم و تنبیه آنان به خاطر انتخابشان بوده است. پنج شنبه 27 دی ماه 86 آقای عطریانفر (همان رییس اسبق سازمان حفاطت و اطلاعات نیروی انتظامی) در سر مقاله ای در روزنامه‌ی نفتی(!) مدعی دموکراسی و از طرفداران دموکراسی امریکایی کارگزاران وابسته به حضرت استوانه!  با ناکارآمد خواندن آقای احمدی نژاد و دولتش، حسن انتخاب مردم را این دانست که مردم فهمیدند با تفکری مثل تفکر ایشان نمی توان کشور را اداره کرد! 

بوش در صحبت هایش در دوبی خود را دوستدار مردم ایران معرفی  و ادعا کرد مردم ایران لایق حکومت بهتری هستند! در حالیکه او خود خوب می داند بر خلاف امریکا که رییس جمهورش برخلاف خواست مردم و به طور مشکوک با رای قضات به قدرت رسیده است، در ایران مردم با رای قاطع خود رییس جمهورشان را انتخاب کرده اند و تقريبا هرسال با شركت در يك انتخابات رضايت خودشان از حكومت را اعلام مي كنند؛ هرچند با آراي خود، به گونه اي معني دار كاستي ها و مشكلات خود و كشور را به مسئولين گوشزد مي كنند.   

بنابراین دشمنان این ملت از شدت عصبانیت از دست مردم ایران به علت انتخابشان در انتخابات ریاست جمهوری نهم که البته دنباله روهای ایرانیشان بارها و بارها این عصبانیت را بروز داده اند، در صدد تنبیه مردم و پشیمان کردن مردمند.

سایر اقدامات تخریبی، توطئه ها و تهمت ها نیز با همدلی و آمادگی همیشگی ملت و رهبری مقتدرانه و مدبرانه ی حضرت آيت الله خامنه ای یکی پس از دیگری به شکست انجامید. 

 

اما غزه! در غزه هم امریکا و سایر دوستانش پس از انتخاب هنیه به نخست وزیری شیطنت های خود را شروع کردند و در اقدامی بی‌سابقه و خلاف موازین بین المللی و حتي ادعاهاي كركننده ي خودشان مبني بر احترام به دموكراسي، این دولت مشروع را به رسمیت نشناختند و کم کم سنگ اندازی در دولت حماس را تشدید کردند!

با تنگ شدن اوضاع بر رژیم جعلی صهیونیستی و شرايط نابسامان سياسي داخل اين رژيم نامشروع، درحاليكه خودشان بهتر از همه از مشكلات دورنيشان آگاهند و رییس این رژیم علنا می گوید که رژیم اشغالگر قدس از درون در حال فروپاشیست ـبلایی که می خواستن سر ما بیارن!!!ـ ، براي سرپوش گذاشتن بر اين معضلات، به محاصره‌ی همه جانبه‌ی نوار غزه و در تنگنا قرار دادن مردم بی دفاع وبی گناه پرداختند تا بلکه آن‌ها را نیز مثل ما(!!!) از انتخابشان پشیمان کنند.

متاسفانه اوضاع در غزه به شدت بحرانیست و آب و برق و گاز و هر چه را که می‌توانستند قطع کرده‌اند؛ فقط به این جرم که مردم فلسطین دولت حماس را برگزیدند و به دوستان فلسطینی امریکا نه گفتند.

اوضاع فلسطین وخیم‌تر از آن است که بتوان از هزارن کیلومتر دورتر آن را درک کرد. قطعي مداوم برق و آب در اين منطقه _كه متراكم ترين نقطه جغرافيايي جهان از نظر جمعيت است_ واقعا اوضاي سختي را براي مردم تنهاي غزه رقم زده است. از اعراب هم كه نمي توان توقعي داشت! وقتي ملك عبدالله براي سلامتي بوش و پرز جام مي نوشد، چطور مي تواند مانع قتل عام مردمي شود كه سالهاست نگذاشته اند آب خوشي از گلوي سردمداران ظالم غربي پايين رود؟

سکوت تمامی مجامع بین ا لمللی هم امری عادیست و خیلی نباید به آن پرداخت. چون اگر غیر از این بود باید تعجب می کردیم!

شباهت عجیبیست؛ روند انتخاب دو دولت آقای احمدی نژاد و اسماعیل هنیه و نوع برخورد غرب با آن‌ها!! مسلما نتیجه نیز مشابه خواهد بود و ان شاءلله در غزه نیز دشمنان اسلام به مطاعی نخواهند رسید.

جالب است!

اين هم پیشنهاد روزنامه‌ی سعد حریری!

حماس کوتاه بیاید، مسألهی غزه حل میشود!

 

مشاهده ادامه مطلب این مردم باید تنبیه شوند!!