تبليغاتX
پرواز تا بی نهایت
.:: Your Adversing Here ::.

تائیس؛ تندیس تمدن سوزی

بررسی اسرار پشت پرده مجسمه آزادی

 

 


  مجسمه آزادی یا تندیس آزادی (Statute Of Liberty) که نام رسمی آنLiberty Enlightening The World (آزادی روشنگر جهان) است در سال 1886 میلادی توسط فرانسه به ایالات متحده آمریکا هدیه داده شد. در 28 اکتبر آن سال «استیفن گراور کلیولند» ریاست جمهوری وقت آمریکا، مجسمه آزادی را در محل فعلی آن، دهانه رود هودسن (Hudson) در جزیره آزادی که تا محله منهتن شهر نیویورک 2 هزار و 600 متر و تا شهر جرسی سیتی ایالت نیوجرسی 600 متر فاصله دارد قرار داد. این مجسمه بنا بود در سال 1876 به مناسبت یکصدمین سالگرد استقلال آمریکا به اتمام برسد ولی به علت پاره‌ای از مشکلات مانند حمل آن به آمریکا، طولانی شدن جریان ساخت و... با 10 سال تاخیر بر فراز آب‌های آتلانتیس ایستاد. این مجسمه با دست راست خود مشعل فروزانی را بالای سر خود نگه داشته و در دست چپ نيز یک لوح سنگی را که روی آن با شماره‌های رومی نوشته شده JULY IV MDCCLXXVI که نشانگر 4 ژوئیه1776 میلادی تاریخ استقلال آمریکاست، دارد. مجسمه آزادی فقط یک تندیس ساده نبود بلکه نماد رازگونی از یک جریان مخفی و مخوف بود که سال‌ها بعد نبض حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی جهان را به دست گرفت لذا آنچه قرار است در این جستار به آن پرداخته شود، نگاهی جدید و از زاویه‌ای دیگر به اسرار پشت پرده مجسمه‌ای است که آن‌را به اصطلاح تندیس آزادی می‌خوانند.


سال‌ها قبل‌تر از آن یک یهودی دریانورد به نام کریستوفر کلمب با مشورت با محافل یهودی اسپانیا و با توجه به اطلاعات و شواهدی که از وجود سرزمینی در آن‌سوی اقیانوس اطلس داشت، با نیت پیدا کردن ارض موعود عهد عتیق، سرزمین خالی از سکنه‌ای! را می‌یابد. اندکی بعد این سرزمین مورد توجه پیوریتن‌های انگلیسی قرار می‌گیرد. این مسیحیان یهودی به محض ورود به آمریکا آن‌را ارض موعود نامیده و بومیان آن سرزمین را کنعانیان پنداشته و تاجایی که می‌توانند آنها را قتل عام می‌کنند. نخستین کتابی که در آمریکا به چاپ می‌رسد «مزامیر داوود» است، پیوریتن‌ها نام‌های عبری بر فرزندان، خیابان‌‌ها و شهر‌های خود می‌گذارند تاجایی که باید پسوند« DC» در نام شهر «Washington DC» را David Capital یعنی (پایتخت داوود) دانست. نهایتا پس از مدت‌ها جنگ‌های داخلی سرانجام در چهارم ژوئیه 1776 نخستین کشور تمام فراماسونری جهان یعنی آمریکا استقلال خود را اعلام می‌کند. بیش از یک قرن پس از آن یعنی درسال 1886 میلادی فرانسه به مناسبت یکصدمین سالگرد استقلال آمریکا مجسمه آزادی را در چند تکه مجزا توسط کشتی به آمریکا هدیه می‌کند. طراح اصلی این مجسمه «فردریک آگوسته بارتولدی» مجسمه‌ساز ماسون فرانسوی بود البته سازه درونی آن را «الکساندر ایفل» مهندس فرانسوی برج ایفل، طراحی كرد. مهندسان و طراحان دیگری نظیر «ژوزف پولیتزر» و«اوژن ویوله لودوک» نیز در جریان ساخت آن نقش داشتند. ویژگی مشترک تمام این مهندسان و طراحان عضویت در لژهای فراماسونری فرانسه بود. تا جایی که به عنوان مثال بسیاری از نماد شناسان برج ایفل را یک «ابلیسک» فانتزی می‌دانند. در ابتدا سازندگان فرانسوی آن اعلام کردند که این مجسمه نماد «تائیس» معشوقه اسکندر است. اما نکته ظریفی که در این میان نادیده ماند چیز دیگری بود که بعد‌ها نشریه ماسون ترک آن را فاش ساخت و آن شباهت بسیار زیاد چهره این مجسمه با «ایسیس» اسطوره مصر باستان و الهه مورد تقدیس ماسون‌ها بود. بعد‌ها فردریک بارتلدی در پاسخ به انتقاد افرادی که بیان می‌داشتند این مجسمه از نظر فرم صورت به «تائیس» هیچ شباهتی ندارد، گفت: من در طراحی این مجسمه از چهره مادر بیوه خودم الهام گرفته‌ام. آری، بارتلدی راست می‌گفت ولی منظورش از مادر بیوه، «ایسیس» بود که در واقع مادر بیوه معنوی تمام ماسون‌ها از جمله خود او بود. پس از انتقال این مجسمه به نیویورک آمریکایی‌ها با هزینه‌ای نزدیک به 200 هزار دلار پایه‌ای 46 متری از جنس گرانیت برای آن ساختند تا مجسمه را روی آن قرار دهند.


حال که فراماسون‌های فرانسوی برای آمریکا سنگ تمام گذاشته بودند ناپسند می‌نمود اگر طراحان آمریکایی دست روی دست می‌گذاشتند و البته در عمل نیز چنین نشد و در نهایت پایه گرانیتی آنها یک کپی محض از معبد کذایی سلیمان از آب درآمد؛ معبدی که ماسون‌ها برای رسیدن به نظم نوین جهانی و تشکیل حکومت ماسونی – یهودی خویش بالاخره باید آن را بر بقایای مسجد‌الاقصی بنا کنند. با این تفاسیر جای تعجب هم نخواهد داشت اگر ارتفاع این ساختمان 46 متر یعنی مجموع 33+ 13 (2 عدد مورد علاقه فراماسون‌ها) باشد و خود تندیس نیز دارای 168 پله به علاوه يك نیم پله (مجموعاً169) باشد که بازدیدکنندگان را تا بالای برج راهنمایی کند.(169= 13×13)! بارتلدی روی تاج این مجسمه 7 شعاع نور قرار داد تا بیش از پیش نماد‌های ماسونی این تندیس ننگ و نیرنگ را آشکار سازد. عدد 7 در کنار سمبل‌های گوناگون نور از دیرباز ستوده مصریان باستان و یهودیان و کابالیست‌های مصرزده بود. همانگونه که آن را در شمعدان 7 شاخه یهود «MENORAH»، خورشید 7 شاخه مصریان یا 7 ستاره منقوش در آسمان معبد سلیمان دیده‌اید. اما نکته‌ای که در این میان بنا بر اعتراف فرانسویان هرگز نباید فراموش کرد الگوبرداری ساخت مجسمه از «تائیس» معشوقه اسکندر است. حتی اگر شباهت‌های چهره این مجسمه با ایسیس را کنار بگذاریم چه دلیلی دارد فرانسوی‌ها نمادی از تائیس بسازند و آن را به آمریکا هدیه دهند. مگر غربیان در تاریخ هزار خدایی یونان و رم با کمبود الهه مواجه شده بودند که از یک شخصیت نه‌چندان موجه به نام«تائیس» مجسمه بسازند و آن را تندیس و نماد آزادی قرار دهند. آری حقیقت چیز دیگری است که لاجرم مجبوریم برای روشن شدن این گوشه از تاریخ و آشنایی با شخصیت این زن به بازخوانی گذرای حمله اسکندر به ایران‌زمین بپردازیم. با آنکه اسکندر یا همان الکساندر در میان غربیان قهرمانی بزرگ شناخته می‌شود ولیکن در میان ایرانیان به عنوان شخصیتی بدنام و ویرانگر نمود یافته است، در متون زرتشتی، از وی همواره به عنوان «گجسته» (ملعون و شوم) یاد شده و همراه ضحاک و افراسیاب از کارگزاران اهریمن به شمار آمده است. در این اثنا عده‌ای نیز نظر در انکار وجود شخصیت تاریخی به نام اسکندر مقدونی دارند، ولی این به معنای نادیده انگاشتن انبوهی از آثار و اسناد تاریخی و باستان‌شناسی و حذف تاریخ اسکندر و سلوکیان و خلأ زمانی به‌ مدت بیش از 100 سال از تاریخ ایران است. اسکندر متولد مقدونیه و فرزند فیلیپ پادشاه مقدونیه بود. در آن زمان مقدونیه قسمتی از حکومت یونان بود که البته مقدونی‌ها در میان مردم یونان معروف به وحشیگری بودند لذا فیلیپ پدر اسکندر، برای فرزند خود معلمانی یونانی استخدام کرد تا با فرهنگ یونانیان بزرگ شود. اسکندر پس از مرگ پدر، پادشاه مقدونیه شد و پس از کشمکش‌ها و فراز و نشیب‌هایی که بیان آن در این مجال نمی‌گنجد برای ماجراجویی و تصاحب سرزمین‌های دیگر، راه جهانگشایی و حمله به دیگر کشورها را پیش گرفت. اگر چه یونانی‌ها او را وحشی و بربر می‌دانستند، ولی هنگامی که باتصاحب سرزمین‌های دیگر توسط او ثروت زیادی به آتن سرازیر شد، با وی همراه شدند. بزرگ‌ترین و مهم‌ترین جنگ اسکندر، نبرد با امپراتوری وسیع، قدرتمند و متمدن هخامنشیان بود. نبرد اسکندر و پادشاه ایران، چند بار به عقب نشینی وی انجامید، اما سرانجام با تضعیف روحیه سپاهیان ایران، ورق به نفع یونانیان برگشت و اسکندر، داریوش را در منطقه «گیل گمش» شکست داد.


در شب پیروزی، اسکندر و افسرانش در تخت جمشید (پرس پولیس) قصر باشکوه ایرانیان، جشن بزرگی برپا کردند. اسکندر همواره در سفرهای خود یک گروه از زنان فاحشه و رقاص و شراب‌ریز همراه خود می‌آورد تا بساط عیش و نوش و شهوت‌رانی خود و فرماندهان سپاهش گسترده باشد. یکی از این زنان، تائیس کنیزی اورشلیمی بود که به خاطر زیبایی به دربار اسکندر راه یافته بود. پس از آنکه اسکندر قصد ازدواج با شاهزاده اسیر ایرانی و دختر داریوش سوم«استاتیرا» را کرد، حسادت تائیس او را به طرح نقشه‌ای اهریمنی کشاند که نهایتا صد‌ها سال تمدن، فرهنگ و افتخار جهانی را به خاکستر نشاند. در آن جشن، تائیس آنقدر به اسکندر شراب خوراند که عقل او را کاملا زایل کرده و سپس از او خواست به انتقام معبدی که در آتن توسط خشایارشا به آتش کشیده شد، پرس پولیس (تخت جمشید) را آتش بزند. اسکندر مشعلی را به تائیس داد و او هم پرده‌های حریر و جواهرنشان قصر را به آتش کشید و پس از مدتی کوتاه، قصر یکپارچه در آتش کین و حقارت شخصیت تائیس سوخت و اینگونه شد که امروز در دست مجسمه به ظاهر آزادی آمریکا (تائیس) همان مشعل هنوز به امید به آتش کشیدن دوباره تمدن شرق افروخته است و اینگونه شد که یک فاحشه که گوشه‌ای ناچیز از تاریخ تاریک و ددمنشانه غرب را اشغال کرده نماد آزادی می‌شود!


به راستی، چرا سازندگان فرانسوی مجسمه آزادی چنین شخصیتی را به عنوان نماد آزادی در نظر گرفتند؟ بی‌شک یکی از اصلی‌ترین دلایل آن یادآوری حمله اسکندر به شرق و استحاله فرهنگی آن است چراکه تاریخ‌شناسان یکی از مهم‌ترین اقدامات اسکندر را هلنیزه کردن سرزمین‌های تحت‌تصرفش می‌دانند. هلنیسم در لغت به معنی تقلید از یونان و به معنی مجموعه تمدن و فرهنگ یونان و به عبارتی ساده‌تر یونانی‌مآبی است. در این راستا اسکندر اقدام به تاسیس شهرهای جدید در راه‌های مهم و استراتژیک و کوچ دادن مردم از آسیا به اروپا و از اروپا به آسیا کرد. وی با این کار قصد در استحاله فرهنگی متصرفاتش داشت.


نمود بارز و آشکار این مساله را می‌توان در هلنیزه شدن سلسله ایرانی اشکانیان پس از براندازی سلوکیان (بازماندگان سلوکوس جانشین اسکندر) دید، اشکانیان همواره سعی در یونانی‌مآبی داشتند تا جایی که حتی بر سکه‌هایشان عنوان (یونان دوست) همراه با اسم پادشاه زمان می‌آمد. به عبارتی دیگر مجسمه آزادی به نوعی نماد رشد غربگرایی نیز هست. تائیس یا همان مجسمه آزادی، می‌تواند یادآور تمام این گذشته باشد. اکنون نیز ملل شرقی به تقلید از اروپاییان و در مقابل غربی‌ها نیز به این سلطه می‌نازند و این میراث شوم اسکندر و تائیس است. اما نکته بسیار بسیار مهمی که هرگز نباید از نظر دور شود این است که تمدن غرب هرگاه افول کرد نتوانست دوباره در همان مکان ابتدایی، خود را بازسازی کند و در جایی دیگر ادامه حیات داد لذا می‌بینیم پس از افول یونان، روم برمی‌خیزد و بعد از آن غرب از اروپای میانی، انگلستان و نهایتا آمریکا سر بر می‌آورد، یعنی غرب هیچگاه نتوانست در همان حوزه مکانی اولیه دوباره رشد کند. این تمدن آنقدر نقصان داشت که قدرت هضم تجاوزات و حتی تبادلات فرهنگی سالم را نیز نداشت. اما در مقابل، تمدن کهن و با فرهنگ ایران هرگاه دچار نزول شد دوباره در همان مکان جوانه زد، هرگز نباید فراموش کرد که نهایتا اسکندر با لباس ایرانی از این مرز پرگهر رفت، وحشیان و متجاوزان مغول مسلمان شدند و رصدخانه و مسجد و کتابخانه ساختند و از میان 3 نفر زبانشناس که قواعد زبان عربی را برای خود عرب‌زبانان نگاشتند 2 تن از آنها ایرانی بودند واکنون نیز پس از چند هزار سال بازهم ایران است که در مقابل زیاده‌خواهی‌های وحشيگرانه غرب ایستاده است. آری تکرار این تجربه تاریخی و از سویی دیگر پیشگویی‌های غرب نیز همین را می‌گوید که منشأ آن اتفاق بزرگ آخرالزمانی نیز ایران است و موعود ادیان به یاری ایرانیان است که بساط بیداد آنها را برخواهد چید. گویا غرب ناگزیر از شنیدن نام ایران در کنار ناکامی‌های خود است، لذا اینگونه است که تائیس دوباره مشعل به دست رو به سوی شرق بر فراز آتلانتیس ایستاده است. اگر بخواهیم اندکی تاریخی‌تر به مساله نگاه کنیم باید در نظر داشته باشیم زمانی که امپراتوری ایرانیان 127 ایالت را زیر سلطه خود ساماندهی کرده بود اوج تمدن غربیان یعنی یونان هنوز از سیستم ابتدایی دولت- شهرها (نه یک امپراتوری واحد) استفاده می‌کرد، لذا غرب ناگریز است تا با ساختن یک اتوپیای (آرمانشهر) خیالی یعنی یونان باستان تمام مدنیت را به خود ارجاع دهد. زمانی که سخن از منطق باشد ارسطو الگو می‌شود اگر از ریاضیات سخن رانده شود ارشمیدس را نشان می‌دهند، پدر علم پزشکی باید بقراط باشد و غیره و غیره تا من ایرانی هیچگاه به این فکر نکنم که چرا غرب هنوز با این همه ادعا نتوانسته حقوق بشری را که کورش 2500 سال پیش به بهترین نحو اجرا می‌کرد حتی شبیه‌سازی کند. اگر لازم باشد برای من و توی ایرانی فیلم 300 می‌سازند تا ما را از تمام گذشته پرافتخارمان بیزار کنند تا مبادا شکوه و تمدن نیاکانی‌مان ما را دوباره به فکر فرهنگسازی در جهان بیندازد. آری این کینه‌ای دیرینه است از تمدن شرق و سترگ ایران‌زمین که در هیبت شعله‌های آتش در مشعل عفریت جنگ این الهه شوم پیوندی! (تائیس + ایسیس) خود را نشان داده است. صد البته غرب در این آتش کین می‌سوزد و خواهد سوخت چراکه پس از تلاش چندهزار ساله آنها برای منکوب و استحاله تمدن ایران‌زمین جوانه‌ نورسته‌ای دوباره و این‌بار در هیبت اسلام شیعی از دل ایران‌زمین رویید و این‌بار نیز ایرانیان بهترین را انتخاب کردند؛ رویشی که به لطف حق به انقلاب نهایی موعود منجر خواهد شد و چه زیبا پروردگار بزرگ در قرآن، کتاب انسان فرمود: «و نرید ان نمن علی‌الذین استضعفوا فی‌الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین» «و ما اراده کردیم تا بر مستضعفان جهان منت گذارده و ایشان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم».

 

منبع:وطن امروز

مشاهده ادامه مطلب تائیس؛ تندیس تمدن سوزی

نیمه شعبان مبارک

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا

من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

 

اگر تو نیایی سیلی ظالمان همیشه بر گونه مظلومان می خورد و صدای ظالم همه جا به گوش می رسد ...

 

ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد

ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت

ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت

صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت

 

شاید آن روز که سهراب نوشت:

"تا شقایق هست زندگی باید کرد"

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت

باید اینگونه نوشت:

هر گلی هم باشد، چه شقایق چه گل پیچک و یاس

زندگی بی مهدی

زندگی با غم‏هاست

 

اگر با آمدن "آفتاب" از "خواب" بیدار شویم نمازمان قضاست...

 

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشم هایت
این چشم های ما کمی تقوا بگیرد

نه شرم و حیا ، نه عار داریم از تو
اما گله بیشمار داریم از تو
ما منتظر تو نیستیم "آقا جان"
تنها همه "انتظار" داریم از تو

در گوش سحر طنین حزب‏اللَّه است
خورشید ز عزم عاشقان آگاه است
اى منتظران سرود وحدت خوانید
فرزند محمد و على در راه است

 

سِرّی که فقط خدا از آن آگاه است  / مهدی گل بی خزان آل الله است

ای منتظران حضرتش برخیزید  / پیغام دوباره سحر در راه است . . .

 

عید همگی مبارررررررک

هر کاری کنیم بعضیا اینقدر کارای تابلو می کنن که نمیشه یه مطلب بنویسیم که از مسایل روز سیاسی توش نباشه!

امروز دوشنبه بک روز قبل از نیمه شعبان آخرین شماره روزنامه ها قبل از این روز مبارک و عیر فرخنده بود. متاسفانه یا خوشبختانه از میان انبوه روزنامه های رنگارنگ چپ و راست فقط روزنامه های انقلابی با چاپ تصاویری به استقبال این روز فرخنده رفته اند. یعنی غیر از روزنامه های ایران و وطن امروز و کیهان ـ که همگی از حامیان دولت و ولایت هستندـ و روزنامه جام جم که اخیرا مواضع انقلابی اتخاذ می کند سایر روزنامه های متعلق به حضرات چپ و راست و مجمعی! و مجلسی! و شهرداری! کسر شانشان شده که در صفحه اول این میلاد فرخنده را شادباش بگویند...

فقط می تونم بگم متاسفم



مشاهده ادامه مطلب نیمه شعبان مبارک

بدون شرحی از مجاهدی بزرگ و فقیهی عالیقدر به نام منتظری!

در وسايل به یادگار مانده از عموی شهیدم _ که در سال 65 در سن 17 سالگي در عمليات کربلاي 4 به شهادت رسيد ، پوستري ديدم که برايم جالب بود. در ميان انبوه پوسترها و اطلاعيه هاي مربوط به اوايل انقلاب و سال هاي جنگ، پوستري از آقاي منتظري ديده مي شد که به همت و سليقه مادربزرگ و پدربزرگم همچنان به يادگار نگه داري شده بود. ايشان گفتند که شهيد هنگامي که آقاي منتظري قائم مقام رهبري بود، در کنار دهها عکسي که از حضرت امام (ره) داشت، اين پوستر از او را هم در اتاقش نصب کرده بود.

 

 اما واقعا چه زود منتظري خود و همه سابقه و زحمات طاقت فرسايش را به نفسش فروخت...چه شد که کسي که پوسترش جاي در ديوار اتاق شهدا (کساني که حضرت امام (ره) بهشان غبطه مي خورد) داشت، و خودش نيز در قلوب انقلابيون، کمتر از چندماه بعد مطرود امام (ره) و مردم و نقطه اميد ضدانقلابيون و کينه توزان به امام (ره) و انقلاب شد؟! و مراسم تشييع جنازه اش فرصتي براي اشوب و اغتشاش عليه نظام اسلامي؟!

سرنوشتي که براي هرکسي محتمل هست! تازه آقاي منتظري پدر شهيد بود! خدا به فرياد کساني برسد که پدر اغتشاشگرهاي فراري هستند!!

آقاي منتظري مرد اما منتظري ها هستند و خواهند بود. اي کاش منتظري همواره قائم مقام رهبري مي ماند و تسليم شيطان دروني اش نمي شد. امروز هم اي کاش ها را براي کسان ديگري مي گوييم و اميدواريم روزي را نبينيم که به تعداد منتظري ها افزوده شود...

 

"اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا"

 

این هم عکسی از عمویم که در سن ۱۳ سالگی در اثر مجروحیت جنگی در بیمارستان بستری شده بود:

 

 

 

پدر این شهید به بیماری سختی گرفتار شده. برای شفا و عاقبت به خیری اش دعا کنید.

 

تازه نوشت: امروز (شنبه) رييس مجلس فرمايشاتي در همايش مهدويت داشت که احتمالا فردا تيتر يک و دو اغلب روزنامه هاي مستقل زنجيره اي! باشد. در نقد اين اظهارات و تضادش با اظهارات اقا خواهم نوشت.

مشاهده ادامه مطلب بدون شرحی از مجاهدی بزرگ و فقیهی عالیقدر به نام منتظری!

نماز دشمن شاد کن!

اعیاد شعبانیه و ولادت امام حسین و امام سجاد و حضرت ابالفضل علیهم السلام و ولادت آقا و مقتدامان امام خامنه ای مبارک.

از طرفی انفجار ناجوانمردانه مسجد جامع زاهدان و شهادت و مجروح شدن جمعی از هموطنان را که باعث تلخ شدن شیرینی این اعیاد شد تسلیت عرض می کنم. کاش کسی یقه موسوی ملعون را می گرفت تا از او بپرسد چرا در مقابل اعدام عاملان چنین جنایاتی معترض می شود اما در برابر پرپر شدن دهها هموطن بیگناه سکوتی رضایتمندانه در پیش می گیرد؟! آقای موسوی! حکومت با کفر می ماند اما با ظلم نه!

هفته گذشته اتفاقات جالبی افتاد. از بازگرداندن عجیب و غریب امیری به تهران گرفته تا تعطیلی دو روزه تهران به علت گرمی هوا که حرف و حدیث های مختلفی داشت. عده ای دستگیری ریگی معدوم را در ازای مبادله سه جاسوس آمریکایی دانستند! امروز هم آزادی امیری را مبادله او با همان سه نفر می دانند! معلوم نیست چندبار می شود چند نفر ثابت را مبادله کرد؟! حماقت و تحلیل های متعصبانه هم حدی دارد! مسئله بامزه دیگر مصاحبه میزگرد مانند "شرق" با کامبوزیا پرتوی و چاپ عکس تمام قد او در صفحه اول بود. همان کسی که در حرکتی سنجیده!!!! با "کوچولو" خطاب کردن رییس جمهور در حضور دختر مکرمه حضرت آيت الله العظمي اکبر هاشمي رفسنجاني، رياست محترم مجلس خبرگان و معزز مجمع تشخيص مصلحت نظام به تقویت قوای سه گانه بسیار کمک کرد! خدا می داند اگر احدی در زمان ریاست جمهوری آقای مذکور و یا اعوان و انصارش شبیه این کلمه ـ نه عین همین کلمه!ـ را خطاب به ایشان به زبان می آورد یکسال بعد اصلا وجود خارجی داشت که کسی عکسش را صفحه اول روزنامه اش چاپ کند؟!؟!؟!

سالگرد سقوط هواپیمای کاسپین تهران ایروان و درگذشت عده ای از هموطنان به خصوص کرو پرواز را هم تسلیت می گویم.

بگذریم...

امروز سالگرد نمازجمعه منحصر به فرد ۲۶ تیرماه به امامت آقای هاشمی بود. نماز جمعه ای که احتمالا به عنوان آخرین نمازجمعه عمر او ثبت خواهد شد. کم سن و سال تر که بودم برای تشریح تاثیر مذهب در نگاه سیاسی ام مثالی ساده می زدم. طبق اعتقاد سياسي- مذهبي ام برگرفته از آرا و انديشه هاي امام خميني (رة)، با خود می اندیشیدم اگر روزي دشمن طالب نماز خواندن من شود و نمازم، اين زيباترين و عيني ترين عبادت روزانه يك مسلمان نه تنها خاري در چشم دشمنان نباشد، بلكه ملعبه اي براي عقده گشايي زخم خوردگان عليه اسلام ناب باشد، هرگز چنين نمازي نخواهم خواند و یا حداقل در خواندنش تردید خواهم کرد؛ و البته هرگز فكر نمي كردم چنين روزي بيايد و اقامه نماز نفاق را به چشم ببينم!

