تبليغاتX
پرواز تا بی نهایت

پرواز تا بی نهایت

اللهم عجل لولیک الفرج

و این بار صداقت از نوع همشهری!

پيش نوشت: به واسطه علاقه و حساسيتي که به رسانه و حواشي آن دارم، متاسفانه يا خوشبختانه اين بار هم مانند چند مطلب اخيرم مجبور شدم سري به يکي از مطبوعات بزنم، هرچند علاقه غالبم اين موضوع نيست.


متاسفانه فضای رسانه ای کشور ما، همگام با فضای رسانه ای بین المللی ـ البته با شدت و حدت کمتر ـ اسیر دست گروه های زیاده طلب و تمامیت خواه و البته مغلوب نگاه ماکیاولیستی است. سانسور و عدم اطلاع رسانی حقایق و بعضا وارونه نمایی مسایل، پررنگ کردن سوژه هاي کم اهميت مردم و کم رنگ کردن سوژه هاي پراهميت جامعه، جابجايي اولويت ها و عدم توجه جدي به دغدغه هاي مردم و رهبري و اصول انقلابي مورد اشاره حضرت امام (ره)، و مواردي از اين دست متاسفانه در عرصه رسانه اي کشور مشهود است. حتي رسانه به اصطلاح ملي هم از اين مشکلات مستثني نيست. البته انتقاد براي پيشبرد و توفيق هر جريان و حرکتي نه فقط مفيد، بلکه امري ضروري و غيرقابل اجتناب است. اما تخريب، شايعه پراکني و تلاش براي تغيير نظر مردم و انحراف افکار عمومي قطعا جدا از انتقاد است. نکته متحيرکننده اين ماجرا اينجاست که کساني که در زمان مسئوليت خودشان اجازه کوچکترين و مختصرترين انتقاد ولو اقتصادي يا فرهنگي _ نه سياسي!_ را نمي دانند و هر صداي مخالف _ نه معاند_ را در حلقوم خفه مي کردند و مخالفين خود را تحت شديدترين حملات و تهمت ها قرار مي دادند، امروز منادي آزادي بيان! و لزوم انتقاد رسانه ها و مطبوعات از مديريت اجرايي کشور شده اند!! و البته جالب تر اينکه همين حضرات، هنوز هم کوچکترين انتقاد از خود را بر نمي تابند! ولو براي حفظ ظاهر و عمل به ادعاي خودشان براي بازکردن فضاي انتقاد! همين هفته پيش بود که دروغگوي بزرگ مدعي آزادي بيان، حتي در عمل به اين ادعاي ساده اش هم ناتوان ماند و در ادامه شکايت از رسانه ها، از يک روزنامه شکايت کرد!!!! و البته صدايي از مدعيان طرفدار انتقاد در حمايت از روزنامه متهم شنيده نشد!

اين هم قسمت هايي از بيانات امام خامنه اي – که الحمدلله امروز همه افراد از چپ و راست، از خاتمي و محتشمي پور گرفته تا امثال ري شهري و قاليباف و علي مطهري و جناب ‌آقاي دکتر علي لاريجاني، رياست محترم مجلس شوراي اسلامي، در لزوم تبعيت از ايشان و پيروي از منويات رهبري سخنراني ها و موضع گيري ها و نامه نگاري هاي متعددي کرده و مي کنند _ نسبت به انتقاد در ديدار با هيئت دولت در سال 87:

"به انتقادها هم توجه كنيد؛ البته بعد هم عرض خواهم كرد. انتقاد با تخريب فرق دارد. متأسفانه خيليها تخريب ميكنند، ولى اسمش را ميگذارند انتقاد. آن جايى كه واقعاً انتقاد است و كسانى با نظر خيرخواهانه، نقاط مثبتِ كارى را توجه ميكنند و نقاط اشكالش را هم ذكر ميكنند، اينها را با سعه‏ى صدر گوش بدهيد؛ نه اين كه همه جا قبول كنيد - چون ممكن است آن منتقد اشتباه كرده باشد - اما گوش كنيد تا آن جائى كه واقعاً درست است از شما فوت نشود....

