السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ * عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ * السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ) وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389ساعت 0:57  توسط خلبان سیاسی
|
ايام عزاداري سرور و سالار شهيدان به عاشقانش تسليت باد.
روزنامه شرق که نامش جزء افعال معکوس بوده! و تمايل شديدي به غرب دارد، نمونه اي بي نهايت کامل از يک روزنامه به عنوان رکن چهارم دموکراسي غربيست که وظايف خود را طبق مانفيست ديکته شده مقاماتش به خوبي انجام مي دهد و با مطالعه و بررسي و تحليل مطالب اين روزنامه به خوبي مي توان به رويکرد غرب در مسايل مختلف پي برد. اين روزنامه که علاقه بسيار زيادي به چاپ عکس زن در صفحه اول خود دارد (موضوعي که خود نيازمند تحليل مفصل جداگانه ايست) غالبا تيترهايي قابل پيش بيني از حوادث کشور کار مي کند که با رصد سايت هاي خارجي و اطلاع از نقطه نظر اتاق فکر حضرات، با دقت بالايي محقق مي شود!
چند هفته قبل (سه شنبه 25 آبان) که خبر اعدام جاني شهلا روي خروجي خبرگزاري ها قرار گرفت، اين روزنامه با چاپ عکسي که به طرزي حرفه اي و تقلاي هرچه بيشتر سعي در القاي مظلوميت و معصوميت در نگاه اين زن داشت، به استقبال اين حکم قضايي رفت. حال آنکه خبر پيام مهمي رهبري به کنگره عظيم حج با عکس و فونتي در گوشه بالاي روزنامه کار شده بود که براي خواندنش نياز به ذره بين بود!

جايي رويکرد منافقانه و ليبرال مسلکانه گردانندگان روزنامه آشکار مي شود که ميبينيم اين روزنامه براي جنايتکاراني مانند خانم فوق و يا سکينه آشتياني ننه من غربيم بازي در مي آورد، اما آنجا که پاي شهادت مادري باردار (مروه الشربيني) در سرزمين اربابانش به ميان مي آيد، سکوتي موذيانه مي کند تا دل تروريست هاي وحشي را آزرده نکند؛ مبادا که جيره و مواجبي قطع شود.
اما تيتر روز يکشنبه "شرق" تيتري بود که به نظر مي رسيد نوسيندگان و شوراي سردبيري اش مدت هاست آن را آماده کرده اند و منتظر بهانه اي هستند تا به عنوان تيتر خبري کار کنند! "اعتراض قم"! عنوان تيتري بود که اين روزنامه به بهانه انتقاد آقاي وحيد ( از مراجع تقلید) از مختارنامه با حداکثر اندازه فونت ممکن کار کرده بود! پس از شکست اردوکشي هاي وحشيانه فتنه گران پس از راهپيمايي هاي کوبنده مردم در نه دي و 22 بهمن، عوامل داخلي و خارجي فتنه نيروي خود را روي قم (که به تعبير امام خامنه اي _ سايه اش بر سرمان مستدام_ قلب پرتحرک نظام اسلاميست) و نفوذ در بيوت مراجع معظم و علماي فاضل حوزه متمرکز کردند. هرچند با توجه به حجم شيطنت هاي انجام شده و ارتباطات عناصر سفارتخانه هاي خارجي (به گفته وزير محترم اطلاعات) هر از گاهي بعضي اظهار نظرها دل دلسوزين انقلاب را مي آزرد و بيم آن بود که منجر به ايجاد شکاف بين نظام اسلامي و حوزه علميه قم شود، اما سفر پرخير و برکت رهبري عزيز و فرزانه انقلاب به اين شهر و استقبال بي نظير مردم، طلاب، دانشجويان و علما و مراجع حوزه از ايشان آب سردي بود بر تمام برنامه ريزي هاي فتنه گران وطن فروش و دوست و دشمن فهميد حوزه به هر حال حامي نظام بوده و هست. هرچند سفرهاي بعدي رهبري به قم بلافاصله پس از بازگشتشان، شائبه تحرکات مسئله ساز را تقويت مي کرد، اما به هر صورت دشمن نتوانست از اين طرفند چيزي کسب کند. گردانندگان روزنامه شرق نيز که ظاهرا به عنوان رسانه کليدي جريان فتنه داخلي و خارجي مدت ها قبل در تدارک تيتر "اعتراض قم" بودند، پس از ناکامي و خوردن تودهني از ملت و علما، اينبار به بهانه اعتراض يکي از آقايان، با تعميم اين اعتراض به کل قم!! روياي بدباد رفته مقامات بالادستي اشان را فرياد کشيدند! گويا شدت سوختگي شرقيان! از موفقيت اخير ورزشکاران دختر مسلمان ايراني به حدي بوده، که با فراموشي اتهاماتي که پيش از تير 84 به رييس جمهور مي زدند، فرياد وااسلاما سرداده اند!! البته در اين شماره هم اين روزنامه فرصت چاپ يک زن را از دست نداده! و به بهانه نشست امنيتي اردن عکس بزرگي از کلينتون چاپ کرده!! در حاليکه خبر مهم مذاکرات هسته اي را در گوشه اي بازهم به صورت ذره بيني منعکس نموده است!