مي توان نماز جمعه 26 تيرماه را از جهاتي يكي از منحصر به فردترين نمازهاي جمعه برگزار شده در تهران ناميد. چندين فاكتور اين نماز جمعه را از ساير نماز جمعه هاي پايتخت متمايز كرده بود. در حاليكه امام جمعه موقت تهران به طور معمول چهارشنبه هر هفته اعلام مي شود و روزنامه هاي كثيرالانتشار روز بعد (پنجشنبه) برنامه نماز جمعه را اعلان مي كنند، اين بار از ابتداي هفته نام هاشمي براي اقامه نماز به سر زبان ها افتاد و تحليل ها و گمانه زني ها پيرامون اين حضور پاي ثابت روزنامه هاي زنجيره اي در هفته قبل نماز بود. شايد براي اولين بار بود كه راديو اسراييل و امريكا ضمن آموزش نماز جمعه در سايت هايشان، از مردم براي حضور حماسي!! در نماز دعوت مي كردند. چند روز پيش از آن گري سيك سياستمدار سرشناس امريكايي _كه بعضي اصلاح طلبان خيلي خوب او را مي شناسند!_ با ارايه پيشنهادات جالب و در خور تاملي به اصلاح طلبان توصيه كرده بود به جاي تجمع در خيابان _ كه امكان برخورد نيروهاي مردمی حافظ نظام را فراهم مي كند_ بايد در اماكن مذهبي و مقدس حضور يابند. بلافاصله بعد از اعلام حضور هاشمي در نماز جمعه، مجريان جريان برملا شده دوم خرداد كه فرصتي از اين بهتر نمي ديدند، اعلام كردند با همه توان در نماز جمعه شركت خواهند كرد. به خصوص شخصيت هايي چون خاتمي، موسوي، كروبي و روحاني كه سال هاست نماز جمعه را تحريم!! مي كنند، خبر از حضور در بين نمازگزاران دادند. طرف خارجي هم در ادامه هماهنگي با حضرات، ضمن دعوت از معترضين! از ايشان خواست براي اجراي پروژه پيشنهادي گري سيك در نماز شركت كنند. هدف هم مشخص بود. بعداز سرد شدن فضاي كشور اين بهترين فرصت براي تهييج مجدد معدود معترضين و غبارآلود كردن جو سياسي كشور بود. از طرفي با توجه به موقعيت نماز جمعه امكان برخورد با معترضين و حتي اغتشاشگران  _ در صورت حضور و اغتشاشگري_ به شدت تقليل مي يافت. و نهايتا غم انگيزترين، خبيثانه ترين، خطرناك ترين و در عين حال اصلي ترين هدف دشمنان خارجي و ايادي آگاه و ناآگاه داخليشان _ البته به خيال خامشان_ از فراخوان براي استقبال از نماز جمعه تحت تاثير قراردادن نماز جمعه وحدت بخش 29 خرداد به امامت امام خامنه اي (مدظله العالي) و نفي فصل الخطاب بودن بيانات ايشان بود؛ كمااينكه هاشمي هم با جسارتي خجالت آور سعي كرد خطابه اش را تاريخي و پاياني بر حوادث موجود قلمداد كند!

صحبت هاي هاشمي هم به شدت متناقض و سوال برانگيز بود. در حاليكه دم از مردم و مردم گرايي مي زد، در آغاز هيچ سخني از جان باختن ده ها انسان بيگناه در حادثه هوايي بيان نكرد و با بي شرمي به بازماندگان تسليتي نگفت. از طرفی هم شاید برای اینکه حمایت غرب از مواضعش را از دست ندهد کوچکترین سخنی از شهیده حجاب دکتر مروه به زبان نیاورد. از قانون و قانونگرايي گفت، اما اشاره اي به قانون شكني هاي مكرر و هزينه بر موسوي، عده اي از افراطيون شكست خورده و و فرزندان مسئله دارش نكرد. از لزوم هوشياري در مقابل دشمنان قسم خورده ملت حرافي كرد، و در عين حال سخني از نامه نگاري خود و اظهارات دشمن شادكن اطرافيانش سخني به زبان نياورد. از مروجان ترديد بين مردم ظاهرا انتقاد كرد، اما گويا اظهارت همسرش در روز راي گيري و صحبت هاي مكرر موسوي و كروبي و اطرافيانشان مبني بر تقلب در انتخابات و صدالبته تردید افکنی های متعدد خودش را _پيش از انتخابات_ فراموش كرده بود. از رسول اكرم (ص) و حضرت امام خميني (رة) سخن پراكني كرد، اما از مولا علي عليه السلام و رهبر معزز انقلاب سخني به ميان نياورد؛ گويا علاقه ي چنداني به بازخواني حوادث بعد از پيامبر و نفاق پديدآمده در سال هاي بعد از رحلت ايشان نداشت! همنوايي جالبش با اوباما و مركل و ساركوزي و براون در معترض خواندن "مردم" به شدت به چشم آمد! آنجا كه مردم را معترض به انتخابات خواند! آيا اين مدعي قانون گرايي، بيش از 24 و نيم ميليون ايراني را به حساب نمي آورد؟! تازه اگر بسياري از راي دهندگان به موسوي را جزو معترضين بدانيم كه به هيچ وجه چنين نيست. اشاره اي هم به آزادي مطبوعات و رسانه ها كرد اما گويا به ياد نياورد كه در زمان خودش چند روزنامه اجازه انتقاد قانوني از دولتش را داشتند!؟  

و در پايان سخني با آقاي هاشمي!  

چه كرده ايد با خود كه امروز تمام دشمنان قسم خورده امام و انقلاب و كينه توزان به پير جماران چشم طمع به شما بسته اند؟ بي شك اگر براي اين انقلاب اتفاقي بيفتد _كه ان شالله چنين نخواهد شد_ استكبار گرگ صفت به شما و امثال شما هم رحم نخواهد كرد. در ضمن نگاهي به حاميان ظاهري تان و كساني كه در داخل و خارج شعار حمايت از شما را مي دهند بيندازيد! آيا اينان به راستي حامي ايدئولوژيك و آرماني شمايند؟! يا اينكه همان هايي هستند كه تا ديروز انواع و اقسام بي شرمانه ترين توهين ها را نثار شما و فرزندانتان مي كردند و امروز كه شما را در مقابل نظام و رهبري و امت حزب الله مي بينند، سعي دارند به وسيله شما از انقلاب انتقام جويي كنند. تا دير نشده به هوش آييد. فرصت ها در حال گذرند و شما نیز در حال گذر از این فرصت ها... 

 

 ما اهل كوفه نیستیم علی تنها بماند ....

 

 البته روزنامه های دوم خردادی در طنزی تاریخی در حالی روز شنبه پس از آن تعداد نمازگزاران را دو و نیم میلیون و صدهاهزار نفر ذکر کردند که حتی از چاپ یک عکس از این جمعیت میلیونی خودداری کردند!!

 

 

این جماعت میلیونی البته مثل اینکه یادشون رفته برا نماز مهر و زیرانداز بیارن!

 

و البته علت اینکه عکسی چاپ نکردند این بود که بیشتر نمازگزاران ـ تاکید می کنم نمازگزاران نه تماشاچیان! ـ برای حمایت از رهبری خود آمده بودند. و انصافا هم با شعور بالای سیاسی خود مانع فرصت طلبی عده ای شدند:

 

 

در ضمن این نماز جمعه اولین نمازی بود که هیچ تکبیری نداشت! برعکس نماز جمعه ۲۹ خرداد آقا که با تکبیرهای مکرر و دشمن شکن همراه بود...

مشاهده ادامه مطلب نماز دشمن شاد کن!

آقای هاشمی از عاقبت ظلم نمی ترسید؟!

روز یکشنبه روزنامه های فوق حرفه ای و مستقل!! اصلاحطلب مطابق معمول به صورت اتفاقي تيترهاي مشابهي راجع به حمايت حضرت آيت الله العظمي اکبر هاشمي رفسنجاني، رياست محترم مجلس خبرگان و معزز مجمع تشخيص مصلحت نظام از دکتر علي لاريجاني، رياست گرانقدر و ولايتمدار مجلس شوراي اسلامي کار کرده بودند که به شدت توي ذوق بيننده مي زد. سه روزنامه مستقل!! آرمان روابط عمومي، آفتاب يزد و شرق در صفحه اول خود براي برجسته کردن اين حمايت، اقدام به انعکاس پررنگ آن و اختصاص عکس اول (غير از شرق) خود به اين خبر نمودند.

 

البته حمايت حضرت آيت الله العظمي اکبر هاشمي رفسنجاني، رياست محترم مجلس خبرگان و معزز مجمع تشخيص مصلحت نظام از دکتر علي لاريجاني، رياست گرانقدر و ولايتمدار مجلس شوراي اسلامي جاي تعجب نداشت، چرا که آقاي دکتر لاريجاني رياست گرانقدر و ولايتمدار مجلس شوراي اسلامي نيز در مواقع حساس به طرق مختلف حمايت علني و غيرعلني خود را از حضرت آيت الله العظمي اکبر هاشمي رفسنجاني، رياست محترم مجلس خبرگان و معزز مجمع تشخيص مصلحت نظام اعلام ابراز داشته بودند. اما در اين باره متاسفانه تناقض هايي بين گفتار و کردار حضرت آيت الله العظمي اکبر هاشمي رفسنجاني، رياست محترم مجلس خبرگان و معزز مجمع تشخيص مصلحت نظام وجود دارد که مردم را دچار سردرگمي مي کند.

در اين باره ذکر چند نکته اجتناب ناپذير است:

1. آقاي هاشمي! اگر صادقيد، اي کاش آنقدر که نسبت به توهين هاي انجام نشده! نسبت به آقاي لاريجاني برآشفته ايد، اندکي هم به توهين هاي انجام شده در يک سال اخير به عشقتان! (رهبر مقتدر و مظلوممان) واکنش نشان مي داديد! شما که در اسرع وقت خود را ملزم دانستيد چند شعار دانشجويان انقلابي و خار در چشم دشمنان را محکوم کنيد، در مقابل سنگين ترين و بي سابقه ترين دشنام ها و ناسزاها به عشقتان چرا و چگونه سکوت کرديد؟! ما در مقابل مجلس نه عکس آقاي رييس مجلس را آتش زديم، نه لگدمالش کرديم، نه به او ديکتاتور گفتيم، نه شعار مرگ بر او داديم، و نه ... (در سال گذشته هواداران شما بعضا در حضور و پشتیبانی فرزندان ناخلفتان توهين هايي به عشقتان کردند که قلم از بيان آن شرم دارد)، بلکه فقط او را به پيروي عملي از ولي امرمان دعوت کرديم. چگونه است که امر به معروف و نهي منکر عده اي دلسوخته امام (ره) و انقلاب و رهبري که بدون هيچ چشم داشتي فقط به اعتلاي نام اسلام و ايران و اين انقلاب مي انديشند (هرچند ممکن است در حاشيه اشتباهاتي هم داشته باشند) را ضمن توهين دانستن آن ها سريعا محکوم مي کنيد، ليکن نسبت به هتک هرمت مقتداي ما و عشق مورد ادعايتان نه تنها موضعي نمي گيريد، که با ليدرهاي اين تحرکات مکررا ديدار و از آن ها حمايت هم مي کنيد. آقاي هاشمي! مي دانم که بيشتر از من از اين آيات اطلاع داريد، اما ذکر آن ها خالي از لطف نيست:

"... لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق..."

"و لله لا يهدي القوم الظالمين"

2. آقاي هاشمي! فرموده ايد:"نبايد حرکات نسنجيده موجب تضعيف قواي سه گانه شود". وا عجبا!! اظهارات موهن و رکيک دختر بي حياي شما در دوم خرداد خطاب به رييس جمهور (يعني رييس يکي از همان قواي سه گانه!!) حرکتي سنجيده در جهت تقويت قوه مجريه بود؟! اقدامات ضد امنيتي آقا پسر درس خوانتان که بدون تعطيلي 10 ماه است! مشغول کسب علم در غربت فرنگ است، چگونه منجر به تقويت قواي سه گانه شد؟!! دعوت به آشوب خياباني از سوي همسر مکرمه شما چه طور؟! مصداقي از حرکات نسنجيده هست يا نه؟! آيا افراد مورد حمايت شما در مناظره هاي انتخاباتي براي تقويت قوه مجريه رييس جمهور را خرافاتي، دروغ گو و رمال خطاب کردند؟! ترديد افکني و دم زدن از بي اعتمادي در انتخابات که حضرت آقا (همان عشق شما) در مراسم تنفيذ رييس جمهور از مناديانش انتقاد کردند* از سوي چه کسي کليد زده شد و ادامه دهندگان اين مسير مورد حمايت همه جانبه چه کسي بوده و هستند؟! آيا احتمال نمي دهيد از ديد مردم يکي از نسنجيده ترين حرکات که منجر به تضعيف قوه مجريه شد، اعلام پايان مدارا با دولت از سوي شخص حضرتعالي باشد؟! چه کسي در مشهد با صراحت يک سال قبل از انتخابات از پايان مدارا با دولت سخن گفت و در شرايطي که رهبري همه را به حمايت از دولت فرا مي خواندند و درست چند ماه بعد از اينکه ايشان اعلام کردند از اين دولت به طور خاص حمايت مي کنند، براي دولت از رو شمشير کشيد؟! اين اظهارات شما منجر به تضعيف قوه مجريه شد يا تقويت آن؟! عدم حضور شما در مراسم تنفیذ منتخب ملت نیز در راستای تقویت قوه مجریه بود؟! جناب آقای هاشمی! اگر رویه خود را اصلاح نکنید مردم خداي ناکرده با مقايسه اين کردار و گفتار شما گمان مي کنند که شما دروغ مي گوييد.

شايد هم اصلا همه اين ها در شرايطيست که رييس جمهور غير از رييس جمهور فعلي باشد! خدا مي داند اگر يکي از افراد محبوب شما مثلا با 10 ميليون رييس جمهور مي شد، روزنامه که بماند، آيا مي گذاشتيد وبلاگ دانشجويي منتقدي هم نفس بکشد؟!

به هر حال آقاي هاشمي! چون فعلا هنوز در نظام جایگاهی دارید از ذکر بسیاری ناگفته دیگر پرهیز می کنم. اما بدانید ظلم و پوشاندن حق با باطل کار دشواري نيست، ولی قطعا هم در دنيا و هم در آخرت هزينه زيادي خواهد داشت. اميدوارم شاهد روزي باشيم که شما خشنودي خداوند و بندگان صالحش را به خشنودي شيطان و ايادي اش ترجيح دهيد. چرا که :

" الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم"

 

و در پايان سخني دوستانه با آقاي لاريجاني!

آقاي رييس! مطمئن باشيد جوانان انقلابي و متعهد بيشتر از عده اي روزنامه نگار که به نوبت از رسانه هاي خارجي و ضدانقلاب سر در مي آورند، دلسوز و خيرخواه شما و کليت مجلسي که بايد در راس امور باشد هستند. اسير فتنه ها و حمايت هاي اين جماعت مگس صفت که فعلا حول شيريني شما تجمع کرده اند نشويد.

والعاقبه للمتقين

 

*"يك پيام ديگر اين انتخابات و اين حضور عظيم مردمى، وجود اعتماد متقابل ميان نظام اسلامى و مردم است. اينكه در اين انتخابات، عرصه براى گفتگو كردن، براى ورود افراد با گرايشهاى مختلف، براى به صحنه آوردن و روى دايره ريختن نظرات گوناگون، باز شد. اين، نشانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى اعتماد به نفس نظام است و نشانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى اين است كه نظام اسلامى به مردم خود اعتماد دارد؛ به مردم اعتماد ميكند. متقابلاً مردم هم به نظام اعتماد كردند، آمدند آراء خودشان را در صندوقها ريختند. اگر اعتماد به نظام نباشد، اين توجه مردمى، اين اقبال مردمى، وجود نخواهد داشت. اين كسانى كه دم از بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اعتمادى مردم ميزنند - اگر اين سخن از روى غرض نباشد، از روى غفلت است - كدام اعتماد از اين بالاتر كه مردم مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آيند در عرصه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى انتخابات وارد ميشوند، به نظامشان، به دولتشان اعتماد ميكنند، رأى خود را به آنها ميسپارند و منتظر ميمانند كه نتيجه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى اين رأى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گيرى را از آنها بشنوند؟ اين اعتماد بالاى مردم است." فرمایشات رهبری در مراسم تنفیذ رییس جمهور در ۱۲ مرداد ماه ۸۸

مشاهده ادامه مطلب آقای هاشمی از عاقبت ظلم نمی ترسید؟!

مرگ بر آمریکا

متاسفانه چند هفته اخیر علیرغم اتفاقات مهمی که رخ داد به علت مشغله کاری فرصت نکردم مطلب بنویسم. امیدوارم جبران کنم. فعلا چندتا نکته باید بگم تا بعد.

اولا درگذشت آیت الله فضل الله مرجع تقلید بزرگ شیعیان لبنان و از حامیان جدی مقاومت و مبارزه با استکبار تسلیت باد.

از طرفي ديروز سالگرد حمله موشکي وحشيانه رژيم آمريکا به ايرباس ايراني بود. هواپيمايي که با 290 مسافر قرباني هوس هاي گاوچران هاي آمريکايي شد. براي همه درگذشتگان اين حادثه تلخ و به ويژه کرو پرواز و خلبانان اين هواپيما طلب مغفرت مي کنم. شخصي منافق (نه به معناي منافقين رجوي _ که معتقدم به اشتباه به آن ها منافق گفته مي شود _ بلکه به معناي عام کلمه در اسلام) که البته در يکي از دستگاه هاي نظام _ خارج از دولت _ شغلي حساس دارد ادعايي در مورد اين هواپيما مطرح کرد که حتي در اين بيست و يک سال از زبان خود آمريکايي ها هم نشنيده بودم! او مدعي بود علت شليک آمريکايي ها به اين هواپيما اين بوده که يک يا چند جنگنده بالاي اين هواپيما پرواز مي کرده اند!!! اين ادعا انقدر مضحک است که براي کسي هم که به هوانوردي آشنا نباشد قابل قبول نيست، اما چه مي شود کرد که کار منافق شبهه افکني و تضعيف جبهه خودي و دفاع از دشمن آن هم با ژستي بي طرفانه است!

مورد آخر تجمع دو هفته پيش دانشجويان انقلابي و بيدار در برابر مجلس بود که واکنش هاي متعددي را برانگيخت. البته به حمدلله عليرغم همه بي لطفي ها و نامهرباني ها اين حضور برکات بزرگي داشت که ان شالله در آينده پديدار خواهد شد. هرچند وظيفه مي دانم اين را هم اضافه کنم که بعد از صحبت هاي آقا در ديدار با اساتيد بسيجي خودم هم به فکر فرو رفتم و به شدت انديشيدم اما خوابي ديدم که کمي از پريشاني نجاتم داد. به هر حال اميدوارم به دور از مصلحت سنجي ها و دنيا طلبي ها پيرو حقيقي ولايت فقيه باشيم و البته باقي بمانيم!

نکته اي هم به آقاي دلخوش بگويم که اميدوارم خدا از دروغ و تهمت هايي که به عده اي جوان دانشجوي عدالت خواه زد بگذرد. آقاي دلخوش! نه کسي ما را با اتوبوس آورد، نه کسي به ما قطره اي آب داد و نه شخصي از ما حمايت کرد. بابت اين تهمت ها مسئول خواهي بود. ما فقط جوان هايي بوديم که با تشخيص شرايط احساس وظيفه کرديم کاري کنيم تا بعدا بتوانيم جوابگوي خون شهدا و اماممان باشيم.

 

برای دریافت فیلمی کوتاه از شعارهای دانشجویان اینجا کلیک کنید.

اين هم تعدادي از عکس هاي اين تجمع و مصاحبه خودم با پرس تي وي:

 

 

 

مشاهده ادامه مطلب مرگ بر آمریکا

آقای هاشمی! چرا شما و دوستانتان با رییس جمهور وحدت نمی کنید؟!

وحدت کلمه رمز پیروزی ملت ایران و یکی از مولفه های کلیدی در اداره کشور به خصوص در سال های بحرانی اوایل انقلاب بود. در سال های پس از آن نیز در موضوعات مورد جنجال بین ایران و غرب، وحدت کلمه از عوامل ثبات و پایداری ملت در برابر استکبار بوده و هست. بدون شک بدون وحدت بسياري از توفيقات امروز نظام اسلامي دست يافتني نبود و کشور نمي توانست از بسياري از گردنه هاي خطرناک مسير انقلاب به سلامت عبور کند. اما آيا وحدت کلمه مورد تاکيد امام خميني (ره) و امام خامنه اي، به معناي تساهل و تسامح و سازشکاري با دشمنان و منافقان است؟! نگاهي اجمالي به گفتار و عملکرد حضرت امام روح الله (ره) شاخصي بي بديل براي تمايز اين دو رويکرد، به خصوص براي مدعيان خط امام (ره) ارايه مي دهد. آيا امامي که منادي وحدت بود، بني صدر را از فرماندهي کل قوا و سپس از رياست جمهوري عزل نکرد؟! با آيت الله شريعتمداري برخوردي قهري نداشت؟! اسلام مصدق را زير سوال نبرد و او را نکوبيد؟! نهضت آزادي را از عوامل آمريکا ندانست؟! و در نهايت هم با عتاب و سرزنش قائم مقامش را از حکومت طرد نکرد؟! امامت ده سال و نيمه حضرت امام (ره) پس از انقلاب مملو از جذب و دفع افراد در عين التزام به وحدت کلمه است. امام (ره) مردم و مسئولان را به وحدت فرا مي خواند و خودش هم در اين راه پيشگام همه مي شود اما آنجا که بحث مصالح نظام و ارزش هاي اسلامي انقلابي پيش مي آيد براي حفظ همان وحدت، با وحدت شکنان برخوردي قاطعانه مي کند و آنان را به قانون مي سپارد. يکي از مواردي که امام (ره) همه را به وحدت فرا مي خواند همکاري و وحدت با مسئولين اجرايي کشور است، چرا که بار اداره کشور روي اين افراد و قوه مجريه است. البته که حتي نبايد با اشتباهات مسئولين اجرايي هم مماشات شود، اما ملاک تشخيص اشتباه اصولي افراد و برخورد با آن ها يا وحدت و گذشتن از اشتباهات جزيي چيست؟!

 

 

بي شک به اعتراف دوست و دشمن شخص آقا کامل ترين و بهترين ادامه دهنده راه امام (ره) بوده و هستند و قطعا ايشان به اهميت وحدت کلمه در کشور واقفند. ايشان در سالي که گذشت صحبت هاي مهمي داشتند که درصدي عمل به آن ها هزاران مشکل از اين کشور را حل مي کند، ولي هرگز دعوت به وحدت نکردند! نه اينکه ايشان علاقه اي به وحدت ندارند؛ قطعا اينگونه نيست، بحث اين است که براي رسيدن به وحدت واقعي اولويت هاي بسيار جدي تري مد نظر معظم له قرار دارد. اما مدعيان عشق به خامنه اي!! و ولايت مداري از چپ و راست! شما که با زير سبيلي رد کردن نکات مهم مورد اشاره رهبري، همواره دم از وحدت آن هم با قانون شکنان و خائنين و براندازان مي زنيد، چرا با دولت مورد تاييد مردم و رهبري وحدت نمي کنيد؟؟!! حضرت حجه الاسلام و المسلمين اقاي هاشمي رفسنجاني، رياست محترم مجلس خبرگان و رياست معزز مجمه تشخيص مصلحت نظام و عاشق رهبر! اخيرا همه را به وحدت فرا خوانده ايد، کاش مي شد از شما سوال کرد خودتان براي وحدت چه کرده و مي کنيد؟! چه کسي رسما از پايان دوران مدارا با دولت سخن گفت؟! اين حرف شما چه کمکي به وحدت کرد؟! همسر مکرمه چه کسي از مردم دعوت به آشوب خياباني نمود؟! همسر چه کسی هواداران رییس جمهور را خوارج نامید؟! حال ان که خوارج خروج کنندگان از امامشان بودند و به نظر می رسد کسان دیگری از امام زمانشان خروج کرده باشند نه حامیان رییس جمهور! آيا به ياد نداريد که حضرت امام (ره) يکي از دلايل عقب ماندگي کشورهاي جهان سوم را همين کوته فکري ها و لشگرکشي ها و عدم همکاري با منتخب ملت پس از انتخابات مي داند؟! به راستي شما از کدام وحدت دم مي زنيد؟! همواره نظام و انقلابيون را به وحدت با وحدت شکنان و منافقين و معاندين و سران فتنه دعوت مي کنيد، اما اي کاش يکبار هم شخص خود و حضرات تابعه را به وحدت با امام خامنه اي و دولت منتخب ملت دعوت مي کرديد! اگر هم دولت را عامل مشکلات دانسته و مطابق شاخص حضرت امام (ره) نيازمند برخورد مي دانيد، به نظرم بر حسب عقل و شرع و قانون بايد از عشقتان (امام خامنه اي) تبعيت کنيد و چنانچه ايشان چنين نظري ندارند نظرشان را بر نظر خود و دوستانتان مقدم شماريد. اي کاش نصف آن مقدار که انقلابيون را به چشم پوشي از اشتباهات و خيانت ها و تهمت هاي عده اي مطرود و وحدت پوشالي با آن ها دعوت مي کنيد، افراد نقطه اميد دشمن و پياده نظام استکبار را _ که متاسفانه گاه و بيگاه ديداري هم با جنابعالي دارند_ به وحدت با انقلابيون و دولت متعهد انقلابي و رييس جمهور فرا مي خوانديد.

 

 

همانطور که مي توان اندوه را از چهره بسياري از علاقمندان به نظام و انقلاب در اثر حوادث سال گذشته ديد، ولله قسم هيچ کدام از انقلابيون واقعي هرگز از دفع و طرد کسي از دايره انقلاب خشنود نمي شوند _ برخلاف آن چه که بسياري از چپ و راستي ها به ما نسبت مي دهند_ و از ته دل آروزي وحدت واقعي همه افراد و جناح ها را حول ولايت فقيه و در جهت منافع و آرمان هاي نظام اسلامي دارند، اما وقتي خود اين افراد نمي خواهند و خشنودي ضد انقلاب و دشمنان کينه توز امام (ره) و انقلاب و رهبري و مردم را به خشنودي خانواده هاي شهدا و جانبازان و دلسوختگان نظام و مستضعفين و پابرهنگان ترجيح مي دهند تکليف چيست؟ آيا مي توان به بهانه وحدت خيالي از حرمت خون صدها هزار شهيد و جانباز گذشت؟ آيا مي توان از کنار قهقهه هاي مستانه دشمنان ددمنش انسانيت در نتيجه رفتار و گفتار بعضي آقايان به سادگي گذشت؟ چرا اين دوستان ولايت مدار و عاشق از کوچکترين خطاي دولت و رييس جمهور _هرچند که به تاييد رهبري نرسد_ حاضر به گذشت نيستند، اما در برابر خطاهاي مکرر و سهمگين عده اي زياده طلب _ که رهبري بارها به آن ها اشاره نموده اند_ دعوت به وحدت مي کنند؟!