يك مسئله هم - كه مسئله‏ى آخر باشد كه عرض ميكنيم - مسئله‏ى انتقاد و تخريب است. مرز انتقاد و تخريب چيست؟ تخريب بكنند و اسمش را بگذارند انتقاد؛ يا از ما انتقاد بشود و ما تلقىِ تخريب از آن داشته باشيم. خب، بايد مشخص بشود تخريب كدام است و انتقاد كدام است. معناى انتقاد آن ارزشيابىِ منصفانه‏اى است كه يك آدم كارشناس ميكند؛ نقادى همين است ديگر. وقتى شما طلا را ميبريد پيش يك زرگر كه نقادى كند، او ميگويد كه آقا! اين عيارش بيست است؛ يعنى عيار بيست را قبول ميكند؛ حالا از بيست و چهار عيار - كه طلاى خالص است - چهار عيار كم است. اين شد نقادى. البته زرگر هم هست و وسيله‏ى نقادى را هم دارد. اما اگر چنانچه طلا را برديد مثلاً پيش يك آهنگر و او يك نگاهى كرد و آن را انداخت و گفت: آقا! اينكه چيزى نيست! اين اسمش نقادى نيست. اولاً اصل طلا بودن اين، انكار شده. خب، بالاخره مرد حسابى! حالا عيار بيست و چهار ندارد، عيار بيست كه دارد؛ اين را قبول كن! ثانياً: شما كه اهل اين كار و آشناى اين كار نيستى!

آدم متأسفانه مى‏بيند چيزهايى كه به نام انتقاد از دولت و نقادى دولت، امروز گفته ميشود، شكل همين تخريب را دارد: يعنى انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگيها و كارهاى خوب، و درشت كردن و برجسته كردن ضعفها. خب بله، ضعف هست. هر دولتى بالاخره ضعف دارد؛ انسانها ضعف دارند ديگر؛ ضعفها را بگويند، قوّتها را بگويند. جمع‏بندىِ كار يك دولت، آن وقتى است كه ضعفها و قوّتها را منصفانه پهلوى همديگر قرار بدهند؛ آن وقت ميشود جمع‏بندى كرد. نه اينكه بيايند يكسره بنا كنند به بدگويى كردن و انكار كردن همه‏ى خصوصيات. بنده سه‏تا نقطه‏ى اصلى را - حالا بيش از اين نقاط وجود دارد - در اول عرايضم گفتم. خب اين سه چيز را بگويند - آنچه كه در زمينه‏ى روحيه‏ى دولت و گفتمان اساسىِ دولت هست، آنچه در زمينه‏ى نوع عملكرد دولت هست، آنى كه در زمينه‏ى خلقيات دولتىِ مجموعه‏ى دست‏اندركار هست - بعد بگويند بله، آنجا هم فلان كار ضعف دارد؛ اين اشكالى ندارد. اين را با گوش جان بايستى شنيد و پذيرفت. اما اينها نبايد با بى‏ملاحظه‏گى، نديده گرفتن و بى‏اعتنايى كردن و حتّى بعضى از نقاط قوّت را به عنوان نقطه‏ى ضعف معرفى كردن، همراه باشد.....

.... انتقاد خوب است، تخريب بد است؛ انتقاد خدمت است، تخريب خيانت است؛ نه خيانت به دولت، بلكه خيانت به نظام و خيانت به كشور است. نبايد تخريب بكنند، انتقاد بكنند."

ايشان در ديدار مسئولان و کارگزاران حج هم در 15 ابان ماه همان سال در صحبت هايي انذار گونه فرمودند:

"وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام كردنمان، مراقب تبليغاتمان. اين فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى‏ به خاطر اغراض، اينها چيزهائى نيست كه خداى متعال از اينها به‏آسانى بگذرد."

و اما روزنامه همشهري ارگان رسمي تبليغاتي شهردار ولايتمدار تهران! که هر از چندي در لزوم پيروي از رهبري و مدح و ستايش ولايت فقيه و مذمت کساني که از رهبري تبعيت ندارند سخنراني مي کند، و همواره گريزي هم به لزوم اخلاق گرايي در سياست مي زند! امروز در حالي تيتر يک خود را به انتقاد از دولت و انداختن تقصير ترافيک بر گردن دولت اختصاص داد، که بامداد امروز در ادامه ريزش هاي خيابان هاي تهران، قسمت شمال ميدان منيريه دچار نشستي وحشتناک شد و حفره اي عظيم در اين خيابان ايجاد گرديد. معلوم نيست اگر اين اتفاق در ساعات پرتردد رخ مي داد چه فاجعه به بار مي آمد؟! اما معلوم است که اين بار هم به مانند نشست هاي قبلي خيابان هاي تهران، رسانه ها به دستور همان قدرت بزرگ _ منظورم شخص نيست!، مجموعه باني فساد رسانه ايست _ از انعکاس رسانه اي اين حادثه خودداري خواهند کرد، همانطور که در موارد مشابه قبلي چنين کردند و در صورتي که معدود رسانه هاي مردمي و عدالت طلب هم به چنين موضوعاتي بپردازند، از جانب شخص سردار شهردار خلبان دکتر قاليباف و افراد وابسته به وي به بزرگنمايي متهم مي شوند! البته درباره صداقت اخلاق گرایان دوستدار آقای شهردار در همشهری جوان قبلا مطلبی با عنوان "تنها شباهت همشهری جوان با مجله تایم!" نوشته ام که می توانید در اینجا بخوانید.

