
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
محمد صادق هستم. کارشناس مترجمی انگلیسی و اوایل راه خلبانی از نوع مسافرکشی! و علاقمند به مسائل سیاسی. خیلی وقتا خیلی چیزا باعث میشه خیلی حرفا با خیلی از آدما داشته باشم که قراره از این به بعد به جای اینکه مخ بابامو وقتی خسته از سر کار میاد بخورم یا مخ فک و فامیلو تو مهمونیا، این بلا رو سر شما بیارم! با اجازه!
در ضمن عنوان وبلاگ از اسم کتابی که زندگینامه شهید خلبان بابایی هستش گرفته شده.

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .
منتظر نظرات سازنده شما دوستان هستیم.
قبل از هر چيز البته با تاخير! ميلاد با بركت عصاره خلقت، پيامبر خاتم (ص) و فرزند دانشمندشان، امام جعفر صادق عليه السلام را تبريك مي گويم. البته تاريخ تولد قمري خودم هم همين تاريخ (17 ربيع الاول) بود. هفته وحدت، هفته اي پربركت براي ايران اسلامي بود و با دستگيري شرور جاني شرق كشور، همه مردم ايران، بخصوص مردم منطقه سيستان و بلوچستان غيور، شيريني اين هفته دوچندان شد. اميدوارم به لطف خدا، زير سايه رهبري آقا و همت مردم اين شيريني ها ادامه داشته باشد.
اما بنازم به روي بعضي از حضرات، كه روي سنگ پاي قزوين رو هم كم كردن!! البته بهتره آقايان رو واگذار به خودشون كنيم و اجازه بديم هرچه مي خوان بگن! اصلا همه كسايي كه اومده بودن راهپيمايي 22 بهمن سبز بودن، حتي اونايي كه مهندس رو مجبور كردن با روسري فرار كنه! اگه كسايي هم طرفدار نظام بودن با اتوبوس و مونوريل! و شاتل!!! از فضا آورده شده بودن! اوناييم كه پسر شيخ مدعي شده تهديدش به تجاوز كردن، اونا هم سبز بودن! اصلا روز 22 بهمن حتي چمن باغچه ها هم سبز بودن! تازه دستگيري ريگي هم كار وزارت اطلاعات دولت ممد تمدنه! همونطور كه دستاوردهاي هسته اي كار دولت قبل و جناب حسن روحانيه! همه پشيرفت هاي فضايي و علمي و تكنولوژيكي هم كار دولت (هاي) قبله! البته اگه واقعا بخوايم حق مطلب رو ادا كنيم، بايد اعتراف كنيم كه كلا بشر مديون دولت هاي قبل و شيخ و ممد و مهندس و بقيس! نيوتن، انيشتين، آلفرد نوبل، اديسون، فورد، مي باخ، پورشه، و ... هموشون اصلاحطلب و از طرفداران ممد تمدن بودن! و مداركشم موجوده. اختراع لامپ، تلفن، هواپيما، خودرو، كامپيوتر، و ... همش كار دولتاي قبل و مخصوصا آقاي حسن روحاني در دبيرخانه شوراي آلي!! امنيت ملي اسبقه! واقعا خسته نباشنننننننننن!
بگذريم...
چند روز پيش فرصتي شد به لطف يكي از بزرگواران فيلم " به رنگ ارغوان" رو ديدم. ان شالله به زودي نقدي كوتاه بر اين فيلم خواهم نوشت.
تا آغاز راهپیمایی باشکوه و تاریخی ۲۲ بهمن ساعاتی بیش نمانده. فردا روزی تاریخی و احتمالا یکی از بزرگترین روزهای تاریخ این مرز و بوم باشد. فردا پیر و جوان، زن و مرد، كوچك و بزرگ بار ديگر فياردشان را بر سر استكبار خواهند كشيد و قدرت بي منتهاي خود را به دشمنان نشان خواهند داد. اهميت فردا بر هيچ كس پوشيده نيست، و ان شالله ايرانيان مثل هميشه پوزه استكبار و ايادي داخليشان را بر خاك بمالند. دشمن مدت هاست براي اين روز عزيز برنامه ها ريخته، و شيطنت ها كرده است. بدون شك چشم همه سياسسون جهان فردا به مانيتورهاييست كه تصوير كوچكي از عظمت ايران را نشان مي دهند. كاش مي شد همه ما از همه جناح ها و با سليقه هاي مختلف، متحد و يكپارچه فردا غيرت و شرف ايران را به دنيا نشان مي داديم و سيلي ديگري به گوش دشمنان مي زديم. اما حيف كه عده اي همواره جاده صاف كن دشمنند... كاش... اميدورام فردا همه يكرنگ باشيم. اگر كسي قصد خيانت به ملت و ايران را داشته باشد، منتظر سكوت مردم را نباشد!!
فردا روز بزرگيست.
اندكي صبر سحر نزديك است....


در روزهاي اوج فتنه، در نمايشگاه مطبوعات چند دقيقه با بزرگي همكلام شدم. از او پيرامون هماهنگي رسانه اي جريان فتنه و جريان ضدانقلاب و نيز تاثير اقدامات فتنه گران در به آشوب كشيدن كشور و قتل مردم بيگناه و هتك حرمت ساحت مقدس نظام اسلامي پرسيدم. خيلي كوتاه و مختصر و البته مفيد پاسخ داد:" مشكل اينجاست كه اينان ولايت مطلقه ليبراليسم و امريكا را پذيرفتن، ولي ما هنوز ولايت مطلقه اقا را نپذيرفتيم!" جمله جالبي بود. اندكي تامل در رفتار چند ماهه اخير بسياري از مدعيان ولايت فقيه تبلور اين حقيقت تلخ است. بعضي مدام در مدح و ستايش ولايت سخنوري مي كنند، جايگاه والاي اين نعمت الهي را به همگان گوشزد مي كنند، مرتب در وصف اهميت و نقش بي بديل آن در تاريخ معاصر كشور ريش مي جنبانند، و ...، اما... در عمل به گونه اي زيركانه دقيقا عكس آن عمل مي كنند. مانند شخصي كه به جاي دادن آب و سيراب كردن تشنه اي در بيابان، ساعت ها از خواص آب برايش سخنراني كند!

اما جريان مقابل، و كساني كه _حداقل در اين هفت ماه_ ادعايي از پيروي از ولايت نداشتند، و در واقع خود و طرفدارانشان براي زمين زدن اين بناي الهي از هيچ تلاشي فروگذار نكردند، رفتار و گفتارشان بي كم و كاست منطبق بر رفتار و گفتار طرف هاي غربي بوده است. همانطور كه بعد از انتخابات همانند حاميان غربيشان انتخابات را زير سوال بردند، امروز نيز به تبعيت از همانها دولت و جمهوريت نظام را _ هماني كه در اين هفت ماهه به وسيله اسلاميت به جنگش رفته بودند!_ به رسميت مي شناسند. سخنراني چند روز پيش اوباما در كنگره _ كه سايت رسمي كاخ سفيد متن كامل، صوت و فيلم آن را منتشر كرده است_دربرگيرنده نكته ظريف و جالبي است. هنگامي كه اوباما به خيال خودش به منزوي شدن ايران و مقابله جامعه جهاني! با ما اشاره مي كند، برخلاف رويه سياستمداران غربي كه همواره، به خصوص پس از انتخابات عظيم 22 خرداد، كشور عزيزمان را با نام "ايران" خطاب مي كنند، از عبارت "جمهوري اسلامي ايران" استفاده مي كند. ساده لوحانه است كه اين عبارت را حساب نشده و غيرعامدانه و اشاره ي بي هدف اين مردك سياه بدانيم. درواقع او با به كاربردن اين واژه نه تنها به طور تلويحي نتيجه انتخابات را پذيرفته است، بلكه در سطحي بالاتر وجود دموكراسي و حاكميت جمهوري را در ايران اسلامي تصديق مي كند؛ بهانه اي كه همواره بزرگترين اتهام كشورهاي مخالف آمريكا و علت لشگركشي و قتل و غارت مردم خاورميانه از سوي اين كشور بوده است. و البته جالب ترين نكته ماجرا همين هماهنگي نانوشته حضرات با اين سران خونخوار استكبار است.

این هم متن آن قسمت از سخنرانی اوباما که می گوید جمهوری اسلامی ایران:
جواد اطاعات در حالی به نمایندگی از جریان سبز در برنامه رو به فردا حضور پیدا کرد که جز اصلاحطلبان میانه رو و محافظه کاری چون کواکبیان، تندروهایی چون او تا به حال افتخاری به صدا و سیما نداده بودند (البته غیر از موسوی و کروبی!). حضور و اظهارات امثال او _ که سوت و کف سایت های ضد انقلاب را بلافاصله در اورد_ امیدوارم منجر به حضور موسوی و خاتمی و کروبی هم در چنین برنامه هایی شود. چرا که صحبت های فاقد منطق و استدلال اینان باعث می شود حضور بیشتر آن ها نه تنها ضرری برای نظام نداشته باشد، بلکه منجر به روشنگری بیشتر و آشنایی مردم با تفکرات روشنفکرانه! حضرات خواهد شد.
ادعاها و لفاظی های اطاعت _ که مانند سایر همفکرانش با پرخاشگری و داد و بیداد نیز همراه بود _ آن قدر سخیف و بی ارزش بود که نیازی به واکنش به آن ها نیست. اما ترجیح می دهم پاره ای از ادعاهای او را برای ثبت در خاطرات در اینجا پاسخ دهم.
جالب تربن نکته اشاره اطاعت در آغاز برنامه به این نکته بود که به کروبی ارادت دارد، عضو اعتماد ملی بوده، ولی به موسوی رای داده!! بیخود نبود که رای کروبی از آرای باطله هم کمتر شد!!
بگذریم...
مهمترین مساله ای که از مجموعه اظهارات بی سر و ته اطاعت برداشت می شد هماهنگی اتاق فکر جریان فتنه برای حضور او در برنامه و محورهای مورد بحث او بود. کمااینکه او ناخواسته با بیان اینکه آنروز در دفتر موسسه باران بوده است! اشاره ای به این مطلب داشت. در برنامه های قبل افرادی چون مطهری و کواکبیان به اشتباهات شران فتنه اعتراف کردند. و این منجر به چاره جویی فتنه گران برای تغییر این روند شد. نوع ادبیات او و حملات یکپارچه به عملکرد دولت در همه زمینه ها ادامه همان خطی بود که پیشتر در مناظره ها و نطق های انتخاباتی سه کاندیدای مستقیم و غیرمستقیم این جریان در تلویزیون دیده بودیم. در واقع او بدون توجه به حوادث پیش آمده در کشور به بهانه تقلب، و بدون اشاره به جنایات جریان فتنه و البته سه تفتگدار محبوبش!! و بدون کوچکترین ذکری از اصل تقلب! فقط به دولت تاخت. و این ظاهرا تنها هنر حضرات چپ و راست است!
یکی از مواردی که خیلی به آن اصرار داشت، لزوم رای گیری و نظرسنجی از مردم بود! عجبا!!می گفت آقای رییس جمهور بیاید اینجا با من مناظره کند، در پایان با پیام کوتاه از مردم بپرسید کدام طرز فکر را می پسندند!! جواد جان! مردم مناظره های بزرگترهای تو با رییس جمهور را دیدند و اتفاقا به همین دلیل و بعد از به چیز چیز افتادن آقایان، سکان هدایت ایران را به دکتر احمدی نژاد سپردند. همه دمکراسی خواهیتان همین بود؟! نظرسنجی از چند هزار نفر از 72 میلیون ملت؟!؟! تازه اگر نتیجه اش را قبول کنید! آیا دمکراسی جز این است که مردم تفکر مورد نظرشان را در انتخابات انتخاب کنند؟! معلوم نیست مدعیان دموکرات چه بلایی بر سرشان آمده که تمام دموکراسی خواهیشان می شود انتخاب پیامکی!! حالا که انتخاباتی حداکثری و 85 درصدی برگزار شده و شما هم دیگر حرفی از تقلب نمی زنید! چرا قبول نمی کنید حنای شما برای مردم دیگر رنگی ندارد و "مردم" شما را نمی خواهند؟!
می گفت من در سعادت آباد زندگی می کنم. در آنجا به علت مشکلات اقتصادی مردم صف نان سنگک خلوت شده است! یعنی کسی که چند صد میلیون خانه و چند ده میلیون ماشین دارد از پرداخت 500 تومان برای نان عاجز است؟! چرا مردم را نفهم فرض می کنید؟ چرا مردم را فقط چند صدهزار نفر مرفهین اطراف خودتان می بینید؟! آیا مثلا به روستای رفیع _ که مطمئنم از تلفظ درستش نیز عاجزید_ رفته اید؟! به چغادک چطور؟! یا فرفان؟! اصلا می دانید کجا هستند؟! فکر کنم باید اسم همه شهر ها و روستاهای ایران را بیاورم! ظاهرا غیر از ایالات شمالی تهران!، فقط گذرتان به میدان "آزادی" افتاده است؛ آن هم برای رفتن به فرودگاه! گاهی هم شاید برای سفر خارجیتان مجبورید از کنار "حرم حضرت امام (ره)" بگذرید!

