لبنان در انتظار مجازات باشد...
نکته منفی این سفر را حتما بخوانید!

شیمون پرز در مصاحبهاي با شبکه فاکس نيوز در نیویورک و در ایام مجمع عمومی سازمان ملل و همزمان با حضور رييس جمهور در نيويورک، با عصبانیت از موفقیت دکتر احمدینژاد در جلب افکار عمومي میگوید: "باید وضعی بوجود بیاید که افراد از حضور با احمدینژاد در یک اتاق و سالن منع بشوند. باید بودن در کنار احمدینژاد به یک ضدارزش تبدیل بشود."
روز گذشته هیلاری کلینتون در پاسخ به خبرنگار شبکه تلویزیونی ای.بی.سی آمریکا در مورد استقبال بی نظیر مردم لبنان از احمدی نژاد، اظهارداشت: "برای آمریکایی ها دیدن استقبال گسترده مردم یک کشور از رییس جمهور کشوری دیگر صحنه های نادر، استثنایی و عذاب آور است."
نتانياهو گفت حرکات روزهاي گذشته در لبنان توهين به ا س راييل بود.

از مدت ها قبل از سفر هفته گذشته رييس جمهور به لبنان، عروس خاورميانه و از زيباترين و استراتژيک ترين کشورهاي جهان و همسايه شمالي رژيم منحوس صهيوني، موضع گيري هاي طيف هاي گوناگون سياسي و رسانه اي منطقه و جهان، نشان از اهميت بي بديل و تاثيرات احتمالي منطقه اي و جهاني اين سفر داشت. البته طبق معمول همه حرکت هاي انقلابي و ساختارشکنانه و بدون محافظه کاري رييس جمهور و دوستان لبناني ايران، استقبال از دکتر احمدي نژاد و برنامه هاي ايشان در لبنان آنچنان پرشور بود که ضمن خيرگي چشمان دوست و دشمن، جملگي بر محبوبيت بي نظير رييس جمهور در منطقه، که اين بار نه با نظرسنجي هاي اينترنتي و تلويزيوني، که با حضور ده ها هزار مرد و زن و پير و جوان در کف خيابان هاي بيروت و لبنان نمود يافته بود صحه گذاشتند. در واقع به لطف اقدامات سي ساله انقلاب اسلامي ايران و گفتار و رفتار و کردار 5 ساله احمدي نژاد و البته قدرشناسي مردم لبنان، فراتر از پيش بيني ها، آثار و برکات اين سفر چارچوب هاي مکاني و زماني را از هم گسست و در تاريخ جاودانه شد. اما راجع به دستاورها، نشانه ها و جايگاه اين سفر و شور شوق لبناني ها در ابراز ارادت به انقلاب اسلامي ايران و شخص رييس جمهور، گفتني هاي زيادي گفته و نوشته شده که هدف اين نوشتار نيست. بناست در اين چند خط به ذکر چند نکته پيرامون اين سفر اشاره کنم:
1. دولت و ملت لبنان تاوان اين استقبال را خواهند پرداخت. جملات ابتدايي اين سياهه را مجددا بخوانيد. کسي نبايد به احمدي نژاد (يا به عبارتي آرمان هاي انقلاب و ارزش هاي اسلامي) ابراز علاقه کند و يا اين ابراز علاقه بايد هزينه دار شود. در ايام پيش از انتخابات در مقاله اي با عنوان "آماده باش چماق به دستان موسوي، آغاز پروژه هاي پدرخوانده ها" (اینجا بخوانيد) که رويکرد اصلاحطلبان را در قبل و بعد از انتخابات بررسي کرده بودم، به اين نکته اشاره کردم. اين خوي هميشگي استکبار و ليبراليسم است که با فرياد شعار آزادي بيان و زنده باد مخالف، کمترين تحمل مخالف خود را ندارد. فقط کافيست در مقياسي بسيار کوچکتر نوع برخورد هاي موهن و وحشيانه با استاد عليرضا افتخاري يا مهران مديري را به خاطر عرض ارادتي مختصر به رييس جمهورشان ببينيد.؛ از انواع فحاشي ها گرفته تا تهديد به مرگ و آتش زدن! بي شک استقبال مردم و احزاب لبناني از رييس جمهور احمدي نژاد که به اذعان موافق و مخالف پرشورترين و بي سابقه ترين استقبال از يک شخصيت سياسي در يک کشور خارجي بود منجر به خشم خصمانه استکبار و به خصوص صهيونيسم شده و خواهد شد. دشمن سال هاست که به طرق مختلف تلاش مي کند چهره اي منفور و منحوس از احمدي نژاد، اين شاگرد ممتاز مکتب امام خميني (ره) و امام خامنه اي (سايه اش مستدام) بسازد و به قول خودش با منزوي کردن او و انديشه هايش از صدور انقلاب جلوگيري نمايد. ساعتي تماشاي شبکه هاي ماهواره اي بيش از هر سفر خارجي احمدي نژاد براي آگاهي از عمق کينه و هراس استکبار از او کافيست. اما اين سفر آشکارا علت هراس آن ها از احمدي نژاد و سخنانش را نشان داد. در مقابل چشمان بهت زده ناظران سياسي، ده ها هزار نفر مشتاقانه به استقبالش مي شتابند و با زبان فارسي به او "خوش آمديد" مي گويند؛ برايش دست تکان مي دهند و مشفقانه در انتظار پاسخ اويند؛ پرچم هاي ايران را در کنار پرچم لبنان به نشانه اتحاد دو کشور تکان مي دهند و با شور و شوق نام ايران را صدا مي زنند؛ به نشانه تکريمش دانه هاي برنج بر سرش مي ريزند و او را گلباران مي کنند. و بدين وسيله مراتب قدرداني و سپاس خود را از جمهوري اسلامي و رهبري آن و ملت بصيرش اعلام مي نمايند. و اين يعني پنبه شدن همه رشته هاي دشمنان نظام و انقلاب. هر پرچمي که مردم لبنان در برابر رييس جمهور ايران حرکت مي دادند و هر شعاري که از زبان جاري مي ساختند مانند موشکي به قلب رژيم صهيوني و جهان غرب بود. بايد به اينان حق داد تا از دست لبناني ها عصباني باشند و از هر آنچه از دستشان بر مي آيد براي مجازات مردم استفاده کنند؛ از درگيري هاي خياباني احتمالي طرفين سياسي به واسطه تحريکات فتنه انگيزان گرفته تا ممانعت از کمک هاي مالي و تسليحاتي کشورهاي غربي به دولت لبنان. اميدوارم احزاب و گروه هاي سياسي و همه اقشار مختلف از اديان، طوايف و قبايل مختلف لبنان با همبستگي و اتحاد ناشي از اين سفر راه را بر فتنه انگيزي دشمنان سد کنند.