 

 

در پايان ذکر اين کلام حضرت امام (ره) که رهبري هم در خطبه هاي نماز جمعه 14 خرداد به آن اشاره اي مبسوط داشتند خالي از لطف نيست:

"ميزان در هرکس حال فعلي اوست".

قصد داشتم اشاره اي هم داشته باشم به مواضع جناب آقاي دکتر علي لاريجاني رياست محترم مجلس شوراي اسلامي که حواله ي مطلبي ديگر مي کنم. فقط سوالي مي ماند و آن اينکه ايشان در جلسه با ائمه جماعات تهران، گفته اند با دشمن تراشي نمي توان کشور را اداره کرد. جناب لاريجاني! با توجه به مطالب بالا، آيا نعوذ بالله حضرت امام (ره) هم دشمن تراش بودند؟!

راستي آقاي دکتر لاريجاني، چرا در طول دو سال فعاليت شما به عنوان رييس مجلس رهبري هرگز از شما تعريفي نکرده اند؟ در حاليکه در مدت مشابه رياست جمهوري دکتر احمدي نژاد ده ها مورد از ايشان تمجيد نمودند. شما که لزوم تبعيت از ولايت فقيه پاي ثابت سخنراني هايتان است، به اين موضوع انديشيده ايد؟

مشاهده ادامه مطلب آقای هاشمی! چرا شما و دوستانتان با رییس جمهور وحدت نمی کنید؟!

حق با علي مطهري فريماني است! او راست مي گويد!!

آقاي علي فريماني از وقتي که در اثر توجهات اشتباه ما (که ان شالله ديگر تکرار نشود) _ خدا مي داند بنده چند راي براي او جمع کردم!_ وارد مجلس شوراي اسلامي شد، متاسفانه و بنا به دلايلي تمام همت خود را (از نوع مضاعف!) صرف پشيمان کردن راي دهندگان به خودش کرد. موضع گيري هاي جناب برادرزن جناب آقاي دکتر علي لاريجاني، رياست محترم مجلس شوراي اسلامي، آن چنان قلوب ضدانقلاب را تحت تاثير قرار داده، که همواره پس از هر اتفاق مهم داخلي منتظر اظهارنظرهاي فيلسوفانه ايشان هستند.

اما نکته کليدي و شاکله حرف آقاي مطهري در هر موضوعي، مقصر دانستن رييس جمهور است. چه آن هنگام که او اولين کسي بود که در حمايت از مظلوميت!! حضرت حجه الاسلام و المسلمين جناب آقاي هاشمي رفسنجاني، رياست محترم مجلس خبرگان و رياست معزز مجمع تشخيص محصلحت نظام، آقاي رييس جمهور را از فتنه گران و همتراز موسوي و کروبي _ و البته نه خاتمي!_ دانست و حوادث بعد از انتخابات را متاثر از سخنان رييس جمهور در مناظرات عنوان کرد، و چه هفته گذشته که اولين کسي بود که باني هوشياري و اعتراض مردم به حسن آقاي مصطفوي را شخص رييس جمهور ناميد! قطعا او علت همه لجن کاري هاي علني اصلاحطلبان و البته عدم ولايت مداري بي چون و چراي بعضي از به ظاهر اصولگرايان باکلاس!! و نيز اعتراضات امت حزب الله به اين افراد را شخص رييس جمهور مي داند. اما به راستي آيا او اشتباه مي کند؟! آيا حق با علي فريماني نيست؟!

 

 

به سال هاي قبل از انتخاب احمدي نژاد به رياست جمهوري برويم. ملتي نااميد (به خصوص انقلابيون و حزب اللهي ها و وفاداران به نظام و امام و رهبري)، وضعيت شکننده سياسي داخلي و خارجي، دعواهاي زرگري و گاهي هم بچه گانه سياسيون در سطوح مختلف و بر زمين ماندن مطالبات ملت و رهبري، وضعيت تاسف بار هسته اي و باج دهي هاي مکرر تيم هسته اي به مديريت افرادي که اکنون يکي از آن ها رسما به آمريکا پناهنده شده!، فضاي دريدگي مطبوعاتي و توهين بي مهاباي آنان به ارزش ها و مقدسات اسلامي و انقلابي، حضور دندان تيز کرده دشمن در تمام مرزهاي آبي و خاکي کشور، و... خاطراتي عذاب آور از فضاي سياسي اجتماعي و نظامي آن زمان است که نخبگان هرگز فراموش نخواهند کرد. وضعيت اسف بار دولت به جايي رسيده بود که رهبري در ديدار دولت خاتمي، آنان را به ترس از قيامت و خواندن نماز و گرفتن روزه و خوف از خدا توصيه مي کردند! و ديدارهاي ايشان با هيئت دولت بيشتر به پند و اندرزهاي اوليه مي گذشت، تا به برشمردن مسائل استراتژيک براي پيشرفت کشور!

تا قبل از ظهور آهنگرزاده اي به نام احمدي نژاد، همه سياسيون کشور عليرغم جنگ هاي زرگري _ که البته براي سرگرم کردن مردم و برگزاري انتخابات ها غيرقابل اجتناب بود_ بدون پيگيري خطاهاي يکديگر و اصلاح جدي آن ها، گذران امور کرده و نتيجه هم آن شد که بود. فريادهاي رهبري به جايي نمي رسيد و مردم هم مظلومانه تر از امروز، گوش شنوايي براي درد دل هايشان نداشتند. فرمان رهبري براي پيگيري مفاسد اقتصادي منحصر به گپ و گفت بي فايده سران قوا مي شد و کوچکترين عدالت خواهي در نطفه خفه مي گرديد. کوچکترين اعتراضي از سوي انقلابيون، مخالفت با اصول تلقي شده و به بدترين شکل سرکوب مي شد و جالب اينکه براي رسيدگي به وضعيت امثال زهرا کاظمي مقيم کانادا همه هيئت دولت بسيج مي شد! اما 400 روستايي مظلوم در اثر انفجار قطار پودر شدند و دم از کسي برنيامد.

 

 

به هر حال در چنين شرايطي، يک نفر براي تغيير و اصلاحات واقعي آمد و مردم البته با نااميدي به حرف هاي او اعتماد کرده و او را متمايز از 7 نفر ديگر يافتند. حقيقت هم غير از اين نبود و ديگران هرچند به ظاهر از طيف هاي مختلف، اما هر يک به نوعي وامدار يکديگر و به هم وابسته بودند. رييس جمهور با شعارهاي انقلابي و در صدر آن ها عدالت طلبي اعتماد مردم را جلب کرد و شعارهايي داد که از همان ابتدا مورد توجه و سپاس رهبري قرار گرفت تا جاييکه ايشان فرمودند اگر اقاي احمدي نژاد راي هم نمي آورد همين که شعار عدالت را در جامعه زنده کرد خدمت بزرگي به انقلاب بود (نقل به مضمون). مردم مطالبات متعددي از منتخبشان داشتند _ رقيب او در دور دوم انتخابات را که به ياد داريد!!_ و رييس جمهور هم نشان داد که براي برآوردن مطالبات ولي نعمتان خود از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد کرد. و همين امر عليرغم ثابت ماندن واجدين شرايط راي، منجر به افزايش 7 ميليوني آراي وي شد که اين بار اميدوارانه احمدي نژاد را به عنوان رييس جمهور ايران برگزيدند.

 

شرايط تغيير کرد. آرمان هاي که امثال علي مطهري در سال هاي سازندگي و اصلاحات از عدم اجراي آن ها گلايه مي کردند، به راهبرد اصلي دولت تبديل شد و مردم مزه تلاش دولتمردان انقلابي و ثمر خستگي ناپذيري مسئولان را پس از سال ها چشيدند . آري، هماني شده بود که چپ و راست از آن هراسان بودند؛ مردم با مقايسه سياسيون چپ و راست با خط امام (ره) و رهبري و نگاه به عملکرد دولت پرتلاش پي به بي رنگي حناي مدعيان خط امام (ره) و ولايت و انقلابي گيري بردند. اين آهنگرزاده نحيف معادلات سياسيون را به گونه اي تغيير داد که همه مجبور شدند براي تداوم در صحنه سياسي کشور با بازي در زمين او، دم از خط امام (ره) و انقلاب زده و خود را احياکننده اين آرمان ها بنامند؛ هرچند که هيچ کدامشان هرگز به اندازه رييس جمهور مورد تاييد ولي فقيه دست پرورده امام (ره) قرار نگرفته اند. بله، اگر احمدي نژادي نمي آمد، يک تنه با اتکا به مردم و جوانان با تحمل همه ناسزاها و تخريب ها و فشارها، آرمان هاي راستين حضرت امام (ره) و ولايت فقيه را به ياد بعضي نمي آورد، غبار فراموشي را از تک تک آرمان هاي امام نمي زدود، از تريبون هاي مختلف عدالت را فرياد نمي زد، از حقوق مردم و مظلومين دفاع نمي کرد، به جاي صحبت هاي روشنفکري بي خاصيت از آرمان هاي انقلابي صحبت نمي کرد، جلوي بريز و بپاش هاي مسئولين را نمي گرفت و سرمايه کشور را خرج آباداني ايران نمي کرد، در مقابل زياده خواهي هاي قدرت طلبان سيري ناپذير کوتاه مي آمد، به نصايح و خواسته هاي رهبري گوش نمي داد و خودش هم به گروه تصميم ساز تحميل گر رهبري مي پيوست، نه دوران مداراي حضرت حجه الاسلام و المسلمين جناب آقاي هاشمي رفسنجاني، رياست محترم مجلس خبرگان و رياست معزز مجمع تشخيص محصلحت نظام به سر مي آمد (او يکسال مانده به انتخابات در مشهد گفت که دوران مداراي ما با دولت تمام شد! که اتفاقا چه نيکو گفت!)، نه مدعيان اصلاح طلبي نقاب نفاق دو دهه اي خود را کنار مي زدند و نه عده اي شيک پوش و سخنور حامي ولايت! براي زمين زدن دولتش کمر به همت مضاعف و کار مضاعف نمي بستند. بله! باني حوادث پس از انتخابات احمدي نژاد هست. اگر او نبود مردم تا ابد مخالفت با هاشمي را مخالفت با پيغمبر(ص) لحاظ مي کردند، بستگان امام (ره) را (هرچند خلاف جهت ايشان رفتار مي کردند) هميشه بوي خميني (ره) خطاب مي کردند، اسير ظاهرسازي فريب دهندگان مي شدند و ميزان را حال افراد قلمداد نمي کردند!

 

 

او با عملکردش، و با بروز انقلابي واقعي در ديد مردم عاشق امام (ره) و انقلاب و نماياندن کم کاري ها و سستي ها و بي لياقتي هاي شاه سلطان حسين هاي مدرن، عرصه را بر ناکثين و قاسطين و مارقين تنگ کرده است. اينان ديگر راهي جز آشوب و اغتشاش و فحاشي و وحشي گري ندارند.

چپ و راست بدانند ما مي دانيم احمدي نژاد "جرمش اين بود که اسرار هويدا مي کرد..."

 

مشاهده ادامه مطلب حق با علي مطهري فريماني است! او راست مي گويد!!

تاوانی که حسن آقا باید می داد و داد +عکس

امروز روزي فراموش ناشدني براي ايران و اسلام و نقطه عطفي در تاريخ سياسي نظام اسلامي و تبلور بصيرت بي مثال امت خميني کبير (ره) بود.  برترين ملت تاريخ، بزرگترين نماز جمعه تاريخ را به امامت مقتدا و امامشان با صفوفي به هم فشرده و در زير گرماي آتشين خرداد ماه، اقامه کردند تا ثابت کنند لايق عنوان برترين مردم تاريخند. ايرانيتي که با اسلاميت درآميزد، اکسيري مي شود که چند ساليست درصدي از قدرت آن _ و نه همه آن_ هيمنه ابرقدرت هاي شرق و غرب را مقتدرانه و مظلومانه شکسته و استکبار را به زانو در‌آورده است. متاسفانه در ايامي که سالگرد حماسه بيست و دوم خرداد است به خاطر پروازهايم مجبورم تهران نباشم و براي حضور در اين نماز جمعه تاريخي هم قسمت شد ديروز از اروميه به تهران آمدم و اکنون نيز در اتوبوس در مسير برگشت به اروميه مشغول نگارش اين سطور هستم. مشغله فراوان و گرفتاري کاري نتوانست و نمي تواند مانع نوشتنم شود.

اما موضوعي که مرا به نوشتن ترغيب کرد حاشيه درس آموز نماز جمعه امروز بود. از يکي دو ماه قبل پيرامون سخنرانان برنامه امروز حرف و سخن هاي فراواني بود. هرچند سالهاست سخنران مراسم شب چهارده خرداد رييس جمهور، روز چهارده خرداد حضرت آقا، شب پانزده خرداد رييس مجمع و روز پانزده خرداد يکي از مسئولان سابق کشور است، و توليت آستان نيز پيش از سخنان آقا خير مقدمي کوتاه مي گويد، اما امسال بنا به دلايلي معلوم! و نامعلوم! برنامه هاي شب  قبل و بعد لغو و قرار شد آقاي سيد حسن سخنراني کوتاهي پيش از خطبه هاي آقا داشته و رييس جمهور نيز سخنران پيش از خطبه ها باشد.

با اين حال مواضع مبهم و غيرانقلابي و دور از مردم جناب آقا حسن در حوادث فتنه گون پيش آمده در سال گذشته و به خصوص ديدار و گپ گفت دوستانه او با سران فتنه در مراسم عروسي پسر يکي از معاونين وزير خارجه دوران اصلاحات، موجبات خشم و انرجار مردم انقلابي و عاشق امام و رهبري را فراهم کرد. آخر نوه امام و ديدار با خون دل کنندگان ولايت و مردم؟! نوه امام و ملاقات با براندازان آرمان هاي امام؟! نوه امام و بگو بخند با الهام بخشان اسراييل و آمريکا؟! نوه امام و مراوده با شادکنندگان دل دشمنان کينه توز و قسم خورده روح الله (ره)؟!

از پيش هم مشخص بود که ملتي که گرماي شديد هوا را ساعت ها تحمل مي کند، از راه هاي دور و نزديک براي تجديد پيمان با امامش و لبيک به رهبرش خود را به حرم و آرامگاه امامش مي رساند، و صدالبته در راه حفظ و حراست و ايستادگي در راه خميني کبير (ره) ناسزاها و تخريب ها و تهمت ها و فشارها را به جان مي خرد، به کسي اجازه سخنراني نخواهد داد که با کساني که در سال ها و به خصوص ماه هاي اخير انواع تهمت ها را به نظام و رهبري و ملت انقلابي زده اند و انواع بي حرمتي ها را حتي به خود شخص امام (ره) روا داشته اند بگو و بخند مي کند. انتشار عکس هاي حضور آقا حسن در عروسي کذايي فرزند آقاي امين زاده دل مردم را خون کرد. آخر چه نسبتي بين پابرهنگان و مستضعفين و آرمان هاي انقلابي حضرت امام (ره) با چنين افرادي وجود دارد؟! آيا کسي به او نگفته بود که: "پسر نوح با بدان بنشست....خاندان نبوتش گم شد"؟! نوه حضرت امام (ره) که جاي خود دارد!

به هر طريق عليرغم ميل باطني و با حزن و اندوه، ملت براي انجام وظيفه انقلابي خود و اداي دين به آرمان هاي حضرت امام (ره) و نشان دادن انحرافات رفتاري و فکري آقا حسن، مجبور شد امروز اين حرکت را انجام دهد تا شايد تلنگري به او زده باشد و او و دوستانش را پيش از انکه دير شود از خواب غفلت بيدار کرده باشد. هنگامي که مردم متوجه حضور آقا حسن شدند، يکپارچه با خروشي عظيم و انقلابي با بيان شعارهايي اصولي _ مرگ بر ضد ولايت فقيه و مرگ بر منافق_ خشم و اعتراضشان را نسبت به عملکرد او و اطرافيانش نشان دادند. البته همينجا يادآور شوم که اين شعارها خطاب به او نبود و در واقع مردم آقا حسن را منافق يا ضد ولايت فقيه نمي دانند، اما با اين کار انزجار و تنفرشان را نسبت به اين افراد به گوش حسن آقا رساندند و گلايه اي بود بابت مصافحه او با اين چنين افراد. اميدوارم او متوجه عمق و ريشه اين اعتراض شده باشد و در جهت اصلاح مسير خود گام بردارد.

بدون شک جريان رسانه اي فتنه گران از همان ظهر امروز دست به کار شده است تا بازهم با زرنگي رسانه اي جاي حق و باطل را عوض کند. اينان _همانطور که در رسانه هايي چون ايلنا و تابناک متبلور شد_ در ابتدا با تحريف اين اتفاق، آن را به عده قليلي از طرفداران دولت نسبت مي دهند؛ يعني اگر اعتراضي هم شده از سوي طرفداران رييس جمهور بوده که چون طرفداران ايشان هم خيلي اندکند پس معترضين هم اندک و قليل بودند!!! اما فکر نمي کنند که اگر چنين بود، چرا اکثريت موافق آقا حسن و مخالف اين شعارها!! مانع از ادامه اين حرکت نشدند؟! چرا آن اکثريت، با فرياد شعارهايي در حمايت از آقا حسن به مقابله با طرفداران دکتر و جلوگيري از هتک حرمت!! توليت حرم امام (ره) _ به زعم فتنه گران_ نپرداختند؟!؟! اين چه اکثريتيست که در شعار دادن حريف اقليت نمي شود؟!؟! نکند منظور همان اکثريت راي دهنده به موسوي در برابر اقيلت احمدي نژادي هاست؟!

البته هدف اين جريانات از اين كار در درجه اول به حاشيه راندن بيانات مهم و حساس رهبري و پررنگ كردن حضور چند دقيقه اي حسن اقا در برابر صحبت هاي يك ساعت و نيمه ي حضرت اقاست. در درجه دوم هم انكار اعتراض ميلوني مردم و نسبت دادن آن به حاميان رييس جمهور و در واقع مطرح كردن بهانه اي جديد براي كوبيدن مظلوم ترين رييس جمهور رسانه اي! هرچند كه حقايق با انكار تغيير نمي كنند!

به هرحال آقا حسن بايد تاوان ديدار با سران فتنه و مطرودين ملت و پيروان عاشق خط امام (ره) را مي داد که به حمدلله داد.

پينوشت: دوستي امروز (شنبه) گفت که آقا حسن سيلي محکمي به گوش وزير کشور نواخته و واكنش مردم به اقدامات خودكرده اش را به گردن دولت انداخته است.

آقاي حسن آقا!! خود را بشکن که آيينه شکستن خطاست.

عکس ها و فیلم های اعتراض اقلیت مردمی در داخل صحن!! متعاقبا درج می شود.

هر سال دفتر حفظ و نشر آثار حضرت امام (ره) پس از پايان مراسم بيانيه اي صادر و از حضور مردم قدرداني مي كرد. اما امسال تا به الان اين مهم انجام نشده. شايد مردم انقلابي فقط وقتي از نظر اينان ارزشمندند كه چشم و گوش بسته آنان را مدح و ستايش كنند و چشم هايشان را بر اشتباهات اصوليشان ببندند.

والعاقبه للمتقين

 پینوشت ۲: در خبرها آمده بود که ضد انقلاب مدعی شدن معترضین به حسن آقا جمعی سپاهی و نیروهای سازمان یافته بسیج بودن. این که حالا اینا شدن حامی بیت امام خودش یه بحثه. اما قلیل بودن و سپاهی بودن معترضین یه حرف دیگه! چند تا از عکس از معترضان سپاهی گذاشتم ببینید:

 

 

 

 

اینم عکسی از خودم به عنوان یه سپاهی سازماندهی شده!! که البته جمعه چون کسی عکس ازم نگرفت عکسایی از تبریزم رو گذاشتم:

 

 

مشاهده ادامه مطلب تاوانی که حسن آقا باید می داد و داد +عکس

یاد باد آن روزگاران

اکنون نیمه شب چهارده خرداد ماه سال هشتاد و نهِ و فردا یا به عبارتی امروز ان شالله یکی از باشکوه ترین نماز جمعه های تاریخ توسط بهترین مردم تاریخ یعنی ایرانیان اقامه خواهد شد. چند روزه به علت مشغله کاری و سفر به تبریز برای پرواز متاسفانه فرصت نکردم راجع به این روزهای حساس مطلبی بنویسم. ان شالله جبران کنم.

۲۱ سال پیش در چنین لحظاتی روح خدا خمینی کبیر به خدا پیوست و امتش را با انبوهی از مشکلات در معرض امتحانی الهی قرار داد. البته او براي ارفاق به ملت در اين امتحان سخت و حساس، هديه اي الهي به مردم داد که ملت امروز بيش از پيش قدرش را مي داند. ولايت فقيه و البته شخص امام خامنه اي که به راستي به قول بني صدر خائن "اگر امام زنده بود صدها بار ايشان را به خاطر مديريت نظام تحسين مي کرد". فردا ملت عهد خود را با دو امامش تازه خواهد کرد.

اما پارسال چنين لحظاتي احتمالا فراموش نشدني ترين لحظات عمر جوان هاي هم سن و سال من بود. پارسال در اين لحظات در مقابل صدا و سيما يک جورايي جشن پيروزي دکتر با بيش از 25 ميليون راي برگزار شد. قبل از آغاز مناظره و به خصوص هنگامی که دکتر در همان ابتدا نام یکی از متنفذین و پرقدرت ترین افراد کشور رو گفت استرس وحشتناکی همه رو گرفت. یکی ذکر می گفت. یکی رو زمین نماز می خوند. یکی گریه می کرد. یکی مدام وضو می گرفت! و ... اما با به چیز چیز افتادن طرف مناظره و واکنش های مردم در اواسط مناظره خیال همه راحت شد. تقريبا همه احمدي نژادي ها از پيروزي دکتر مطمئن شدن و پس از پایان مناظره خيل عظيم طرفداران ايشان از مقابل صدا و سيما تا ميدان ونک راهپيمايي کردند. عجب شبي بود! به چشم خود افرادي را ديدم که قبل از مناظره با پارچه هاي سبز و عکس هايي از کانديداي مورد نظرشان به حمايت از او شعار مي دادند،  اما پس از مناظره با زمين انداختن آن ها، به خروش عظيم مردم عليه اشرافيت و فساد و تبعيض و ديکتاتوري پيوستند. واقعا شبي بود. تا ساعت 4 صبح بيرون بوديم و البته عليرغم هيجان زياد طرفداران دو طرف و شور فراوان انتخاباتي، شعور بالاي مردم مانع از بوجود آمدن تنش ها و درگيري ها مي شد. هرچند که عده اي کوته فکر و انحصارطلب، وقتي با عدم اقبال مردم مواجه شدند، ديکتاتورمآبانه دست به تحريک جوانان پاک و دلسوز زده و فضا را راديکالي و پر از خشم و خشونت و نفرت کردند که اي کاش چنين نمي کردند.

به هر حال در شبي که فردايش سالروز آغاز امامت آقاي مظلوم و مقتدرمان بود، جبهه حق پيش از آغاز مبارزه، تير خلاص را به جبهه کفر و نفاق زد و البته حوادث و نامه نگاري هاي! روزهاي آتي نيز نشان داد که تير پرتاب شده از کمان آرش به قلب دشمن خورده است!

آقا جان! آغاز بيست و دومين سال امامتت بر مسلمين مبارک

 

مشاهده ادامه مطلب یاد باد آن روزگاران

باربی در دانشگاه شهید بهشتی!!

هفته گذشته یکی از دوستان دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی برایم نکته ای گفت که باورش سخت و متأثرکننده و نشان دهنده عمق نفوذ دشمن در مرزهای نامرئی اعتقادی و فرهنگی ماست. این دوست لیوان های یک بار مصرفی از سلف مرکزی این دانشگاه آورده بود که مزین! به انواع تصاویر زیبای باربی بود! هرچند بدیهیست که مسئولیت سلف دانشگاه به صورت مستقیم با مسئولین دانشگاه نیست اما این به معنای عدم نظارت مناسب بر محصولات ارایه شده در این اماکن نمی باشد. جا دارد در آشفته بازار فرهنگی دانشگاه ها که صدای همه را درآورده حداقل شاهد این چنین مسایل پیش پا افتاده و البته در عین حال خطرناک نباشیم.

برای اطلاعات بیشتر درباره باربی و اهداف کثیف جهانخواران استکبار جهانی در ناتوی فرهنگی اینجا را دانلود کنید.

عکس لیوان مذکور:

مشاهده ادامه مطلب باربی در دانشگاه شهید بهشتی!!

و این بار صداقت از نوع همشهری!

پيش نوشت: به واسطه علاقه و حساسيتي که به رسانه و حواشي آن دارم، متاسفانه يا خوشبختانه اين بار هم مانند چند مطلب اخيرم مجبور شدم سري به يکي از مطبوعات بزنم، هرچند علاقه غالبم اين موضوع نيست.


متاسفانه فضای رسانه ای کشور ما، همگام با فضای رسانه ای بین المللی ـ البته با شدت و حدت کمتر ـ اسیر دست گروه های زیاده طلب و تمامیت خواه و البته مغلوب نگاه ماکیاولیستی است. سانسور و عدم اطلاع رسانی حقایق و بعضا وارونه نمایی مسایل، پررنگ کردن سوژه هاي کم اهميت مردم و کم رنگ کردن سوژه هاي پراهميت جامعه، جابجايي اولويت ها و عدم توجه جدي به دغدغه هاي مردم و رهبري و اصول انقلابي مورد اشاره حضرت امام (ره)، و مواردي از اين دست متاسفانه در عرصه رسانه اي کشور مشهود است. حتي رسانه به اصطلاح ملي هم از اين مشکلات مستثني نيست. البته انتقاد براي پيشبرد و توفيق هر جريان و حرکتي نه فقط مفيد، بلکه امري ضروري و غيرقابل اجتناب است. اما تخريب، شايعه پراکني و تلاش براي تغيير نظر مردم و انحراف افکار عمومي قطعا جدا از انتقاد است. نکته متحيرکننده اين ماجرا اينجاست که کساني که در زمان مسئوليت خودشان اجازه کوچکترين و مختصرترين انتقاد ولو اقتصادي يا فرهنگي _ نه سياسي!_ را نمي دانند و هر صداي مخالف _ نه معاند_ را در حلقوم خفه مي کردند و مخالفين خود را تحت شديدترين حملات و تهمت ها قرار مي دادند، امروز منادي آزادي بيان! و لزوم انتقاد رسانه ها و مطبوعات از مديريت اجرايي کشور شده اند!! و البته جالب تر اينکه همين حضرات، هنوز هم کوچکترين انتقاد از خود را بر نمي تابند! ولو براي حفظ ظاهر و عمل به ادعاي خودشان براي بازکردن فضاي انتقاد! همين هفته پيش بود که دروغگوي بزرگ مدعي آزادي بيان، حتي در عمل به اين ادعاي ساده اش هم ناتوان ماند و در ادامه شکايت از رسانه ها، از يک روزنامه شکايت کرد!!!! و البته صدايي از مدعيان طرفدار انتقاد در حمايت از روزنامه متهم شنيده نشد!