این گوی و این میدان! خواهیم دید روزنامه هایی که در صورت بروز چنین حوادثی در زیر مجموعه های دولت تا چند روز در صفحه اول خود از آن می نویسند نسبت به این حادثه چه واکنشی خواهند داشت!

مورد ديگر نحوه انعکاس اخلاق مدارانه تشييع باشکوه پيکر مطهر تعدادي از شهداي گلگون دفاع مقدس، در ميان حزن و اندوه مردم بيشمار ولايتمدار تهران و مقايسه روزنامه هاي وابسته به شهردار ولايتمدار با روزنامه هاي انقلابي و مردمي است. مردم تهران پس از پايان نماز جمعه ديروز با حال و هوايي خاص و معنوي با فرزندان پاک خود وداع و درد دل هاي خود را با اشک و ناله با عزيزانشان مطرح کردند. همانطور که پيش بيني مي شد رييس جمهور که پيوندي عميق _ و نه شعاري و براي سخنراني! _ با شهدا دارد، روز گذشته در اين مراسم حضور يافت و در حاليکه با استقبال و شعارهاي محکم امت حزب الله و به خصوص جوانان مواجه شده بود، همچون ده ها هزار تهراني عاشق، اشک هاي خود را پيشکش قدوم شهدا نمود. روزنامه هاي وطن امروز و کيهان به عنوان جدي ترين روزنامه هاي حامي رييس جمهور و روزنامه ايران به عنوان ارگان رسمي دولت، با چاپ عکس هايي از انبوه جمعيت مشتاق، در اقدامي قابل تقدير از جنبه اخلاقي _ و البته از نظر رسانه اي و سياست بازي غيرحرفه اي!!!_ هيچ عکسي از حضور رييس جمهور چاپ نکردند و فقط به چاپ عکس هاي حضور پرشور مردم بسنده کردند.

اما روزنامه هاي همشهري و تهران امروز _ دو روزنامه اي که مستقيما زير نظر شخص شهردار اداره مي شوند_ به توصيه هاي اخلاق مدارانه سردار شهردار خلبان دکتر قاليباف، جامه عمل پوشانده و به جاي چاپ عکس انبوه مردم ارادتمند به شهدا، در صفحه اول عکس هايي کلوزآپ و بسته از تابوت شهدا چاپ کرده اند _ مانند عکس هايي که از سفرهاي استاني رييس جمهور منتشر مي کنند!_ و ظاهرا علاقه اي به پوشش حضور گسترده مردم تهران در اين مراسم نداشته اند. روزنامه همشهري که در تبلور اخلاق مداري پا را از اين هم فراتر گذاشته و در پايين صفحه اول عکسي جالب از حضور قاليباف در اين مراسم چاپ کرده که خود گوياي همه چيز است! عکسي که مشحص نيست چرا باز هم نشان دهنده تعدادي کم از مردم و نقطه اي خلوت است؟! و البته چگونگي استقبال مردم از شهردار ولايتمدار را هم به خوبي نشان مي دهد!

عکس هاس منتشر شده توسط اين دو روزنامه در حالي ظاهرا خلوتي مراسم را نشان مي دهد که بنده چند بار نزديک بود در اثر فشار جمعيت زير تريلي کشيده شوم!

دوستاني که احتمالا با مسخره کردن حرف هاي بنده احتمالا به حمايت از روزنامه فوق مي پردازند، ولايت مداري و سخنراني هاي پياپي شهردار از شخص رهبري و ولايت فقيه را فراموش نکنند! که اگر چنين نبود، لزومي به نگارش اين مطلب نبود!

پی نوشت:

همانطور که پیش بینی می شد روزنامه تهران امروز از انتشار این حادثه خودداری کرد اما روزنامه همشهری در اقدامی جالب که فقط از امثالهم بر می آید با فرار به جلو از موضع طلبکار این حادثه را هم به گردن دولت انداخت!! درود به این همه صداقت!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 15:26  توسط خلبان سیاسی  | 

و این بار حرف از سوتی احمدی نژاد!

