آيا هاشمي به عشق 50 ساله اش خيانت مي کند؟!
لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ (سوره توبه آيه 48)
منافقين قطعا مي خواهند ايجاد فتنه کنند، آنان مسايل و کارها را وارونه و برعکس مي نمايند تا آنگاه که بر تو حق و درست آن ها آشکار گرديد.
وقتي شخصيتي در عمر سي و چند ساله يک نظام، تنها سياستمداري است که تجربه حضور در راس دو قوه آن هم با راي مردم، بخشي از سابقه و عناوين پرشمارش به حساب مي آيد، شرايط اقتضا مي کند طلب مطالبات مردمي از او و بيان دغدغه هايي پيرامون گفتار و رفتارش مستلزم ظرافت و ملاحظاتي خاص باشد. آقاي هاشمي رفسنجاني، با سابقه ي اجرايي پيوسته اي که در کمتر سياستمداري در ايران تجربه شده، بعد از رهبري _ که به واسطه مقام عالي ولايت فقيه جنبه اي معنوي _ سياسي دارد و فراتر از فعاليت سياسي ساير خواص است_ شناخته شده ترين چهره سياسي همه سال هاي بعد از انقلاب بوده و هست و از همين روست که همچنان جريانات سياسي و به طور ويژه بسياري از بزرگان اصولگرا و اصلاحطلب سعي در مصادره ايشان در جبهه خود دارند. متاسفانه سير خاص تحولات سياسي اجتماعي دو دهه اخير و نقش و جايگاه آقاي هاشمي در اين تحولات، علامت سوال هايي را نسبت به عملکرد و مواضع ايشان در اذهان مردم و به خصوص جوانان نسل سومي ايجاد کرده است؛ جواناني که امروز با تجربه روزهاي دوم خرداد در نوجواني، دولت انقلابي در آغاز جواني و حوادث عبرت آموز سال 88 و با گذر از دوران فتنه در شناخت عرصه پخته تر از بسياري از جوانان اوايل انقلاب عمل مي کنند. شايد انتقادات بسياري از نسل سومي ها به شخصيت انقلابي و يار ديرينه امام (ره) و رهبري چون آقاي هاشمي هم ريشه در اين تجربه اندوزي داشته باشد. بايد حق را به جواناني داد که با ديدن تصاوير آرشيوي موضع گيري هاي انقلابي آقاي هاشمي عليه امثال بني صدر و قطب زاده و رجوي و ديگران و سخنراني هاي پرشور وي در حمايت از ارکان انقلاب، دلشان براي شنيدن چنين مواضعي از زبان ايشان تنگ شده و در حالي که گهگاه چهره زنده ايشان را مي بينند، برايشان سوال شده که چرا مواضع انقلابي زنده از ايشان نمي شنوند؟! بايد حق جوانان را براي شنيدن همان مواضع اصولي ضداستکباري 30 سال پيش از زبان ايشان به رسميت شناخت. اکنون يکي از سوال هاي مشدد ذهن نگران جوانان نسبت به آقاي هاشمي بعضي تفاوت هاي اساسي بين اظهارات ايشان و بيانات روشن شخص ولي فقيه است؛ تفاوت هايي که به خصوص در حوادث 2 ، 3 ساله اخير و بعد از انتخابات 88 منجر به تشديد مشکلات و بعضا ايجاد هزينه هايي براي نظام و انقلاب شده است. بازخواني مواضع حضرت آقا در قبل و بعد از انتخابات رياست جمهوري سال گذشته و مطالعه برخي اظهارات آقاي هاشمي مبين اين نگرانيست.