اگر در بین مردم بودید روز 9 دی می دیدید متدین ترین و متعهدترین فرد این کشور از نظر شما! _ خاتمی _ چه محبوبیتی در بین مردم دارد که فقط لعن و نفرین نثارش می کنند!
آقایان گذشت آن روزهایی که مردم را با حرف بتوان فریب داد. مردم می بینند و قضاوت می کنند. مردم از چپ و راست خسته شده اند، کار می خواهند و خستگی ناپذیری و ساده زیستی. گم شده ی سیاسیون چپ و راست! اصلا منشا همه مخالفت های راست و چپ با دولت و شخص احمدی نژاد _همانطور که بارها اعتراف کرده اند_ توجه رییس جمهور به مردم است. بارها گفته اند که احمدی نژاد مردم را پرتوقع و پررو کرده است. راست می گویند! باید به اینان و منافعشان توجه کرد، بی خیال مردم. خواسته های اقلیتی زیاده خواه و گردن کلفت تامین شود، ما را با اکثریت چه کار؟! و البته ماهیت حقیقی لیبرال دموکراسی جز این نیست.
این سینه مالامال از درد است...
علیرغم ارادت و اعتقادی که به دلایل متعدد به آقای احمدی نژاد دارم و ان شالله تا روزی که ایشان همچنان نقطه امید مظلومان و مستضعفان و پیرو خط رهبری باشند بنده نیز تا پای جان از ایشان حمایت خواهم کرد، متاسفانه از انتصاب آقاي رحيمي به معاون اولي بهت زده شدم. البته شايد ايشان براي خودشان توجيهاتي داشته باشند، اما حقير كه همواره پيگير مسايل سياسي بوده ام به هيچ دليل قانع كننده اي براي جايگزيني فرد فرهيخته اي چون آقاي دكتر داوودي با فرد پرحاشيه اي چون رحيمي دست نيافته ام. طرفداران دكتر فراموش نمي كنند كه باني بسياري از مشكلات حاشيه اي و مسايل شبهه انگيز دولت نهم شخص اقاي رحيمي بود. كسي كه در دولت نهم، در ابتدا رييس ديوان محاسبات و سپس معاون پارلماني دولت شد. اخيرا نيز به جاي دكتر الهام، سخنگوي متبحر و كاربلد دولت نهم، به عنوان سخنگوي دولت در همه زمينه ها _ غير از اقتصادي_ معرفي شده است. فقط مي توانم بگويم خدا به خير كند!!
اميدوارم ضربه اي كه دولت از جانب ايشان خواهد خورد قابل جبران باشد.
" با نزديكتر شدن به 22 خرداد و افزايش تحركات انتخاباتي اين روزها شاهد افزايش انواع بداخلاقي ها در سطح جامعه هستيم. جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي _پدرخوانده هاي سهم خواه جريان دوم خرداد كه احتمالا وضعيت نگران كننده اي را براي موسوي رقم خواهند زد_ اين روزها با افزايش احتمال شكست در انتخابات پيش رو درصدد طراحي و اجراي پروژه اي چهار مرحله اي براي قبل و بعد از انتخابات 22 خرداد هستند.... "

اين قسمتي از مقاله اي بود كه بيش از هفت ماه پيش، در 11 خرداد ماه، دو هفته مانده به انتخابات نوشتم (براي خواندن كامل کلیک كنيد). پيش بيني هايم در مورد رفتار عناصر شكست خورده انتخابات هرچند با شدت بسيار بيشتر از پيش بيني من _ تاكيد مي كنم با شدت بسيار بيشتر_ نعل به نعل محقق شد، (شايد اگر كمي دسترسي به اطلاعات خيلي محرمانه و سري داشتم دوز ماجرا را نزديكتر پيش بيني مي كردم!!!) اما به علت كوتاهي و اهمال مسئولين اطلاعاتي امنيتي و قضايي و بعضي محافظه كاري ها و مصلح انديشي ها!! شد آنچه نبايد مي شد و اتفاقاتي افتاد كه عليرغم بركاتي كه داشت، هزينه هاي گزافي را به نظام اسلامي رنگين به خون صدها هزار شهيد و جانباز تحميل كرد و آثار زيانبار آن به اين زودي ها از فضاي داخلي و بين المللي زدوده نخواهد شد.

برخلاف هشدار خداوند متعال در قرآن به دوري و پرهيز از فتنه و بدتر دانستن فتنه از قتل، بعضي از خواص از خدا بي خبر فتنه اي را برپا كردند و علاوه بر تباه كردن آخرت خود و بسياري از مومنين كه اسير فتنه شدند، ميداني را براي تهاجم دشمنان قسم خورده اسلام به انقلاب و امام (رة) و رهبري مهيا كردند. واكاوي و آسيب شناسي اين فتنه مقصود اين نوشته نيست، بلكه نگاهي دارم به وقايع احتمالي پيش رو در روزهاي آينده فتنه.
عليرغم اينكه حضور دهها ميليوني مردم در حماسه جاويدان نهم ديماه فرصت مغتنمي براي پايان اين فتنه دردآور فراهم آورد، اما غفلت بعضي ساده انديشان و خواص بي بصيرت و صد البته كوتاهي ناموجه قوه قضاييه در ناديده گرفتن شعارها و مطالبات اين مردم عاشورايي فرصتي دوباره به فتنه گران بخشيده تا بازهم هزينه هايي را به نظام و مردم مظلوم "بدون رسانه" تحميل كنند.
كسي كه از بيماري سرطان رنج مي برد، با تجويز استامينفون و آنتي هيستامين درمان نمي شود؛ چراكه اولين اصل درمان بيماري، شناخت صحيح مرض و بعد يافتن راه درمان و تجويز داروست. اميد بود با هتك حرمت بي سابقه و وحشيانه پياده نظام فرقه موسوي در روز عاشورا و خلق حماسه تاريخي ملت در روز سوم شهادت اباعبدالله، خواص و نخبگان چشم خود را باز كنند و با شناختن جامع ابعاد فتنه و كالبد شكافي آن، به حرمت شكني ها و وحشي گري هاي مشتي ملخ و مگس خاتمه دهند. اما حضرات مدعي! با عدم درك صحيح وضعيت، دم از آشتي ملي و پايان كدورت ها مي زنند! يكي از بزرگان مجلس، با تحريف آشكار بيانات رهبري، مي گويد بايد حساب اغتشاشگران را از معترضان جدا كنيم!! در حاليكه رهبري به اين نكته اشاره داشتند كه خود حضرات مدعي و معترض راه خود را از اغتشاشگران جدا كنند. حال وقتي خود اقاي متوهم اغتشاشگران را مردم "خداجو" مي داند، مردم چه گناهي كرده اند؟! وقتي خود سران جنبش دروغ، اغتشاشگران را به خود گره مي زنند، ملت چگونه آن ها را جدا كنند؟! گويي ملت را نمي بينند كه يكپارچه و با وحدتي كم سابقه، فارغ از سلايق سياسي، همگي يك خواسته دارند و آن كور كردن چشم فتنه و محاكمه سران ديكتاتور مآب و خائن آن است. به نظرمي رسد با چنين اظهار نظرات و راه حل دادن ها، نه تنها اين مناقشات و توهمات پايان نخواهد يافت، كه احتمالا از اين پس وارد مرحله اي خطرناك و خونين خواهد شد. بعيد نيست كه درگيري هاي خياباني مرگبار و حركت هاي راديكالي در فضايي خشونت بارتر از گذشته فصل جديد قانون گريزي هاي ديكتاتور صفتان را رقم بزند. از همين روست كه گروه تروريستي "ريگي" _ كه دستان استكباري اش به خون دهها نفر از هموطنانمان آلوده است_ آمادگي اش را براي آموزش جنگ چريكي و تروريستي به اراذل و اوباش موسوي اعلام مي كند. البته مرد كذاب اصلاحات (خاتمي) نيز چندي پيش تلويحا از دست به اسلحه بردن حاميانش خبر داده بود. بي شك آموزش ساختن انواع بمب هاي خانگي و دست ساز در كنار تحريكات حضرات، آتشي به مراتب شعله ورتر از حوادث چند ماه پيش برافروخته خواهد كرد كه دامن همه را خواهد گرفت. و صد البته بيش از همه، برادران مظلوم نيروي انتظامي در معرض توحش اين جماعت هستند. اما آيا مي شود با پادگاني كردن فضاي شهر و گسيل كردن هزاران مامور محسوس و نامحسوس به مركز شهر غائله را خاموش كرد؟ آيا مي شود با دستگيري يا حمله به فريب خوردگاني كه جرمشان اگر كمتر از سران فتنه نباشد، قطعا بيشتر نيست، و عدم برخورد با اقازاده ها و محركان اصلي فتنه، اين آتش را خاموش كرد؟

بلا شك تنها راه حل برون رفت از اين فتنه و بازگشت آرامش به كشور، شناخت اصل جريان فتنه و برخورد هوشمندانه و ضربتي با سران و عوامل پس پرده است. در اين صورت شايد چند روز فضا نا آرام شود، اما پس از آن آرامش واقعي در جامعه حاكم خواهد شد.
خداوند حكيم در قرآن مي فرمايد كه حكومت با كفر مي ماند، اما با ظلم نه! آيا خداوند ظلمي را كه در اين چند ماه از سوي تعدادي منزوي سياسي و كنار رفتگان تشنه ي قدرت به نظام و دهها ميليون انسان "بي رسانه" شهرستاني و غير وابسته به كارتل هاي اقتصادي و جريانات زر و زور و تزوير روا داشته شد نمي بيند؟! آيا به اين خاطر كه عده اي روزگاري به نظام خدمت كرده اند مي توانند هرچه مي خواهند بر سر اين نظام و خون شهدا و مردم مظلوم بياورند و كسي با ايشان برخوردي نكند؟! اگر اين ظلم نيست پس چيست؟! اگر يك روستايي در زمان هاشمي يا خاتمي چنين اعمالي مرتكب مي شد چه بلايي بر سرش مي آمد!؟

اميدوارم هرچه زودتر خواص بي خاصيت به خود بيايند و سقوط آزادشان پس از انتخابات را تكميل نكنند. اما اين را بدانند كه به حول و قوه الهي، اين بار به آن ها اجازه نخواهيم داد جام زهري ديگر به اماممان بنوشانند...

خدا را شكر كه دشمنان ما را از احمق ها آفريد...
موجود عاقل!!!
اولا که جواب نظرهای منو ندادی! طبق معمول طفره رفتی و زدی به درخت! كاش جواب اونا رو بدي!
البته اگه بزرگترات تونستن جواب بدن تو هم مي توني!
اما در مورد متوهم دونستن من! خودت بهتر از همه مي دوني كه اون اولين كسي كه با عنوان "فدايي آقا" تو اين زمان:" چهارشنبه 16 دی1388 ساعت: 16:16" و با کلی غلط املایی (که از عمد بود! مگه نه؟!؟) نظر و جواب ميثم رو داده بود خودت بودي! فقط توي گيج هستي كه با سرچ تو گوگل هر دفعه مياي و IP ت رو هم دارم. خوشحالم كه دروغ گو بودنت رو با صداي بلند فرياد كشيدي! مهم نيست كه به چه اسمي نظر مي دي، مهم همين IP و سرچ گوگليته كه هويت تو رو لو مي ده گاگول!!! البته توقعي نيست ازت كه فكر مي كني اگه اسمتو عوض كني من نمي فهمم! الحق كه طرفدار همون كروبي و موسوي هستي!!!!!!
پس ديگه دروغ نگو كوچولو و مردونه بيا جواب بده! سعی کن دیگه دروغ نگی تا بتونیم دوستیمونو ادامه بدیم جیگر!
راستي! از تيم رصد سايبري سپاه و ماجراي شناسايي IP متخلفين چيزي شنيدي؟؟!!

ژان ژاك روسو مي گويد: "انسان مي تواند حقيقتي را دوست نداشته باشد، اما نمي تواند آن را منكر شود."
عكس هاي استقبال گرم و معنادار مردم از احمدي نژاد در شهرهاي مختلف ساختگي و فتوشاپيست، اما تصاوير استقبال اندك از راهپيمايي هاي غيرقانوني و خانمان برانداز موسوي و تجمعات سبزها واقعيست!
فيلم دست دادن خاتمي با زنان و دختركان غربي ميكس كامپيوتريست، اما فيلم هاي موجود به عنوان سند تقلب در انتخابات همگي واقعي و حقيقيست!
پاره كردن و آتش زدن تمثال حضرت امام (رة) ساختگي و دروغي است، اما حمله جماعتي معلوم الحال و مشكوك الهويه به خاتمي واقعي است!
مضروب شدن صدها بسيجي و سرباز به دست عوامل معلوم الحال ساختگيست، اما كشته شدن مشكوك ندا آقا سلطان و چند كشته ديگر به دست ماموران حقيقتا رخ داد!
تيراندازي با سلاح هاي مشكوك و قاچاق به مردم و نيروهاي بسيجي غيرواقعيست، اما تيراندازي مستقيم ماموران به مردم به صورتي كه منتشر شد واقعا اتفاق افتاد!
خطاب خاتمي با لقب "مردي با عباي شكلاتي" (لقبي كه طرفدارانش در همايشي به او دادند!) توهين به راي ۲۲ ميليوني ۸ سال پيش مردم است، اما دروغ گو و كودتاگر خواندن رييس جمهور ۲۵ ميليون ايراني انتقاد سازنده و ناشي از اختلاف سليقه است!
نشان دادن عكس سياه و سفيد رهنورد هتك حرمت روشنفكرترين زن جهان است! اما چاپ عكس رنگي تمام قد او در رسانه هاي داخلي و خارجي ابدا خلاف شرع نيست!
توهين هاي مكرر موسوي به رييس جمهور در مناظره ها هرگز توهيني به شخص منتخب ملت و ملت نيست، اما سوال درباره عملكرد بعضي آقازاده هاي زياده طلب و پرخور توهين به موسوي و عدم اخلاق مداري محسوب مي شود!
تجمع ميليوني امت حزب الله در حمايت از امام و نظامشان اجباري و دروغين است، اما تجمع چند صدنفره غارتگران و تخريب گران فرقه موسوي يعني تجمع مردم ايران!
فيلم .... خطاب شدن رييس جمهور مردم توسط يك مرجع نماي متحجر ساختگيست، اما خس و خاشاك خطاب شدن مشتي اراذل و اوباش توسط رييس جمهور توهيني به مردم ايران است! (در حاليكه رييس جمهور در آن سخنراني خود را رييس جمهور همه ۷۰ ميليون دانست و در واقع به نفع راي دهندگان به موسوي صحبت و آنان را از آشوبگران جدا كرد)
حمايت هاي متعدد افراد صاحب منصب از رهبر عزيز و بزرگ انقلاب متعلق به قبل و فاقد ارزش است، اما حمايت چند خطي و حقوقي حضرت امام (رة) از موسوي تا ابد سنديت دارد!
تنفر و خشم ميلويني مردم به موسوي و خاتمي دروغ و توهم است، اما رويگرداني مردم از احمدي نژاد واقعي و حقيقت جامعه است!!
كافي نيست؟!
به نظرم چشم ها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد...
عكس بالا عكسي از مراسم سخنراني رييس جمهور احمدي نژاد در مصلاي تهران در روز ۱۸ خرداد امسال است. تصوير زير تصوير تجمع فرقه سبر در روز چهلم ندا آقا سلطان، بعد از بازگشت حضرات از بهشت زهرا در مصلاست كه به هيچ وجه فتوشاپي نيست و كاملا واقعي است!! اين عكس غيرفتوشاپي را!!! يكي از وبلاگ هاي فرقه موسوي در ذيل تجمع ۸ مرداد منتشر كرده است!