اين هم قسمت هايي از بيانات امام خامنه اي – که الحمدلله امروز همه افراد از چپ و راست، از خاتمي و محتشمي پور گرفته تا امثال ري شهري و قاليباف و علي مطهري و جناب ‌آقاي دکتر علي لاريجاني، رياست محترم مجلس شوراي اسلامي، در لزوم تبعيت از ايشان و پيروي از منويات رهبري سخنراني ها و موضع گيري ها و نامه نگاري هاي متعددي کرده و مي کنند _ نسبت به انتقاد در ديدار با هيئت دولت در سال 87:

"به انتقادها هم توجه كنيد؛ البته بعد هم عرض خواهم كرد. انتقاد با تخريب فرق دارد. متأسفانه خيليها تخريب ميكنند، ولى اسمش را ميگذارند انتقاد. آن جايى كه واقعاً انتقاد است و كسانى با نظر خيرخواهانه، نقاط مثبتِ كارى را توجه ميكنند و نقاط اشكالش را هم ذكر ميكنند، اينها را با سعه‏ى صدر گوش بدهيد؛ نه اين كه همه جا قبول كنيد - چون ممكن است آن منتقد اشتباه كرده باشد - اما گوش كنيد تا آن جائى كه واقعاً درست است از شما فوت نشود....

يك مسئله هم - كه مسئله‏ى آخر باشد كه عرض ميكنيم - مسئله‏ى انتقاد و تخريب است. مرز انتقاد و تخريب چيست؟ تخريب بكنند و اسمش را بگذارند انتقاد؛ يا از ما انتقاد بشود و ما تلقىِ تخريب از آن داشته باشيم. خب، بايد مشخص بشود تخريب كدام است و انتقاد كدام است. معناى انتقاد آن ارزشيابىِ منصفانه‏اى است كه يك آدم كارشناس ميكند؛ نقادى همين است ديگر. وقتى شما طلا را ميبريد پيش يك زرگر كه نقادى كند، او ميگويد كه آقا! اين عيارش بيست است؛ يعنى عيار بيست را قبول ميكند؛ حالا از بيست و چهار عيار - كه طلاى خالص است - چهار عيار كم است. اين شد نقادى. البته زرگر هم هست و وسيله‏ى نقادى را هم دارد. اما اگر چنانچه طلا را برديد مثلاً پيش يك آهنگر و او يك نگاهى كرد و آن را انداخت و گفت: آقا! اينكه چيزى نيست! اين اسمش نقادى نيست. اولاً اصل طلا بودن اين، انكار شده. خب، بالاخره مرد حسابى! حالا عيار بيست و چهار ندارد، عيار بيست كه دارد؛ اين را قبول كن! ثانياً: شما كه اهل اين كار و آشناى اين كار نيستى!

آدم متأسفانه مى‏بيند چيزهايى كه به نام انتقاد از دولت و نقادى دولت، امروز گفته ميشود، شكل همين تخريب را دارد: يعنى انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگيها و كارهاى خوب، و درشت كردن و برجسته كردن ضعفها. خب بله، ضعف هست. هر دولتى بالاخره ضعف دارد؛ انسانها ضعف دارند ديگر؛ ضعفها را بگويند، قوّتها را بگويند. جمع‏بندىِ كار يك دولت، آن وقتى است كه ضعفها و قوّتها را منصفانه پهلوى همديگر قرار بدهند؛ آن وقت ميشود جمع‏بندى كرد. نه اينكه بيايند يكسره بنا كنند به بدگويى كردن و انكار كردن همه‏ى خصوصيات. بنده سه‏تا نقطه‏ى اصلى را - حالا بيش از اين نقاط وجود دارد - در اول عرايضم گفتم. خب اين سه چيز را بگويند - آنچه كه در زمينه‏ى روحيه‏ى دولت و گفتمان اساسىِ دولت هست، آنچه در زمينه‏ى نوع عملكرد دولت هست، آنى كه در زمينه‏ى خلقيات دولتىِ مجموعه‏ى دست‏اندركار هست - بعد بگويند بله، آنجا هم فلان كار ضعف دارد؛ اين اشكالى ندارد. اين را با گوش جان بايستى شنيد و پذيرفت. اما اينها نبايد با بى‏ملاحظه‏گى، نديده گرفتن و بى‏اعتنايى كردن و حتّى بعضى از نقاط قوّت را به عنوان نقطه‏ى ضعف معرفى كردن، همراه باشد.....

.... انتقاد خوب است، تخريب بد است؛ انتقاد خدمت است، تخريب خيانت است؛ نه خيانت به دولت، بلكه خيانت به نظام و خيانت به كشور است. نبايد تخريب بكنند، انتقاد بكنند."

ايشان در ديدار مسئولان و کارگزاران حج هم در 15 ابان ماه همان سال در صحبت هايي انذار گونه فرمودند:

"وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام كردنمان، مراقب تبليغاتمان. اين فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى‏ به خاطر اغراض، اينها چيزهائى نيست كه خداى متعال از اينها به‏آسانى بگذرد."

و اما روزنامه همشهري ارگان رسمي تبليغاتي شهردار ولايتمدار تهران! که هر از چندي در لزوم پيروي از رهبري و مدح و ستايش ولايت فقيه و مذمت کساني که از رهبري تبعيت ندارند سخنراني مي کند، و همواره گريزي هم به لزوم اخلاق گرايي در سياست مي زند! امروز در حالي تيتر يک خود را به انتقاد از دولت و انداختن تقصير ترافيک بر گردن دولت اختصاص داد، که بامداد امروز در ادامه ريزش هاي خيابان هاي تهران، قسمت شمال ميدان منيريه دچار نشستي وحشتناک شد و حفره اي عظيم در اين خيابان ايجاد گرديد. معلوم نيست اگر اين اتفاق در ساعات پرتردد رخ مي داد چه فاجعه به بار مي آمد؟! اما معلوم است که اين بار هم به مانند نشست هاي قبلي خيابان هاي تهران، رسانه ها به دستور همان قدرت بزرگ _ منظورم شخص نيست!، مجموعه باني فساد رسانه ايست _ از انعکاس رسانه اي اين حادثه خودداري خواهند کرد، همانطور که در موارد مشابه قبلي چنين کردند و در صورتي که معدود رسانه هاي مردمي و عدالت طلب هم به چنين موضوعاتي بپردازند، از جانب شخص سردار شهردار خلبان دکتر قاليباف و افراد وابسته به وي به بزرگنمايي متهم مي شوند! البته درباره صداقت اخلاق گرایان دوستدار آقای شهردار در همشهری جوان قبلا مطلبی با عنوان "تنها شباهت همشهری جوان با مجله تایم!" نوشته ام که می توانید در اینجا بخوانید.

این گوی و این میدان! خواهیم دید روزنامه هایی که در صورت بروز چنین حوادثی در زیر مجموعه های دولت تا چند روز در صفحه اول خود از آن می نویسند نسبت به این حادثه چه واکنشی خواهند داشت!

مورد ديگر نحوه انعکاس اخلاق مدارانه تشييع باشکوه پيکر مطهر تعدادي از شهداي گلگون دفاع مقدس، در ميان حزن و اندوه مردم بيشمار ولايتمدار تهران و مقايسه روزنامه هاي وابسته به شهردار ولايتمدار با روزنامه هاي انقلابي و مردمي است. مردم تهران پس از پايان نماز جمعه ديروز با حال و هوايي خاص و معنوي با فرزندان پاک خود وداع و درد دل هاي خود را با اشک و ناله با عزيزانشان مطرح کردند. همانطور که پيش بيني مي شد رييس جمهور که پيوندي عميق _ و نه شعاري و براي سخنراني! _ با شهدا دارد، روز گذشته در اين مراسم حضور يافت و در حاليکه با استقبال و شعارهاي محکم امت حزب الله و به خصوص جوانان مواجه شده بود، همچون ده ها هزار تهراني عاشق، اشک هاي خود را پيشکش قدوم شهدا نمود. روزنامه هاي وطن امروز و کيهان به عنوان جدي ترين روزنامه هاي حامي رييس جمهور و روزنامه ايران به عنوان ارگان رسمي دولت، با چاپ عکس هايي از انبوه جمعيت مشتاق، در اقدامي قابل تقدير از جنبه اخلاقي _ و البته از نظر رسانه اي و سياست بازي غيرحرفه اي!!!_ هيچ عکسي از حضور رييس جمهور چاپ نکردند و فقط به چاپ عکس هاي حضور پرشور مردم بسنده کردند.

اما روزنامه هاي همشهري و تهران امروز _ دو روزنامه اي که مستقيما زير نظر شخص شهردار اداره مي شوند_ به توصيه هاي اخلاق مدارانه سردار شهردار خلبان دکتر قاليباف، جامه عمل پوشانده و به جاي چاپ عکس انبوه مردم ارادتمند به شهدا، در صفحه اول عکس هايي کلوزآپ و بسته از تابوت شهدا چاپ کرده اند _ مانند عکس هايي که از سفرهاي استاني رييس جمهور منتشر مي کنند!_ و ظاهرا علاقه اي به پوشش حضور گسترده مردم تهران در اين مراسم نداشته اند. روزنامه همشهري که در تبلور اخلاق مداري پا را از اين هم فراتر گذاشته و در پايين صفحه اول عکسي جالب از حضور قاليباف در اين مراسم چاپ کرده که خود گوياي همه چيز است! عکسي که مشحص نيست چرا باز هم نشان دهنده تعدادي کم از مردم و نقطه اي خلوت است؟! و البته چگونگي استقبال مردم از شهردار ولايتمدار را هم به خوبي نشان مي دهد!

عکس هاس منتشر شده توسط اين دو روزنامه در حالي ظاهرا خلوتي مراسم را نشان مي دهد که بنده چند بار نزديک بود در اثر فشار جمعيت زير تريلي کشيده شوم!

دوستاني که احتمالا با مسخره کردن حرف هاي بنده احتمالا به حمايت از روزنامه فوق مي پردازند، ولايت مداري و سخنراني هاي پياپي شهردار از شخص رهبري و ولايت فقيه را فراموش نکنند! که اگر چنين نبود، لزومي به نگارش اين مطلب نبود!

پی نوشت:

همانطور که پیش بینی می شد روزنامه تهران امروز از انتشار این حادثه خودداری کرد اما روزنامه همشهری در اقدامی جالب که فقط از امثالهم بر می آید با فرار به جلو از موضع طلبکار این حادثه را هم به گردن دولت انداخت!! درود به این همه صداقت!

مشاهده ادامه مطلب و این بار صداقت از نوع همشهری!

و این بار حرف از سوتی احمدی نژاد!

قبل از موضوع اصلی:

هفته گذشته مملو از اخبار جالب بود. از اعتراف آمریکایی ها و صهیونیست ها به شکست در برابر سفر رییس جمهور به نیویورک گرفته تا ابراز نگرانی ترکیه از کنترل جمعیت و اظهارات اردوغان مبنی بر لزوم افزایش جمعیت و تشویق مردم برای بچه دار شدن! بگذریم. موضوعي که بهانه اي جديد براي انتقادات بچه گانه به رييس جمهور شد و امثال قاليباف هم بهانه اي تازه براي سخنراني پيدا کردند!!

و اما ...

در موبایل یکی از دوستان کلیپی دیدم با عنوان "سوتی احمدی نژاد"! با خودم گفتم بالاخره از احمدی نژاد هم سوتی گرفتند! البته با توجه به حجم فعالیت های بی نظیر دکتر و مراودات کنترل نشده ایشان با مردم در 5 سال گذشته، حواشي دولت قطعا خالي از سوژه هاي رسانه اي نبوده و نيست.

اما وقتي اين کليپ را ديدم (برای دیدن از اینجا دانلود کنید و حتما ببینید) بيش از پيش پي به مظلوميت دکتر و همت مضاعف! جريان اشرافيت و قدرت و ثروت براي تخريب و زير سوال بردن آرمان هاي انقلابی و مورد تایید مردم ايشان دارند. سوتي دکتر اين است که بر دست شخصي که دست او را مي بوسد، بوسه مي زند! البته بديهيست که تواضع و فروتني دکتر در برابر مردم _ که بسياري از مردم ايران در 5 سال گذشته خودشان اين مسئله را درک کرده اند_ و ايستادگي و مقاومت ايشان در برابر زياده خواهان و ديکتاتورمآبان، براي مستکبرين داخلي و خارجي که داخلي هايشان مملکت را ارث پدري خود مي دانند! غيرقابل تحمل باشد و براي زير سوال بردن اين آرمان بلند انقلابي، به سخيف ترين تخريب ها روي بياورند. به هرحال مردم در کنار مجموعه عظيم از نقاط قوت و برجستگي هاي دولت و شخص رييس جمهور، شيفته ساده زيستي، تواضع، فروتني و صدالبته احساس نوکري و خادمي ملت ايشان شده اند. و به همين علت است که شخصي ديگر در دور دوم رياست جمهوري اش عليرغم افزايش سه ميليون نفري واجدين شرايط راي، سه ميليون از آرائش کاسته مي شود، در حاليکه در آن زمان مخالفت ساده منتقدانه با رييس جمهور، مخالفت با پيامبر اکرم (ص) تلقي و به شدت محکوم مي شد، اما عليرغم شديدترين حملات و تخريب ها و توهين هاي مستقيم به رييس جمهور فعلي، به رغم ثابت ماندن واجدين شرايط* در انتخابات دهم نسبت به انتخابات نهم، راي ايشان با افزايشي بيش از هفت ميليوني مواجه مي شود!

و حضرت امام خميني (ره) چه ريزبينانه فرمودند:

"ميزان، راي ملت است".

*. در دور نهم رياست جمهوري سن راي دهندگان 15 سال بود، اما با اقدام سوال برانگيز مجلس، سن راي دهندگان به 18 سال افزايش پيدا کرد که اين امر منجر به ثابت ماندن واجدين شرايط راي در انتخابات دهم رياست جمهوري شد.

اين هم تعدادي عکس برای مقایسه حقایق:

 

 

 

مشاهده ادامه مطلب و این بار حرف از سوتی احمدی نژاد!

و اينك گافي ديگر!!

قبل از پرداختن به بحث اصلي، به نظرم بايد از تبلور انزواي ايران! و عدم تاثيرگذاري مورد ادعاي رييس جمهور در نظم جهاني يادي كنم! امروز رييس جمهور براي ششمين بار عازم نيويورك شد تا بار ديگر كابوس سخنراني هاي ايشان و به هم ريختن برنامه ريزي هاي استكبار، به سراغ سران غربي بيايد. احمدي نژاد با تبلور كامل انزواي سياسي! يك كشور، قرار است در روز اول اين اجلاس بيست روزه سخنراني كند! البته از هفته پيش و با گمانه زني سفر رييس جمهور تحركات رسانه اي و سياسي غرب به گونه اي مستاصلانه آغاز شد و در حاليكه هنوز رييس جمهور به نيويورك نرفته، غربي ها با پخش ساعت ها برنامه خبري و سفرهاي متعدد ديپلماتيك نشان دادند كه رييس جمهور احمدي نژاد كاملا منزوي و فاقد ارزش است! البته بدون شك مثل هميشه عده اي در داخل ناشيانه و با آسمان و ريسمان كردن استدلال هاي اكبر پونزي و بهاالله شير خر خورده، براي نجات آمريكا و صهيونيزم از اين مخمصه دست به كار خواهند شد. به هر حال ان شالله مانند اجلاس دوربان 2 در سوييس، اين اجلاس نيز به شكست مفتضحانه ديگري براي غرب مبدل خواهد شد و به همين علت است كه مي توان تشويش و نگراني را در گفتار و كردار مقامات غربي مشاهده كرد؛ وگرنه اين همه جنجال براي سفر هنوز آغاز نشده رييس جمهور كشوري منزوي و فاقد جايگاه سياسي چه لزومي داشت؟!

و اما...

روزنامه فوق حرفه اي آرمان روابط عمومي _ كه قبلا پيرامون يكي از شيرين كاري هايش مطلبي نوشتم كه مي توانيد در اينجا بخوانيد_ احتمالا پس از برگشتن اعضاي محترم تحريريه اش از تعطيلات نوروزي، امروز ويژه نامه نوروز89 خود را منتشر كرد. نكته جالب و البته قابل تامل اين ويژه نامه، چاپ انحصاري عكسي از پشت سر آقاي هاشمي روي جلد است كه كاملا شبيه ساير ويژه نامه هاي روزنامه هاي اصلاحطلب _مانند بهار و يك روزنامه ديگر كه متاسفانه حضور ذهن ندارم_ كار شده است. سوال اينجاست كه اين افراد كه پيوسته از لزوم خرد جمعي و نفي تك رهبري سخن مي گويند و همين مسئله را _بخصوص در ماه هاي اخير_ دستاويزي براي شبهه افكني در امر ولايت فقيه قرار داده اند، و علاوه بر اين خود آقاي هاشمي هم چندين باز از شوراي رهبري سخن گفته است، چطور درباره آقاي هاشمي، فقط و فقط شخص شخيص ايشان را برجسته و براي مردم پررنگ مي كنند؟! كاري كه گويي تكليف روزمره ديكته شده رسانه هاي نوشتاري اصلاحطلب است. البته نظير اين تناقضات در جريان اصلاحات بيشمار و نگارنده تا به حال در مطالب متعدد به پاره اي از آن ها اشاره كرده است. متاسفانه اين مطلب هنگامي بيشتر به چشم مي آيد كه مي بينيم به علت ضعف رسانه اي جريان انقلابي، متاسفانه در هيچ يك از ويژه نامه هاي اين جريان، عكسي از "آقا" روي جلد ويژه نامه ها وجود ندارد.



    


اما نكته دوم و مضحك اين ويژه نامه، گاف ناشيانه و مبتديانه در چاپ اشتباه عكس آقازاده محبوب گردانندگان روزنامه است. ظاهرا دوستان نويسنده آنچنان غرق مدح و ستايش "خاندان هاشمي" _عبارت مورد استفاده خود روزنامه_ بوده اند كه چهره فرزندان ايشان را اشتباه تشخيص داده اند. شايد هم غيبت طولاني مدت "مهدي" باعث شده دوستانش چهره او را فراموش كنند!! عكس مهدي خان زير مطالب مربوط به آقا محسن چاپ شده، در حاليكه در قسمت مربوط به سوابق درخشان مهدي خان ملقب به ابوعلي سينا! عكسي چاپ نشده است!!


    



البته بنده فقط پس از تورق چند دقيقه اي، اين مطلب را نوشتم و احتمالا اين ويژه نامه حاوي نكات بامزه ديگري هم هست.

و نكته آخر اوج كينه مسئولين روزنامه از رييس جمهور برگزيده ملت است كه آنچنان به تحمل مخالف خود معتقدند! كه حتي از چاپ عكس او در صفحات سياسي ويژه نامه سالي كه وي در آن سال منتخب پرشكوه ترين انتخابات تاريخ ايران شد، هراس دارند! و اين هم گوشه ديگري از تناقضات مدعيان آزادي بيان و تحمل مخالف!!!

مشاهده ادامه مطلب و اينك گافي ديگر!!

چند روز مرخصي

با توجه به امتحان مهمي كه هفته آينده دارم، تا هفته آينده به اينترنت دسترسي نخواهم داشت. از آنجا كه بعضي افراد اقدام به فحاشي هاي بسيار ركيك نموده و اسم اين الفاظ دور از انسان را نظر!! مي گذارند (يكي از اين افراد در نظرش فحاشي كرده و از من خواسته بود بگذارم ديگران هم نظرش را ببينند!!!)، متاسفانه و عليرغم ميل باطنيم تا هفته آينده نظرات پس از بازبيني نمايش داده خواهند شد. به همين دليل پيشاپيش از همه خوانندگان آزادانديش و معتقد به نقد گفتماني عذر خواهي مي كنم.

موفق و مويد باشيد

التماس دعا



امروز دوشنبه بعد از يك هفته (كه فكر مي كنم تو 4 سال اخير هرگز اينقدر از اينترنت دور نبودم!!) يه سري به وبلاگم زدم. از دوستاني كه اظهار لطف كردن ممنونم و ان شالله در اسرع وقت پاسخشان را مي دهم. امتحانم رو خوشبختانه با داستان ها و حواشي مختلف! قبول شدم. در روز هاي اينده با چند مطلب جديد به روز خواهم بود.

ان شالله


مشاهده ادامه مطلب چند روز مرخصي

وقتي كه دست سران فتنه را خواهم بوسيد

"كسانى كه ايمان آورده‏اند در راه خدا كارزار مى‏كنند و كسانى كه كافر شده‏اند در راه طاغوت مى جنگند پس با ياران شيطان بجنگيد كه نيرنگ شيطان [در نهايت] ضعيف است" سوره نسا ايه 74

دوست من حسين! اگه به نقد گفتماني و گفتگوي آزاد پايبندي، لطفا همونطور كه من جواب تك تك حرفاي شما رو مي دم، شماهم جواب بده. متاسفانه فقط با گفتن اينكه حرفاي من رو هواست از جواب دادن شونه خالي كردي! لطفا شما كه حرفات رو زمينه! جواب سوال هاي من و تناقضات رفتاري و گفتاري حضرات اصلاح طلب رو بده. قطعا منطق و عقل حكم مي كنه قبل از اينكه چيز جديدي بگي جواب دهها مطلب بي پاسخ گذاشته شده رو بدي. و البته شعور مخاطبان هم اقتضا مي كنه كمي هم پاسخ گو باشي! البته اگه به پاسخ گويي به نظر ديگران معتقد باشي! (كه فكر مي كنم هستي) وگرنه مثل رهبران اصلاح طلب فقط يك طرفه سخنراني كردن و پريدن از شاخه اي به شاخه ديگر از منطق گفتمان به دور است. به ترتيب نظراتي كه گذاشتي منم جواب مي دم.

روز عاشورا اعتراضات مردم آروم بود؟؟!! البته جواب اين رو قبلا دادم، اما ظاهرا سوزن شما گير كرده و كاري به حرفاي من نداري و مدام حرف خودتو تكرار مي كني! اين چه تظاهرات آروميه كه هرچي ايستگاه اتوبوس و جدول خيابون و كيوسك تلفن و سطل زبالس با حركات متهورانه سبزك ها با خاك يكسان مي شه!؟ قبلا استدلال كردم كه وحشي گري هاي جماعت معترض آرام!! هيچ ربطي به برخورد ماموران و مردم نداشت. چرا كه هرگز كسي با عزاداري آرام! برخورد نمي كند! همانطور كه در سال هاي قبل هم مردم عزاداري مي كردند، نه وحشي گري! كشته شدن 5 نفر به قول شما (كه در مورد اين چند كشته هم حرف و حديث زياده) به خاطر وحشي گري و هلهله تو روز عاشورا، به خاك و خون كشيده شدن مردمه!، اما يادت مياد وقتي زمان خاتمي به علت سوء مديريت دهها زن و مرد تو شهرستان ها به خاطر مسايل واهي محلي توسط نيروهاي امنيتي و به دستور شخص وزير كشور كشته شدند، صدا از كسي در نيومد!؟ نه عكس لختيشون با دوستاشون تو شمال جايي پخش شد، نه نامزدشون با شيمون پرز ديدار كرد!!!!!!!!! انگار نه انگار كه ولي نعمتان اين انقلاب به فرمايش حضرت امام (رة) پابرهنگان و روستايي ها هستن! شما كه بحث هاي زميني مي كني لطفا جواب بده!