کمتر از 3 ماه مانده به 22 خرداد 88، رهبري در اولين اظهار نظر رسمي راجع به انتخابات در ديدار نوروزي با مردم در حرم رضوي در انتقاد از کساني که در گوشه و کنار شروع به خدشه در انتخابات کرده بودند فرمودند:
"انتخابات به فضل الهى و به حول و قوهى الهى انتخابات سالمى است. من مىبينم بعضىها در انتخاباتى كه دو سه ماه ديگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع كردهاند به خدشه كردن. اين چه منطقى است؟ اين چه فكرى است؟ اين چه انصافى است؟ اين همه انتخابات در طول اين سى سال انجام گرفته است - در حدود سى انتخابات - مسئولان وقت در هر دورهاى رسماً متعهد شدهاند و صحت انتخابات را تضمين كردهاند، و انتخابات صحيح بوده است؛ چرا بيخود خدشه ميكنند، مردم را متزلزل ميكنند، ترديد ايجاد ميكنند؟"
رهبري در بخشي ديگر از بيانات نوروزيشان فرمودند:
"اولاً انتخابات در كشور ما يك حركت نمايشى نيست. پايهى نظام ما همين انتخابات است. يكى از پايهها، انتخابات است. مردمسالارى دينى با حرف نميشود؛ مردمسالارى دينى با شركت مردم، حضور مردم، ارادهى مردم، ارتباط فكرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات كشور صورت ميگيرد؛ اين هم جز با يك انتخابات صحيح و همگانى و مشاركت وسيع مردم ممكن نيست. اين مردمسالارى، عامل پايدارى ملت ايران است. اينكه شما توانستهايد در طول اين سى سال از نهيب ابرقدرتها نترسيد، اينكه ابرقدرتها هم غير از نهيب نتوانستند ضربهى اساسى به شما بزنند، اينكه جوانان كشور در ورود به ميدانهاى گوناگون اين شجاعت و اخلاص را نشان ميدهند، ناشى از مردمسالارى دينى است؛ اين را بايد خيلى قدر بدانيم. انتخابات سرمايهگذارى عظيم ملت ايران است؛ ...ملت ايران سرمايهگذارى عظيمى را ميكند، سپردهگذارى بزرگى را انجام ميدهد و سود آن را ميبرد. آراء يكايك شما مردم سهمى است از همان سرمايهگذارى و سپردهگذارى. هر رأيى كه شما در صندوق مىاندازيد، مثل اين است كه يك بخشى از پول آن سپرده را داريد تأمين ميكنيد. يك رأى هم اهميت دارد. هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ايران بيشتر در چشم مخالفان و دشمنانش ديده خواهد شد؛ براى ملت ايران حرمت بيشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنيا خوشحال ميشوند. عظمت ملت ايران را حضور مردم در انتخابات نشان ميدهد؛ انتخابات اين است... انتخابات با سرنوشت مردم سر و كار دارد؛ بخصوص انتخابات رياست جمهورى كه سپردن قوهى اجرائيهى كشور به دست يك نفر و يك مجموعه است كه كشور را براى مدت چند سال اداره كنند؛ اينقدر انتخابات اهميت دارد. "
اما آيا غير از اين است که آقاي هاشمي نخستين کسي بود که 7 ماه مانده به انتخابات آن هم از تريبون نماز جمعه، چنين خدشه اي را وارد کرد و از لزوم سلامت انتخابات سخن گفت؟! جناب آقاي هاشمي بود که در همايش کذايي سي سال قانون گذاري که به همت آقاي لاريجاني در مجلس شوراي اسلامي برگزار گرديد، با جملاتي عجيب اين بار تلاش کرد انتخابات را تشريفاتي جلوه دهد:
" بعید است مردم ضد انقلاب شوند، اما اگر احساس کنند رأیشان در سرنوشتشان بی اثر است و متولیانی پیدا میشوند که رأی آنها را هر جور که میخواهند، میخوانند، آنگاه دلسرد میشوند."
عليرغم تذکرات رهبري و بسياري از هوشمندان، متاسفانه اين ترديد افکني ها همچنان ادامه يافت به طوريکه حتي از سوي هر سه نامزد انتخابات هم به کرات تکرار شد و با هماهنگي آقازاده فراري و ستادهاي انتخاباتي سران ضدانقلاب کميته موهوم صيانت از آرا تشکيل شد تا به القاي شبهه در سلامت انتخابات کمک کند. هشداري که اگر از طرف بعضي عاشقان رهبري اندکي جدي گرفته مي شد بي شک شکوه حماسه 40 ميليوني کمتر دچار خدشه مي شد.