عكس تجمع امت حزب الله يكبار ديگر براي مقايسه:

مرگ بر دروغگو
حوادث روز گذشته تهران عاشورایی واقعی در کربلای معاصر بود. دوستی عصر دیروز می گفت امسال عاشورا رنگ و بوی همیشگی را نداشت و گویی عاشورا نبود. در جوابش گفتم اتفاقا ديروز عاشورایي شبيه به عاشوراي واقعی بود! عاشورایی که واقعا جنگی علنی بین حق و باطل و سپاهیان حسین و یزید بود. درحالیکه سال های قبل نمازی بی خطر و غیرعاشورایی در خیابان ها اقامه می شد، امسال همانطور كه حسین عليه السلام در روز عاشورا زیر رگبار تیر مسلمان نمایان اموی نماز را اقامه کرد، دیروز نیز امت عاشورایی و ولایی زیر تهاجم وحشیانه امویان و یزیدیان زمانه به نماز برخاستند؛ نمازي كه شباهتي عجيب به نماز ظهر عاشوراي سال 61 هجري داشت. ديروز عرصه پيكار حق و باطل و عرصه آزمون كساني بود كه حسرت حضور در عاشوراي سال 61 و جانفشاني در ركاب فرزند رسول خدا را داشتند. ديروز روزي بود كه "كل يوم عاشورا و كل عرض كربلا" را مي شد ديد. ديروز عاشورايي در كربلاي تهران بود.
اگر روز قدس كه روزي ايراني اسلامي است توسط جماعتي وطن فروش به لجن كشيده شد، اگر روز 13 آبان كه روز ملي براي مبارزه با استكبار جهاني بود توسط مشتي از عمال بيگانه تحت الشعاع قرار گرفت و اگر روز 16 آذر كه سالروز شهادت سه شهيد راه وطن عليه دخالت هاي آمريكا بود با اهانت بي سابقه به روح خدا، خميني كبير آلوده شد، هرچند از جماعت مدعي اسلام و دين توقعي نبود، اما متاسفانه مراجع نيز آن چنان كه بايسته و شايسته مرجعيت معظم شيعه بود موضع گيري نكردند.
روز گذشته روز عاشوراي حسيني روزي تماما ديني و اسلامي بود و هيچ ارتباطي به مسايل حكومتي و سياسي نداشت. اما ظاهرا مراجع چون ديگر خواص اسير فتنه شده و غير از مرجع شجاع و انقلابي حضرت آيت الله نوري همداني كه بي درنگ موضع خويش را اعلام كرد، بقيه سكوتي تاسف آور را پيشه كرده اند. متاسفانه اين سكوت هزينه هاي گزافي براي اسلام و انقلاب و حتي مرجعيت عزيز خواهد داشت. مرجعیتی که روزی با فتوای تاریخی خود علیه انگلستان با تحریم تنباکو کمر استعمار پیر را شکست امروز باعث تعجب مردم شده است. چراكه مرجعيت بايد همواره در مقابله با انحرافات جلوتر از مردم حركت كند و چه انحرافي بالاتر از سوت و كف زدن در روز عاشورا و پاره كردن و آتش زدن قرآن و حمله به عزاداران اباعبدالله و اهانت به پرچم ها و شمايل عزاداري و ...؟؟ حال سوال اين جاست در حاليكه خشم مردم از تحرکات تعدادی ملخ و مگس در فضای فتنه و حوادث اخیر به اوج رسيده است، چرا مراجع سكوت خود را نمي شكنند و حداقل همراه مردم نمي شوند؟!
سوالي كه پاسخ هاي تلخ و عبرت آموزي خواهد داشت...
پی نوشت: مگس و ملخ برگرفته از بیانات اباعبدالله علیه السلام به مردم اسیر فتنه زمان خویش است.
در آغاز ايام سوگواري سيد و سالار شهيدان، شهيد جاودانی راه آگاهي و بصيرت و دانستن و البته حق طلبي را تسليت مي گويم. باشد كه رهرو واقعي ايشان و آرمان هاي والايشان باشيم و به اميد نابوي يزيديان زمان.
توضيحي پيرامون انتخاب عنوان مطلب:
در خلباني _ چه جنگنده، چه مسافربري و چه ساير كلاس ها_ و ساير امور مربوط به پرواز، ساعت ها همواره به وقت گرينويچ يا UTC اعلام مي شوند و در واقع زمان مورد استفاده در همه مناطق جهان زمان واحد UTC است. به همين جهت تمام خلبان ها بايد به ساعت حداقل دو زمانه مجهز باشند ( يكي به زمان منطقه زماني حاضر و ديگري به زمان UTC).

آقاي خاتمي _ همانطور كه در تصوير ملاحظه مي كنيد_ ساعت دو زمانه اي به دست كرده است كه با توجه به اظهارات گيرنده عكس و مشخص بودن زمان تهران، يكي از نشانگرها زمان واشنگتن را نشان مي دهد! ظاهرا ايشان پروازي به مقصد واشنگتن داشته اند و شايد هم در آرزوي خلباني چنين ساعتي به دست كرده اند!

بگذريم...
ايشان در آخرين افاضات خود _ آنطور كه تيتر چند روزنامه شد_ گفته : "حق طلبي نبايد هزينه داشته باشد."!
پيرامون اين مطلب چند نكته قابل ذكر است:
تا آنجا كه ما ديده ايم و شنيده ام همواره گفته اند " حق گرفتني است، نه دادني" و اين خود روشن مي كند كه حق را به كسي تقديم نمي كنند و براي ستاندن حق راستين بايد هزينه داد. همانطور كه در طول تاريخ همه بزرگان و صالحان و رهپويان راه حق، براي استيفاي حق حقيقي، گزافترين هزينه ها يعني جانشان را داده اند. اميرمومنان علي عليه السلام تمام عمر مباركشان را صرف مبارزه براي حق نمودند و بیاناتشان مملو از اهميت حق پويي و هزينه هاي حرکت در اين راه خطير است. مقتداي ما يعني حضرت امام حسين عليه السلام نيز كه امروز عده اي سعي بر انحراف عبرت ها و آموزه هاي قيام ايشان دارند، جان خود و يارانش را در راه حق داد و الگوي ساير حق طلبان تاريخ شد. در تاريخ معاصر كشور عزيزمان هم كم بزرگاني براي اداي حق، از جان گذشتگي نكرده اند؛ از اميركبير و شيخ فض الله نوري و ميرزا كوچك خان گرفته، تا اندرزگو و نواب صفوي و سرداران و شهداي بزرگ انقلاب عزيز خودمان و جنگ تحميلي. حتي بعد از جنگ نيز رادمرداني چون لاجوردي و صياد شيرازي جان خود را هزينه حق طلبي كردند. پس بدون شك، مومن صادق و آزادي خواه حقيقي همواره آماده است تا در راه استيفاي حق جان خود را فدا كند و مرگ را به زنگي ظالمانه ترجيح دهد؛ چرا كه معامله او سر آرماني بلند و الهي است.
اما از زاويه اي ديگر، اين حرف در واقع افشا كننده ماهيت واقعي آقاي خاتمي و دوستان ايشان و برملاكننده حقي! است كه اينان ادعا مي كنند. اگر حق ادعاييشان واقعا حق و همانطور كه ايشان هفته قبل ادعا كرده در راستاي اهداف امام حسين عليه السلام است، پس چرا قصد دارد سرنوشت حق طلبي را به گل و بلبل گره بزند؟! چرا مي خواهد با تغيير تاريخ و سنت الهي، بدون هزينه حق ادعاييش را طلب كند؟! حق هميشه نياز به هزينه دارد و خواهد داشت، مگر اينكه باطلي باشد در لباس حق! چرا كه پيرو باطل جانش را بيشتر از آرمانش دوست دارد و ترجيح مي دهد هدفش را _ ولو با ادعاي حق باشد_ بدون هزينه پيگيري كند.
البته از اين تناقضات در بين اصلاحطلبان فراوان است؛
ادعاي پيروي خط امام (رة) مي كنند و با مطرود ايشان و خون دل كننده پير جماران پالوده مي خورند؛
از دستگيري عده اي كه سابقا لانه جاسوسي را تسخير كرده اند اظهار ناراحتي مي كنند، اما همزمان بعضي اعضايشان به آمريكا نامه مي نويسند و بابت اين كار عذرخواهي مي كنند؛
دم از راي مردم مي زنند، اما حاضر به تمكين راي ملت نيستند؛
دم از ولايت فقيه مي زنند، اما خون به دل ولي فقيه مي كنند؛
دم از شهيد وشهادت مي زنند، اما در مقابل قاتلان بيش از دويست هزار شهيد انقلاب نه تنها سكوت، كه به حمايتشان شعار مي دهند؛
دم از وحدت مي زنند، اما از حضور در بين مردم انقلابي و اظهار همراهي با آنان ابا دارند؛
وقتی عده ای به جرم کودتای نرم دستگیر و محاکمه می شوند کلی فلسفه بافی می کنند که در نظام ایران امکان کودتا وجود ندارد. بعد به دولت مردمی عنوان کودتا می دهند؛
اقاي خاتمي مي گويد كسي در مقابلش حرف از مرگ نزند، حتي اگر شعار مرگ بر امريكا باشد، در عين حال در برابر شعار مرگ عليه نظام و اركان قانون اساسي خودمان سكوت رضايت مي كند!
دم از حقوق بشر مي زنند اما همواره در مقابل كشتار وحشيانه و هلوكاست فلسطين سكوتي مرموز مي كنند؛
.....
به نظر مي رسد بهتر است آقاي خاتمي به جاي آروزي خلباني، فكري به حال عملكرد خود و دار و دسته اش كند.

عصر امروز در همايشي كه با حضور ده ها نفر از بلاگرها در محكوميت اهانت ها به حضرت امام (رة) برگزار شد، حاج حسين يكتا _ از راويان دفاع مقدس_ سخناني را پيرامون جنگ نرم و جبهه هاي اين جنگ و نقش بلاگرها ايراد كرد. هرچند صحبت هاي او خيلي طولاني نبود، اما دريچه ها و زواياي جديدي براي افسران جوان جنگ نرم _ عبارت خطاب شده بوسيله رهبري_ گشود.
قبل از پايان مراسم حضار يك صدا شعار "مرگ بر آمريكا" "مرگ بر اسراييل" و "مرگ بر منافقين جديد" به طور خودجوش سرداده شد.
در پايان نيز هنگامي كه حضار مي خواستند شعري را دسته جمعي بخوانند، مجري گفت صداي خوبي براي خواندن شعر ندارد كه من پيشنهاد كردم شعر را ساسي مانكن بخواند! كه با استقبال حضار روبرو شد.
اميدوارم بركات اين همايش در وبلاگ حقير و ساير دوستان بلاگر مشهود شود.
مراجع معظم تقلید همواره در برهه های گوناگون و حوادث سیاسی پیشقراول و هادی جریان های اصیل و انقلابی و سدی مستحکم در برابر استعمارگران بوده اند. مرجعیت شیعه همواره مرجع مورد اعتماد مردم در برابر بیگانگان و اهانت به مقدسات دینی آن ها بوده است.
اکنون در فضای شفاف امروز که غبار فتنه فرو نشسته و جریان مخالف دشمنی خود با آرمان های امام(رة) و انقلاب را علنی کرده است چرا مراجع معظم در قبال هتک حرمت حضرت امام (رة) و مقام عظمای ولایت و آرمان های انقلاب سکوت کرده اند؟ آیا نباید قبل از خروش خشم انقلابی امت حزب الله فریاد اعتراض خود را اعلام می کردند؟ آیا ممکن است بعضی از ایشان هم ـ طبق فرمایشات رهبری ـ مشمول سقوط نخبگان در این فتنه شده باشند؟
از شنیدن پاسخ های عالمانه خوشحال می شوم.
بدون مقدمه:
رهبر عزیز انقلاب در دیدار با مردم چالوس ـ دیداری که با تبلور عشق بین مردم و مقتدایشان آرزوی ضدانقلابان و دشمنان ولایت را بر باد داد ـ فرمودند:
"من فقط يك جمله عرض بكنم؛ مخاطب من عموم مردمند، بخصوص جوانان؛ همهى مردم كشورند، بخصوص اين مناطق حساس. جوانان عزيز! هر چه ميتوانيد در افزايش بصيرت خود، در عمق بخشيدن به بصيرت خود، تلاش كنيد و نگذاريد، نگذاريد دشمنان از بىبصيرتى ما استفاده كنند؛ دشمن به شكل دوست جلوه كند، حقيقت به شكل باطل و باطل در لباس حقيقت. اميرالمؤمنين در يك خطبهاى از جملهى مهمترين مشكلات جامعه همين را ميشمارد: «انّما بدء الوقوع الفتن اهواء تتّبع و احكام تبتدع يخالف فيها كتاب اللَّه».(4) در همين خطبه، اميرالمؤمنين ميفرمايد: اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشكار و ظاهر بشود، كسى نميتواند زبان عليه حق باز كند. اگر باطل هم خودش را به طور آشكار نشان بدهد، مردم به سمت باطل نخواهند رفت. «و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان». آن كسانى كه مردم را ميخواهند گمراه بكنند، باطل را به صورت خالص نمىآورند؛ باطل و حق را آميخته ميكنند، ممزوج ميكنند، آن وقت نتيجه اين ميشود كه «فهنالك يستولى الشّيطان على اوليائه»؛ حق، براى طرفداران حق هم مشتبه ميشود. اين است كه بصيرت ميشود اولين وظيفهى ما. نگذاريم حق و باطل مشتبه بشود."