اشاره كردي به ملاك بودن عمل نه حرف! احسنت، واقعا به خوب نكته اي اشاره كردي. دقيقا حرف دل ما رو زدي دوست من. لب مطلب ما هم همين تناقض گفتاري و عملي حضرات اصلاحطلبه. من چند نمونه رو مي گم، خواهشا جواب بده، رو هوا، رو زمين، زير زمين، تو دريا، تو فضا،...! هرجا دوست داري، فقط جواب بده خواهشا. مگه انقلابي بودن به حرفه؟! مگه طرفدار حضرت امام (رة) بودن به حرفه؟! پس عمل چي؟ اتفاقا يكي از نشونه هاي منافقين همينه كه يه چيزي مي گن و تو عمل يه طور ديگن. خود قرآن مي گه كه به زبون مي گن ايمان آوردن، اما ته دلشون نه! و اينم از عملشون معلوم ميشه. ببينم، ميشه كسي ادعا كنه مهندسه و به مهندسي علاقه داره اما يه ساختمون بسازه كه هيچ كدوم از معيارهاي علمي و عقلي معماري در اون رعايت نشه؟! كوچكترين اصول مهندسي رو زير پا بذاره و يه ساختمون بسازه كه با يه باد بريزه، اما ادعاي مهندس بودن داشته باشه؟! مسلما نه! ما براي انقلابي بودن، مذهبي بودن، طرفدار حضرت امام (رة) بودن، طرفدار نظام و جمهوري اسلامي بودن ملاك داريم، ميزان داريم، شاخص داريم. حضرت امام (رة) مي فرمود هرچه فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد. حضرت امام (رة) مي فرمود اگر جهان استكبار در برابر اسلام ما بايستد، من در مقابل همه دنياي آن ها خواهم ايستاد. حضرت امام (رة) مي فرمود اسراييل غده سرطانيست و بايد از صحنه روزگار محو شود. امام در برابر اهانت هاي سلمان رشدي، بدون ملاحظات سياسي و بين المللي و توجه به وجه ايران، حكم ارتداد و اعدام سلمان رشدي رو صادر كرد. (جالبه كه همون موقع بعد از اين موضع گيري حضرت امام (رة)، 8 تا از وزراي هيئت دولت نخست وزير حضرت امام (رة)!!! در اعتراض به اين حكم ايشان استعفا دادند!) اين سياستمداران اخلاق مدار!!! چند بار تا به حال راجع به اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي حضرت امام (رة) اظهار نظر كردن؟! خاتمي اخلاق مدار چندبار تا حالا عليه آمريكا و اسراييل مصاحبه كرده!؟ چندبار از سياست هاي استكباري آمريكا و كشتارهاي وحشيانه مردم فلسطين توسط رژيم صهيونيستي انتقاد كرده؟ تو اين دو سالي كه غزه تو محاصرس و برادران و خواهران ما در فلسطين (كه حضرت امام (رة) فرمود فلسطين پاره تن اسلام است) در وضعيتي وحشتناك به سر مي برند، چند بار خاتمي راستگو! به اين اقدامات اعتراض كرد!؟ يكي از سياست هاي رييس جمهور صدور انقلاب به جهان در كنار ساختن ايرانه. رييس جمهور تو همه سخنراني هاش از اين دو كار به عنوان دو ماموريت بزرگ امروز ايران ياد مي كنه. نظر حضرت امام (رة) رو راجع به صدور انقلاب خوندي؟! كه ميگه اين انقلاب بايد جهان شمول باشه؟! حالا چرا عده اي دوست دارن اين انقلاب به مرزهاي جغرافيايي ايران محدود بشه (به صورت اتفاقي مثل آمريكا!!) و مدام از اين سياست انتقاد مي كنن؟ اينا پيرو خط امام (رة) هستن؟!؟!؟!؟!؟! در مورد حمایت های انجمن حجتیه و ریگی از موسوی چی داری؟! عصاره تفکر انجمن حجتیه جدایی دین از سیاسته. تفکری که یکی از بزرگترین مخالفت های حضرت امام (ره) با اونا بود. حالا چی شده که انجمن حجتیه ای ها (به اعتراف خود سروش!) شدن طرفدار و حامی موسوی؟! ریگی آدم کش چرا از موسوی حمایت می کرد؟ چرا امثال نوریزاده ای که تو تلویزیوناشون از ریگی حمایت می کردن از موسوی هم حمایت می کردن؟! مسلمه كه مسلموني و خط امامي بودن به حرف نيست، بلكه به عمله! لطفا به جاي آسمون ريسمون كردن، تناسب نظرات حضرت امام (رة) و حضرات اصلاح طلب و همون سياستمداران نجيب! رو برا من بگو. اينا چه جور طرفدارايي هستن كه به هيچ كدوم از آرماناي حضرت امام (رة) پايبند نيستن؟!؟!؟ از دوره مطرح شدن صحبت هاي غيرديني و حتي ضدديني توسط عناصر رسمي دولت اصلاحات و همفكرانش زمان خيلي زيادي نمي گذره. زماني كه دين افيون ملت ها خوانده و متعلق به 1400 سال پيش دونسته مي شد، امام حسين عليه السلام قرباني خشونت پدرش ياد مي شد، افراد مذهبي خرافاتي و عقب مانده معرفي مي شدند، آشكارا به حضرت امام (رة) توهين و افكار ايشان شايسته موزه هاي تاريخ پنداشته مي شد، عصمت پيامبر و ائمه و وحيانيت قرآن زير سوال مي رفت و مراکز بسیج (همان که حضرت امام (ره) فرمود لشگر مخلص خداست) رسما هسته های خشونت نام می گرفتند. این طرفداران خط امام آن زمان کجا بودند؟! چرا هیچ کدوم احساس خطر نکردن؟ چرا هیچ کدوم نگران آرمان های حضرت امام (ره) نشدن؟! راستی! پول گرفتن از شهرام جزایری ها هم جزء آرمان های حضرت امام (ره) و خط امامه؟! چرا صدای اعتراض مردان اخلاق به کروبی در نیومد؟! عجب تطابق عمل با گفتاری!!

اين ها فقط بخشي از بيانات ايشان در اين موارد است:

"امروز استكبار شرق و غرب چون از رويارويي مستقيم با جهان اسلام عاجز مانده است، راه ترور و از ميان بردن شخصيتهاي ديني و سياسي را از يك طرف و نفوذ و گسترش فرهنگ اسلام آمريكايي را از طرف ديگر به آزمايش گذاشته‏اند. اي كاش همه تجاوزات جهانخواران همانند تجاوز شوروي به كشور مسمان و قهرمان‏پرور افغانستان علني و رو در رو بود تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغين غاصبين را در هم مي‏شكستند؛ ولي راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد كه متأسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهاي متحجر و سرمايه‏داران خدانشناس ومرفهين بي‏درد كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك مكتب و در يك آيين، دو تفكر متضاد و رو در رو وجود داشته باشد، از واجبات سياسي بسيار مهمي است كه اگر اين كار توسط حوزه‏هاي علميه صورت پذيرفته بود، به احتمال بسيار زياد سيد عزيز ما عارف حسيني در بين ما بود " صحيفه نور، ج 21 ص 8؛

"وظيفه همه علماست كه با روشن كردن اين دو تفكر، اسلام عزيز را از ايادي شرق و غرب نجات دهند ". همان؛

" ان شاءالله درمحدوده توانتان نقاط كور و مجهول را براي مردم شريف ايران و جهان اسلام باز و روشن نماييد و چهارچوب اسلام ناب محمدي كه در ترسيم قهر و خشم و كينه مقدس و انقلابي عليه سرمايه‏داري غرب و كمونيزم متجاوز شرق است و نيز راه مبارزه عليه ريا و حيله و خدعه را به مردم و بخصوص جوانان سلحشورمان نشان دهيد " همان ص 113

"فرزندان عزيز جهادي‏ام به تنها چيزي كه بايد فكر كنيد به استواري پايه‏هاي اسلام ناب محمدي (ص) است؛ اسلامي كه غرب و در رأس آن آمريكاي جهانخوار و شرق در رأس آن شوروي جنايتكار را به خاك مذلّت خواهد نشاند. اسلامي كه پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومين و فقراي جهانند و دشمنان آن ملحدان و كافران و سرمايه‏داران و پول پرستانند. اسلامي كه طرفداران واقعي آن هميشه از مال و قدرت، بي‏بهره بوده‏اند و دشمنان حقيقي آن زراندوزان حيله‏گر و قدرت‏مداران بازيگر و مقدس نمايان بي‏هنرند " همان ص 59

"... آري مذهبي كه وسيله شود تا سرمايه‏هاي مادي و معنوي كشورهاي اسلامي و غير اسلامي در اختيار ابرقدرتها و قدرتها قرار گيرد و بر سر مردم فرياد كشد كه دين از سياست جدا است؛ مخدر جامعه است. ولي اين ديگر مذهب واقعي نيست؛ بلكه مذهبي است كه مردم ما آن را مذهب آمريكايي مي‏نامند " همان ص 69

"استعمارگران به نظر ما آوردند كه اسلام، حكومتي ندارد، تشكيلات حكومتي ندارد، بر فرض كه احكامي داشته باشد، مجري ندارد و خلاصه اسلام فقط قانونگذاري است. واضح است كه اين تبليغات جزئي از نقشه استعمارگران است براي بازداشتن مسلمين از سياست و اساس حكومت.... اين حرفها را استعمارگران و عمال سياسي آنها درست كرده‏اند تا دين را از تصرف امور دنيا و از تنظيم جامعه مسلمانان بركنار سازند. در اين صورت مي‏توانند بر مردم مسلط شده و ثروتهاي ما را غارت كنند؛ منظور همين است. اگر ما مسلمانان كاري جز نماز خواندن و دعا و ذكر گفتن نداشته باشيم، استعمارگران و دولتهاي جائر متحد آنها هيچ‏كاري به ما ندارند.... آن مردك [نظامي انگليس در زمان اشغال عراق] پرسيد: اينكه در بالاي مأذنه دارد اذان مي‏گويد، به سياست انگلستان ضرر دارد؟ گفتند؛ نه. گفت: بگذار هر چه مي‏خواهد، بگويد؛ اگر شما به سياست استعمارگران كاري نداشته باشيد و اسلام را همين احكامي كه هميشه فقط از آن بحث مي‏كنيد، بدانيد و هرگز از آن تخطي نكنيد. به شما كاري ندارند ". ولايت فقيه، ص 59

"ما وظيفه داريم مردم مظلوم و محروم را نجات دهيم. ما وظيفه داريم پشتيبان مظلومين و دشمن ظالمين باشيم. همين وظيفه است كه اميرالمؤمنين(ع) در وصيت معروف به دو فرزند بزرگوارش تذكر مي‏دهد و مي‏فرمايد: و كونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا 25 يعني دشمن ستمگر و ياور و پشتيبان ستمديده باشيد. ولايت فقيه ص 28 و 29

"بزرگترين فرق روحانيت و علماي متعهد اسلام با روحاني نماها در همين است كه علماي مبارز اسلام هميشه هدف تيرهاي زهر آگين جهانخواران بوده‏اند و اولين تيرهاي حادثه، قلب آنان را نشانه رفته است. ولي روحاني نماها در كنف حمايت زرپرستان دنياطلب، مروج باطل يا ثناگوي ظلمه و مؤيد آنان بوده‏اند. تا به حال يك آخوند درباري يا يك روحاني وهابي رانديده‏ايم كه در برابر ظلم و شرك و كفر، خصوصا در مقابل شوروي متجاوز و آمريكاي جهانخوار ايستاده باشد؛ همان‏گونه كه يك روحاني وارسته عاشق خدمت به خدا و خلق خدا را نديده‏ايم كه براي ياري پابرهنگان زمين، لحظه‏اي آرام و قرار داشته باشد و تا سر منزل جانان عليه كفر و شرك مبارزه نكرده باشد و عارف حسيني اين‏گونه بود و ملتهاي اسلامي حتما دليل اين واقعه را دريافته‏اند كه چرا در ايران "مطهري "ها و "بهشتي "ها و شهداي محراب و ساير روحانيون عزيز و در عراق "صدرها " و "حكيم‏ها " و در لبنان "راغب حربها " و "كُرَيِّم‏ها " و در پاكستان "عارف حسيني‏ها " و در تمامي كشورها روحانيون دردآشناي اسلام ناب محمدي (ص) هدف توطئه و ترور مي‏شوند "

البته مطالب متعدد ديگري هم هست. ميشه لطفا موضع اقايون صادق! رو با اين مواضع حضرت امام (رة) روشن كني. مي بيني حضرت امام (رة) چقدر راجع به استعمار غرب و شرق و جريان استكباري موجود درجهان حساس و درباره آن ها موضع مي گيرند؟ حالا طرفدار واقعي امام مي تونه كسي (موسوي) باشه كه رييس جمهور آمريكا، همون شيطان بزرگ به تعبير حضرت امام (رة)، از شجاعتش به خاطر ايستادن در برابر نظام اسلامي تمجيد كنه؟! ميتونه كسي (خاتمي) باشه كه سوروس صهيونيست پس از ديدارش بگه: «یکی از بهترین جلساتی که من در ارتباط با پیشبرد دموکراسی در جهان اسلام و بویژه ایران، در آن حضور یافتم، ملاقاتی بود که در روز سه‌شنبه 14 سپتامبر 2006 با محمد خاتمی رئیس‌جمهور سابق ایران برگزار کردم... من به خاتمی گفتم آنان (برخی از حامیان دوم خرداد) از تغییرات اساسی در ساختار سیاسی ایران حمایت خواهند کرد اما آنان هنوز فاقد «گروه‌های سازماندهی شده» برای پشتیبانی از یک انقلاب (براندازی) هستند. خاتمی معتقد بود که دموکراسی و رواداری دولت با ساختار کنونی یک حکومت مذهبی که در راس آن رهبر مذهبی حکمرانی می‌کند، به دست نخواهد آمد» تو رو خدا ديدگاه امام رو راجع به اين مسايل بگو! منتظر جواب هستم، به شعور خودت و خوانندگان احترام بذار و البته به نقد گفتماني هم وفادار بمون. مطالب گفتني بسيار ديگه اي هم از تضاد آراي دوستان اخلاق مدار با آراء و انديشه هاي حضرت امام (رة) هست كه متاسفانه مجبورم براي طولاني تر نشدن مطلب از ذكر ان ها خودداري كنم.

در مورد نجابت ميرحسين و خاتمي هم نيازي به گفتن نيست. فقط كاش 9 دي ميومدي ميديدي ميليون ها نفر دلباخته حضرت امام (رة) چه تعاريفي از نجابت حضرات نمي كردن!

منظور من از منافقین، نه منافقین مسعود و مریم رجوی، بلکه اصل منافق در اسلامه! منم قبول دارم که منافقین دهه 60 (همونایی که نخست وزیر وقت هم باهاشون مبارزه کرده) دیگه از نظر سیاسی و اجتماعی مردن. اما به نظرت با توجه به همین حرف (که حرف خودتم بود) آیا ما دیگه منافق نخواهیم داشت؟! یعنی جریان نفاق هرگز در جریانی مجددا بروز پیدا نخواهد کرد؟! این یعنی نفی ایات قرآن راجه به منافقین. اگه فكر كنيم بعد از منافقين دهه 60 ديگه منافقي نيست، پس اصلا ميشه گفت بعد از منافقين صدر اسلام منافقي نبوده!
ما اصلا هرکی با ما نخوند رو نمی گیم منافق! خودتم خوب می دونی! مسئله کاملا روشنه. معيارهاي واضحي هست. تو رو خدا جواب بده که به فرض اينكه فقط همونا منافق باشن، چرا همون منافقین دهه 60 الان از موسوي حمایت می کنن؟! سخنراني ها و بيانيه هاي رجوي ها رو در حمايت از موسوي نديدي؟وجه مشترک کار کجاست؟! شما که رند نیستی، لطفا جواب این تناقضات و اون تناقضاتی رو که تو نظرم آخرم نوشتم(در مورد منتظری و نهضت آزادی و ...) بده. بگو بالاخره حضرت امام(ره) رو قبول دارین یا نه؟ ولایت مطلقه فقیه رو قبول دارین یا نه؟! همین.

در مورد مناظره! پرونده زن ميرحسين يادت رفت؟!!؟ كسي كه با رانت حكومتي و با زور و زر و خوردن حق من و تو، وقتي فوق ليسانس نداشته رفته دكترا خونده؟؟!! خود ميرحسين اخلاق مدار! مگه با فوق ليسانس هنر، با جعل عنوان دكتراي علوم سياسي، تو دانشگاه علوم سياسي درس نمي داده!؟سند خونه اي كه هاشمي زمان رياست جمهوري اش تو پاسداران و از بيت المال با قيمت ناچيزي به موسوي بخشيده رو ديدي؟! اگه نديدي، ايميل بده برات بفرستم. اينا خيلي واضحن، لطفا جواب بده. راستي! موسوي مرد اخلاق، چرا در غياب رييس جمهور با پرخاش به مجري برنامه رييس جمهور رو دروغ گر، خرافاتي، و متقلب ناميد؟! اميد به گرفتن پاسخ دارم.

در مورد به اصطلاح پرونده هاي احمدي نژاد؛ خودتم خوب مي دوني با ابزار رسانه اي كه اصلاحطلبا با حمايت غرب تو داخل و خارج دارن، اگر اپسيلوني فساد تو احمدي نژاد بود زمين رو مي بردن آسمون. كمااينكه بعد از مطرح كردن اين حرفا از طرف كروبي، دقيقا خود رييس جمهورم تو مناظره با كروبي گفت هرچي از من دارين منتشر كنين. و جالب بود كه ديگه صدا از كسي در نيومد!!!

در مورد نامه احمدي نژاد به اوباما! اگه يادت باشه احمدي نژاد 1 سال و پنج ماه پيش به اوباما نامه تبريك نوشت! حرفايي اخير احمدي نژاد جوابي بود به گستاخي هاي كابويي اوباما در مورد حمله به ايران. جالبه كه گرفته شدن حال اوباما بعضيا رو تو اينجا به تكاپو انداخته! احمدي نژاد اگه مي خواست به خاطر جواب ندادن اوباما از روي مثلا عصبانيت حرفي بزنه، همون وقت مي زد كه عصباني بود، نه بعد از 1 سال و نيم!!

من قبول دارم كه عده اي از مردم از نتيجه انتخابات ناراضي بودن، چون نامزدشون راي نياورده بود و اين طبيعت هر انتخاباته. اما نمي شه از اين مسئله گذشت كه عده اي از خواص هم (چون از راي نياوردن موسوي و كروبي مطمئن بودن) به روش هاي مختلف از مدت ها قبل تلاش كردن تو نتيجه انتخابات تشكيك كنن و از تريبون هاي مختلف از لزوم صيانت از آرا حرف زدن. نكته خوشمزه اينجا بود كه كسي (محتشمي پور) كه وقتي وزير كشور بود نتونست يك انتخابات سالم برگزار كنه و انتخابات پر حرف و حديثش براي مجلس سوم مورد تاييد شوراي نگهبان قرار نگرفت و حضرت امام (رة) به خاطر شرايط حساس جنگ با حكم حكومتي ولايت مطلقه فقيه انتخابات را مختومه كردن، رييس كميته صيانت از آرا شد! و بعد از انتخابات هم همين خواص با تحريك مردم و جوانان _ كه بعضا به حق تصور كرده بودند نظام حقشان را خورده است_ به ايجاد فضاي غبارآلود كمك كردند. مدعيان پيروي از ولايت فقيه (كه خاتمي راست گو خود را در اين زمره مي داند) بعد از اينكه رهبري در نماز جمعه 29 خرداد به مردم اطمينان دادند كه جمهوري اسلامي اهل خيانت در ‌آراي مردم نيست، چه موضعي گرفتند؟! از آمريكا و اسراييل و انگليس توقع نيست به حرفاي رهبري گوش كنند، چون ادعايي مبني بر پيرو ولايت بودن ندارند، اما سياستمداران راستگو و اخلاق مدار ولايت مدار اصلاحطلب چه!؟؟!؟ بيانيه پشت بيانيه و اتهام زدن به نظام پشت سر هم! عجب علاقمنداني به نظام و انقلاب و حضرت امام (رة)! چرا عملكرد و جدول حركات حضرات اخلاق مدار نعل و به نعل منطبق با اصول انقلاب هاي مخملي 2005 قرقيزستان، 2004 اكراين و گرجستان بود؟!(جالبه كه مردم اين كشورها بعد از چند سال فهميدن چه كلايي سرشون رفته و تقريبا همه اين حكومت هاي مخملي سرنگون شدن!)

شمايي كه دلت شور ازادي مردم و اعلام اعتراضات مردم به حكومت رو مي زنه، خبر از وضعيت زمان موسوي و هاشمي و خاتمي داري؟؟!! ميشه اسم 3 تا روزنامه منتقد دولت موسوي و هاشمي رو بگي!؟ مردم تو 24 سال گذشته كاملا 100 درصد از حكومت راضي بودن و هيچ اعتراضي نداشتن؟! چرا تو اون 24 سال هيچ اعتراضي نشد؟! يا اگه ميشد تو نطفه و با تمام قوا خفه مي شد!؟ لطفا جواب بده دوست من.

در مورد بي بي سي! به نظرم شما مخالف كودتا هستي! لطفا اسناد كودتاي 28 مرداد 1332 رو بخون. ببين رمز كودتا رو بي بي سي اعلام كرد! جالبه، خودشون اعتراف دارن به غلطايي كه كردن، اما بعضي از ما خط امامي ها! سعي مي كنيم اونا رو تبرئه كنيم! واقعا وطن پرستي بعضيا آدم رو متعجب مي كنه. در ضمن! مصاحبه كردن و دفاع كردن از انقلاب (مثل كاري كه حضرت امام (رة) و رييس جمهور مي كنن) يه بحثه، دادن خوراك براي حمله به انقلاب يه بحث ديگس. فكر كنم هر عقل سليمي اين تفاوت رو درك كنه.

در مورد صدا و سيما هم عقيده ايم! همانقدر كه صدا و سيما بعد از انتخابات با حاميان رييس جمهور مصاحبه كرد، با سبزها هم كرد! صدا و سيما واقعا بعد از انتخابات ضعيف عمل كرد و اگه مي تونست اون 24 و نيم ميليون راي دهنده به رييس جمهور رو رسانه اي كنه، اصلا هيچ كدوم اين اتفاقات نمي افتاد. باز خدا رو شكر كنيد كه به قول خودت طرفداران موسوي بيشتر از نخبگان بودن و دستشون به انواع رسانه هاي مجازي و حقيقي مي رسيد؛ از وبلاگ و سايت و روزنامه گرفته تا راديوها و تلويزيون هاي بيگانه. اما طرفداران پاپتي و به قول سبزها "جوات موات"! احمدي نژاد دستشون به كجا بند بود!؟ روستايي هايي كه به احمدي نژاد راي دادن كجا تونستن حرفشون رو بزنن؟!

در مورد حسيني بودن و يزيدي بودن هم فكر مي كنم مطلب كم كم داره روشن ميشه. يزيد و يزيديان هيچ وقت از امام حسين عليه السلام و يارانشون تمجيد نكردن و اتفاقا به خونشون تشنه بودن. من نمي گم كسي از اين آقايون همجنس باز و سلطنت طلب و بهاييه، فقط خواهشا جواب بده وجه مشترك سياستمداران اخلاق مدار با اينا چيه كه همه اينا متحد و يكپارچه شدن حامي اخلاق مداران؟!! چي شده كه هر چي رقاصه و ضد انقلابه شده طرفدار سينه چاكه اينا؟! ضد انقلاب كينه توز نسبت به حضرت امام (رة)، به خون كي تشنس؟؟! ميشه اسم 10تا، نه 5 تا، نه 3 تا سايت يا وبلاگ مطرح رو به من نشون بدي كه هم به حضرت امام (رة) توهين كنن، هم به رهبري و هم به سران اصلاحات؟!! چرا همه سايت هاي داخلي و خارجي كه به امام و انقلاب و ولايت توهين مي كنن شدن مداح موسوي و خاتمي؟! خيلي روشن و واضحه. البته اگه آدم بخواد ببينه. التماس مي كنم جواب بده.

سخنراني رجوي ها اواخر خرداد ماه و تير رو نشنيدي كه كاملا از موسوي تمجيد مي كنند؟!؟! كلي از روحي كه دميده شده در راه مبارزه با جمهوري اسلامي بوسيله موسوي گفتن! كاش تعصب كوركورانه مانع ازاد انديشي و ديدن حقايق نمي شد. اينم اگه خواستي فيلمشو بهت مي دم.

در مورد نهضت آزادي؛ فكر مي كنم شما كه از كسي حمايت مي كني كه به گفته خودش ادعا مي كنه براي احياي ارزش ها و راه حضرت امام (رة) داره حركت مي كنه، موافق باشي كه حضرت امام (رة) بيشتر از من و شما درباره تاريخي كه خودش ايجاد كننده اش بوده اطلاعات داره. كسي منكر مبارزات نهضت ازادي نيست، اما اولا به گفته همون حضرت امام (رة) ( كه با تيزبيني بي مثالي چنين روزهايي رو به چشم ديده بود) ميزان حال افراد است و دوما اينكه حضرت امام (رة) با علم به همون مبارزات نهضت آزادي رو عامل آمريكا تو ايران دونست. اين عين بيانات حضرت حضرت امام (رة) درباره نهضت ازادي است:

"...آنچه بايد اجمالًا گفت آن است كه پرونده اين نهضت و همين‏طور عملكرد آن در دولتِ موقتِ اولِ انقلاب شهادت مى‏دهد كه نهضت به اصطلاح آزادى طرفدار جدى وابستگى كشور ايران به امريكا است، و در اين باره از هيچ كوششى فروگذار نكرده است؛ و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است كه شايد آمريكاى جهانخوار را، كه هرچه بدبختى ملت مظلوم ايران و ساير ملتهاى تحت سلطه او دارند از ستمكارى اوست، بهتر از شوروى ملحد مى‏دانند. و اين از اشتباهات آنها است. در هر صورت، به حسب اين پرونده‏هاى قطور و نيز ملاقاتهاى مكرر اعضاى نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت امريكا و به حسب آنچه من مشاهده كردم از انحرافات آنها، كه اگر خداى متعال عنايت نفرموده بود و مدتى در حكومت موقت باقى مانده بودند ملتهاى مظلوم بويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال امريكا و مستشاران او دست و پا مى‏زدند و اسلام عزيز چنان سيلى از اين ستمكاران مى‏خورد كه قرنها سر بلند نمى‏كرد، و به حسب امور بسيار ديگر، نهضت به اصطلاح آزادى صلاحيت براى هيچ امرى از امور دولتى يا قانونگذارى يا قضايى را ندارند؛ و ضرر آنها، به اعتبار آنكه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بيمورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تأويلهاى جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهكهاى ديگر، حتى منافقين اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان، بيشتر و بالاتر است. نهضت آزادى و افراد آن از اسلام اطلاعى ندارند و با فقه اسلامى آشنا نيستند. از اين جهت، گفتارها و نوشتارهاى آنها كه منتشر كرده‏اند مستلزم آن است كه دستورات حضرت مولى الموالى اميرالمؤمنين را در نصب ولات و اجراى تعزيرات حكومتى كه گاهى بر خلاف احكام اوليه و ثانويه اسلام است، بر خلاف اسلام دانسته و آن بزرگوار را - نعوذباللَّه- تخطئه، بلكه مرتد بدانند! و يا آنكه همه اين امور را از وحى الهى بدانند كه آن هم بر خلاف ضرورت اسلام است. نهضت به اصطلاح آزادى و افراد آن چون موجب گمراهى بسيارى از كسانى كه بى‏اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مى‏گردند، بايد با آنها برخورد قاطعانه شود، و نبايد رسميت داشته باشند. والسلام على من اتبع الهدى."

فكر مي كنم پيروي عملي از حضرت امام (رة) و نه فقط در حرف، همانطور كه جنابعالي بارها تاكيد كردي، مستلزم رعايت و عمل به همه بيانات حضرت امام (رة) است. معيار عمل افراد است، نه سابقه دوست من. طلحه و زبير فقط براي كتاب هاي تاريخ بوجود آمدند؟!