اگر از نامه سرگشاده ي آقاي هاشمي به رهبري در فاصله 2 روز مانده به انتخابات که خود حديث مفصلي مي طلبد بگذريم، روند ترديد افکني خلاف خط مشي رهبري که متاسفانه مورد استقبال جريان هاي ضدانقلابي هم قرار مي گرفت، به رغم هشداها، بازهم ادامه پيدا کرد و دامنه آن به شکلي سوال برانگيز به بعد از انتخابات هم کشيده شده که مي توان از آن به عنوان يکي از پشتوانه هاي تئوريک حوادث بعد از انتخابات ياد کرد. در حالي که رهبري در خطبه هاي انقلابي نمازجمعه ميليوني 29 خرداد صريحا تاکيد کردند که نظام اسلامي اهل خيانت در آراي مردم نيست و سلامت انتخابات را تضمين فرمودند، بازهم اين آقاي هاشمي بود که حدود يک ماه بعد در نماز جمعه اي که حاضرانش با کفش و کلاه، و مرد و زن در جوار هم! حضور داشتند، و اختتاميه اش هم به سبک همه روزهاي خاص آن روزها با به آتش کشيده شدن سطل زباله ها همراه بود، خطبه اي هايي خواند که با سواستفاده گسترده دشمن زمينه بسياري از حوادث بعد از آن را فراهم کرد. رهبري در خطبه هاي نماز جمعه 29 خرداد ضمن تاکيد بر اعتماد مردم به نظام، تذکرشان به دوستان مبني بر عدم تکرار حرف دشمن را ياد آور شدند:
"دشمنان ملت ايران ميدانند كه وقتى اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتى مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را ميخواهند؛ هدف دشمن اين است. ميخواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهورى اسلامى بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. ... اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها ميخوانند، تكرار ميكنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. ميخواستند زمينه را آماده كنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفى را كه دشمن ميخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئيد. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سى سال است كه نظام جمهورى اسلامى با مسئولانش، با عملكردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن ميخواهد اين اعتماد را بگيرد، مردم را دچار تزلزل كند."
اما مثل دفعات قبل آقاي هاشمي در خطبه هايي که بي بي سي و بسياري از رسانه هاي ديگر تاريخي ناميدندش گفت:
"مساله مهم ما اینست که آن اعتمادی که مردم را با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز یک مقدار مخدوش شده ما این اعتماد را برگردانیم و این هدف مقدس ما باید باشد و این اعتماد باید برگردد و اینکه چگونه برگردانیم را حالا عرض می کنم."
حدود دو هفته بعد، در مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد، حضرت آقا اين بار صراحتا چنين اظهاراتي را ناشي از غرض و در بهترين حالت غفلت دانستند:
"اين كسانى كه دم از بىاعتمادى مردم ميزنند - اگر اين سخن از روى غرض نباشد، از روى غفلت است - كدام اعتماد از اين بالاتر كه مردم مىآيند در عرصهى انتخابات وارد ميشوند، به نظامشان، به دولتشان اعتماد ميكنند، رأى خود را به آنها ميسپارند و منتظر ميمانند كه نتيجهى اين رأىگيرى را از آنها بشنوند؟ اين اعتماد بالاى مردم است."
ايشان بار ديگر با انتقاد از ترديدافکنان و گلايه از همنوايي بعضي با دشمنان، در نمازجمعه ماه رمضان سال گذشته به کساني اشاره فرمودند که از روي دلسوزي براي بازگرداندن اعتماد مردم نسخه پيچي مي کنند:
"بنده عرض كردم نشانهى اعتماد مردم به اين نظام، حضور چهل ميليونى در انتخابات بود. حالا در راديوهاى بيگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تكرار كه بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! اين، جواب آن حرف است. آنجا ما گفتيم اينى كه هشتاد و پنج درصد مردم مىآيند رأى ميدهند، چهل ميليون پاى صندوقها مىآيند، به هر كسى كه رأى ميدهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانهى اعتماد مردم به نظام است - كه حقيقت قضيه هم همين است - اينها براى اينكه اين حرف را دروغ از آب در بياورند، مكرر در مكرر تبليغات كردند كه اعتماد مردم از دست رفته؛ چه كار كنيم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه كار كنيم كه اعتماد برگردد! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. "
به هر حال هرچند ماه ها از آن روزهاي غبارآلود و فضاي مبهم و البته هشدارها و انذارهاي رهبري مي گذرد، اما مردم نااميدانه در آرزوي شنيدن مواضعي همسو با رهبري از طرف آقاي هاشمي هستند؛ گرچه اظهارات ماه پيش آقاي هاشمي مبني بر اعتقادش به راهکارهاي بيان شده در آخرين نمازجمعه اش، چنان آب سردي بر مردم بود. باشد که اين آرزو برآورده شود.
ادامه دارد...