کلیپ تصویری زیبا با صدای رهبر انقلاب امام خامنه ای تحت عنوان " این عمار؟!" از اینجا دریافت کنید.
از اینکه چند وقته مطلب نمی نویسم عذر می خوام. چند وقتیه اومدم تبریز و روزها تو آسمون زیبای آذربایجان پرواز می کنم. کوههای بلند و مزارع سرسبز مناظر چشم نواز این منطقن. اینجا مثل همه جای دیگه ایران دیدنی و قشنگه و عشق آدم به این سرزمین و مردم خوبش رو هزاران برابر می کنه. ان شالله چندتا عکس می ذارم و بعدا بیشتر می نویسم.
در ضمن بعضی حضار مطالبی گفتن که نیاز به جواب داره! حیف که فعلا وقت نشد...
چند روز پيش خبري مبني بر نقص فني هواپيماي مسافربري كاسپين و بازگشت اين پرواز به فرودگاه مبدا _ حضرت امام خميني (رة)_ مجددا یاد پرواز تهران-ایروان کاسپین را زنده کرد. اخبار مشابه اين خبر در دو سه ماهه اخير پای ثابت ستون حوادث مطبوعات بوده است. شنیدن خبر حوادث هوايي دراين مدت آن قدر مردم را پریشان كرد كه با افزايش نگراني هاي مردم، بر فروش بليط و تقاضاي سفرهاي هوايي تاثير قابل توجهي گذاشت. البته در اين مدت حوادث ديگري هم _ هرچند بدون تلفات جاني_ اتفاق افتاد كه به گوش مردم نرسيد. اين نشان دهنده حادث شدن وقایع حتي بيشتر از موارد مذكور در صنعت هوایی ايران است.
هرچند حوادث هوايي در سراسر جهان امري عادي و روزمره و بعضا غیرقابل اجتناب است، اما میزان فراوانی و حتی افزایش آن به خصوص بعد از انتخابات و شرایط خاص کشور غیرطبیعی به نظر می رسد. قطعا با یقین نمی توان همه آن ها را به خرابکاری یا مسایل عمدی نسبت داد، لیکن باتوجه به شواهد و قرائن موجود و جایگاه صنعت هانوردی در شاخص های سیاسی اقتصادی و امنیتی یک کشور بررسی موشکافانه کارشناسان صنعت هوایی و امنیتی ضروری به نظر می رسد. چراکه در این صنعت حساس علیرغم تمام چک های قبل و بعد از پرواز، _ در هواپیماهای پهن پیکر این کار به دست تیم های فنی گوناگون انجام می شود_ جابجایی یک پیچ ممکن است منجر به فاجعه شود. شاید عده ای این مسایل را به عمر بالای ناوگان هوایی کشور نسبت دهند_ هرچند احتمالا بی تاثیر هم نباشد_، اما آیا در این دو سه ماهه عمر ناوگان هوایی به یکباره زیاد شد؟!؟ به هر حال لزوم پیگیری هوشمندانه این حوادث امریست که نباید با گذشت زمان و فروکش کردن جو جامعه نادیده گرفته شود.
در مورد هواپیمای توپولف تی یو 154 _ که این روزها مهمانداران از گفتن اسم این هواپیما به مسافران اجتناب می کنند!_ نکاتی قابل ذکر است. اول اینکه این هواپیما با داشتن سه موتور قدرتمند و وزن کم یکی از قدرتمندترین هواپیماها در نسبت نیرو به وزن است. نکته دوم اینه علیرغم آنچه که در ایران برای این هواپیما اتفاق افتاده است، این هواپیما یکی از ایمن ترین پرنده ها از لحاظ تلفات انسانیست و از این لحاظ بالاتر از انواع بوینگ و ایرباس قرار می گیرد. حال ممکن است سوال شود پس چرا اتحادیه اروپا به این هواپیما اجازه پرواز در اروپا نمی دهد؟ علت به مسایل ایمنی برنمی گردد. بلکه دو مشخصه توپولوف و مسایل زیست محیطی مانع اصلی پروازش در اروپاست: از آنجا که فرودگاه های کشورهای اروپایی نزدیک به شهرها یا حتی گاهی درون شهرها قرار دارند صدای وحشتناک موتورهای توپولوف و آلودگی صوتی بیش از حد آن برای پرواز محدودیت ایجادکرده است. نکته بعد مصرف سوخت بالای موتورهای این هواپیماست که ناشی از تکنولوژِی قدیمی و البته استفاده از سه موتور برای یک هواپیمای زیر 200 نفر است. و نکته آخر در مورد توپولوف اینکه یکی از هواپیماهای این شرکت دارای رکورد سرعت هواپیمای مسافربری در جهان است! در حالیکه همه گمان می کنند کنکورد ساخت انگلیس و فرانسه سریعترین جت مسافرتی جهان بوده است، توپولوف 144 دو ماه زودتر در سال ۱۹۶۸ به این مهم دست یافت.
به هر روی بازهم تاکید می کنم روند وقوع حوادث پی در پی هوایی نیاز به رمزگشایی کارشناسانه دارد.

اسفندماه سال گذشته پس از حضور خاتمي در راهپيمايي 22 بهمن و عنايت ويژه مردم به او!! كه نشان دهنده ميزان اقبال _ بخوانيد رويگرداني مردم_ مردم پايتخت به اصلاح طلبان بود، و نيز سفر او به جنوب ايران (شيراز، بوشهر و ياسوج) كه عليرغم تبليغات و هياهوهاي فراوان با بي اعتنايي مطلق مردم اين شهرستان ها مواجه شد، دكتر! خاتمي با زيركي _ كه البته بيش از چند ماه دوام نياورد!_ براي فرار از شكست، از كانديداتوري كناره گيري كرد و با حرف و حديث هاي فراوان علني و پنهاني و دلخوري هاي اطرافيان، جايش را به ميرحسين موسوي پژمرده _ از لحاظ سياسي_ داد. اما طبق معمول دروغ بافي ها و شايعه پراكني هاي جبهه اصلاحات، اين بار هم حضرات از گفتن حقيقت پروا كردند و مثل هميشه ترجيح دادند مردم را با فضاي غبارآلود روبرو كنند. همان روزها بين بعضي كم خردان سياسي شايعه بود كه نظام _ و البته شخص رهبري_ از ترس راي آوردن خاتمي مانع از كانديداتوري او شد! ادعايي كه آنقدر مسخره و كودكانه بود كه ردش نيازي به استدلالات پيچيده نداشت. بي شك بزرگترين مانع خاتمي مردم هوشمند و آزموده ي ايران و البته شخص خودش بودند؛ هرچند خاتمي تمام توان مادي و معنوي اش را براي پيروزي موسوي به ميدان آورد، اما آنروز تصميم عاقلانه اي براي شكست نخوردن گرفت. البته بعد از انتخابات با رفتار انتحاري كه انجام داد تصميم درستش را جبران كرد!
روز شنبه روزنامه هاي زنجيره اي مثل هميشه به صورت اتفاقي!! به صورت هماهنگ تيتر يكشان را به لغو مراسم شب هاي قدر حرم مطهر حضرت امام (رة) اختصاص دادند. اين بار هم حضرات با شارلاتان بازي مطبوعاتي سعي بر القاي فشارهاي بيروني بر سران شيشه اي اصلاحات براي لغو سخنرانيشان داشتند. اما آيا اين بار نيز كسي جز مردم و شخص خاتمي _ و ساير سخنرانان اصلاح طلب_ مانع حضور آقايان شد؟! قطعا نه! خاتمي و ساير دوستان دوم خردادي به نيكي مي دانند كه جنس مردم عزادار حرم مطهر حضرت امام (رة) متفاوت از جنس مردم پارك وي و وليعصر و ميدان ونك است. بدون شك در صورت حضور خاتمي و دوستانش در اين برنامه مردم حقشان را به خوبي بهشان مي دادند و آنان را در مراسم سوگواري مولاي متقيان، بزرگ شهيد راه عدالت، به سزاي اعمال ماه هاي اخيرشان مي رساندند. همانطور كه با اعلام انصراف خاتمي آرزو كردم ايشان در اين عرصه باقي مي ماند و خود را در معرض راي مردم مي گذاشت و با پتك راي مردم براي هميشه به زباله دان تاريخ مي رفت، امروز نيز آرزو دارم اي كاش خاتمي _ و ديگران_ با حضور در اين مراسم معنوي، خشم مردم مومن و انقلابي ايران را از رفتار و گفتار اخيرشان از نزديك ببينند...
شايد به بركت اين ماه عزيز و شب هاي پرفيض قدر به خود آيند...



:: آزادی بیان!
چند وقته به علت امور خیری که در پیش دارم! فرصت نمی کنم ذهنم رو تخلیه کنم تو صفحات وب. چند موردی هست که باید حتما دربارشون بنویسم که بمونن سرفرصت.
و اما...
یک سالی هست که مشترک مجله امتداد متعلق به ستاد راهیان نور هستم. در نوع خودش علیرغم انتقاداتی که بهش وارده محتویات خوبی داره. امروز صبح که رفتم بیرون دیدم مجله اومده و رو جاکفشی سرایدار بلوکه. به خاطر احترام به سرایدار برش نداشتم تا خودش بياره دره خونه و يه جورايي تو كارش دخالت نكرده باشم. عصر كه برگشتم خونه جلو در ورودي ساختمون توجهم به يه تكه پلاستيك و كاغذ جلب شد! همونطور كه با پا زدم بهش ناخودآگاه خم شدم و تكه كاغذ رو برداشتم، و شوكه شدم! بله، كاغذ پاره، برگه اشتراك موجود در پلاستيك مجله بود كه درش اعلام شده بود اشتراكم به پايان رسيده! اما هرچه گشتم خود مجله رو پيدا نكردم. زنگ سرايدار رو زدم و پيگير مجله امتداد شدم كه موعد اومدنش بود. گفت كه اتفاقا ديروز اومده و گذاشته همونجاها! وقتي ديد نيست بهش گفتم زحمت نكش! پيداش نمي كني! چون يكي بردتش! بهش توضيح دادم كه چي شده. بنده خدا ناراحت شد و عذرخواهي كرد كه بايد زودتر تحويلش مي داده. از اونجا كه داداش و پسرعمومم مشترك امتدادن نگران خوندنش نبودم و به اون بنده خدا هم گفتم كه از جاي ديگه تامينش مي كنم، اما برخورد همسايه غافل و بي چشم و گوش ما با چند تكه كاغذ برام تاسف برانگيز بود. احتمالا از همون مدعيان ازادي بيان و عقيده و شنيدن حرفه مخالف بود كه به كاغذهاي بيگناه هم رحم نكرده بود...