در مورد منتظري هم بدون هيچ حرف اضافه اي فقط نامه خود حضرت امام (رة) را مي آورم كه مبين همه چيز است:

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي منتظري

با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمه‌اي برايتان مي‌نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‌ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مي‌دانم؛ خدا را در نظر مي‌گيرم و مسائلي را گوشزد مي‌كنم.

از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد. شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند.
به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم.مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد.

در مساله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي‌داديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمي‌باشيد و به طلابي كه پول براي شما مي‌آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند.

بحمد الله از اين پس شما مساله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود مي‌دانيد -كه مسلماً منافقين صلاح نمي‌دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مي‌كند-، با دلي شكسته و سينه‌اي گداخته از آتش بي‌مهري‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي‌كنم ديگر خود دانيد:

1 - سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال‌ها نريزد.

2 - از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.

3 - ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.

4 - نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه‌هاي گروهي به مردم مي‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.

و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي‌دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي‌دانستم. و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم.

سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم‌پوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بسته‌ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمي‌دارم.

من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‌ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي‌كنند نگردند. از خدا مي‌خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست. و السلام.

يكشنبه 6 / 1 / 68
روح‌الله الموسوي الخميني


حالا چطور مي توان مرد اخلاق بود، راستگو بود، طرفدار حضرت امام (رة) بود، طرفدار انقلاب بود، و طرفدار منتظري هم بود، كاريست كه فقط از يك منافق بر مي آيد! حالا همه سايت هاي طرفدار سبزها از جرس گرفته تا بالاترين و انواع وبلاگ ها چطور به حضرت امام (رة) و رهبري حمله مي كنند و از منتظري تعريف و تمجيد و از مواضع سياسيش استقبال مي كنند، حتما مثل موسوي خط امامي هستن. ضد انقلاب ها هم كاري به كتاب اشپزي منتظري ندارن، با همون مواضع سياسيش كار دارن كه حضرت امام (رة) (همونطور كه خودتم تاييد كردي) از اين كار منعش كردن!

در مورد ال سعود! رابطه ما با آل سعود هيچ وقت خوب نبوده و الانم كه مي بيني مرتب عليه دولت موضع مي گيره وزير خارجشون. اگر حج و عمره هم هست (كه اونم الحمدلله يكسالي هست تق و لق شده) به خاطر مردمه. آقا تا به حال در زمان رهبريشون عربستان نرفتن.

در مورد عكس منافقين جديد به تعبير مردم! (موسوي و خاتمي). يادت رفته در طول دوران اصلاحات تو بوق و كرنا مي كردن كه مردم خودشون مي فهمن و قيم نمي خوان؟! چي شد حالا كه مردم فهميدن اينا چه منافقايي هستن، مردم گول خوردن و خوب تشخيص نمي دن و خام شدن و .....

دوست دارم در مورد دروغ هاي خاتمي مثل مصافحه با دختركان ايتاليايي و ديدار با جرج سوروس و ... هم بگم كه ديگه مطلب خيلي به درازا كشيد. خوشحال مي شم كمي، فقط كمي از پرسش هاي منو جواب بدي. اين همه تناقضات جبهه اصلاحات و سرانش رو برا من بگو. من البته ادعايي راجع به حضرت امام (رة) ندارم و اصلا هم نمي گم همه بايد پيرو خط حضرت امام (رة) و حزب اللهي و انقلابي باشند. افراد آزادن حتي با ايشان دشمني كنند. اما مردونه و رك! اتفاقا آدمايي مثل بوش و بلر رو كه شمشير از رو مي بندن برا اسلام و ميان جلو بيشتر از آدمايي قبول دارم كه دم از حضرت امام (رة) و ولايت و انقلاب مي زنن، بعد شدن نقطه اميد پهلوي و رجوي و موساد و سيا براي زمين زدن آرمان و يادگار حضرت امام (رة). كاش رك و مردونه مي گفتن كه حضرت امام (رة) رو قبول ندارن. در اين صورت دست همه سران فتنه رو مي بوسيدم اگر به واقعيات عيان اعتراف مي كردن. چرا يكبار با تشنگان به خون حضرت امام (رة) مرزبندي نمي كنن؟ چرا بعد از كنفرانس ننگين برلين، به جاي تقبيح اون، به صدا و سيما حمله كردن كه چرا اين كنفرانس رو پخش كرده؟! تو رو خدا فكر كن. تو رو به خدا.

اين هم آیات معروف 8 الی 14 سوره بقره :

«و گروهی از مردم می‌گویند به خدا و روز قیامت ایمان آوردیم» و حال آنکه ایمان نیاورده‌اند. می‌خواهند تا خدا و اهل ایمان را فریب دهند؛ و حال آنکه فریب ندهند مگر خود را و نمی‌فهمند. دل‌های آنان مریض است؛ پس خدا بر مرض‌شان بیفزاید، و برای ایشان به سبب دروغی که می‌گویند، عذاب دردناکی است. و چون به آنها گویند « در زمین فساد نکنید» می‌گویند «تنها ما اصلاحطلبیم». آگاه باشید که اینان سخت مفسدند، ولی نمی‌فهمند. و چون به آنان گفته شود «ایمان آورید چنانکه دیگران ایمان آوردند» می‌گویند «آیا مانند بی‌خردان ایمان آوریم؟» آگاه باشید که ایشان خود بی‌خردند؛ ولی نمی‌دانند. چون به اهل ایمان برخورند می‌گویند «ما ایمان آورده‌ایم» و چون با شیطان‌های خود خلوت کنند، می‌گویند «ما باطناً با شماییم؛ (و این نیست) جز اینکه مومنان را استهزا می‌کنیم»

خواهشا به خاطر احترام به مخاطب و آزادي بيان قبل از هرچيز پاسخ مطالب بنده حقير رو بده.

البته حرف زياده..... پیشنهاد می گم اگه حال داری برای روشن تر شدن مطلب این رو هم بخون:

http://mirzakochakkhan.blogfa.com/post-24.aspx البته مال قبل از انتخابات و شاهکارهای قانونی!! مرد اخلاق هنرمنده! الان که دیگه .....

اون چند تا كلمه رو هم به دل نگرفتم دوست من. ببخشيد كه سرتو درد آوردم. حلال كن

سرفراز باشي ميهن من....

مشاهده ادامه مطلب وقتي كه دست سران فتنه را خواهم بوسيد

سوال و جواب با كسي كه ديگر توهين نمي كند

گفتگوي زير گفتگويي است مكتوب كه در مطلب "هماهنگ نيستد، يكي هستن!!" بين "حسين"(يكي از خوانندگان) و "صادق"(نويسنده وبلاگ) انجام شد. عليرغم مشغله ي زيادم با توجه به امتحان مهمي كه براي خلباني در دو مرحله دارم، ترجيح دادم اين مطلب را روي وبلاگم منتشر كنم. البته جواب آخري كه براي حسين عزيز نوشتم كمي طولاني شد و امكان انتشار در يك يا حتي دو نظر را نداشت. بنابراين مجبور شدم به صورت يك مطلب جديد آن را روي وبلاگ بگذارم كه ديدم بهتر است اظهارات قبلي ايشان و خودم را نيز در اينجا بياورم:

(از فحاشي هاي صورت گرفته عذرخواهي مي كنم)

حسين: ابله ! تو هنوز فرق رسانه منتقد با رسانه پاچه خوار رو نمی فهمی ؟ خريت خودت رو پشت امام حسین و عاشورا پنهان نکن. میدانی چرا می گویم خريت چون 5 نفر از معترضین (به گفته حکومت ) در روز عاشورا بدست عمال حکومت کشته میشن اونوقت شما علم هتک حرمت بلند می کنین ؟ احمق !

صادق: از اظهار لطفت ممنون آقای با ادب عاقل!!
دروغ گفتن و آمار جعلی دادن میشه انتقاد؟!؟!؟! اونم اینقدر آزاداندیشانه با کپی برداری؟!؟!؟!؟
در ضمن! تمام آدمایی که روز عاشورا سوت و کف زدن باید کشته می شدند، نه 5 نفر! کسی که به عزادار حسین علیه السلام حمله می کنه و تو روز شهادت حسین هلهله می کنه، اگه زنده بمونه ما می شیم اونی که تو گفتی!!

حسين: ابله جان . چرا مزخرفات صدا و سیما رو بی برو برگرد باور میکنی ؟ آخه معترضین به نتایج انتخابات چرا باید روز عاشورا بیان کف و سوت بزنن ؟ اصلا چه ربطی داره ؟ مگه مغز خر خوردن ؟ خوشم میاد خوب رنگ می شید . تو هنوز نمیدونی اینا برای حساس کردن مردم از امام حسین هم مایه میزارن ؟ عکس امام رو خودشون آتیش زدن بعدش یه هفته زور زدن 5 هزار نفر از همه جا بی خبر رو کشیدن به خیابون . بعد دیدن نه نشد ! گفتن این دفه از امام حسین مایه بزاریم...اصلا خودت فکر کردی ببینی چقدر این حرفت مسخره است ؟ اونا دقیقا میان میگن که ملت ببینین به امام حسین توهین کردن که به این بهانه بین مردم جو بندازن . واقعا جای تعجبه ! مردمی که فردای انتخابات در خیابان ولیعصر فریاد میزدن " خمینی کجایی موسوی تنها شده " ( با گوشای خودم شنیدم ) اونوقت اینا میان عکس امام رو آتیش بزنن ؟ میان به امام حسین توهین کنند ؟ شما عمیقا تحت تاثیر دروغ های صدا و سیما هستین

صادق: آدم عاقل جان! منم اونی که تو گفتی روشنیدم، تازه اینم دیدم (شنیدن کی بود مانند دیدن!!) از طرفداراش اگه نشنیدی بشنو: "موسوی موسوی تو رهرو حسینی...مقلد و مرید روح خدا خمینی!" (فیلمشم رو هم خودم گرفتم! هرچند جمعیت کمی جواب می داد. از اينجا دانلود کن حتما ببین! كليك راست كن و save as a target رو بزن) البته هم من و هم تو هم همه می دونن همین کسایی که این شعارهارو می دادن واقعا چه نسبتی با دیدگاه های حضرت امام (ره) دارن و چه قدر اصلا ایشون رو به عنوان ولی فقیه قبول دارن! بگذریم...
در مورد روز عاشورا هم من اصلا به فیلمای صدا و سیما کار ندارم. صدا و سیما اگه عرضه داشت اصلا کار به اینجاها نمی کشید. من خودم روز عاشورا همونجاها بودم، از میدون فلسطین گرفته، تا ولیعصر و کریمخان و امیرآباد و .... . این سوت و کف زدن های معترضین!!!!! و حملات شجاعانشون!!!!! به سطل های زباله و ایستگاه های اوتوبوس رو هم خودم دیدم!!!
مثلا در مورد هتک حرمت قبر بابای خاتمی، از کجا معلوم کار خودشون برا تحریک مردم نباشه؟!؟؟!
راستی! شما که تحت تاثیر جایی نیستین، هستین؟؟؟؟!!!!!
در مورد انتفاد و دروغ گویی و آمار خلاف دادن هم جوابی ندادی!

حسين: سطل آشغال رو آتیش زدن کار درستی نیست ولی نمی دونم تا حالا گاز اشک آور خوردی یا نه ولی اگه خورده باشی میدونی که برای کم اثر کردن اشک آور در فضا سطل آشغال رو آتیش میزدن...در مورد هتک حرمت ایت الله خاتمی هم که گفتی حرفت حکایت همون لباس شخصی هایی رو داره که مثلا دل رهبر رو خون !! کردن ولی هیچ کی انگار نه انگار که اینا رو میشناسه و همه دنبالشونن . عجب !
در مورد آمار خلاف هم همه میدونن که ایران در تصادفات جاده ای رکورد داره . حالا اگه شما میخواین یه نیش و کنایه ای به همین چار تا روزنامه مثلا منتقد که هنوز نفس می کشند بزنید حکایت دیگریست ...

اگر هم 4 ثانیه از تلویزیون دیدید که روز عاشورا چند نفر دست زدن بدلیل خوشحالیشون از عقب رفتن نیروهای سرکوبگر بود . ولی انصافا خودت قضاوت کن 4 ثانیه رو 1000 بار نشون دادن بعد نتیجه گرفتن اینها روز عاشورا هتک حرمت امام حسین کردن درحالیکه چندین نفر از همین مردم خونشون روز عاشورا ریخته شد بدست همین برادران ... کدام حرمت شکنی است ؟ خوشحالی از عقب راندن نیروهای سرکوبگر یا آدم کشتن در روز عاشورا و بعد کشاندن مردم پای تلویزیون به خیابان با همین دروغ ها ؟!

صادق: سطل آشغال ها قبل از گاز اشك آتيش زده شد! مگه ميشه كسي بياد برا عزاداري تو خيابون و بهش گاز اشك آور بزنن و اون مجبور شه بعدش سطل آتيش بزنه؟! چرا سال هاي قبل كه اين همه مردم عزاداري مي كردن كسي گاز اشك آور نمي زد!؟؟!؟؟! داداش! گازا بعد از وحشي گري هاي معترضين زده شد! كه البته منم نوش جون كردم! در مورد خاتمي هم اگه خودت فهميدي چي گفتي منم فهميدم!!
در مورد تصادفات هم من گفتم يك كشته هم زياده و اصلا خوشحال نيستم كه به جاي 30 و چند هزار كشته زمان خاتمي، الان 20 و چندهزار كشته داريم! اما تلاش براي كاهش كشته ها با دروغ گفتن فرق داره! مگه دروغ بد نبود؟؟! ديگه بد نيست؟!
آيا امام حسين عليه السلام روز عاشورا كسي رو نكشت!؟؟! اين كسي كشته بشه به خودي خودش قابل بحث نيست، اينه كه براي چه و در چه راهي و به دست چه كسي كشته ميشه! يكي حسينه كه به دست مسلموناي حرام خورده اموي كشته مي شه، يكي يه منافق كه به دست حسين عليه السلام كشته مي شه. پس اگه كسي جرم كرده باشه، روز عاشورا يا هر روز ديگه اي كه باشه بايد تاوان گستاخيشو بده دوست من.
خواهشا قبل از گفتن مطلب جديد جواب قبليا رو بده.

حسين: وقتی شما به راحتی خودتون رو در جایگاه امام حسین میگزارین و طرف مقابل را در موقعیت مسلمونای حرام خور اموی !!! که شایسته کشته شدن هستند (به کدامین جرم ؟!) ...بنده ترجیح میدم تا اطلاع ثانوی هیچی نگم !

ما نفهمیدیم آخر سر در عاشورا سال 61 هجری امام حسین کشته شد و خانواده حسین به اسارت رفت یا یزیدیان کشته شدند و به اسارت رفتند که پشت سر هم در صدا و سیما از هتک حرمت عاشورا می گویند؟ چه جریانی کشته داده است؟ کدام جریان زندانی دارد؟ اخر سر هم نفهمیدیم محرم را برای چه حرام می گویند؟آیا جز این است که در آن کشتن حرام است نه کف و سوت. حتی اگر کف و سوتی در کار بوده باشد...والسلام

صادق: دوست گرامي! هميشه و هميشه مطلبي رو كامل متوجه شو، بعد جواب بده!! تو نظري كه ساعت 1554 گذاشتي بدون اينكه متوجه شي چي گفتم فقط خواستي يه جوابي بدي! من كي گفتم ما حسيني هستيم و اونا اموي؟! (هرچند اگه به اونجا برسيم اثبات مي كنم) تو نظري كه گذاشتم هرگز همچين حرفي نزدم، پيشنهاد مي كنم دوباره يا چندباره بخونيش!! من گفتم نفس قتل تو عاشورا نمي تونه ملاكي براي حق يا باطل بودن باشه (برخلاف ادعاي جنابعالي)، و براي اثبات حرفم كشتن سپاهيان يزيد تو ماه حرام محرم رو توسط امام حسين سند آوردم. اين اصلا به معناي حرفي شما از نوشته من برداشت كردي نبود!

براي شناختن عرصه بايد حق رو شناخت دوست من. نه اينكه هر كسي كشته شد بگيم سرباز حسينه! خودمونو گول نزنيم، دل اسراييليا برا اسلام و ايران ميسوزه يا آمريكاييا پيرو حسين و خونخواه عباس شدن؟! چرا جنايتكاراني كه قتل عام دههاميليون نفر در دو جنگ جهاني و كشتار روزانه دهها نفر در عراق و فلسطين و افغانستان و پاكستان رو جزئي از افتخاراتشون مي دونن، برا كشته شدن نه چند نفر به ادعاي شما! بلكه به فرض من صد نفر تو روز عاشورا! اينقدر انقلابي و طرفداراي عزاداراي حسين شدن؟! واقعا فكر مي كنين اونا نگران آرمان حسينن؟! چرا فكر نمي كنين اونا فهميدن بهترين راه برا ضربه زدن به حسين، استفاده از اسم حسينه! و به ميدون آوردن مدلي جعلي از طرفداري از حسين....

شما كه مي گين طرفدارا موسوي شعار از امام خميني (رة) مي دادن (و منم البته كه قبول دارم و قبلا هم گفتم)، اما منظور همون امام از اسلام ناب محمدي و اسلام آمريكايي چيه؟ همون امام به صراحت مشخصات اين دو جبهه رو مي گه. دشمن مي دونه كه نمي تونه صراحتا با اسلام مقابله كنه، مي دونه كه من و تو و همه ايرانيا به اسلام و امام علاقه داريم، پس مياد يه مدل جعلي و تحريف شده مي ده بيرون كه كاملا طبق الگوي حضرت امام(رة) قابل شناساييه. اسلام مستضعفين و پابرهنگان در مقابل اسلام مرفهين بي درد، اسلام كوخ نشينا در برابر كاخ نشينا. خدا وكيلي الان كوخ نشينا كدوم طرفن و كاخ نشينا كجان؟! نيازي نيست به من جواب بدي، به خودت جواب بده تو رو به خدا. نظر اسلام راجع به حمايت دشمنان از يك حزب يا گروه چيه؟ اگرم مي گين دشمن برا تفرقه اندازي از اصلاح طلبا حمايت مي كنه، سوال من اينه كه چرا يك بارهم از احمدي نژاد و رهبري و حضرت امام (رة) براي تفرقه اندازي حمايت نكرده؟! در ضمن، امامي كه همه قبولش دارن، با اين همه هوش و ذكاوت نمي دونسته دشمن ممكنه برا تفرقه اندازي از جناحي حمايت كنه!؟ وقتي امام گفتن هروقت دشمن از شما تعريف كرد بدونين كارتون مشكل داره با علم به همه موارد بوده، و با آسمان و ريسمان چيدن نميشه اونو حاشا كرد. ببين امام با نهضت آزادي چه برخوردي مي كنه، چه طور اونا رو عوامل آمريكا تو ايران مي دونه، اونوقت همين اقاي موسوي با نهضت آزادي ها ديدار مي كنه و ازشون مشاوره مي گيره! من اصلا بحثم سر خوب بودن امام نيست، چون ظاهرا دوستان همه خط امامي هستن، مي گم خب حالا كه مي گين امام، اينم امام! اگه امام رو رسما قبول نداشتن يه بحث ديگه اي بود. راستي! امامي كه موسوي و طرفداراش شعارش رو مي دادن، مگه از دست حماقت و ساده لوحي و اشتباهات منتظري آرزوي مرگ نكرد!؟ اگه كسي طرفدار واقعي امام باشه، بايد از مرگ منتظري خوشحال باشه، نه اينكه براش عزاداري كنه و تو حاشيه تشييع جنازش به بانك ها و سطل زباله ها حمله كنه! لطفا رنجنامه مرحوم حاج سيد احمد خميني خطاب به منتظري رو بخون. اصلا تو رو به خدا، برو صحيت هاي امام رو بخون. به خدا اگه كوچكترين قرابتي با كارايي كه اينا مي كنن پيدا كردي حق با تو. هيچ فكر كردي چرا تا حالا خاتمي و موسوي از خصوصيات منافقين حرفي نمي زنن؟! چرا هاشمي از بصيرت مردم هيچ وقت چيزي نمي گه؟ چرا هيچ كدومشون از علل و عوامل حادثه عاشورا و جنگ هاي جمل و صفين نهروان و خاستگاه كوتاهي خواص و حركات احمقانه و منافقانه حرفي نمي زنن و هميشه دو پهلو حرف مي زنن؟! خاتمي ميگه علاقمند نظام و انقلابه، مثل همه اصلاحطلبا!! اما وارد مصاديق هيچ وقت نمي شه!؟ آيا شمر و ابن زياد و يزيد اسراييلي و آمريكايي بودن!؟!؟ ولله نه! همشون مسلمون بودن و به ظاهر علاقمند به پيامبر و اسلام! اما گله هاي علي و حسين و خواص باوفاي پيامبر رو ببين! اگه حق با ختمي و موسوي و هاشميه، چرا هيچ وقت راجع به اين اتفاقات و پشت پرده بروز اين حوادث حرفي نمي زنن؟! چرا مثل آقا نداي "اين عمار" سر نمي دن!؟

اين سينه مالامال از درد است....

فقط خواهش مي كنم به خاطر خدا اين عرايضم رو با دقت بخون...

پی نوشت: خوشحالم و خدا را هزاران بار شکرگزارم که دوستان سبز یا قانع شده اند و جوابی ندارند یا فقط به فحاشی های رکیک روی اورده اند. متاسفانه بین ساعت ۵:۱۵ تا ۵:۲۰ دقیقه صبح امروز (دوشنبه ۲۳ فروردین) شخصی به نام "نوکر موساد" (که اتفاقا چه اسم با مسمایی بود!) در نظرات فحاشی های بسیار رکیک به حضرت امام خمینی(ره) و امام خامنه ای کرده بود که به علت عدم دسترسی بنده به اینترنت چند ساعتی قابل رویت بود. بدینوسیله از همه خوانندگان محترم و علاقمندان به ایشان عذرخواهی کرده و از خداوند متعال به خاطر کوتاهی در این امر طلب مغفرت دارم. البته حقیقت اين مدعيان تحمل مخالف جز این نیست....

مشاهده ادامه مطلب سوال و جواب با كسي كه ديگر توهين نمي كند

نگاهي به پيام هاي نوروزي اوباما+عكس

سال 88، سال جنگ تمام عیار جهان استکبار با نظام اسلامی ایران بود. دنیای غرب با چند دهه تجربه رویارویی با انقلاب و سال ها برنامه ریزی و مهره چینی عناصر متعدد، و با به کارگیری تمام ظرفیت های آشکار و نهان خود، درصدد اقدام اجرایی برای براندازی نظام برآمد. اما موج جدید تخاصم آمریکا با ایران، با روی کارآمدن اوبامای سیاه پوست، رییس جمهور ظاهرا صلح طلب! و متفاوت آمریکا، کلید خورد. پس از ناکامی های متعدد آمریکا درخاورمیانه و در مرکز ثقل آن، یعنی ایران، _ به خصوص در مسئله هسته ای و مسایل منطقه ای_ که به تعبیر حضرت امام خامنه ای خاورمیانه به نمایشگاهی از ناکامی های آمریکا تبدیل شد، جهان استکبار درصدد برآمد تا با شعار تغییر، وجه از دست رفته اش در میان افکار عمومی جهان را بهبود بخشد. به ویژه بعد از توفیق آقای احمدی نژاد در برقراری ارتباط با مردم جهان و به طور خاص مردم امریکا، دولت کاخ سفید نیز دیپلماسی عمومی را در قبال مردم ایران به کار گرفت. بدین سان سیاست مواجه با ایران بدون تغییر در مبنا، به صورت ظاهری از حالت خصمانه دولت بوش خارج و به وضعیتی دوستانه تغییر صورت داد. خانم کلینتون در اولین روزهای کاری اش به عنوان وزیر خارجه آمریکا اظهار داشت که آمریکا درصدد استفاده از نیروهای درونی ایران برای پیشبرد اهدافش و ایجاد تفرقه بین گروه های درون نظام است. در حالیکه غرب در مقابل ایران مقتدر امروز دستانش خالی شده بود، تنها روزنه امید باقی مانده، انتخابات ریاست جمهوری دهم بود. رییس جمهور آمریکا برای اولین بار در پیامی که به مناسبت نوروزی منتشر کرد ضمن تبریک نوروز، از ایران به عنوان "جمهوری اسلامی ایران" نام برد که به معنای پذیرش تلویحی _حداقل در ظاهر_ دموکراتیک بودن نظام اسلامی است. اوباما در این پیام بارها از علاقه خود به گفتگو با ایران صحبت می کند و چندین بار نیز از ایران تمجید و ستایش می نماید. در این فیلم غیر از چهره اوباما و پرچم کوچک روی کتش، تصویر دیگری دیده نمی شود. به هر حال علیرغم تلاش آمریکا برای وارد شدن از در دوستی با مردم ایران، نقاب فریب کاری آنان چند ماهی بیشتر دوام نیاورد و با هوشیاری و بصیرت بی مثال مردم ایران، و با انتخاباتی که برگزار کردند و انتخابی که کردند، در سایه مدیریت پیامبرگونه رهبری، دولت امریکا مجبور شد دست چدنی اش را از زیر دستکش مخملی بیرون آورد. آمریکا با اشتباه محاسباتی و اطلاعات غلطی که بعضا از داخل به آن ها داده می شد، تمام اندوخته 30 ساله خود در مواجه با جمهوری اسلامی ایران را به حراج گذاشت و نه تنها پیروزی کسب نکرد، بلکه به اذعان بسیاری از کارشناسان غربی شکست دیگری از ایران خورد.