قبل از موضوع اصلی:

هفته گذشته مملو از اخبار جالب بود. از اعتراف آمریکایی ها و صهیونیست ها به شکست در برابر سفر رییس جمهور به نیویورک گرفته تا ابراز نگرانی ترکیه از کنترل جمعیت و اظهارات اردوغان مبنی بر لزوم افزایش جمعیت و تشویق مردم برای بچه دار شدن! بگذریم. موضوعي که بهانه اي جديد براي انتقادات بچه گانه به رييس جمهور شد و امثال قاليباف هم بهانه اي تازه براي سخنراني پيدا کردند!!

و اما ...

در موبایل یکی از دوستان کلیپی دیدم با عنوان "سوتی احمدی نژاد"! با خودم گفتم بالاخره از احمدی نژاد هم سوتی گرفتند! البته با توجه به حجم فعالیت های بی نظیر دکتر و مراودات کنترل نشده ایشان با مردم در 5 سال گذشته، حواشي دولت قطعا خالي از سوژه هاي رسانه اي نبوده و نيست.

اما وقتي اين کليپ را ديدم (برای دیدن از اینجا دانلود کنید و حتما ببینید) بيش از پيش پي به مظلوميت دکتر و همت مضاعف! جريان اشرافيت و قدرت و ثروت براي تخريب و زير سوال بردن آرمان هاي انقلابی و مورد تایید مردم ايشان دارند. سوتي دکتر اين است که بر دست شخصي که دست او را مي بوسد، بوسه مي زند! البته بديهيست که تواضع و فروتني دکتر در برابر مردم _ که بسياري از مردم ايران در 5 سال گذشته خودشان اين مسئله را درک کرده اند_ و ايستادگي و مقاومت ايشان در برابر زياده خواهان و ديکتاتورمآبان، براي مستکبرين داخلي و خارجي که داخلي هايشان مملکت را ارث پدري خود مي دانند! غيرقابل تحمل باشد و براي زير سوال بردن اين آرمان بلند انقلابي، به سخيف ترين تخريب ها روي بياورند. به هرحال مردم در کنار مجموعه عظيم از نقاط قوت و برجستگي هاي دولت و شخص رييس جمهور، شيفته ساده زيستي، تواضع، فروتني و صدالبته احساس نوکري و خادمي ملت ايشان شده اند. و به همين علت است که شخصي ديگر در دور دوم رياست جمهوري اش عليرغم افزايش سه ميليون نفري واجدين شرايط راي، سه ميليون از آرائش کاسته مي شود، در حاليکه در آن زمان مخالفت ساده منتقدانه با رييس جمهور، مخالفت با پيامبر اکرم (ص) تلقي و به شدت محکوم مي شد، اما عليرغم شديدترين حملات و تخريب ها و توهين هاي مستقيم به رييس جمهور فعلي، به رغم ثابت ماندن واجدين شرايط* در انتخابات دهم نسبت به انتخابات نهم، راي ايشان با افزايشي بيش از هفت ميليوني مواجه مي شود!

و حضرت امام خميني (ره) چه ريزبينانه فرمودند:

"ميزان، راي ملت است".

*. در دور نهم رياست جمهوري سن راي دهندگان 15 سال بود، اما با اقدام سوال برانگيز مجلس، سن راي دهندگان به 18 سال افزايش پيدا کرد که اين امر منجر به ثابت ماندن واجدين شرايط راي در انتخابات دهم رياست جمهوري شد.

اين هم تعدادي عکس برای مقایسه حقایق:

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 13:31  توسط خلبان سیاسی  | 

و اينك گافي ديگر!!