لازم به يادآوريست به اعتقاد بسياري از کارشناسان حجم عمده اي از آشوب هاي خياباني سال گذشته نيز فقط و فقط در راستاي انتقام از ملت براي حضور حماسيشان در انتخابات و راي معنادارشان به گفتمان انقلاب و امام (ره) و رهبري بود. رايي که به فرموده رهبري در حکم تنفيذ، راي به استکبار ستيزي و مبارزه با ظلم بود. به واقع پس از نه بزرگ ملت به دشمنان و استقبال آن ها از آرمان هاي انقلابي، دشمنان کينه توز با تحريک مردم به اغتشاش و زد و خورد و اختلاف افکني، تلاش کردند مردم را به خاطر انتخاباتشان و البته انتخابشان مجازات کنند (که البته چندان ناموفق نيز نبودند!).
2. نکته اي که اين روزها در انواع تحليل هاي داخلي و به خصوص محافل انقلابي به چشم مي خورد، پاسخ به چرايي و علل اين استقبال است. محافل و جريانات و شخصيت هايي انقلابي که به خصوص در ماه هاي اخير اعتراضات گاه شديدي را متوجه شخص رييس جمهور _نه اطرافيان بعضا مسئله دار او_ نمودند، به غير از يکي دو نمونه، بدون اشاره به نقش و جايگاه شخص رييس جمهور در پديد آوردن چنين استقبالي، رييس جمهور را صرفا يک نماينده از نظام اسلامي و نه بيشتر دانسته و استقبال مردم لبنان از ايشان را فقط استقبال از انقلاب مي دانند؛ گويي هرکس ديگر جاي احمدي نژاد بود با چنين گرما و هيجاني مورد خوش آمدگويي مردم آزاده و مبارز لبنان قرار مي گرفت. در واقع با سانسور شخصيت حقيقي احمدي نژاد و جايگاه او بين مردم منطقه، همه مسايل را متوجه شخصيت حقوقي او به عنوان نماينده نظام اسلامي مي کنند. بنده به هيج وجه منکر اين مسيله نمي شوم و شواهد نيز از عشق و علاقه بي نظير لبناني ها به امام (ره) و رهبري و انقلاب اسلامي حکايت دارد، اما معتقدم اين يک بعد قضيه است و براي بيان حق مطلب بايد به نقش و جايگاه شخص احمدي نژاد هم اشاره کرد. حتي اگر عبارات، تجليل ها، مدح ها، ستايش ها و احتراماتي را که در مدت اين چند روز شخصيت ها، کارشناسان و مردم عرب نثار احمدي نژاد کردند مانند تشبيه او به پيامبران، ناديده بگيريم، بازهم نمي توان از نقش شخصيت او در خلق چنين حماسه اي غافل شد. البته که احمدي نژاد اگر شخصيت و محبوبيتي هم دارد، به واسطه پيروي او از ارزش هاي اسلام ناب محمدي (ص)، آرمانگرايي، روحيه مقاومت و دلبستگي او به امام خميني (ره) و امام خامنه ايست (سايه اش مستدام)؛ همانطور که خود خميني کبير و خلف صالحش رهبري نيز جايگاهي که دارند را بواسطه اسلام خواهي، احياي ارزش هاي اسلامي، حمايت از مظلومان و ستمديدگان، مبارزه با ظالمان و مستکبران و تلاش براي نابودي شياطين کسب کرده اند. احمدي نژاد در شرايطي که دنيا مي رفت با هضم دينداري و دين مدراي سلطه سکولاريسم و ليبراليسم را بپذيرد، با تاسي به حضرت امام و منويات رهبري نظام و تحمل دشواري ها و سختي ها و ناملايمات و تمسخرها و توهين ها، پاي در اين ميدان گذاشت و با احياي ارزش هاي اسلامي و انقلابي با تحکيم جايگاه انقلاب بين مردم منظقه و جهان، خود را نيز محبوب ايشان کرد. همانقدر که احمدی نژاد با بهره مندی از تعالیم اسلامی و انقلابی جایگاهی برای خودش دست و پا کرده انقلاب اسلامی هم بواسطه مواضع عزت مندانه و شجاعانه رییس جمهور به خصوص در میان غیرمسلمانان دارای ارزش و اهمیت شده است. احمدی نژاد کسیست که جرات کرد و نام و جایگاه و ارمان های رهبری را دوباره احیا نمود. کیست که فراموش کند همین رییس مجلس محترم فعلی که روزانه در دفاع از ولایت فقیه سخنوری می کند در هنگام تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری ۸۴ یکبار هم نامی از ولایت نبرد. بماند که در فیلم انتخاباتی اش چه کسانی را نمایش داد. پس بايد بدون ترس و واهمه حق را گفت و از انقلاب اسلامي و بنيانگذار کبيرش، رهبري فرزانه و سرباز فداکارش احمدي نژاد توامان تجليل کرد. شايد بهترين عبارات را در اين زمينه، دبيرکل محبوب، شجاع و ولايي حزب الله، حضرت سيد حسن نصرالله در جشن جنوب بيروت به افتخار احمدي نژاد خطاب کرد که فرمود:
" من از شما كه برادر و حامي عظيم مبارزان و مظلومان هستيد استقبال ميكنم. ما رايحه خوش امام خميني (ره) را در وجود شما استشمام ميكنيم و نفسهاي امام خامنهاي را در وجود شما احساس ميكنيم و در شما چهره ملت عظيم ايران را مشاهده ميكنيم."