اما پیام نوروزی سال جاری اوباما که با تبلیغات فراوان منتشر شده حاوی نکات قابل تاملی است. در فیلم منتشر شده، این بار پرچم بزرگ امریکا به همراه پرچم بزرگ علامت کاخ سفید در تصویر دیده می شود. در سخنان اوباما دیگر تعریف و تمجیدهای سال قبل دیده نمی شود، شفاف به نظام اسلامی حمله می کند و تلاش می کند در مسئله دشمنی آمریکا با ملت ایران، توپ را به زمین مسئولین جمهوری اسلامی بیاندازد. علیرغم اینکه دهها میلیون فارسی زبان دیگر غیرایرانی وجود دارند که نوروز را جشن می گیرند اما مخاطب صحبت های اوباما فقط مردم ایران است که این نشان دهنده تمرکز آمریکا بر مسایل داخلی و بین المللی ایران دارد. ادبیات اوباما در این پیام به بیانیه های سران فتنه شباهت بی چون و چرایی دارد و المان های مشترک آن ها به روشنی قابل درک است. اوباما رسما به یکی از ابزارهای انقلاب مخملین، یعنی تبادل دانشجو و اقشار فرهیخته جامعه اشاره می کند و یکی از برنامه های خود را گسترش روابط دانشگاهی یا به قولی بستر مناسب و ارزان کسب اطلاعات از داخل ایران اعلام می کند. اما مهمترین تفاوت این پیام با سال قبل، پوشش رسانه ای گسترده آن توسط سایت های مختلف است، به طوری که حتی در بسیاری از سایت های سرگرمی! هم می توانید لینک این پیام را مشاهده کنید. انواع فرمت های این پیام به صورت mp3، mp4، کیفیت HD، و حتی برای موبایل برای دانلود ارایه شده است. نکته جالب دیگر اینکه ترجمه فارسی آن به صورت PDF نیز قابل دستیابی است! تلاش دولت کاخ سفید برای برقراری ارتباط با مردم ایران به این نوع، نشانه هایی از برنامه ریزی گسترده دشمن برای تداوم جنگ نرم رسانه ای و تسلط بر افکار عمومی مردم کشورمان دارد که مستلزم هوشیاری بیش از پیش دلسوزان نظام و تحلیل داده ها و استخراج راهبردهای مناسب برای مواجه با این تهدید ها و الته تبدیل آن ها به فرصت هایی برای ضربه زدن به نظام سلطه می باشد.


تصويري از پيام نوروز 88:



تصويري از پيام نوروز 89:


مشاهده ادامه مطلب نگاهي به پيام هاي نوروزي اوباما+عكس

هماهنگ نيستن، يكي هستن!!

روز يكشنبه 15 فروردين، دومين روز كاري بعد از تعطيلات پرنشاط نوروز 89، دو روزنامه حرفه اي! مردمسالاري و آرمان روابط عمومي، در اقدامي كاملا تصادفي! تيتر و سرتيتر مشتركي كار كردند كه به نحو ضايعي توي ذوق بيننده مي زد. ازكذب بودن خبر* كه بگذريم، تطابق واژه به واژه عبارات خنده دار به نظر مي رسيد. گاه در مورد مسائل جهاني و سياسي كه از اهميت خبري خاصي برخوردارند _مانند مسئله هسته اي_ درج تيتر مشابه _ نه يكسان!!_ بين روزنامه ها اتفاق مي افتد. اما يكسان بودن چنين تيتري جز يكي بودن تحريريه و نويسندگان روزنامه احتمال ديگري باقي نمي گذارد. دوستي مي گفت با هم خيلي هماهنگند، گفتم هماهنگ نيستن، كلا يكي هستن!

به هر حال بعد از پشت سر گذاشتن يكي از شاداب ترين نوروزها با بيش از 100 ميليون نفر سفر، و ركورد شكني سفر توسط ايراني ها، ظاهرا خوشگذراني مردم به مذاق حضرات خوش نيامده كه ترجيح دادند يك روز بعد از سيزده بدر چنين تيتري را انتخاب كنند!


*. طبق اين آمار در هر ساعت 4 نفر در اثر تصادفات جاده اي مي ميرند، كه مي شود روزي 96 نفر و سالي بيش از 35000 نفر؛ در حاليكه در ايام نوروز كه پرترافيك ترين روزهاي جاده هاي ايران به شمار مي آمدند، در پرحادثه ترين روز 31 نفر جان خود را در حوادث جاده اي از دست دادند. البته كه يك نفر كشته تصادف در سال هم نبايد رخ دهد، اما 96 نفر كجا و 31 نفر كجا؟! اين هم همه صداقت و خيرخواهي مدعيان! البته لازم به ذكر است كه در زمان دولت اقايان برنامه ريز! (طبق اطلاعات خودشان كه در سايت ها و مجلات موجود است) در حاليكه در سال هاي دولت اصلاحات آمار خودروها دو سوم خودروهاي موجود و تعداد سفرهاي نوروزي بسيار كمتر از امروز بود، بيش از 32000 كشته جاده اي داشتيم و اكنون با اين همه افزايش خودرو و سفر كمتر از 28000 كشته. به هر حال مردم تفاوت رييس جمهور مدير با تداركاتچي (عبارتي كه خود خاتمي در مورد خودش گفت) را درك مي كنند!

عكس ها را مي بينيد:







پي نوشت: امروز سه شنبه روزنامه مردمسالاري با تيتري كه تا به حال از اين روزنامه چنين اندازه اي نديده بودم! از اهانت به تمثال و مزار ايت الله خاتمي خبر داده است. البته كه اين اقدام (مشكوك) توسط هركس و هر گروهي مذموم و ناپسند و قطعا محكوم است، اما يك سوال! آرشيو اين روزنامه در سال گذشته موجود است! هتك حرمت قرآن و اهانت به امام حسين عليه السلام و حضرت ابالفضل در روز عاشورا، هتك حرمت تمثال مبارك حضرت امام (رة) _ كه اينان مدعي راه ايشانند و كسي غير از خودشان را پيرو ايشان نمي دانند_، هتك حرمت تمثال هاي رهبر انقلاب به شكل هاي گوناگون، اهانت به تمثال شهدايي مانند همت، و ... آيا به اندازه اهانت به پدر خاتمي اهميت نداشت كه به غيرت ديني اقايان برنخورد؟! و هرگز چنين تيترهايي نزدند؟!

نفاق، بدتر از كفر است...

مشاهده ادامه مطلب هماهنگ نيستن، يكي هستن!!

اماما! كمربندهايمان را محكم بسته ايم

اي كسانيكه از اين قافله عظيم عقب مانديد، سريعتر حركت كنيد كه وقت تنگ است، ذره­اي كهولت و سستي شما را قرن ها با ما فاصله مي اندازد. با ما كه نه، با اسلام. (قسمتي از وصيت نامه شهيد 17 ساله عليرضا)

تشرف به زيارت قبور متبرك شهدا در بهشت زهرا(س) با زبان روزه در آخرين ساعات سال پرحادثه 88 حلاوتي ديگر دارد. نجواي جيك جيك پرندگان در عصر آخرين روز سال، در كنار قبور شهدا و در تلؤلؤ آخرين آفتاب سال 88، فضايي دلنشين براي مرور حوادث امسال و آمادگي براي ادامه حضور در جبهه هاي جنگ در دل ايجاد مي كند. امسال هم گذشت، اما نه مثل سال هاي ديگر! كاملا متفاوت و البته مملو از درس ها و عبرت هاي فراوان. امسال بدون شك يكي از به ياد ماندني ترين سال هاي پس از انقلاب به خصوص براي نسل سومي ها و سرشار از تلخي و شيريني هاي متعدد بود. امسال سال خنجر كشيدن انقلابيون خسته بر چهره مظلوم انقلاب بود، سال شكستن مسجد ضرار، سال نجواي عاشقانه آقا با مولا، سال جفنگ گويي رسانه هاي دشمن و اذناب داخليشان، سال 9 دي و 22 بهمن، سال شهداي مظلوم بسيج، و سال بسيجي هاي لباس شخصي موتور سوار. همانطور كه بسياري از دوستان ديگر هم نوشته اند، اكنون پس از چند ماه جنگ مظلومانه مستقيم مدافعان انقلاب در فضايي جديد، بركات اين فتنه كم كم نمايان مي شود. روي مزار عموي شهيدم نوشته اند:

"از خداوند ممنون و متشكرم كه در زمان زندگي من جنگ و جهادي رخ داد و توفيق شركت در اين نبرد و شهادت در راهش را نصيب ما كرد." كه قسمتي از وصيت نامه شهيد است.

هر وقت به بهشت زهرا مي آمدم با ديدن اين عبارات، حسرت عدم توفيق حضور در جنگي براي خدا دلم را تنگ مي كرد...تا اين كه امسال، پس از مجموعه حوادثي كه از سال ها قبل در عرصه سياسي اجتماعي كشورمان در جريان بود، شاهد تقابل آشكار بين جبهه حق و باطل بوديم. و به لطف خداوند سبحان، مردم در معرض آزموني دشوار قرار گرفتند. روزهاي ناگواري بر انقلابيون متعهد گذشت...به جرئت مي توان گفت واقعا سخت تر از روزهاي جنگ تحميلي. به قول حضرت آقا گاهي شهادت آسان تر از زنده ماندن و مبارزه كردن است. در اين سال "كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا" به عينه تجسم يافت. مي شد به واقع جنگ حزب الله و حزب شيطان را ديد. شيطان با تمام قوا براي فريب مردم و يارگيري به ميدان آمده بود. به دوستي خوب، از خصوصيات طرفين حاضر در جنگ مي گفتم. اصلا اين طور نيست كه افراد جبهه حق معصوم باشند و به صورت مطلق انسان هايي درستكار و در مقابل افراد جبهه باطل مطلقا انسان هايي بدكار باشند. همانطور كه آقا در يكي از ديدارهاي بعد از انتخاباتشان با دانشجويان به اين نكته اشاره فرمودند. ممكن است يك فرد در جبهه حق فلان اشتباه شخصي يا رفتاري را داشته باشد و فلان فرد جبهه باطل فلان شاخصه مثبت را. لكن بالاخره در مجموع به واسطه رفتار و گفتار كلي اش يا با اين طرف است يا آن طرف. اين جنگ منحصر به احمدي نژاد و آقا از يك طرف و آمريكا و صهيونيزم و امثال خاتمی و موسوي از طرف ديگر نيست. بلكه امروز اينان نمايندگان اين دو جبهه اند. اين جنگ در امتداد جنگ دايمي حق و باطل و از صدر اسلام و بلكه قبل تر، هابيل و قابيل بوده است و در آينده هم ادامه خواهد داشت. حتي زماني كه به زعم عموي هفده ساله شهيدم جنگي در جريان نيست. گاه در اين ميدان انسان از نزديك ترين كسان مانند همسرش هم متحمل نيش و كنايه مي شود و مجبور مي شود بغض در گلو داشته اش را خفه كند. گاه حتي نمي توان از درد زخم هاي روح و جسم ناله كرد...روزهاي بسياري امسال با خون دل خوردن گذشت، ديدن هتك حرمت عاشورا توسط مشتي وطن فروش از خدا بي خبر، توهين به ساحت حضرت امام (رة)، دادن شعارهايي توسط عده اي روزه خوار كه در روز قدس در مقابل چشم هاي اشكبار ملت باعث خنده هاي شيطاني آمريكا و اسراييل شدند، و فريب همه روزه مردم، گذر روزگار را ناگوار كرده بود. اما فداي آقاي مقتدر و مظلوممان بشوم كه چنان مظلوم است كه كسي نه از هتك حرمت چند ماهه ايشان تا به حال سخن گفته و نه اين اقدامات را محكوم كرده است. اما مردم ثابت كردند خامنه اي خميني ديگر است. چه استوانه هاي بي خاصيت بخواهند، چه نخواهند. امسال قدر آقا را دانستيم؛ قدر شهدا را هم. پنج شنبه بهشت زهرا خيلي شلوغ بود. حتي امروز هم با اينكه خيلي ها به مسافرت نوروزي رفته اند، اما هستند عاشقاني كه آمده اند تا اخرين لحظات سالشان را با شهدا تقسيم كنند و سهم آن را هم از پيروزي هاي بزرگ جبهه حق در سال 88 و نيز دلاوري هايشان را با آنان قسمت كنند. به قول حسين قدياني دشمن از اسم شهدا هم مي ترسد...دلم گرفته. دسته اي پرنده متحد الشكل و با نظمي خاص در حال پرواز به سمت جنوبند؛ شايد مسافر فكه و فاو و شلمچه هستند. مي خواهم بگويم سلام مرا هم به شهدا برسانيد، اما سريع رفتند! احتمالا صدايم بهشان نرسيد...اوايل سال 76، كلاس پنجم دبستان كه بودم به كلاس زبان مي رفتم. آن زمان خواب ديدم يك روز رفته بودم كلاس و منتظر بازگشايي در موسسه براي رفتن به سر كلاس بودم. وقتي در باز شد همه هجوم بردند براي ورود. ديدم پلاك عموي شهيدم در مقابل در ورودي افتاده و همه لگدمالش مي كردند. نكته آزار دهنده اين بود كه من نه مثل آنان از روي اين پلاك رد مي شدم، و نه مانع رد شدن ديگران مي شدم و پلاك را از آنجا بر مي داشتم. از همان ايام كه از قضا مصادف بود با آغاز روي كار آمدن جريان هتاك دوم خرداد، اين مسئله چون خوره­ اي به وجودم افتاد و با خودم عهد كردم تا آنجا كه مي توانم حافظ خون و آرمانهاي شهدا باشم. نمي دانم آيا توانسته ام وظيفه ام را آنطور كه شايسته بوده انجام دهم يا نه، اما پيروزي هاي پيوسته انقلاب و جريان عدالتخواه در سال هاي اخير البته بواسطه خون مقدس شهدا، كمي ذهن آشفته ام را آرام كرده است. اميدوارم با استقامت، و دعاي شهدا همواره در اين راه ثابت قدم باشيم و در جنگ حق و باطل كه احتمالا سال آينده وارد فازهاي جديدي خواهد شد، دين خود را به اسلام ادا كنيم.

نوروزتان پيروز
پ.ن: آقا امسال رو سال همت مضاعف کار مضاعف نامگذاری کردند. ان شالله با تلاش همه مسئولین و دولت خستگی ناپذیر با عمل به این شعار آقا سالی موفق تر داشته باشیم. والبته به خواص و همه سیاسیون و علاقمندان به ایران پیشنهاد می کنم امسال رو برای خودشون سال ولایتمداری مضاعف هم در نظر داشته باشن. ان شالله حوادث تلخ سال گذشته تکرار نشود.

مشاهده ادامه مطلب اماما! كمربندهايمان را محكم بسته ايم

بشريت مديون دولت هاي قبل است!

قبل از هر چيز البته با تاخير! ميلاد با بركت عصاره خلقت، پيامبر خاتم (ص) و فرزند دانشمندشان، امام جعفر صادق عليه السلام را تبريك مي گويم. البته تاريخ تولد قمري خودم هم همين تاريخ (17 ربيع الاول) بود. هفته وحدت، هفته اي پربركت براي ايران اسلامي بود و با دستگيري شرور جاني شرق كشور، همه مردم ايران، بخصوص مردم منطقه سيستان و بلوچستان غيور، شيريني اين هفته دوچندان شد. اميدوارم به لطف خدا، زير سايه رهبري آقا و همت مردم اين شيريني ها ادامه داشته باشد.

اما بنازم به روي بعضي از حضرات، كه روي سنگ پاي قزوين رو هم كم كردن!! البته بهتره آقايان رو واگذار به خودشون كنيم و اجازه بديم هرچه مي خوان بگن! اصلا همه كسايي كه اومده بودن راهپيمايي 22 بهمن سبز بودن، حتي اونايي كه مهندس رو مجبور كردن با روسري فرار كنه! اگه كسايي هم طرفدار نظام بودن با اتوبوس و مونوريل! و شاتل!!! از فضا آورده شده بودن! اوناييم كه پسر شيخ مدعي شده تهديدش به تجاوز كردن، اونا هم سبز بودن! اصلا روز 22 بهمن حتي چمن باغچه ها هم سبز بودن! تازه دستگيري ريگي هم كار وزارت اطلاعات دولت ممد تمدنه! همونطور كه دستاوردهاي هسته اي كار دولت قبل و جناب حسن روحانيه! همه پشيرفت هاي فضايي و علمي و تكنولوژيكي هم كار دولت (هاي) قبله! البته اگه واقعا بخوايم حق مطلب رو ادا كنيم، بايد اعتراف كنيم كه كلا بشر مديون دولت هاي قبل و شيخ و ممد و مهندس و بقيس! نيوتن، انيشتين، آلفرد نوبل، اديسون، فورد، مي باخ، پورشه، و ... هموشون اصلاحطلب و از طرفداران ممد تمدن بودن! و مداركشم موجوده. اختراع لامپ، تلفن، هواپيما، خودرو، كامپيوتر، و ... همش كار دولتاي قبل و مخصوصا آقاي حسن روحاني در دبيرخانه شوراي آلي!! امنيت ملي اسبقه! واقعا خسته نباشنننننننننن!

بگذريم...

چند روز پيش فرصتي شد به لطف يكي از بزرگواران فيلم " به رنگ ارغوان" رو ديدم. ان شالله به زودي نقدي كوتاه بر اين فيلم خواهم نوشت.

مشاهده ادامه مطلب بشريت مديون دولت هاي قبل است!

یوم الله 22 بهمن

تا آغاز راهپیمایی باشکوه و تاریخی ۲۲ بهمن ساعاتی بیش نمانده. فردا روزی تاریخی و احتمالا یکی از بزرگترین روزهای تاریخ این مرز و بوم باشد. فردا پیر و جوان، زن و مرد، كوچك و بزرگ بار ديگر فياردشان را بر سر استكبار خواهند كشيد و قدرت بي منتهاي خود را به دشمنان نشان خواهند داد. اهميت فردا بر هيچ كس پوشيده نيست، و ان شالله ايرانيان مثل هميشه پوزه استكبار و ايادي داخليشان را بر خاك بمالند. دشمن مدت هاست براي اين روز عزيز برنامه ها ريخته، و شيطنت ها كرده است. بدون شك چشم همه سياسسون جهان فردا به مانيتورهاييست كه تصوير كوچكي از عظمت ايران را نشان مي دهند. كاش مي شد همه ما از همه جناح ها و با سليقه هاي مختلف، متحد و يكپارچه فردا غيرت و شرف ايران را به دنيا نشان مي داديم و سيلي ديگري به گوش دشمنان مي زديم. اما حيف كه عده اي همواره جاده صاف كن دشمنند... كاش... اميدورام فردا همه يكرنگ باشيم. اگر كسي قصد خيانت به ملت و ايران را داشته باشد، منتظر سكوت مردم را نباشد!!

فردا روز بزرگيست.

اندكي صبر سحر نزديك است....

 

 

 

مشاهده ادامه مطلب یوم الله 22 بهمن

آیا فتنه گران ولایت پذیرترند؟!

در روزهاي اوج فتنه، در نمايشگاه مطبوعات چند دقيقه با بزرگي همكلام شدم. از او پيرامون هماهنگي رسانه اي جريان فتنه و جريان ضدانقلاب و نيز تاثير اقدامات فتنه گران در به آشوب كشيدن كشور و قتل مردم بيگناه و هتك حرمت ساحت مقدس نظام اسلامي پرسيدم. خيلي كوتاه و مختصر و البته مفيد پاسخ داد:" مشكل اينجاست كه اينان ولايت مطلقه ليبراليسم و امريكا را پذيرفتن، ولي ما هنوز ولايت مطلقه اقا را نپذيرفتيم!" جمله جالبي بود. اندكي تامل در رفتار چند ماهه اخير بسياري از مدعيان ولايت فقيه تبلور اين حقيقت تلخ است. بعضي مدام در مدح و ستايش ولايت سخنوري مي كنند، جايگاه والاي اين نعمت الهي را به همگان گوشزد مي كنند، مرتب در وصف اهميت و نقش بي بديل آن در تاريخ معاصر كشور ريش مي جنبانند، و ...، اما... در عمل به گونه اي زيركانه دقيقا عكس آن عمل مي كنند. مانند شخصي كه به جاي دادن آب و سيراب كردن تشنه اي در بيابان، ساعت ها از خواص آب برايش سخنراني كند!

 

اما جريان مقابل، و كساني كه _حداقل در اين هفت ماه_ ادعايي از پيروي از ولايت نداشتند، و در واقع خود و طرفدارانشان براي زمين زدن اين بناي الهي از هيچ تلاشي فروگذار نكردند، رفتار و گفتارشان بي كم و كاست منطبق بر رفتار و گفتار طرف هاي غربي بوده است. همانطور كه بعد از انتخابات همانند حاميان غربيشان انتخابات را زير سوال بردند، امروز نيز به تبعيت از همانها دولت و جمهوريت نظام را _ هماني كه در اين هفت ماهه به وسيله اسلاميت به جنگش رفته بودند!_ به رسميت مي شناسند. سخنراني چند روز پيش اوباما در كنگره _ كه سايت رسمي كاخ سفيد متن كامل، صوت و فيلم آن را منتشر كرده است_دربرگيرنده نكته ظريف و جالبي است. هنگامي كه اوباما به خيال خودش به منزوي شدن ايران و مقابله جامعه جهاني! با ما اشاره مي كند، برخلاف رويه سياستمداران غربي كه همواره، به خصوص پس از انتخابات عظيم 22 خرداد، كشور عزيزمان را با نام "ايران" خطاب مي كنند، از عبارت "جمهوري اسلامي ايران" استفاده مي كند. ساده لوحانه است كه اين عبارت را حساب نشده و غيرعامدانه و اشاره ي بي هدف اين مردك سياه بدانيم. درواقع او با به كاربردن اين واژه نه تنها به طور تلويحي نتيجه انتخابات را پذيرفته است، بلكه در سطحي بالاتر وجود دموكراسي و حاكميت جمهوري را در ايران اسلامي تصديق مي كند؛ بهانه اي كه همواره بزرگترين اتهام كشورهاي مخالف آمريكا و علت لشگركشي و قتل و غارت مردم خاورميانه از سوي اين كشور بوده است. و البته جالب ترين نكته ماجرا همين هماهنگي نانوشته حضرات با اين سران خونخوار استكبار است.

 

 

این هم متن آن قسمت از سخنرانی اوباما که می گوید جمهوری اسلامی ایران:

 

مشاهده ادامه مطلب آیا فتنه گران ولایت پذیرترند؟!

آقای اطاعت! باور کنید مردم دیگر از شما اطاعت نمی کنند!

  جواد اطاعات در حالی به نمایندگی از جریان سبز در برنامه رو به فردا حضور پیدا کرد که جز اصلاحطلبان میانه رو و محافظه کاری چون کواکبیان، تندروهایی چون او تا به حال افتخاری به صدا و سیما نداده بودند (البته غیر از موسوی و کروبی!). حضور و اظهارات امثال او _ که سوت و کف سایت های ضد انقلاب را بلافاصله در اورد_ امیدوارم منجر به حضور موسوی و خاتمی و کروبی هم در چنین برنامه هایی شود. چرا که صحبت های فاقد منطق و استدلال اینان باعث می شود حضور بیشتر آن ها نه تنها ضرری برای نظام نداشته باشد، بلکه منجر به روشنگری بیشتر و آشنایی مردم با تفکرات روشنفکرانه! حضرات خواهد شد.

 ادعاها و لفاظی های اطاعت _ که مانند سایر همفکرانش با پرخاشگری و داد و بیداد نیز همراه بود _ آن قدر سخیف و بی ارزش بود که نیازی به واکنش به آن ها نیست. اما ترجیح می دهم پاره ای از ادعاهای او را برای ثبت در خاطرات در اینجا پاسخ دهم.

جالب تربن نکته اشاره اطاعت در آغاز برنامه به این نکته بود که به کروبی ارادت دارد، عضو اعتماد ملی بوده، ولی به موسوی رای داده!! بیخود نبود که رای کروبی از آرای باطله هم کمتر شد!!

بگذریم...

مهمترین مساله ای که از مجموعه اظهارات بی سر و ته اطاعت برداشت می شد هماهنگی اتاق فکر جریان فتنه برای حضور او در برنامه و محورهای مورد بحث او بود. کمااینکه او ناخواسته با بیان اینکه آنروز در دفتر موسسه باران بوده است! اشاره ای به این مطلب داشت. در برنامه های قبل افرادی چون مطهری و کواکبیان به اشتباهات شران فتنه اعتراف کردند. و این منجر به چاره جویی فتنه گران برای تغییر این روند شد. نوع ادبیات او و حملات یکپارچه به عملکرد دولت در همه زمینه ها ادامه همان خطی بود که پیشتر در مناظره ها و نطق های انتخاباتی سه کاندیدای مستقیم و غیرمستقیم این جریان در تلویزیون دیده بودیم. در واقع او بدون توجه به حوادث پیش آمده در کشور به بهانه تقلب، و بدون اشاره به جنایات جریان فتنه و البته سه تفتگدار محبوبش!! و بدون کوچکترین ذکری از اصل تقلب! فقط به دولت تاخت. و این ظاهرا تنها هنر حضرات چپ و راست است!

یکی از مواردی که خیلی به آن اصرار داشت، لزوم رای گیری و نظرسنجی از مردم بود! عجبا!!می گفت آقای رییس جمهور بیاید اینجا با من مناظره کند، در پایان با پیام کوتاه از مردم بپرسید کدام طرز فکر را می پسندند!! جواد جان! مردم مناظره های بزرگترهای تو با رییس جمهور را دیدند و اتفاقا به همین دلیل و بعد از به چیز چیز افتادن آقایان، سکان هدایت ایران را به دکتر احمدی نژاد سپردند. همه دمکراسی خواهیتان همین بود؟! نظرسنجی از چند هزار نفر از 72 میلیون ملت؟!؟! تازه اگر نتیجه اش را قبول کنید! آیا دمکراسی جز این است که مردم تفکر مورد نظرشان را در انتخابات انتخاب کنند؟! معلوم نیست مدعیان دموکرات چه بلایی بر سرشان آمده که تمام دموکراسی خواهیشان می شود انتخاب پیامکی!! حالا که انتخاباتی حداکثری و 85 درصدی برگزار شده و شما هم دیگر حرفی از تقلب نمی زنید! چرا قبول نمی کنید حنای شما برای مردم دیگر رنگی ندارد و "مردم" شما را نمی خواهند؟!

می گفت من در سعادت آباد زندگی می کنم. در آنجا به علت مشکلات اقتصادی مردم صف نان سنگک خلوت شده است! یعنی کسی که چند صد میلیون خانه و چند ده میلیون ماشین دارد از پرداخت 500 تومان برای نان عاجز است؟! چرا مردم را نفهم فرض می کنید؟ چرا مردم را فقط چند صدهزار نفر مرفهین اطراف خودتان می بینید؟! آیا مثلا به روستای رفیع _ که مطمئنم از تلفظ درستش نیز عاجزید_ رفته اید؟! به چغادک چطور؟! یا فرفان؟! اصلا می دانید کجا هستند؟! فکر کنم باید اسم همه شهر ها و روستاهای ایران را بیاورم! ظاهرا غیر از ایالات شمالی تهران!، فقط گذرتان به میدان "آزادی" افتاده است؛ آن هم برای رفتن به فرودگاه! گاهی هم شاید برای سفر خارجیتان مجبورید از کنار "حرم حضرت امام (ره)" بگذرید!