قبل از پرداختن به بحث اصلي، به نظرم بايد از تبلور انزواي ايران! و عدم تاثيرگذاري مورد ادعاي رييس جمهور در نظم جهاني يادي كنم! امروز رييس جمهور براي ششمين بار عازم نيويورك شد تا بار ديگر كابوس سخنراني هاي ايشان و به هم ريختن برنامه ريزي هاي استكبار، به سراغ سران غربي بيايد. احمدي نژاد با تبلور كامل انزواي سياسي! يك كشور، قرار است در روز اول اين اجلاس بيست روزه سخنراني كند! البته از هفته پيش و با گمانه زني سفر رييس جمهور تحركات رسانه اي و سياسي غرب به گونه اي مستاصلانه آغاز شد و در حاليكه هنوز رييس جمهور به نيويورك نرفته، غربي ها با پخش ساعت ها برنامه خبري و سفرهاي متعدد ديپلماتيك نشان دادند كه رييس جمهور احمدي نژاد كاملا منزوي و فاقد ارزش است! البته بدون شك مثل هميشه عده اي در داخل ناشيانه و با آسمان و ريسمان كردن استدلال هاي اكبر پونزي و بهاالله شير خر خورده، براي نجات آمريكا و صهيونيزم از اين مخمصه دست به كار خواهند شد. به هر حال ان شالله مانند اجلاس دوربان 2 در سوييس، اين اجلاس نيز به شكست مفتضحانه ديگري براي غرب مبدل خواهد شد و به همين علت است كه مي توان تشويش و نگراني را در گفتار و كردار مقامات غربي مشاهده كرد؛ وگرنه اين همه جنجال براي سفر هنوز آغاز نشده رييس جمهور كشوري منزوي و فاقد جايگاه سياسي چه لزومي داشت؟!

و اما...

روزنامه فوق حرفه اي آرمان روابط عمومي _ كه قبلا پيرامون يكي از شيرين كاري هايش مطلبي نوشتم كه مي توانيد در اينجا بخوانيد_ احتمالا پس از برگشتن اعضاي محترم تحريريه اش از تعطيلات نوروزي، امروز ويژه نامه نوروز89 خود را منتشر كرد. نكته جالب و البته قابل تامل اين ويژه نامه، چاپ انحصاري عكسي از پشت سر آقاي هاشمي روي جلد است كه كاملا شبيه ساير ويژه نامه هاي روزنامه هاي اصلاحطلب _مانند بهار و يك روزنامه ديگر كه متاسفانه حضور ذهن ندارم_ كار شده است. سوال اينجاست كه اين افراد كه پيوسته از لزوم خرد جمعي و نفي تك رهبري سخن مي گويند و همين مسئله را _بخصوص در ماه هاي اخير_ دستاويزي براي شبهه افكني در امر ولايت فقيه قرار داده اند، و علاوه بر اين خود آقاي هاشمي هم چندين باز از شوراي رهبري سخن گفته است، چطور درباره آقاي هاشمي، فقط و فقط شخص شخيص ايشان را برجسته و براي مردم پررنگ مي كنند؟! كاري كه گويي تكليف روزمره ديكته شده رسانه هاي نوشتاري اصلاحطلب است. البته نظير اين تناقضات در جريان اصلاحات بيشمار و نگارنده تا به حال در مطالب متعدد به پاره اي از آن ها اشاره كرده است. متاسفانه اين مطلب هنگامي بيشتر به چشم مي آيد كه مي بينيم به علت ضعف رسانه اي جريان انقلابي، متاسفانه در هيچ يك از ويژه نامه هاي اين جريان، عكسي از "آقا" روي جلد ويژه نامه ها وجود ندارد.



    


اما نكته دوم و مضحك اين ويژه نامه، گاف ناشيانه و مبتديانه در چاپ اشتباه عكس آقازاده محبوب گردانندگان روزنامه است. ظاهرا دوستان نويسنده آنچنان غرق مدح و ستايش "خاندان هاشمي" _عبارت مورد استفاده خود روزنامه_ بوده اند كه چهره فرزندان ايشان را اشتباه تشخيص داده اند. شايد هم غيبت طولاني مدت "مهدي" باعث شده دوستانش چهره او را فراموش كنند!! عكس مهدي خان زير مطالب مربوط به آقا محسن چاپ شده، در حاليكه در قسمت مربوط به سوابق درخشان مهدي خان ملقب به ابوعلي سينا! عكسي چاپ نشده است!!


    



البته بنده فقط پس از تورق چند دقيقه اي، اين مطلب را نوشتم و احتمالا اين ويژه نامه حاوي نكات بامزه ديگري هم هست.

و نكته آخر اوج كينه مسئولين روزنامه از رييس جمهور برگزيده ملت است كه آنچنان به تحمل مخالف خود معتقدند! كه حتي از چاپ عكس او در صفحات سياسي ويژه نامه سالي كه وي در آن سال منتخب پرشكوه ترين انتخابات تاريخ ايران شد، هراس دارند! و اين هم گوشه ديگري از تناقضات مدعيان آزادي بيان و تحمل مخالف!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:51  توسط خلبان سیاسی  |