قبل از هر چيز به عنوان عضو كوچكي از خانواده بزرگ صنعت هوانوردي كشور، ضايعه سقوط توپولوف كاسپين را به همه هموطنان به خصوص هموطنان عزيز ارامنه و خانواده خلبان مرحوم شيراكبري تسليت عرض مي كنم.
کم سن و سال تر که بودم برای تشریح تاثیر مذهب در نگاه سیاسی ام مثالی می زدم. طبق اعتقاد سياسي- مذهبي ام برگرفته از آرا و انديشه هاي امام خميني (رة)، با خود می اندیشیدم اگر روزي دشمن طالب نماز خواندن من شود و نمازم، اين زيباترين و عيني ترين عبادت روزانه يك مسلمان نه تنها خاري در چشم دشمنان نباشد، بلكه ملعبه اي براي عقده گشايي زخم خوردگان عليه اسلام ناب باشد، هرگز چنين نمازي نخواهم خواند؛ و البته هرگز فكر نمي كردم چنين روزي بيايد و اقامه نماز نفاق را به چشم ببينم!
مي توان نماز جمعه 26 تيرماه را از جهاتي يكي از منحصر به فردترين نمازهاي جمعه برگزار شده در تهران ناميد. چندين فاكتور اين نماز جمعه را از ساير نماز جمعه هاي پايتخت متمايز كرده بود. در حاليكه امام جمعه موقت تهران به طور معمول چهارشنبه هر هفته اعلام مي شود و روزنامه هاي كثيرالانتشار روز بعد (پنجشنبه) برنامه نماز جمعه را اعلان مي كنند، اين بار از ابتداي هفته نام هاشمي براي اقامه نماز به سر زبان ها افتاد و تحليل ها و گمانه زني ها پيرامون اين حضور پاي ثابت روزنامه هاي زنجيره اي در هفته گذشته بود. شايد براي اولين بار بود كه راديو اسراييل و امريكا ضمن آموزش نماز جمعه در سايت هايشان، از مردم براي حضور حماسي!! در نماز دعوت مي كردند. چند روز پيش گري سيك سياستمدار سرشناس امريكايي _كه بعضي اصلاح طلبان خيلي خوب او را مي شناسند!_ با ارايه پيشنهادات جالب و در خور تاملي به اصلاح طلبان توصيه كرده بود به جاي تجمع در خيابان _ كه امكان برخورد نيروهاي حافظ نظام را فراهم مي كند_ بايد در اماكن مذهبي و مقدس حضور يابند. بلافاصله بعد از اعلام حضور هاشمي در نماز جمعه، مجريان جريان برملا شده دوم خرداد كه فرصتي از اين بهتر نمي ديدند، اعلام كردند با همه توان در نماز جمعه شركت خواهند كرد. به خصوص شخصيت هايي چون خاتمي، موسوي، كروبي و روحاني كه سال هاست نماز جمعه را تحريم!! مي كنند، خبر از حضور در بين نمازگزاران دادند. طرف خارجي هم در ادامه هماهنگي با حضرات، ضمن دعوت از معترضين! از ايشان خواست براي اجراي پروژه پيشنهادي گري سيك در نماز شركت كنند. هدف هم مشخص بود. بعداز سرد شدن فضاي كشور اين بهترين فرصت براي تهييج مجدد معدود معترضين و غبارآلود كردن جو سياسي كشور بود. از طرفي با توجه به موقعيت نماز جمعه امكان برخورد با معترضين و حتي اغتشاشگران _ در صورت حضور و اغتشاشگري_ به شدت تقليل مي يافت. و نهايتا غم انگيزترين، خبيثانه ترين، خطرناك ترين و در عين حال اصلي ترين هدف دشمنان خارجي و ايادي آگاه و ناآگاه داخليشان _ البته به خيال خامشان_ از فراخوان براي استقبال از نماز جمعه تحت تاثير قراردادن نماز جمعه وحدت بخش 29 خرداد به امامت امام خامنه اي (مدظله عالي) و نفي فصل الخطاب بودن بيانات ايشان بود؛ كمااينكه هاشمي هم با جسارتي خجالت آور سعي كرد خطابه اش را تاريخي و پاياني بر حوادث موجود قلمداد كند!
صحبت هاي هاشمي هم به شدت متناقض و سوال برانگيز بود. در حاليكه دم از مردم و مردم گرايي مي زد، در آغاز هيچ سخني از جان باختن ده ها انسان بيگناه در حادثه هوايي بيان نكرد و با بي شرمي به بازماندگان تسليتي نگفت. از طرفی هم شاید برای اینکه حمایت غرب از مواضعش را از دست ندهد کوچکترین سخنی از شهیده حجاب دکتر مروه به زبان نیاورد. از قانون و قانونگرايي گفت، اما اشاره اي به قانون شكني هاي مكرر و هزينه بر موسوي، عده اي از افراطيون شكست خورده و و فرزندان مسئله دارش نكرد. از لزوم هوشياري در مقابل دشمنان قسم خورده ملت حرافي كرد، و در عين حال سخني از نامه نگاري خود و اظهارات دشمن شادكن اطرافيانش سخني به زبان نياورد. از مروجان ترديد بين مردم ظاهرا انتقاد كرد، اما گويا اظهارت همسرش در روز راي گيري و صحبت هاي مكرر موسوي و كروبي و اطرافيانشان مبني بر تقلب در انتخابات را _پيش از انتخابات_ فراموش كرده بود. از رسول اكرم (ص) و حضرت امام خميني (رة) سخن پراكني كرد، اما از مولا علي عليه السلام و رهبر معزز انقلاب سخني به ميان نياورد؛ گويا علاقه ي چنداني به بازخواني حوادث بعد از پيامبر و نفاق پديدآمده در سال هاي بعد از رحلت ايشان نداشت! همنوايي جالبش با اوباما و مركل و ساركوزي و براون در معترض خواندن "مردم" به شدت به چشم آمد! آنجا كه مردم را معترض به انتخابات خواند! آيا اين مدعي قانون گرايي، بيش از 24 و نيم ميليون ايراني را به حساب نمي آورد؟! تازه اگر بسياري از راي دهندگان به موسوي را جزو معترضين بدانيم كه به هيچ وجه چنين نيست. اشاره اي هم به آزادي مطبوعات و رسانه ها كرد اما گويا به ياد نياورد كه در زمان خودش چند روزنامه اجازه انتقاد قانوني از دولتش را داشتند!؟
و در پايان سخني با آقاي هاشمي!
چه كرده ايد با خود كه امروز تمام دشمنان قسم خورده امام و انقلاب و كينه توزان به پير جماران چشم طمع به شما بسته اند؟ بي شك اگر براي اين انقلاب اتفاقي بيفتد _كه ان شالله چنين نخواهد شد_ استكبار گرگ صفت به شما و امثال شما هم رحم نخواهد كرد. در ضمن نگاهي به حاميان ظاهري تان و كساني كه در داخل و خارج شعار حمايت از شما را مي دهند بيندازيد! آيا اينان به راستي حامي ايدئولوژيك و آرماني شمايند؟! يا اينكه همان هايي هستند كه تا ديروز انواع و اقسام بي شرمانه ترين توهين ها را نثار شما و فرزندانتان مي كردند و امروز كه شما را در مقابل نظام و رهبري و امت حزب الله مي بينند، سعي دارند به وسيله شما از انقلاب انتقام جويي كنند. تا دير نشده به هوش آييد.
ما اهل كوفه نیستیم علی تنها بماند ....
بعد التحریر: روزنامه های دوم خردادی در طنزی تاریخی در حالی روزشنبه تعداد نمازگزاران را دو و نیم میلیون و صدهاهزار نفر ذکر کردند که حتی از چاپ یک عکس از این جمعیت میلیونی خودداری کردند!!


این جماعت میلیونی البته مثل اینکه یادشون رفته برا نماز مهر و زیرانداز بیارن!
و البته علت اینکه عکسی چاپ نکردند این بود که بیشتر نمازگزاران ـ تاکید می کنم نمازگزاران نه تماشاچیان! ـ برای حمایت از رهبری خود آمده بودند. و انصافا هم با شعور بالای سیاسی خود مانع فرصت طلبی عده ای شدند:

در ضمن این نماز جمعه اولین نمازی بود که هیچ تکبیری نداشت! برعکس نماز جمعه ۲۹ خرداد آقا که با تکبیرهای مکرر و دشمن شکن همراه بود.
مالك با تار و مار سپاه شاميان به چند قدمي خيمه معاويه رسيده بود و تا نابودي فتنه با دستان پرتوانش فاصله ي چنداني نداشت. ناگاه خبرش دادند كه مولايش علي عليه السلام فرموده "برگرد!" اشتر نخعي كه شوكه و خشم انقلابيش برافروخته شده بود، با جسمي زخمي و جاني زخمي تر از حماقت عده اي متحجر، به اردوگاه برگشت. جهل اطرافيان خيمه اميرالمومنين بيش از تير فرورفته در بازو برايش ملال آور بود. عده اي نادان متعصب كه تنها عنصر موثر وجودشان دو چشم بي بصيرتشان بود، مانع نابودي فتنه تاريخي اسلام شدند. درحاليكه فساد علني و بارز شاميان هويت واقعي آن ها را آشكار كرده بود و كوفيان را به نابودي اين جرثومه ها مصمم، دشمن براي انحراف كوفيان و تطهير چهره زشت و پليد خود، تكه نوشته هايي را به بهانه قرآن سر نيزه كرده و با اين حربه سپاهيان جاهل كوفي را درمقابل قرآن ناطق قرار داد. عجب ترفندي! دشمن به موازات اين حيله مكارانه، راه حل را تشكيل شوراي حكميت بي طرف اعلام كرد! و شگفت آن كه بازهم همان جماعت استحمارشده مانع از فرستادن نماينده علي عليه السلام براي شور شدند و عنصري عافيت طلب، دنياپرست و نادان تر از خود را به عنوان نماينده كوفيان منصوب كردند. و شد آنچه شد...
شهيد بزرگوار آيت الله مطهري (ره) مي فرمايند: سلاح منافق جهل مردم است. براي خلع سلاح منافق بايد مردم را آگاه كرد.
نامه اخير موسوي به شوراي نگهبان گويي تداوم داستان صفين است و شواهد نشان از همخواني عبرت آموز موسوي و يارانش با داستان شاميان دارد. به اين قسمت نامه مشاراليه به شوراي نگهبان و خاصه عبارت " هياْت حكميت! " توجه كنيد:
"لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود."
حضرات اصلاح طلب _هرچند كاملا در بيان عقايد و نه تحميل و تعميم آن آزادند_ در طول سال هاي حاكميت خود انواع توهين و تحقير شئون و شعائر مذهبي در كارنامه اعمالشان ثبت كردند، از اعلام مجوز تظاهرات عليه خدا و امكان استيضاح ائمه معصوم عليهم السلام گرفته تا اهمال در جلوگيري از ترويج بي بند و باري و فساد ميان جوانان. بنابراين وقتي قافيه را باخته و اقبال مردم به مسايل ديني _ عليرغم ادعاهاي قبليشان مبني بر خسته شدن مردم از دين و عدم نياز به مذهب در قرن 21_ را در چند انتخابات گذشته و بخصوص انتخابات نهم ديدند، مشابه شاميان در صفين، راه حل به بازي گرفتن احساسات پاك مذهبي مردم و استفاده از تقدس نمادهاي ديني را برگزيدند. اين جماعت با عوامفريبي و استفاده ابزاري از دين سعي كردند گذشته عنادامزيشان با باورهاي عميق مذهبي مردم را از ذهن مردم پاك كنند، اما دريغ كه ايراني با اعرابي صدر اسلام متفاوت است!
نكته جالب ديگر درخواست تشكيل هياْت حكميت از سوي موسوي است كه نشاندهنده تناظر يك به يك ماجراي اصلاحطلبان با اين روزهاي شاميان است! پس از علم كردن نماد سبز _كه گاه با توهين هاي عده اي از طرفداران موسوي به اين نماد مقدس همراه بود_ شايد حضرات قصد داشتند هياْت حكميت راي مورد نظر آقايان را به كرسي نشاند و دل ايشان شاد شود. اما بزرگترين گزاره اي كه ناديده گرفتنش باعث خسران اين جناح عبرت نياموز! شد "نقش" و "هوش و شعور" مردم ايران بود. مردم ايران _ همانطور كه پير جماران نيز فرمود_ تفاوت شگفتي با مسلمانان جاهل صدر اسلام دارند و به فرموده آقايمان در مراسم سالگرد حضرت امام (رة) مردمي ازموده و باتجربه هستند. و اين يكي ديگر از بارزترين خصوصيات ايرانيان است كه همواره از بسياري سياستمداران هم عصر خود جلوتر هستند و اين بار هم در مقابل بي تجربگي و درس نياموزي عده اي ورشكسته سياسي شعور بالاي خود را به رخ كشيدند.
در پايان سوالي دارم از موسوي:
اگر شوراي نگهبان را قبول داريد، چرا از ارايه مستندات تقلب و حضور در اين شورا خودداري كرديد؟! و اگر آن را قبول نداريد، پس چرا مرتب با اين شورا نامه نگاري مي كنيد؟! متاسفانه حضور كوتاه چندماهه شما در عرصه سياست سرشار از تناقض هايي ازاردهنده است...
مجله معتبر تایم ـ که سوای خط مشی اش انصافا به لحاظ حرفه ای جزو بهترین هاست ـ در پایان هر سال میلادی از میان چهره های مطرح جهان ـ سیاسی، اقتصادي، ورزشي و ..._ براساس انتخاب خوانندگان و كارشناسان خود يك شخص را به عنوان تاثيرگذارترين شخص سال بر مي گزيند. براي مثال در سال 2008 اوباما و در سال 2007 پوتين شخصيت هاي سال مجله تايم شدند. انتخاب شخص سال با اين سبك و سياق سال هاست از سوي مسئولين مجله اعمال مي شود. اما در پايان سال 2006 اتفاق نادري افتاد و براي اولين بار سردبير اين مجله در كنفرانسي خبري با طفره رفتن از انتخاب شخص سال، همه خوانندگان تايم در سراسر جهان را شخص سال معرفي كرد! اما علت چه بود؟ براساس نظرسنجي سايت مجله تايم و اعتقاد اكثر كارشناسان مجله تاثيرگذارترين شخص سال 2006 كسي نبود جز رييس جمهور _ به تعبير تايم شجاع و رك گوي_ ايران، دكتر احمدي نژاد. و بدين ترتيب فشار لابي صهيونيستي بر تايم باعث شد ميليون ها نفر جاي يك نفر شخص سال 2006 شوند!
مجله نوپاي همشهري جوان _ شايد به تقليد از تايم_ هر هفته چند چهره را به عنوان چهره هفته معرفي مي كند. هفته گذشته، مجله همشهري در اولين شماره خود پس از اعلام نتايج قطعي انتخابات _شماره 216_ _احتمالا بازهم به تقليد از تايم_ به جاي انتخاب چهره هفته ( كه با توجه به راي بالاي دكتر احمدي نژاد و جلب مجدد راي مردم كسي جز ايشان نمي توانست باشد) مردم را چهره اول هفته معرفي كرد! و بدون چاپ حتي عكس كوچكي از رييس جمهور منتخب 70 ميليون ايراني در گزارشي كوتاه به اعلام نتايج انتخابات دهم رياست جمهوري بسنده كرد. البته نويسنده مطلب قبلا عصبانيت خود _ و البته رييس هايش! _ را از رييس جمهور و تنگ نظری نسبت به ایشان را با سانسور بيانات رهبر انقلاب در دانشگاه علم و صنعت درباره رييس جمهور نشان داده بود.
اين در حاليست كه در كوران انتخابات در اوايل خرداد، همشهري جوان به دليل حضور محسن رضايي در يكي از پروازهاي قاليباف، شهردار خلبان را به عنوان چهره هفته برگزيده بود و عكسي تمام قد از وي چاپ كرده بود.
البته فكر مي كنم اين تنها شباهت همشهري جوان قاليباف به مجله با سابقه تايم باشد؛ چراكه از نظر فني تفاوت به اندازه ارتفاع پروازهاي آقاي خلبان از سطح درياست!!
ما منتظریم ماه محرم گردد
هنگامهی امتحان فراهم گردد
ما دانیم و تیغ و حلقوم شما
یک مو ز سر علی اگر کم گردد
جمعه - دانشگاه تهران
اعلام حمایت از مواضع رهبری
مرحبا به شما ملت ايران كه مثل هربار پوزه دشمنان و ايادي داخلي شان را به خاك ماليديد.
پيروزي تمدن ساز شعور و آگاهي بر شور و احساس، اخلاص و عمل بر زر و زور و تزوير، خدمت و عدالت بر ويژه خواري و رانت خواري، ايرانيت و اسلاميت بر ليبراليسم و استكبار، صداقت و پاكي بر دروغ و نيرنگ، عزت و شجاعت بر ذلت و دشمن هراسي، عقلانيت بر جهالت، آزادي بر استبداد، آزادانديشي بر تحجر، مردم داري بر قدرت پرستي و ثروت طلبي، پيشرفت همه جانبه بر عقب ماندگي، و در يك كلام اسلام ناب محمدي بر اسلام آمريكايي مباركباد.
به اميد ايراني شكوهمند به شكوه دوران كوروش حول محور اسلام
در آينده از ابعاد اين پيروزي خواهم نوشت.
يكي از خصوصيات افراد موفق اين است كه از شكست ها درس مي گيرند و از ناكامي ها پلي به سوي پيروزي مي سازند. مطالعه روند حوادث سياسي و به طور مشخص انتخابات رياست جمهوري نهم و دهم نشان مي دهد چرا اصلاحطلبان افراد موفقي نبوده اند و ظاهرا نمي توانند باشند!
بازخواني پرونده انتخابات دروه نهم و عوامل شكست سنگين جبهه اصلاحات، حتي براي جناح مقابل نيز با اهميت است. در روزهاي بين دور اول و دوم انتخابات رياست جمهوري نهم، جبهه مقابل عدالت _ عليرغم همه اختلاف نظرها و بعضا تضادها _ براي جلوگيري از پيروزي مردم با تمام توان به ميدان آمد. تقريبا تمام جريانات و گروه هاي سياسي، از راديكال ترين چپ ها گرفته تا راست ترين راست ها، با كنارگذاشتن عداوت ها براي پيروزي رقيب دكتر احمدي نژاد دست يكديگر را فشردند. از طرف ديگر همگي به صورت هماهنگ به تخريب و حتي توهين و استهزاي ايشان پرداخته و از هيچ تلاشي براي پيروزي رقيب مضايقه نكردند. اما نتيجه صندوق هاي راي در روز سوم تير 84 نشان داد مردم ايران در تشخيص حق و باطل و دفاع از مظلوم تا چه ميزان كاربلد هستند.
از اين جهت اصلاحطلبان را مي توان ناموفق ناميد كه با انتخاب استراتژي _يا به بيان بهتر استراگيجي!!_ مشابهي براي انتخابات خرداد 88 گام در راه ناكام دوره قبل نهادند. از ماه ها قبل، همه سياسيون طيف مقابل دولت، از اصلاح طلبان راديكالي چون سازمان مشاركت گرفته تا مدعيان اصولگرايي چون ناطق نوري و محسن رضايي به صورت هماهنگ به تخريب دولت دست زدند. هزاران توهين خجالت آور فرزندان هاشمي، عده اي بازيگر، سياسيون ورشكسته و عده اي رانده شده از سوي مردم، در کنار بسیج نهاد هایی چون دانشگاه آزاد و حتی شهرداری تهران شكست چندباره اين جريان را تضمين كرده است. در حاليكه تا ساعاتي ديگر نتايج آراي مردم اعلام خواهد شد، به نظر مي رسد شكست سنگين ديگري در انتظار سياسيون ناپخته خواهد بود؛ چراكه در شناخت مردم و فضاي سياسي كشور بازهم اشتباه كردند.
اشاره رهبري عزیز به آزموده بودن مردم در مراسم سالگرد حضرت امام (رة) گوياي همين واقعيت است.