نصرالله هم به شخص احمدي نژاد اشاره مي کند و هم مي گويد که اين شخصيت از کجا نشات گرفته و از ولايتمداري احمدي نژاد تجليل مي نمايد. احمدي نژاد حرفي جز حرف امام (ره) و رهبري و مردم نمي زند، اما کدام شخص ديگر جرات کرد چنين نمايد؟!

3. اما اين سفر يک نکته منفي و غم انگيز هم داشت و آن جلوتر بودن لبناني ها در يک مورد از ما ايراني هاست! عليرغم حرف و حديث ها و بعضا سازهاي مخالف بعضي از گروه هاي سياسي و به خصوص منتسبين به جناح 14 مارس، در مورد سفر رييس جمهور، پس از قطعي شدن اين سفر و عدم لغو آن، نه تنها ديگر مخالفتي علني و رسانه اي از سوي چهره هاي سرشناس با اين سفر نشد، بلکه براي منافع ملي بسياري از آن ها به حمايت از اين سفر پرداختند، به خصوص پس از سفر! حتي چهره هاي مخالف سرشناسي مانند سمير جعجع و وليد جنبلاط هم نسبت به اثار اين سفر ابراز خشنودي کردند. اما متاسفانه در داخل کشور نه تنها ورشکستگان منفور و منزوي به مخالفت و فحاشي پرداختند، که بسياري از سياسيون چپ و راست هم حداقل سکوت کردند. آقاياني که دم از اعتلاي نام ايران و ايراني و سرافرازي اين مملکت مي زنند، کاش پاسخ مي دادند آيا استقبال از اين پرشور تر، عشق و علاقه از اين داغ تر، و عزت و غرور از اين بيشتر ممکن بود؟! احتزار پرچم کدام کشور در خاک کشور ديگر با چنين علاقه اي و البته حجمي رخ داده؟! البته بديهيست که حضرات در رويايشان دوست داشتند به جاي بنرهاي متعدد دکتر احمدي نژاد در لبنان، عکس آن ها به نمايش در مي آمد!

اما حرف آخر جکيست که م.و.س.و.ي در مورد اين سفر گفت که طبق معمول این بار با توهين به مردم لبنان همراه بود. پروفسور روشنفکر! شما که مدعي هستي رييس جمهور در ايران راي و طرفداري ندارد، چطور ادعا مي کني از ايران براي استقبال از دکتر احمدي نژاد آدم برده بودند؟! درثاني، مگر مردم لبنان مانند شما بي غيرتند که اجازه دهند از يک کشور ديگر براي بهره برداري سياسي خود، هزاران نفر را آورده و پرچم کشوري ديگر را در خاکشان به اهتزاز در آورند؟! این کارها فقط از دست شما و اندک طرفداران کنونی تان برمی آید!