البته از بين مقامات اين روزنامه علاقه بي اندازه اي به حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني، رياست محترم مجلس خبرگان رهبري، و رياست معزز مجمع تشخيص مصلحت نظام دارد و سخنراني هاي وي را همواره با عکس و تيتر درشت و با ذوق زدگي هرچه تمام پوشش مي دهد. در کشور همه آزادند تا نظرات خود را داشته باشند و مثلا به هيچ وجه خوب نيست شرق هم مثل ايران و وطن امروز يا کيهان تتير بزند، و درواقع انتقاد جدي به امثال شرق نيست! اما سوال اينجاست که کساني که مدعي ارتباط نزديک خط مشي رهبري و حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني، رياست محترم مجلس خبرگان رهبري، و رياست معزز مجمع تشخيص مصلحت نظام و يا جناب آقاي دکتر علي لايجاني، رياست محترم مجلس شوراي اسلامي و رياست سابق سازمان صدا و سيما هستند، چطور مي شود که اين روزنامه هرگز عکس و نقل قولي از رهبري آنچنان که به موارد مربوط به حضرات فوق الذکر مي پردازد در صفحه اول کار نمي نمي کند؟! تفاوت کار رهبري با اقايان (که علاقه مفرطي به نزديک نشان دادن خود با ايشان دارند) کجاست؟! يا بهتر از اين، وجه اشتراک امثال شرق و گردانندگانش با حضرات، مخصوصا نفردوم چيست؟! بيصبرانه منتظر پاسخم.
البته موضوع روزنامه هايي مانند شرق و نوع مواجه آن ها با افراد و جريان ها مي تواند در بازشناسي آن ها بي اندازه مفيد واقع شود که نيازمند بحث هاي مفصل تريست.
سخني هم با آقاي وحيد به عنوان يک دانشجو؛
استاد گرامي که چنين با هيجان از شورش امت مذهبي در اعتراض به نشان دادن تصوير حضرت ابالفضل عباس عليه السلام هشدار داده ايد (بر فرض صحت کلام شما)، مي توان جوياي واکنش آن جناب به هتک حرمت بي شرمانه عده اي منافق و بهايي و همجنس باز و ضد دين به ساحت مقدس امام حسين عليه السلام و به آتش کشيدن شمايل و علايم حضرت ابالفضل العباس عليه السلام و حمله وحشيانه به عزاداران حضرتشان در روز عاشورای سال گذشته شد؟!
سوالات ديگر مانند عدم ملاقات شما با رهبري (که بي شک لياقت مي طلبد) بماند براي بعد. (انتقاد آيت الله انصاري شيرازي از اين مسيله و گفتن اينکه اين امر موجب بدنامي بيت آقاي وحيد شده را در اینجا بخوانيد)
راجع به روزنامه آفتاب يزد هم مطالبي دارم که خواهم نوشت.
پینوشت: روزنامه آفتابه یزد بدجوری دوست داره براش بنویسم!
امروزم شاهکار کرده باز! به وقتش.
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 22:56  توسط خلبان سیاسی
|
"البته آنهايی كه در كربلا شهيد شدند، كفّارهی اشتباهشان داده شد. دربارهی آنها بحثی نيست و اسمشان را هم نمیآوريم. اما كسانی از خواص، به كربلا هم نرفتند. نتوانستند بروند؛ توفيق پيدا نكردند و البته، بعد مجبور شدند جزو توّابين شوند. چه فايده؟! وقتی امام حسين عليهالسّلام كشته شد؛ وقتی فرزند پيغمبر از دست رفت؛ وقتی فاجعه اتّفاق افتاد؛ وقتی حركت تاريخ به سمت سراشيب آغاز شد، ديگرچه فايده؟! لذاست كه در تاريخ، عدّهی توّابين، چند برابر عدّهی شهدای كربلاست. شهدای كربلا همه در يك روز كشته شدند؛ توّابين نيز همه در يك روز كشته شدند. اما اثری كه توّابين در تاريخ گذاشتند، يك هزارم اثری كه شهدای كربلا گذاشتند، نيست! بهخاطر اينكه در وقت خود نيامدند. كار را در لحظهی خود انجام ندادند. دير تصميم گرفتند و دير تشخيص دادند."