با نزديكتر شدن به 22 خرداد و افزايش تحركات انتخاباتي اين روزها شاهد افزايش انواع بداخلاقي ها در سطح جامعه هستيم. جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي _پدرخوانده هاي سهم خواه جريان دوم خرداد كه احتمالا وضعيت نگران كننده اي را براي موسوي رقم خواهند زد_ اين روزها با افزايش احتمال شكست در انتخابات پيش رو درصدد طراحي و اجراي پروژه اي چهار مرحله اي براي قبل و بعد از انتخابات 22 خرداد هستند. اعضاي ارشد اين دو جريان كه غالبا از نيروهاي اطلاعاتي امنيتي سابق _دهه 60_ هستند در تلاشند به هر نحو ممكن ضمن تاثير بر جريان سالم انتخابات، حتي الامكان شرايط مطلوب خود را واقعيت بخشند. اين چهار پروژه به دو دوره قبل و بعد از انتخابات تقسيم مي شوند.

قبل از انتخابات:
1: القاي پيروزي موسوي درهمان دور اول با استفاده از جنگ رواني سنگين: روز شنبه يكي از روزنامه ها به نقل از موسوي لاري _وزير كشور خاتمي_ مدعي تمايل 70 درصدي مردم به موسوي شده بود! بدون شك خود لاري بهتر از هركس از صحت مدعايش باخبر است. خوشبين ترين هواداران موسوي در ستادهايش هم چنين ادعايي ندارند. ليكن مدعيان اين جوسازي ها، به رغم اطلاع از نتايج نظرسنجي هاي واقعي، چنين ادعاهايي را در راستاي پروژه القاي پيروزي موسوي و موج حمايت مردم از وي مطرح مي كنند؛ تا هم هواداران موسوي را اميدوارتر سازند و هم هواداران رقيب _ بخصوص دكتر احمدي نژاد_ را نااميد و نگران. با توجه به برتري بي چون و چراي رسانه اي اصلاح طلبان و هزينه هاي ميلياردي مطبوعاتي و تبليغاتي ايشان، به هيچ وجه نمي توان تحقق اين مرحله را به كلي بعيد دانست.
2: هزينه دار كردن حمايت از دكتر احمدي نژاد براي مردم: فاز دوم اين پروژه از مدت ها قبل و با ابعاد وسيع تري نسبت به سه فاز ديگر از سوي مدعيان آزادي مخالف و زنده باد مخالف من كليد خورده و خود شامل دو مرحله و رواني و فيزيكي است. جنگ رواني عليه دولت نهم و شخص دكتر احمدي نژاد دقيقا از انتخابات دور قبل آغاز شد و تا به امروز با شيبي تند سير صعودي خود را حفظ كرده است. مخالفان دولت نهم تلاش كرده اند با سوء استفاده از سعه صدر رييس جمهور و توهين هاي متعدد، بي مهابا و همه جانبه در زمينه هاي گوناگون و به مناسبت ها و بهانه هاي مختلف_ به خصوص در فضاي مجازي_ ، حمايت از دكتر احمدي نژاد را امري ناپسند، دور از شان، متحجرانه، ناشي از سطح فكري پايين و نوعي بي كلاسي جلوه دهند و بدين ترتيب با افزايش هزينه حمايت از دولت، به كمتر كسي اجازه حمايت از دكتر را بدهند. عليرغم مقبوليت كم نظير دولت در ميان مردم و جوانان، با نگاهي كلي به فضاي عمومي جامعه به خصوص در دانشگاه ها نشانه هاي توفيق اين مرحله نمايان است. اما مرحله فيزيكي اين حركت بيشتر به فضاي انتخابات برمي گردد. تهديد و تخريب فيزيكي حاميان دولت نهم شگرد ناجوانمردانه ايست كه مخالفان براي جلوگيري از بروز حمايت هاي مردمي از دكتر احمدي نژاد در پيش گرفته اند. روز گذشته عكس هاي سياه و سفيد دكتر كه به در خودرويمان زده بودم در مقابل منزل پاره شدند! مدعيان آزادي هنوز به قدرت نرسيده شمايي از خفقان و سركوب دوران مديريت احتماليشان را به نمايش گذاشتند. كساني كه تحمل يك عكس سياه و سفيد از مخالفشان را ندارند، آن وقت مخالفانشان را به اقتدارگرايي متهم كرده و خود را مقيد به ازادي جا مي زنند! عجب صداقتي! بعضي دوستان و آشنايان همفكر هم خطرات!! نصب عكس دكتر را برايم گوشزد و مرا از اين كار نهي كردند. چند نفري هم كه ازشان خواستم عكس دكتر را نصب كنند، عليرغم ارادتي كه به دكتر دارند، به علت خطرات! موجود از اين كار عذر خواستند. خدا را شكر كه در جمهوري اسلامي مخالفان _مخالفان دولت_ از آزادي كامل برخوردارند و حاميان بايد سكوت كنند... زمان رفسنجاني و خاتمي هم كسي جرئت داشت با حاميان رييس جمهور اينچنين برخورد كند؟!؟! يا راي مردم را چنان پتكي بر سرش مي كوبيدند؟!
بعد از انتخابات:
3: تشكيك در سلامت انتخابات و القاي تقلب در انتخابات: اساسا با توجه به مكانيزم هاي موجود و عوامل پيش بيني شده در قانون اساسي، در انتخابات بخصوص در مقياس رياست جمهوري _ كه با دهها و شايد صدها هزار راي هم هيچ تغييري در نتيجه بوجود نمي ايد_ تقلب و جابجايي در نتيجه امكان پذير نيست و حضرات اصلاح طلب بهتر از همه اين را مي دانند. (هرچند مشاركتي ها يكبار به مديريت تاجزاده _رياست وقت ستاد انتخابات كشور_ تقلب در انتخابات مجلس ششم را به گونه اي موفق تجربه كرده اند.) با اين حال زير سوال بردن سلامت انتخابات و طرح بحث هايي چون تشكيل كميته صيانت از آرا با توجه به سوابق موجود، بيش از هر چيز اعتبار طراح چنين مباحثي را زير سوال خواهد برد و برخلاف دو فاز اول نمي توان توفيقي برايش در نظر گرفت.
4: ايجاد اغتشاش و ناآرامي هاي خياباني بعد از انتخابات: عليرغم علاقه اصلاح طلبان به راه انداختن چنين اوباش گري هايي و اشاره هاي تلويحي بعضي مشاركتي ها به چنين اقداماتي _چنانچه در دوران مديريت اصلاحات چندين بار در تهران و اهواز و خرم اباد و ... شاهد چنين حوادثي بوديم_ با توجه به هوشياري مردم و دستگاه هاي مسئول عملياتي شدن اين فاز غيرمحتمل به نظر مي رسد و بيشتر بلوفي تبليغاتي و رواني براي تحت فشار گذاشتن مردم و نظام به نظر مي آيد.
به هر حال، لزوم مقابله با ترفندهاي موذيانه و دور از اخلاق عده اي ورشكسته سياسي، هوشياري و آگاهي مردم و شرکت مدبرانه و حداکثری در انتخابات ریاست جمهوری است.

با گرم تر شدن هوا در آخرين ماه فصل بهار، به تدريج فضاي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري نيز گرم تر مي شود. يكي از شاخصه هاي مهم در فضاي سياسي، شفافيت و پرهيز ار غبارآلودگي است. مهمترين آفتي كه بسياري اوقات بر فضاي سياسي داخلي كشور ما _به خصوص در موسم انتخابات_ سايه افكنده است، عدم شفافيت و مكدرسازي فضاي عمومي جامعه و گاهاً سوارشدن بر موج جامعه است. تحليل و بررسي گزاره هاي غبارانگيز و بازيگران ميدان بازي دنباله دار و گاه دشوار است و شناخت عوامل داخلي _ و اغلب خارجي_ نياز به رصد دقيق و كافي و وافي فضاي سياسي كشور دارد. البته در اين بين بيشتر اوقات تناقض هایی بوجود مي آيد كه عوامل تصميم ساز و اجرايي را در حداقل زمان و براي كوتاه مدت افشا مي كند. متاسفانه جرياني كه فضاي مطلوبش فضاي گل آلود است، اين بار هم عليرغم شكست هاي قبلي، در آستانه انتخابات با تمام قوا فعال شده و بازهم سعي در احياي پروژه هاي شكست خورده اش دارد.