 

 

اگر در بین مردم بودید روز 9 دی می دیدید متدین ترین و متعهدترین فرد این کشور از نظر شما! _ خاتمی _ چه محبوبیتی در بین مردم دارد که فقط لعن و نفرین نثارش می کنند!

آقایان گذشت آن روزهایی که مردم را با حرف بتوان فریب داد. مردم می بینند و قضاوت می کنند. مردم از چپ و راست خسته شده اند، کار می خواهند و خستگی ناپذیری و ساده زیستی. گم شده ی سیاسیون چپ و راست! اصلا منشا همه مخالفت های راست و چپ با دولت و شخص احمدی نژاد _همانطور که بارها اعتراف کرده اند_ توجه رییس جمهور به مردم است. بارها گفته اند که احمدی نژاد مردم را پرتوقع و پررو کرده است. راست می گویند! باید به اینان و منافعشان توجه کرد، بی خیال مردم. خواسته های اقلیتی زیاده خواه و گردن کلفت تامین شود، ما را با اکثریت چه کار؟! و البته ماهیت حقیقی لیبرال دموکراسی جز این نیست.

این سینه مالامال از درد است...

مشاهده ادامه مطلب آقای اطاعت! باور کنید مردم دیگر از شما اطاعت نمی کنند!

با آقای رحیمی چه کنیم؟

علیرغم ارادت و اعتقادی که به دلایل متعدد به آقای احمدی نژاد دارم و ان شالله تا روزی که ایشان همچنان نقطه امید مظلومان و مستضعفان و پیرو خط رهبری باشند بنده نیز تا پای جان از ایشان حمایت خواهم کرد، متاسفانه از انتصاب آقاي رحيمي به معاون اولي بهت زده شدم. البته شايد ايشان براي خودشان توجيهاتي داشته باشند، اما حقير كه همواره پيگير مسايل سياسي بوده ام به هيچ دليل قانع كننده اي براي جايگزيني فرد فرهيخته اي چون آقاي دكتر داوودي با فرد پرحاشيه اي چون رحيمي دست نيافته ام. طرفداران دكتر فراموش نمي كنند كه باني بسياري از مشكلات حاشيه اي و مسايل شبهه انگيز دولت نهم شخص اقاي رحيمي بود. كسي كه در دولت نهم، در ابتدا رييس ديوان محاسبات و سپس معاون پارلماني دولت شد. اخيرا نيز به جاي دكتر الهام، سخنگوي متبحر و كاربلد دولت نهم، به عنوان سخنگوي دولت در همه زمينه ها _ غير از اقتصادي_ معرفي شده است. فقط مي توانم بگويم خدا به خير كند!!

اميدوارم ضربه اي كه دولت از جانب ايشان خواهد خورد قابل جبران باشد.

مشاهده ادامه مطلب با آقای رحیمی چه کنیم؟

"اتقوا فتنه"... آیا تقوا پیشه کرده ایم؟؟!!

" با نزديكتر شدن به 22 خرداد و افزايش تحركات انتخاباتي اين روزها شاهد افزايش انواع بداخلاقي ها در سطح جامعه هستيم. جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي _پدرخوانده هاي سهم خواه جريان دوم خرداد كه احتمالا وضعيت نگران كننده اي را براي موسوي رقم خواهند زد_ اين روزها با افزايش احتمال شكست در انتخابات پيش رو درصدد طراحي و اجراي پروژه اي چهار مرحله اي براي قبل و بعد از انتخابات 22 خرداد هستند.... "

 

اين قسمتي از مقاله اي بود كه بيش از هفت ماه پيش، در 11 خرداد ماه، دو هفته مانده به انتخابات نوشتم (براي خواندن كامل کلیک كنيد). پيش بيني هايم در مورد رفتار عناصر شكست خورده انتخابات هرچند با شدت بسيار بيشتر از پيش بيني من _ تاكيد مي كنم با شدت بسيار بيشتر_ نعل به نعل محقق شد، (شايد اگر كمي دسترسي به اطلاعات خيلي محرمانه و سري داشتم دوز ماجرا را نزديكتر پيش بيني مي كردم!!!) اما به علت كوتاهي و اهمال مسئولين اطلاعاتي امنيتي و قضايي و بعضي محافظه كاري ها و مصلحت انديشي ها!! شد آنچه نبايد مي شد و اتفاقاتي افتاد كه عليرغم بركاتي كه داشت، هزينه هاي گزافي را به نظام اسلامي رنگين به خون صدها هزار شهيد و جانباز تحميل كرد و آثار زيانبار آن به اين زودي ها از فضاي داخلي و بين المللي زدوده نخواهد شد.

 

 

برخلاف هشدار خداوند متعال در قرآن به دوري و پرهيز از فتنه و بدتر دانستن فتنه از قتل، بعضي از خواص از خدا بي خبر فتنه اي را برپا كردند و علاوه بر تباه كردن آخرت خود و بسياري از مومنين كه اسير فتنه شدند، ميداني را براي تهاجم دشمنان قسم خورده اسلام به انقلاب و امام (رة) و رهبري مهيا كردند. واكاوي و آسيب شناسي اين فتنه مقصود اين نوشته نيست، بلكه نگاهي دارم به وقايع احتمالي پيش رو در روزهاي آينده فتنه.

عليرغم اينكه حضور دهها ميليوني مردم در حماسه جاويدان نهم ديماه فرصت مغتنمي براي پايان اين فتنه دردآور فراهم آورد، اما غفلت بعضي ساده انديشان و خواص بي بصيرت و صد البته كوتاهي ناموجه قوه قضاييه در ناديده گرفتن شعارها و مطالبات اين مردم عاشورايي فرصتي دوباره به فتنه گران بخشيده تا بازهم هزينه هايي را به نظام و مردم مظلوم "بدون رسانه" تحميل كنند.

كسي كه از بيماري سرطان رنج مي برد، با تجويز استامينفون و آنتي هيستامين درمان نمي شود؛ چراكه اولين اصل درمان بيماري، شناخت صحيح مرض و بعد يافتن راه درمان و تجويز داروست. اميد بود با هتك حرمت بي سابقه و وحشيانه پياده نظام فرقه موسوي در روز عاشورا و خلق حماسه تاريخي ملت در روز سوم شهادت اباعبدالله، خواص و نخبگان چشم خود را باز كنند و با شناختن جامع ابعاد فتنه و كالبد شكافي آن، به حرمت شكني ها و وحشي گري هاي مشتي ملخ و مگس خاتمه دهند. اما حضرات مدعي! با عدم درك صحيح وضعيت، دم از آشتي ملي و پايان كدورت ها مي زنند! يكي از بزرگان مجلس، با تحريف آشكار بيانات رهبري، مي گويد بايد حساب اغتشاشگران را از معترضان جدا كنيم!! در حاليكه رهبري به اين نكته اشاره داشتند كه خود حضرات مدعي و معترض راه خود را از اغتشاشگران جدا كنند. حال وقتي خود اقاي متوهم اغتشاشگران را مردم "خداجو" مي داند، مردم چه گناهي كرده اند؟! وقتي خود سران جنبش دروغ، اغتشاشگران را به خود گره مي زنند، ملت چگونه آن ها را جدا كنند؟! گويي ملت را نمي بينند كه يكپارچه و با وحدتي كم سابقه، فارغ از سلايق سياسي، همگي يك خواسته دارند و آن كور كردن چشم فتنه و محاكمه سران ديكتاتور مآب و خائن آن است. به نظرمي رسد با چنين اظهار نظرات و راه حل دادن ها، نه تنها اين مناقشات و توهمات پايان نخواهد يافت، كه احتمالا از اين پس وارد مرحله اي خطرناك و خونين خواهد شد. بعيد نيست كه درگيري هاي خياباني مرگبار و حركت هاي راديكالي در فضايي خشونت بارتر از گذشته فصل جديد قانون گريزي هاي ديكتاتور صفتان را رقم بزند. از همين روست كه گروه تروريستي "ريگي" _ كه دستان استكباري اش به خون دهها نفر از هموطنانمان آلوده است_ آمادگي اش را براي آموزش جنگ چريكي و تروريستي به اراذل و اوباش موسوي اعلام مي كند. البته مرد كذاب اصلاحات (خاتمي) نيز چندي پيش تلويحا از دست به اسلحه بردن حاميانش خبر داده بود. بي شك آموزش ساختن انواع بمب هاي خانگي و دست ساز در كنار تحريكات حضرات، آتشي به مراتب شعله ورتر از حوادث چند ماه پيش برافروخته خواهد كرد كه دامن همه را خواهد گرفت. و صد البته بيش از همه، برادران مظلوم نيروي انتظامي در معرض توحش اين جماعت هستند. اما آيا مي شود با پادگاني كردن فضاي شهر و گسيل كردن هزاران مامور محسوس و نامحسوس به مركز شهر غائله را خاموش كرد؟ آيا مي شود با دستگيري يا حمله به فريب خوردگاني كه جرمشان اگر كمتر از سران فتنه نباشد، قطعا بيشتر نيست، و عدم برخورد با اقازاده ها و محركان اصلي فتنه، اين آتش را خاموش كرد؟

 

 

 

بلا شك تنها راه حل برون رفت از اين فتنه و بازگشت آرامش به كشور، شناخت اصل جريان فتنه و برخورد هوشمندانه و ضربتي با سران و عوامل پس پرده است. در اين صورت شايد چند روز فضا نا آرام شود، اما پس از آن آرامش واقعي در جامعه حاكم خواهد شد.

خداوند حكيم در قرآن مي فرمايد كه حكومت با كفر مي ماند، اما با ظلم نه! آيا خداوند ظلمي را كه در اين چند ماه از سوي تعدادي منزوي سياسي و كنار رفتگان تشنه ي قدرت به نظام و دهها ميليون انسان "بي رسانه" شهرستاني و غير وابسته به كارتل هاي اقتصادي و جريانات زر و زور و تزوير روا داشته شد نمي بيند؟! آيا به اين خاطر كه عده اي روزگاري به نظام خدمت كرده اند مي توانند هرچه مي خواهند بر سر اين نظام و خون شهدا و مردم مظلوم بياورند و كسي با ايشان برخوردي نكند؟! اگر اين ظلم نيست پس چيست؟! اگر يك روستايي در زمان هاشمي يا خاتمي چنين اعمالي مرتكب مي شد چه بلايي بر سرش مي آمد!؟

 

اميدوارم هرچه زودتر خواص بي خاصيت به خود بيايند و سقوط آزادشان پس از انتخابات را تكميل نكنند. اما اين را بدانند كه به حول و قوه الهي، اين بار به ‌آن ها اجازه نخواهيم داد جام زهري ديگر به اماممان بنوشانند...

 

مشاهده ادامه مطلب "اتقوا فتنه"... آیا تقوا پیشه کرده ایم؟؟!!

پاسخی به یک دروغ گوی کوچک!

خدا را شكر كه دشمنان ما را از احمق ها آفريد...

موجود عاقل!!!

اولا که جواب نظرهای منو ندادی! طبق معمول طفره رفتی و زدی به درخت! كاش جواب اونا رو بدي!

البته اگه بزرگترات تونستن جواب بدن تو هم مي توني!

اما در مورد متوهم دونستن من! خودت بهتر از همه مي دوني كه اون اولين كسي كه با عنوان "فدايي آقا" تو اين زمان:" چهارشنبه 16 دی1388 ساعت: 16:16" و با کلی غلط املایی (که از عمد بود! مگه نه؟!؟) نظر و جواب ميثم رو داده بود خودت بودي! فقط توي گيج هستي كه با سرچ تو گوگل هر دفعه مياي و IP  ت رو هم دارم. خوشحالم كه دروغ گو بودنت رو با صداي بلند فرياد كشيدي! مهم نيست كه به چه اسمي نظر مي دي، مهم همين IP و سرچ گوگليته كه هويت تو رو لو مي ده گاگول!!! البته توقعي نيست ازت كه فكر مي كني اگه اسمتو عوض كني من نمي فهمم! الحق كه طرفدار همون كروبي و موسوي هستي!!!!!!

پس ديگه دروغ نگو كوچولو و مردونه بيا جواب بده! سعی کن دیگه دروغ نگی تا بتونیم دوستیمونو ادامه بدیم جیگر!

راستي! از تيم رصد سايبري سپاه و ماجراي شناسايي IP متخلفين چيزي شنيدي؟؟!!

 

مشاهده ادامه مطلب پاسخی به یک دروغ گوی کوچک!

چه كساني فتوشاپي هستند؟؟!!

 

 

ژان ژاك روسو مي گويد: "انسان مي تواند حقيقتي را دوست نداشته باشد، اما نمي تواند آن را منكر شود."

عكس هاي استقبال گرم و معنادار مردم از احمدي نژاد در شهرهاي مختلف ساختگي و فتوشاپيست، اما تصاوير استقبال اندك از راهپيمايي هاي غيرقانوني و خانمان برانداز موسوي و تجمعات سبزها واقعيست!

فيلم دست دادن خاتمي با زنان و دختركان غربي ميكس كامپيوتريست، اما فيلم هاي موجود به عنوان سند تقلب در انتخابات همگي واقعي و حقيقيست!

پاره كردن و آتش زدن تمثال حضرت امام (رة) ساختگي و دروغي است، اما حمله جماعتي معلوم الحال و مشكوك الهويه به خاتمي واقعي است!

مضروب شدن صدها بسيجي و سرباز به دست عوامل معلوم الحال ساختگيست، اما كشته شدن مشكوك ندا آقا سلطان و چند كشته ديگر به دست ماموران حقيقتا رخ داد!

تيراندازي با سلاح هاي مشكوك و قاچاق به مردم و نيروهاي بسيجي غيرواقعيست، اما تيراندازي مستقيم ماموران به مردم به صورتي كه منتشر شد واقعا اتفاق افتاد!

خطاب خاتمي با لقب "مردي با عباي شكلاتي" (لقبي كه طرفدارانش در همايشي به او دادند!) توهين به راي ۲۲ ميليوني ۸ سال پيش مردم است، اما دروغ گو و كودتاگر خواندن رييس جمهور ۲۵ ميليون ايراني انتقاد سازنده و ناشي از اختلاف سليقه است!

نشان دادن عكس سياه و سفيد رهنورد هتك حرمت روشنفكرترين زن جهان است! اما چاپ عكس رنگي تمام قد او در رسانه هاي داخلي و خارجي ابدا خلاف شرع نيست!

توهين هاي مكرر موسوي به رييس جمهور در مناظره ها هرگز توهيني به شخص منتخب ملت و ملت نيست، اما سوال درباره عملكرد بعضي آقازاده هاي زياده طلب و پرخور توهين به موسوي و عدم اخلاق مداري محسوب مي شود!

تجمع ميليوني امت حزب الله در حمايت از امام و نظامشان اجباري و دروغين است، اما تجمع چند صدنفره غارتگران و تخريب گران فرقه موسوي يعني تجمع مردم ايران!

فيلم .... خطاب شدن رييس جمهور مردم توسط يك مرجع نماي متحجر ساختگيست، اما خس و خاشاك خطاب شدن مشتي اراذل و اوباش توسط رييس جمهور توهيني به مردم ايران است! (در حاليكه رييس جمهور در آن سخنراني خود را رييس جمهور همه ۷۰ ميليون دانست و در واقع به نفع راي دهندگان به موسوي صحبت و آنان را از آشوبگران جدا كرد)

حمايت هاي متعدد افراد صاحب منصب از رهبر عزيز و بزرگ انقلاب متعلق به قبل و فاقد ارزش است، اما حمايت چند خطي و حقوقي حضرت امام (رة) از موسوي تا ابد سنديت دارد!

تنفر و خشم ميلويني مردم به موسوي و خاتمي دروغ و توهم است، اما رويگرداني مردم از احمدي نژاد واقعي و حقيقت جامعه است!!

كافي نيست؟!

به نظرم چشم ها را بايد شست

جور ديگر بايد ديد...

عكس بالا عكسي از مراسم سخنراني رييس جمهور احمدي نژاد در مصلاي تهران در روز ۱۸ خرداد امسال است.  تصوير زير تصوير تجمع فرقه سبر در روز چهلم ندا آقا سلطان، بعد از بازگشت حضرات از بهشت زهرا در مصلاست كه به هيچ وجه فتوشاپي نيست و كاملا واقعي است!! اين عكس غيرفتوشاپي را!!! يكي از وبلاگ هاي فرقه موسوي در ذيل تجمع ۸ مرداد منتشر كرده است!

 

عكس تجمع امت حزب الله يكبار ديگر براي مقايسه:

 

 

مرگ بر دروغگو

مشاهده ادامه مطلب چه كساني فتوشاپي هستند؟؟!!

مراجع سقوطی دیگر را تجربه کردند؟!

 

حوادث روز گذشته تهران عاشورایی واقعی در کربلای معاصر بود. دوستی عصر دیروز می گفت امسال عاشورا رنگ و بوی همیشگی را نداشت و گویی عاشورا نبود. در جوابش گفتم اتفاقا ديروز عاشورایي شبيه به عاشوراي واقعی بود! عاشورایی که واقعا جنگی علنی بین حق و باطل و سپاهیان حسین و یزید بود. درحالیکه سال های قبل نمازی بی خطر و غیرعاشورایی در خیابان ها اقامه می شد، امسال همانطور كه حسین عليه السلام در روز عاشورا زیر رگبار تیر مسلمان نمایان اموی نماز را اقامه کرد، دیروز نیز امت عاشورایی و ولایی زیر تهاجم وحشیانه امویان و یزیدیان زمانه به نماز برخاستند؛ نمازي كه شباهتي عجيب به نماز ظهر عاشوراي سال 61 هجري داشت. ديروز عرصه پيكار حق و باطل و عرصه آزمون كساني بود كه حسرت حضور در عاشوراي سال 61 و جانفشاني در ركاب فرزند رسول خدا را داشتند. ديروز روزي بود كه "كل يوم عاشورا و كل عرض كربلا" را مي شد ديد. ديروز عاشورايي در كربلاي تهران بود.

اگر روز قدس كه روزي ايراني اسلامي است توسط جماعتي وطن فروش به لجن كشيده شد، اگر روز 13 آبان كه روز ملي براي مبارزه با استكبار جهاني بود توسط مشتي از عمال بيگانه تحت الشعاع قرار گرفت و اگر روز 16 آذر كه سالروز شهادت سه شهيد راه وطن عليه دخالت هاي آمريكا بود با اهانت بي سابقه به روح خدا، خميني كبير آلوده شد، هرچند از جماعت مدعي اسلام و دين توقعي نبود، اما متاسفانه مراجع نيز آن چنان كه بايسته و شايسته مرجعيت معظم شيعه بود موضع گيري نكردند.

روز گذشته روز عاشوراي حسيني روزي تماما ديني و اسلامي بود و هيچ ارتباطي به مسايل حكومتي و سياسي نداشت. اما ظاهرا مراجع چون ديگر خواص اسير فتنه شده و غير از مرجع شجاع و انقلابي حضرت آيت الله نوري همداني كه بي درنگ موضع خويش را اعلام كرد، بقيه سكوتي تاسف آور را پيشه كرده اند. متاسفانه اين سكوت هزينه هاي گزافي براي اسلام و انقلاب و حتي مرجعيت عزيز خواهد داشت. مرجعیتی که روزی با فتوای تاریخی خود علیه انگلستان با تحریم تنباکو کمر استعمار پیر را شکست امروز باعث تعجب مردم شده است. چراكه مرجعيت بايد همواره در مقابله با انحرافات جلوتر از مردم حركت كند و چه انحرافي بالاتر از سوت و كف زدن در روز عاشورا و پاره كردن و آتش زدن قرآن و حمله به عزاداران اباعبدالله و اهانت به پرچم ها و شمايل عزاداري و ...؟؟ حال سوال اين جاست در حاليكه خشم مردم از تحرکات تعدادی ملخ و مگس در فضای فتنه و حوادث اخیر به اوج رسيده است، چرا مراجع سكوت خود را نمي شكنند و حداقل همراه مردم نمي شوند؟!

سوالي كه پاسخ هاي تلخ و عبرت آموزي خواهد داشت...

پی نوشت: مگس و ملخ برگرفته از بیانات اباعبدالله علیه السلام به مردم اسیر فتنه زمان خویش است.

مشاهده ادامه مطلب مراجع سقوطی دیگر را تجربه کردند؟!

نقدي بر اظهارات اخير سیدی كه شاید خلباني را هم دوست دارد!!

 

در آغاز ايام سوگواري سيد و سالار شهيدان، شهيد جاودانی راه آگاهي و بصيرت و دانستن و البته حق طلبي را تسليت مي گويم. باشد كه رهرو واقعي ايشان و آرمان هاي والايشان باشيم و به اميد نابوي يزيديان زمان.

توضيحي پيرامون انتخاب عنوان مطلب:

در خلباني _ چه جنگنده، چه مسافربري و چه ساير كلاس ها_ و ساير امور مربوط به پرواز، ساعت ها همواره به وقت گرينويچ يا UTC اعلام مي شوند و در واقع زمان مورد استفاده در همه مناطق جهان زمان واحد UTC است. به همين جهت تمام خلبان ها بايد به ساعت حداقل دو زمانه مجهز باشند ( يكي به زمان منطقه زماني حاضر و ديگري به زمان UTC).

 

 

آقاي خاتمي _ همانطور كه در تصوير ملاحظه مي كنيد_ ساعت دو زمانه اي به دست كرده است كه با توجه به اظهارات گيرنده عكس و مشخص بودن زمان تهران، يكي از نشانگرها زمان واشنگتن را نشان مي دهد! ظاهرا ايشان پروازي به مقصد واشنگتن داشته اند و شايد هم در آرزوي خلباني چنين ساعتي به دست كرده اند!

 

بگذريم...

ايشان در آخرين افاضات خود _ آنطور كه تيتر چند روزنامه شد_ گفته : "حق طلبي نبايد هزينه داشته باشد."!

پيرامون اين مطلب چند نكته قابل ذكر است:

تا آنجا كه ما ديده ايم و شنيده ام همواره گفته اند " حق گرفتني است، نه دادني" و اين خود روشن مي كند كه حق را به كسي تقديم نمي كنند و براي ستاندن حق راستين بايد هزينه داد. همانطور كه در طول تاريخ همه بزرگان و صالحان و رهپويان راه حق، براي استيفاي حق حقيقي، گزافترين هزينه ها يعني جانشان را داده اند. اميرمومنان علي عليه السلام تمام عمر مباركشان را صرف مبارزه براي حق نمودند و بیاناتشان مملو از اهميت حق پويي و هزينه هاي حرکت در اين راه خطير است. مقتداي ما يعني حضرت امام حسين عليه السلام نيز كه امروز عده اي سعي بر انحراف عبرت ها و آموزه هاي قيام ايشان دارند، جان خود و يارانش را در راه حق داد و الگوي ساير حق طلبان تاريخ شد. در تاريخ معاصر كشور عزيزمان هم كم بزرگاني براي اداي حق، از جان گذشتگي نكرده اند؛ از اميركبير و شيخ فض الله نوري و ميرزا كوچك خان گرفته، تا اندرزگو و نواب صفوي و سرداران و شهداي بزرگ انقلاب عزيز خودمان و جنگ تحميلي. حتي بعد از جنگ نيز رادمرداني چون لاجوردي و صياد شيرازي جان خود را هزينه حق طلبي كردند. پس بدون شك، مومن صادق و آزادي خواه حقيقي همواره آماده است تا در راه استيفاي حق جان خود را فدا كند و مرگ را به زنگي ظالمانه ترجيح دهد؛ چرا كه معامله او سر آرماني بلند و الهي است.

اما از زاويه اي ديگر، اين حرف در واقع افشا كننده ماهيت واقعي آقاي خاتمي و دوستان ايشان و برملاكننده حقي! است كه اينان ادعا مي كنند. اگر حق ادعاييشان واقعا حق و همانطور كه ايشان هفته قبل ادعا كرده در راستاي اهداف امام حسين عليه السلام است، پس چرا قصد دارد سرنوشت حق طلبي را به گل و بلبل گره بزند؟! چرا مي خواهد با تغيير تاريخ و سنت الهي، بدون هزينه حق ادعاييش را طلب كند؟! حق هميشه نياز به هزينه دارد و خواهد داشت، مگر اينكه باطلي باشد در لباس حق! چرا كه پيرو باطل جانش را بيشتر از آرمانش دوست دارد و ترجيح مي دهد هدفش را _ ولو با ادعاي حق باشد_ بدون هزينه پيگيري كند.

البته از اين تناقضات در بين اصلاحطلبان فراوان است؛

ادعاي پيروي خط امام (رة) مي كنند و با مطرود ايشان و خون دل كننده پير جماران پالوده مي خورند؛

از دستگيري عده اي كه سابقا لانه جاسوسي را تسخير كرده اند اظهار ناراحتي مي كنند، اما همزمان بعضي اعضايشان به آمريكا نامه مي نويسند و بابت اين كار عذرخواهي مي كنند؛

دم از راي مردم مي زنند، اما حاضر به تمكين راي ملت نيستند؛

دم از ولايت فقيه مي زنند، اما خون به دل ولي فقيه مي كنند؛

دم از شهيد وشهادت مي زنند، اما در مقابل قاتلان بيش از دويست هزار شهيد انقلاب نه تنها سكوت، كه به حمايتشان شعار مي دهند؛

دم از وحدت مي زنند، اما از حضور در بين مردم انقلابي و اظهار همراهي با آنان ابا دارند؛

وقتی عده ای به جرم کودتای نرم دستگیر و محاکمه می شوند کلی فلسفه بافی می کنند که در نظام ایران امکان کودتا وجود ندارد. بعد به دولت مردمی عنوان کودتا می دهند؛

اقاي خاتمي مي گويد كسي در مقابلش حرف از مرگ نزند، حتي اگر شعار مرگ بر امريكا باشد، در عين حال در برابر شعار مرگ عليه نظام و اركان قانون اساسي خودمان سكوت رضايت مي كند!

دم از حقوق بشر مي زنند اما همواره در مقابل كشتار وحشيانه و هلوكاست فلسطين سكوتي مرموز مي كنند؛

.....

به نظر مي رسد بهتر است آقاي خاتمي به جاي آروزي خلباني، فكري به حال عملكرد خود و دار و دسته اش كند.

 

مشاهده ادامه مطلب نقدي بر اظهارات اخير سیدی كه شاید خلباني را هم دوست دارد!!