عبارات بالا که به قیام توابین (سلیمان بن صرد خزاعی و یارانش) اشاره دارد قسمتي از بيانات مفصل رهبر فرزانه انقلاب در بيست خردادماه سال 75 در ديدار با جمعي از فرماندهان سپاه، راجع بحث عوام و خواص در جامعه اسلاميست که خواندن چندباره اش را به شدت پیشنهاد میکنم (در اينجا بخوانيد). خط آخر کلام فوق، در اقل کلام نقص کار توابین را عيان مي کند که وجه مشترک آن ها با مختار ثقفی بود. هرچند مختار با قیامی که بعد از کشته شدن توابین کرد انتقام خون او و یارانش را هم گرفت اما اگر مختار به موقع تصمیم درستی می گرفت نه حادثه کربلا رخ می داد نه نیازی به قیام توابین بود.

اما مختار...مختار را نمي توان به بي تقوايي، ترسو بودن، ولايي نبودن و فرار از جهاد متهم کرد؛ چراکه قبل از حوادث کوفه نقض اين گزاره ها را اثبات کرده بود. مشکل مختار در چند نکته به ظاهر فرعي بود که همانها منجر به سکوت او و اقدام دير هنگامش و در نتيجه وقوع فاجعه کربلا شد. اما مي توان اشتباهات کليدي مختار را در چند مورد چنين برشمرد:
1. نتيجه گرايي به جاي تکليف گرايي: شايد مهمترين ضعف مختار، تکيه اش بر نتيجه انجام کار بود که باعث شد از خوف شکست دربرابر سپاهيان يزيد دست به شمشير نبرد و ديگراني را هم که چنين قصدي داشتند از انجام اين کار نهي کند. پير جماران، خميني کبير (ره) جمله اي راهبردي دارند که التزام به آن مي تواند در عرصه هاي شخصي و اجتماعي راهگشاي بسياري از تصميم گيري هاي انسان باشد. "من مامور به انجام وظيفه ام، نه حصول نتيجه!" مشکل مختار اين بود که به جاي عمل به تکليفش در پيشگاه الهي، نگاهش به نتيجه حاصله بود و چون از نتيجه مبارزه اش بيم داشت، حوادث کربلا را از کنج سياه چال دنبال کرد، نه در ميدان نبرد.
2. غرور و تکبر: نمي توان غرور و تکبر مختار ثقفي را جزو عوامل منجر به اجتناب مختار از مبارزه ندانست. غروري که ارتباط مستقيم با نتيجه گرايي او داشت و باعث شد عليرغم ارادتي که به امامش و علمي که به حقانيت ايشان داشت، پيش از آمدنشان شمشيرش را در خاک فرو کند.
3. آلوده شدن به دنيا: پرداختن بيش از حد به دنيا و تلاش مضاعف! براي کسب روزي (حتي از نوع حلالش) او را در آن مقطع حساس وابسته به زندگي کرد و عرق ريختن در مزارعش را بر عرق ريختن در ميدان رزم رحجان داد.
4. عقلانيت بيش از حد: مختار بيش از اندازه به کياست و درايت خود تشخيص درستش ايمان داشت و ذره اي احتمال خطا در تصميم گيري اش را نمیداد. همين عقلانيت مفرط نيز در بزنگاه قيام امام حسين عليه السلام مانع از اقدام جدي او شد.
هرچند مختار پس از آزادي از زندان، با قيامش تلاش کرد انتقام خون خون خدا را بگيرد، اما آيا توانست شهداي معظم کربلا را زنده کند؟
پينوشت: معتقدم در فضاي سياسي کشور در خواص، مختاري نداريم! متاسفانه خواص جامعه ما يا ابن زيادند، يا يزيد، يا عمر و عاص، و يا شريح قاضي. البته نمي توان اشعث ها و ابوموسي ها!!! رو هم ناديده گرفت. اما در بين عوام جامعه افراد با خصوصيات مختار کم نداريم.
پيشنهاد مي دم اين مطلب رو هم بخونین! اولين روز سربازي ام در کهريزک!!
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 21:39  توسط خلبان سیاسی
|