از دوره مطرح شدن صحبت هاي غيرديني و حتي ضدديني توسط عناصر رسمي دولت و همفكرانش زمان خيلي زيادي نمي گذرد. زماني كه دين افيون ملت ها خوانده و متعلق به 1400 سال پيش دانسته مي شد، امام حسين عليه السلام قرباني خشونت پدرش ياد مي شد، افراد مذهبي خرافاتي و عقب مانده معرفي مي شدند، در مراسم هاي دولتي بي بند و باري و بي ديني ترويج مي شد، آشكارا به حضرت امام (رة) توهين و افكار ايشان شايسته موزه هاي تاريخ پنداشته مي شد، عصمت پيامبر و ائمه و وحيانيت قرآن زير سوال مي رفت و ... .
امروز بحمدالله همه پيرو خط امام (رة) و مذهبي هستند! عصر پنج شنبه در خيابان فخررازي مراسمي به مناسبت شهادت حضرت زهرا (س) (همان بزرگواري كه اخيرا خاتمي علاوه بر تمسخر آذري هاي غيور، لطيفه اي درباره حضرتش مي گويد و مي خندد) برپا شده بود. در مقابل در ورودي چندين پوستر از ميرحسين موسوي و پارچه هاي سبزرنگ نصب شده بود و به حضار هم انواع تبليغات انتخاباتي داده مي شد. مداح حاضر هم با آه و ناله ذكر مصيبت حضرت زهرا (س) مي كرد. ناخودآگاه به ياد مراسم جشن! دوم خرداد با حضور آقاي خاتمي در سالن 12هزار نفري آزادي افتادم. مراسمي كه چند روز پيش و در همين ايام فاطميه برگزار شده بود. همان چند قطعه عكس و فيلم منتشر شده از اين مراسم گوياي شدت ابتذال و بي حيايي عده اي جوان بزك كرده در حمايت از ميرحسين و جريان متبوعش بود. تصاوير آن قدر زننده و مبتذل هستند كه هيچ نيازي به تقبيح كردن ندارند! حال دم خروس را باور كنيم يا قسم حضرت عباس (ع) را؟! اين عزاداري و سيدي مهندس را باور كنيم يا آن صحنه هاي تاسف بار خجالت آور را؟!


پي بردن به اين موضوع دشوار نيست و نگاهي كلي به طرفداران اين جريان گوياي مطلب هست. هركس در انتخاب عقايدش آزاد است و اجباري در پذيرش مطلبي نيست و هركس مسئول اعمال خود است. اما نمي توان ادعاي چيزي را داشت، اما خلافش رفتار كرد. هيچ كس نمي گويد همه بايد عزادار فاطمي باشند. كاش آقايان فقط به ائمه توهين مي كردند، بي پرده مي گفتند اعتقادي ندارند و صداقت در عمل داشتند. در آن صورت فضا خيلي بهتر بود، ما هم دستشان را مي بوسيديم. اما متاسفانه سوءاستفاده از احساسات و باورهاي مذهبي مردم در موسم انتخابات رويه بعضي حضرات شده است و اين همان غبارالود كردن فضا و جلوگيري از شفافيت است.

این عکس بدون شرح است:

پنج شنبه شب گذشته در بخش خبري بيست و سي تصاويري از مناظره چهار نماينده از كانديداهاي رياست جمهوري دهم پخش شد. صحبت هاي هر يك از آقايان به نوبه خود جالب و بعضا عجيب و غريب بود. اما صحبت هاي جناب جلايي پور از همه مضحك تر بود! جلايي پور كه به نمايندگي از موسوي و در حمايت از عملكرد خاتمي صحبت مي كرد، در توجيه خريد هواپيماي لوكس چند ده ميليارد توماني دولت اصلاحات جملاتي گفت كه يا ناشي از جهالت گوينده بود يا جاهل پنداشتن مخاطب!! جلايي پور مدعي شد به علت افزايش اعتبار و درخواست ملاقات (بخوانيد امتيازگيري!) سران اروپايي با خاتمي، ايشان مجبور بود براي سفر به اروپا چنين هواپيمايي را تهيه كند، چراكه با هواپيماهاي قديمي اجازه سفر به اروپا را نداشتند!!

به عنوان يك خلبان كه با تمام قوانين و مقررات سازمان بين المللي هواپيمايي (ايكائو) آشنايي دارم، هرگز چنين قانوني نديده ام! ملاك اجازه پرواز به هواپيماها تاييد پارامترهاي متعدد از سوي كارشناسان فني و خلبانان ايكائو روي هواپيماها است؛ درواقع سن يك هواپيما يا قديمي بودنش هرگز مجوز پرواز آن را لغو نمي كند. مطرح كردن چنين ادعاهاي كذب و مضحكي جاي تاسف دارد و باعث رويگرداني بيشتر مردم از دكتِر افتخاري! و مهندس! خواهد شد. اي كاش حضرات براي توجيه اشتباهات و كج روي هايشان اين قدر مردم را حقير و نادان نمي پنداشتند.
بعدالتحرير: جالب اينجاست كه قسمت مناظره چهار نماينده از آرشيو بيست و سي حذف شد! بازهم سانسور رسانه ملي! در راستاي اهداف حضرات!
قبل از بحث اصلي فقط مي خوام اين اظهارات وزير جنگ رژيم صهيونيستي رو بخونين و مقايسه كنين با وقتي كه ما محور شرارت خونده مي شديم:
باراك در گفتگو با هاآرتص گفت: "ملت ايران مجموعه اي از مردمي است كه هويتي آن ها را يكپارچه نگاه داشته است و اين هويت از اين احساس سرچشمه مي گيرد كه آن ها از طلوع سپيده دم تاريخ، يك امپراطوري بوده اند." وي درباره نحوه عملكرد ايران در چالش هسته اي گفت: "ايراني ها تخته نرد بازي نمي كنند بلكه آن ها شطرنج باز هستند و در واقع خودشان اين بازي را اختراع كردند. آن ها با مهارت، كاركشتگي و حساب و كتاب بسيار بالا حركت مي كنند."
روز شنبه گذشته هركس نگاهي به گيشه ي مطبوعات مي انداخت نظرش به تيتر درشت "پاسخ كروبي به كيهان" جلب مي شد. تيتر جذاب ديگري كه چهارصد تومان جيبم را خرج اعتماد ملي كرد اين بود: " دل آرا دارابي اعدام شد"! بي شك پرداختن به خبر اعدام يك قاتل جاني با چنين اندازه فونتي و در صفحه اول بي ارتباط با جنجال هاي اخير دبيركل مبني بر توقف اعدام كودكان نبود. اما نگاه كردن به صفحه اول اعتماد ملي عمق صفحات آن را معنا نمي كند و كمي مطالعه شما را با انواع بداخلاقي ها، سانسور و ناشي گري مطبوعاتي مواجه مي كند.






" وزیر امور خارجه آمریکا با ابراز نگرانی شدید از نفود ایران در آمریکای لاتین اعلام کرد که ایران، دستاوردهای ما را در این منطقه بر باد داده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، «هیلاری کلینتون» در جمع کارکنان وزارت خارجه آمریکا در جواب به این سوال که چرا کاخ سفید دست دوستی و برقراری رابطه با سران کشورهای ضدآمریکایی منطقه آمریکای لاتین دراز کرده است؟ گفت: باراک اوباما، مجبور است روشی جدید را در برابر کشورهایی همچون کوبا و ونزوئلا اتخاذ کند، چرا که تلاش های دولت جورج بوش، رئیس جمهور سابق آمریکا برای منزوی کردن آنها تنها به افزایش دیدگاه منفی این کشورها نسبت به واشنگتن و تمایل به رقبای آمریکا منجر شده است.
در همین رابطه خبرگزاری آلمان به نقل از یک سازمان غیردولتی رژیم صهیونیستی (ایزراییل پراجکت) اعلام کرد: ایران از احساسات ضدآمریکایی دولت های چپ گرای آمریکای جنوبی برای سرمایه گذاری های اقتصادی و نظامی در منطقه استفاده می کند و سفر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در چند روز آینده به برزیل نیز بخشی از تلاش ها در این راستا است.
در ادامه این گزارش آمده است: در چند سال اخیر ایران روابط سیاسی جدیدی با برزیل، کوبا، اکوادور و پاراگوئه برقرار کرده است که این روابط شدیدا مایه نگرانی است؛ زیرا این سه کشور تقریبا 10درصد تولیدات جهانی نفت را برعهده دارند و این خود حوزه خوبی را برای چانه زنی در مذاکرات پیرامون قیمت نفت در اختیار آنها قرار می دهد."


فقط امیدوارم همانطور که جناب کروبی ادعا کرده ـ البته نه مثل انتخابات قبل! ـ آرای مردم را تمکین کند و رییس جمهور منتخب ملت را به رسمیت بشناسد. در غیر اینصورت بیش از گذشته خود را از اقیانوس ملت جدا خواهد کرد.
از رييس جمهور ایران نماینده تمام آزادی خواهان به خاطر تركاندن تاول اسراييل در قلب اروپا سپاسگزارم.
ديروز در برد انجمن اسلامي دانشكده صنعت هوانوردي چشمم به مقاله اي افتاد كه چشم هاي هر خواننده اي را به توان دو مي برد! و به عدد چهار مي رساند!

در اين مقاله كه به نقل از سايت كلمه بود ادعا شده با توجه به افزايش محبوبيت ميرحسين! بين اقشار گوناگون اين روزها پيامك هاي تخريبي سازمان يافته اي عليه او منتشر مي شود! كلمه مدعيست در هر نيم ساعت يك پيامك عليه مير حسين ساخته و جهت ايجاد شبهه ارسال مي شود! اين سايت در حالي داعيه دروغ پردازي عناصر وابسته عليه موسوي را دارد كه ستاد موسوي در دروغ پراكني در مورد حمايت اشخاص گوناگون، از سياسي گرفته تا فرهنگي و ورزشي يد طولايي دارد!
اما ادعاي تخريب پيامكي موسوي خنده آور است! گويي مردم _با عرض پوزش از همه دوستان_ گله اي چهارپا هستند كه آقايان می توانند هرچه مي خواهند بارشان كنند.

همه مي دانند كه هيچ شخصي مانند دكتر احمدي نژاد مورد هجمه و تخريب، به خصوص از نوع پيامكي نبوده و نيست. در چهار سال گذشته اتفاقي نبوده است كه دستمايه پيامك تخريبي و توهين آميز به احمدي نژاد نشده باشد و موافق و مخالف با چنین پیامک هایی برخورد داشته اند. اما اكنون با نزديك شدن به انتخابات، جرياني كه خود مروج تخريب انتخاباتيست، با چنين ادعاهايي و فرار به جلو سعي در مظلوم نمايي و القاي ترس رقيب از محبوبيت رو به فزوني آقاي موسوي دارد! اما خود هم مسلك هاي حضرات هم چنين خرافاتي را باور ندارند، چراكه واقعيات درون جامعه حكايت ديگري از تخريب اشخاص دارد. البته اينان بارها ثابت كرده اند كه در ناديده گرفتن حقايق هم سابقه اي بس تيره و تار دارند. نگاهي كوتاه به سايت ها و رسانه هاي ضدانقلاب نيز مشخص مي كند كه جريانات داخلي و خارجي سعي در تخريب و استهزاي كدام فرد دارند.
اي كاش همانطور كه كلمه ادعا كرده است، هرچه زودتر مصاديق اين پيامك هاي تخريبي و منشا آن ها را آشكار كند تا ما هم حداقل يك نمونه از آن ها را ببينيم! ما که تا به حال پیامکی ندیده ایم!
همانطور که قول داده بودم این هم کلیپ کوتاهی از سفر موسوی به اهواز.از اینجا دانلود کنید. اين كليپ كه مربوط به سفر هفته گذشته موسوی به اهواز است، گوياي محبوبيت روزافزون!! آقاي موسوي و البته صداقت ستاد اوست! حتما دانلود كنيد!!
براي انجام كاري به اهواز رفته بودم كه از پارچه نوشته هاي متعددي كه در سطح شهر نصب شده بود، از سفر انتخاباتي مهندس موسوي به اهواز مطلع شدم. برنامه ام را به گونه اي تنظيم كردم كه هرطور شده به اين زيارت انتخاباتي مشرف شوم! طبق برنامه اعلام شده قرار بود سخنراني در ساعت 17:30 در مقابل مسجد ارشاد اهواز برگزار شود. راس ساعت مقرر در محل حاضر شدم و با جمعيت نسبتا خوبي از استقبال كنندگان مواجه شدم. كمي كه در بين جمعيت گشتم حضور بسياري از اعضاي پايگاه هاي بسيج مساجد سراسر اهواز، نيروهاي حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي و سپاه و نيز ساير ارگان هاي امنيتي به شدت مشهود بود. ساير حضار هم تعدادي كارگر، دانشجو و مردم عادي بودند. مجري پا به سن گذاشته با حرارتي كه كمتر از هواي گرم اهواز نبود، از تريبوني كه در مقابل در مسجد آماده شده بود شعار مي داد. و البته جواب مردم در واكنش به اين شعارها ديدني و شنيدني بود! پس از نزديك به 2 ساعت تاخير، بالاخره ساعت 19:20 مهندس تشريف آورد و در ميان استقبال جالب! مردم شروع به سخنراني نمود. سخنراني تا اذان مغرب، يعني حدود نيم ساعت طول كشيد و با پايان سخنراني مراسم هم به اتمام رسيد. اما آغاز، حين، و انتهاي اين ميتينگ انتخاباتي و البته پوشش رسانه اي جريان مطبوع مهندس موسوي با حواشي جالب و البته تاسف آوري همراه بود. اميدوارم در بيان حقيقت مطلب منصف باشم.


· جمعيت استقبال كننده را مي شد بين 2500 تا 3000 نفر تخمين زد. از اين ميان، كمتر از 1000 نفر همان نيروهاي انتطامي و امنيتي و بسيجي و البته احمدي نژادي (مثل خودم
) بودند. مي شد 300 تا 500 نفر را هم كارگران و دانشجويان اصلاح طلب به شمار آورد. بين 1500 تا 2000 نفر هم مردم عادي و البته اصلاح طلب بودند كه براي استقبال از ميرحسين در مقابل مسجد ارشاد تجمع كرده بودند.

· تعدادي از حضار وطن پرست! در گپ و گفت هاي پيش از آمدن ميرحسين، ضمن انتقاد از فضاي موجود در كشور و نااميدي از راي آوردن رقباي آقاي احمدي نژاد، تنها راه نجات كشور را حمله نيروهاي خارجي به كشور مي دانستند! تعدادي هم با توهين به مردم و انتقاد از آنان گله مي كردند كه چرا مردم ايران مثل ساير كشورها به خاطر بحران اقتصادي شورش نمي كنند!!
· واكنش مردم به شعارهاي ميانه رويانه ي ستاد موسوي سرد و حتي گاهي تمسخرآميز بود. مردمي كه براي حمايت از موسوي آمده بودند، تمايلي به شعارهايي مثل "صل علي محمد يار رجايي آمد" نداشتند. آن ها اگر به رجايي اعتقاد داشتند كه از موسوي حمايت نمي كردند! اينان آمده بودند شعارهايي ساختارشكنانه و افراطي بشنوند و سر دهند، كه البته نااميد شدند.
· طبق اعلام ستاد خوزستان، قرار بود برنامه ساعت 17:30 آغاز شود كه با تاخيري 110 دقيقه اي، ميرحسين موسوي ساعت 19:20 به مسجد رسيد. و البته مجري برنامه علت اين تاخير را استقبال مردم در مسير فرودگاه تا مسجد ارشاد اعلام كرد كه متاسفانه صحتش قابل ترديد بود. (شايد آقايان قصد داشتند اداي سفرهاي استاني دكتر را در بياورند!)
· دقايقي پيش از آمدن ميرحسين موسوي، مجري برنامه با دروغي كه گفت صداي موافق و مخالف را درآورد. درحاليكه از ابتداي برنامه هيچ كس اعتنايي به شعارها و تمايلي براي تكرارشان نداشت، او مدعي شد: "قبل از آمدن ميرحسين موسوي آنقدر شعار داديد كه خسته شديد!!"
· از محل پياده شدن ميرحسين موسوي در خيابان تا محل سخنراني حدود 50 متر فاصله بود. انتظامات ستاد از كنار ديوار مسجد مسيري را براي عبور وي تدارك ديده بود و مردم هم انتظار استقبال از ايشان را در اين مسير داشتند. اما موسوي بدون گذر از كنار جمعيت_كه در اين صورت با نزديك ترين افراد حدود 1 متر فاصله داشت_ ترجيح داد اين مسير را از داخل مسجد و دور از مردم طي كند! شايد بيم داشتند كت گرانقيمتش كثيف شود!
· صحبت هاي ميرحسين موسوي حاوي نكته خاصي نبود و هيچ شور و هيجاني در ميان مردم، بخصوص جوانان ايجاد نكرد. به گونه اي كه در پايان تعدادي از كساني كه در آغاز از لزوم راي دادن به ميرحسين موسوي سخن مي گفتند، پس از سخنراني حرف از تحريم انتخابات مي زدند و او را فاقد كارايي و برنامه هاي اصلاح طلبانه مي دانستند.
· پس از پايان مراسم، ميرحسين براي اداي نماز وارد مسجد شد. اطرافيان وي در حركتي زشت كه اعتراض مردم را به همراه داشت، مانع از حضور مردم براي برپايي نماز شدند. جواني مي گفت لابد اگر او رييس جمهور شود هنگام حضورش در خيابان ها ديواركشي خواهند كرد! ديگري مي گفت پس اين همه حرف از اعتماد به جوانان و مردم چه شد؟! هنوز راي نگرفته فراموشمان كرديد؟! يكي هم پس از اينكه گفت "مردم خادم خاكي مي خواهند نه مسئول در اتاق هاي بسته" با توهين زشت يكي از محافظان روبرو شد.
· خودروهاي حامل ميرحسين موسوي و چگونگي تامين آن ها هم جاي سوال داشت. خودروي حامل او يك دستگاه تويوتا لندكروزر بود و سه دستگاه هيوندايي سانتافه هم به همراه چند زانتيا مامور جابجايي محافظان و اطرافيانش بودند. ظاهرا يكي از سانتافه ها متعلق به آقاي «م» بود كه به علت مفاسد اقتصادي و اختلاس در شهرداري اهواز مدتي حبس بوده و پيش از ايام عيد آزاد شده بود.

· روزنامه محلي كارون كه حوزه توزيع اش _براي انتخابات_ كشوري است، روز چهارشنبه _فرداي برنامه_ در مطلبي كذب مدعي شد به علت ازدياد جمعيت و استقبال پرشور مردم، فضاي داخل مسجد خيلي زود پر شد و جمعيت به خيابان كشيد! درحاليكه اساسا داخل مسجد خبري نبود و تريبون هم بيرون در ورودي مسجد قرار گرفته بود!

در پايان مهمترين نكته اي كه از فعاليت ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي و نيز سخنان خود او به ذهن متبادر مي شود بحران هويت موسوي است. او نه مي خواهد مردم انقلابي و مومن را از خود دور كند، نه تندروهاي حزب مشاركت و سازمان مجاهدين را از خود برنجاند. و اين عدم تعيين تكليف نتيجه اي جز رويگرداني مردم از او نخواهد داشت. كاش ميرحسين موسوي مردانه وضعيت خود را روشن مي كرد و حداقل دل طيفي را به دست مي آورد! بي شك خاتمي بيش از او مي توانست تنور انتخابات را گرم و با تهييج اصلاح طلبان، برايشان ايجاد انگيزه كند. خيلي از حضار و بخصوص جوانان هنگام بازگشت تحريم را عاقلانه ترين كار براي مقابله با حكومت مي دانستند. در راه، با خودم فكر مي كردم كه نخست وزير دوران جنگ با خود چه كرده است كه عده اي براي مقابله با جمهوري اسلامي مي خواستند و شايد هم مي خواهند به او راي دهند.
كاش ميرحسين موسوي پاسخ مي داد...
با عرض پوزش. به علت مشکل فنی امکان آپ لود فیلم ها مهیا نشد. ان شا الله بزودی مشکل برطرف می شود. برای دیدن فیلم ها برگردید!
قبل از هر چيز بار ديگر كنار كشيدن آقاي خاتمي را از صحنه انتخابات رياست جمهوري دهم به همه مردم ايران تسليت مي گم!
ايشان اخيرا در نطقي در جمع نمايندگان ستادهاي انتخاباتي خود در سراسر كشور گفته است:"معتقدم در سال 84 هم اگر بي تدبيري ما نبود ملت كار خود را مانند سال 76 مي كرد ولي 18 ميليون راي بين نامزدهاي اصلاح طلب تقسيم شد و با اين كار كساني انتخاب شدند كه با اين تفكر ناسازگار بودند." در مورد اين جملات كه مثل اكثر اظهارات اصلاح طلبان حاوي توهين به مردم و مبين انحصارطلبي اين جريان است، گفتني بسيار است. ظاهرا ايشان فراموش كرده با اجماع چپ و راست بر سر هاشمي، در هنگام بازديد از وزارت كشور در ايام انتخابات خواستار انتخاب روند "سازندگي" شد! و در بيانيه اش هم در توهيني آشكار از مردم خواست به كسي راي دهند كه در شان ملت ايران باشد! و البته ملت كار را تمام كرد...
بگذريم...
آقای مهندس موسوی! اجازه هست؟!

ميرحسين موسوي بالاخره پس از 20 سال عزلت نشيني به صحنه آمد. هرچند از طرفي ماهيت اين اعلام حضور امري ميمون و مبارك در فضاي سياسي كشور است، اما از طرفي ديگر سوالات و ابهامات متعددي را بخصوص براي نسل جوان به ارمغان اورده است. سايه روشن هاي عملكرد ميرحسين موسوي، نخست وزير نسبتا موفق دوران جنگ بعلاوه يك خلا بيست ساله سياسي تحليل وي را كمي پيچيده مي كند. اينكه آيا شخصي كه در شرايط بحراني زمان جنگ از مقام خود استعفا داده، بيست سال از پذيرفتن هر مسئوليتي به بهانه هاي مختلف شانه خالي كرده و امروز پس از سال ها خود هم نمي داند كدام طرفيست، در پايان دهه هفتم عمر خود صلاحيت رياست جمهوري را در آغاز دهه چهارم انقلاب دارد يا خير نياز به بحث سياسي خاصي ندارد. با اين حال عده اي براساس تعصب و حب و بغض هاي شخصي و طبق فرمول بيگانه پسند! "هركه باشد جز احمدي نژاد" بدون هيچ استدلال واضح، مبرهن و مستدلي و با تحليل هاي مبهم و كلي، ميرحسين را تنها منجي كشور در اين شرايط بغرنج! و تنها گزينه اصلح مي دانند. نگاهي اجمالي به بسياري وب نوشت ها و مقلات مندرج در روزنامه هاي چپ و راست مبين اين موضوع است. عده اي نيز سعي مي كنند بدون در نظر گرفتن كانديدايي به نام احمدي نژاد شخص و جايگاه ميرحسين را مورد تحليل قرار دهند. اين روزها مطالب متعددي از هر دو مدل مي توان ديد و شنيد.
"هيچ اولويتي بالاتر از قانون نيست". اين جمله ي جذاب تبليغاتي از جمله اظهارات ميرحسين در كنفرانس مطبوعاتي اش در هفته ي گذشته بود كه تيتر بسياري از روزنامه ها و سايت ها شد. مثل هميشه جمله اي رنگ و لعاب دار ولي بي محتوا! صحبت از قانون و قانون گرايي عوام پسند و دوست داشتنيست، اما در عمل چگونه؟! آقاي مهندس ميرحسين موسوي، آخرين نخست وزير ايران! چند سوال ساده! از آن دست سوال هايي كه اگر امثال شما به قدرت برسند هرگز اجازه طرحشان را نخواهند داد. كرونولوجيكال مطرح مي كنم:
· آقاي موسوي! استعفاي شما در شرايط بحراني دهه شصت بدون اطلاع به رهبري(حضرت امام(رة)) و رياست جمهوري وقت كجاي قانون آمده است؟!
· اهداي حواله پاترول به نمايندگان مجلس براي اخذ راي اعتماد به وزير در قانون شما جايي دارد؟!
· استعفاي تعدادي از وزراي شما در اعتراض به حكم حضرت امام (رة) درباره ي ارتداد سلمان رشدي هم غيرقانوني نبوده است؟!
· له كردن اقشار ضعيف و كم درآمد زير چرخ هاي توسعه اقتصادي و خفقان و اختناق دولت سازندگي با قانون مورد ادعاي شما تناقضي نداشت؟!
· توهين به مردم، ائمه اطهار عليهم السلام و شئون مذهبي _كه از تخصص هاي اصلاح طلبان است!_ هيچ گاه قانون مدنظر شما را نقض نكرد؟!
· عقب نشيني و ذلت پذيري در مواضع هسته اي در دوران اصلاحات چطور؟! يا نفوذ اتوبوسي عوامل سرويس هاي اطلاعاتي غربي در مراكز حساس كشور و وقوع حوادثي مثل 18 تير؟!
· ايا از نظر شما دست دادن با دخترك هاي نيمه عريان خارجي و يك موهن به ساحت پيامبر اسلام غيرقانوني نيست؟!
· لابد دروغگويي به مردم را هم قانوني مي دانيد كه نه تنها از دروغگويي حمايت مي كنيد، كه خود نيز وعده اي خيالي مي دهيد؟! (وعده ي جمع آوري طرح امنيت اجتماعي كه شوري اش صداي اعضاي تندروي حزب مشاركت را هم در آورد!)
· راستي! دهها هزار توهين مستقيم و غيرمستقيم به رييس جمهور كشور در كجاي قاموس قانون شماست؟!
از قانوني بودن مسايل ناگفته ي ماجراي مشكوك مك فارلين، اشك هاي عاجزانه شما به جاي چاره انديشي در هنگام كمبود گندم در سيلوها، قرارداد ننگين كرسنت و شركت پتروپارس و پورسانت هاي ميليون دلاري آقايان در دولت اصلاحات، تقلب هاي گسترده انتخاباتي امثال تاجزاده _درحاليكه معاون وزير كشور وقت بود_ در انتخابات مجلس ششم، تحصن نمايندگان مجلس ششم در شرايطي كه انواع مشكلات گريبان مردم را مي فشرد، و ... سوالي نمي كنم، همان ها را جواب دهيد، جواب اين ها را هم مي گيريم!
اما آقاي موسوي! اي كاش هرگز اعلام حضور نمي كرديد. در ذهن بسياري از مردم _بخصوص جوانان انقلابي_ وجهه اي مقدس و مديريتي مدبرانه از شما نقش بسته بود كه با اعلام آمدنتان همه را نقش برآب كرديد. چراكه موجب آشكار شدن حقايق پنهاني شديد كه در صورت تداوم سكوتتان هرگز چنين اتفاقي نمي افتاد.
آقاي موسوي! چرا چهره ي ماندگار ميرحسين ما را با اظهارات و موضع گيري هاي اخيرتان چنين خدشه دار كرديد؟! بهتر از هركس مي دانيد كه احتمال راي آوردنتان نزديك به صفر است.
اي كاش نيامده بوديد...
اي كاش...
بشريت مديون دولت هاي قبل است!
یوم الله 22 بهمن
آیا فتنه گران ولایت پذیرترند؟!
آقای اطاعت! باور کنید مردم دیگر از شما اطاعت نمی کنند!
با آقای رحیمی چه کنیم؟
"اتقوا فتنه"... آیا تقوا پیشه کرده ایم؟؟!!
پاسخی به یک دروغ گوی کوچک!
چه كساني فتوشاپي هستند؟؟!!
مراجع سقوطی دیگر را تجربه کردند؟!
نقدي بر اظهارات اخير سیدی كه شاید خلباني را هم دوست دارد!!
طنين فرياد مرگ بر منافقين جديد در همايش بلاگرها در محكوميت اهانت ها به حضرت امام (رة)
سوالی از مراجع معظم...
این عمار (ع)؟!
همه جای ایران سرای من است...
حوادث مشكوك هوايي
