اعتماد ملی یا افتضاح ملی؟؟!!
قبل از بحث اصلي فقط مي خوام اين اظهارات وزير جنگ رژيم صهيونيستي رو بخونين و مقايسه كنين با وقتي كه ما محور شرارت خونده مي شديم:
باراك در گفتگو با هاآرتص گفت: "ملت ايران مجموعه اي از مردمي است كه هويتي آن ها را يكپارچه نگاه داشته است و اين هويت از اين احساس سرچشمه مي گيرد كه آن ها از طلوع سپيده دم تاريخ، يك امپراطوري بوده اند." وي درباره نحوه عملكرد ايران در چالش هسته اي گفت: "ايراني ها تخته نرد بازي نمي كنند بلكه آن ها شطرنج باز هستند و در واقع خودشان اين بازي را اختراع كردند. آن ها با مهارت، كاركشتگي و حساب و كتاب بسيار بالا حركت مي كنند."
روز شنبه گذشته هركس نگاهي به گيشه ي مطبوعات مي انداخت نظرش به تيتر درشت "پاسخ كروبي به كيهان" جلب مي شد. تيتر جذاب ديگري كه چهارصد تومان جيبم را خرج اعتماد ملي كرد اين بود: " دل آرا دارابي اعدام شد"! بي شك پرداختن به خبر اعدام يك قاتل جاني با چنين اندازه فونتي و در صفحه اول بي ارتباط با جنجال هاي اخير دبيركل مبني بر توقف اعدام كودكان نبود. اما نگاه كردن به صفحه اول اعتماد ملي عمق صفحات آن را معنا نمي كند و كمي مطالعه شما را با انواع بداخلاقي ها، سانسور و ناشي گري مطبوعاتي مواجه مي كند.

-
در مورد پاسخ كروبي به كيهان نكته قابل ذكر چاپ همزمان مطلب در روزنامه اعتماد همان روز بود! گويي دفتر تحريريه دوستان مشترك است! و يا شايد حضرات اعتماد نوستراداموس هستند كه خبرها را پيش گويي مي كنند! چراكه معمولا روزنامه ها حاوي مطلب روز قبل اند، نه همان روز انتشار!! اعتماد همان روز تيتر زده بود: "پاسخ شديد اللحن كروبي به كيهان"!! در مورد متن بيانيه آقاي كروبي هم اظهار نظري نمي كنم چون خود كيهاني ها از عهده اش بر مي آيند.
- نحوه انعكاس خبر اعدام قاتلي كه به همراه دوست پسرش! به طرزي فجيع دختر عموي پير پدرش را به قتل رسانده بود و مرثيه سرايي و دلسوزي براي چنين جنايتكاري فقط از عهده اصلاح طلبان بر مي آيد. گويي آقايان به خون و خونريزي علاقه وافري دارند.

- در صفحه سوم خبر از استقبال جوانان بوشهري از حضرت دبيركل آمده است؛ اما دريغ از يك عكس خشك و خالي! متن گوياي استقبال هوشيارانه! جوانان از شيخ است.

-
در خبري كه مربوط به اعلام كانديداتوري محسن رضايي است، تيتر اينگونه تنظيم شده است: "محسن رضايي: انتقاداتم به دولت نهم است."!! گويي حضرات از هر اظهارنظري ـ هرچند از شخص کم وزنی چون رضایی ـ بايد اعتراض به عملكرد دولت نهم را استخراج كنند!! در حاليكه در متن خبر اصلاً به چنين موضوعي اشاره نشده است.

-
موضوع فوق العاده جالب ديگر ديدار بهمن قبادي نامزد!!!!! ركسانا صابري با حضرت آيت الله العظمي كروبي است كه به همراه عكس بهمن خان چاپ شده است. ركسانا خانم همان جاسوسي است كه گرفتاري اش صداي هيلاري را هم درآورد. اما گاف مطلب وقتي پررنگ تر مي شود كه امروز پدر ركسانا در مصاحبه با يك روزنامه ي آمريكايي نامزدي قبادی با دخترش را تكذيب كرد و ادعا كرد اين شخص براي كسب شهرت خودش را نامزد ركسانا معرفي كرده است!! بايد به جناب كروبي آفرين گفت كه براي خوشايند يك متهم و حاميان بيگانه اش ملعبه ي دست چنين شيادي مي شود. يادم به حضرت امام خميني(ره) افتاد.
-
يكي از صفحات اين روزنامه به ذكر جزييات جشن هاي ازدواج چندين باره تعدادي مولتي ميلياردر مشهور پرداخته است. كاش در شرايطي كه مشكلات معیشتی همواره يكي از مشكلات جوانان بوده است، كسانيكه عرضه بهبود وضعيت مردم را نداشتند و ندارند، حداقل با مردم احساس همدردي مي كردند.

-
سوتي جالب ديگر اعتماد ملي انتقاد از دولت به خاطر برقراري ارتباط با كشورهاي امريكاي لاتين است. اگر نويسنده يك روز ديرتر تصميم به نگارش اين مطلب مي گرفت شايد اينقدر ضايع نمي شد!

" وزیر امور خارجه آمریکا با ابراز نگرانی شدید از نفود ایران در آمریکای لاتین اعلام کرد که ایران، دستاوردهای ما را در این منطقه بر باد داده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، «هیلاری کلینتون» در جمع کارکنان وزارت خارجه آمریکا در جواب به این سوال که چرا کاخ سفید دست دوستی و برقراری رابطه با سران کشورهای ضدآمریکایی منطقه آمریکای لاتین دراز کرده است؟ گفت: باراک اوباما، مجبور است روشی جدید را در برابر کشورهایی همچون کوبا و ونزوئلا اتخاذ کند، چرا که تلاش های دولت جورج بوش، رئیس جمهور سابق آمریکا برای منزوی کردن آنها تنها به افزایش دیدگاه منفی این کشورها نسبت به واشنگتن و تمایل به رقبای آمریکا منجر شده است.
در همین رابطه خبرگزاری آلمان به نقل از یک سازمان غیردولتی رژیم صهیونیستی (ایزراییل پراجکت) اعلام کرد: ایران از احساسات ضدآمریکایی دولت های چپ گرای آمریکای جنوبی برای سرمایه گذاری های اقتصادی و نظامی در منطقه استفاده می کند و سفر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در چند روز آینده به برزیل نیز بخشی از تلاش ها در این راستا است.
در ادامه این گزارش آمده است: در چند سال اخیر ایران روابط سیاسی جدیدی با برزیل، کوبا، اکوادور و پاراگوئه برقرار کرده است که این روابط شدیدا مایه نگرانی است؛ زیرا این سه کشور تقریبا 10درصد تولیدات جهانی نفت را برعهده دارند و این خود حوزه خوبی را برای چانه زنی در مذاکرات پیرامون قیمت نفت در اختیار آنها قرار می دهد."
-
در مطلبي ديگر نويسنده اش اصرار داشت ثابت كند پرتقال هاي توزيع شده ي هفته ي گذشته اسرائيلي بوده است. به اسرائيلي بودن يا نبودن پرتقال ها كاري ندارم_ چون بررسي اين موضوع وظيفه ي وزارت بازرگاني، گمرك و وزارت اطلاعات است_ اما پرداختن به اين مسئله و اصرار بر اسرائيلي بودن پرتقال ها هركسي را به وجود بعضي ارتباطات مشكوك مي كند!!

- درانتهاي گزارشي مربوط به بحث آتشين بنزين چنين عنواني به چشم مي خورد: "تصميم كارشناسي از نوع دولت نهمي"! البته اين تيتر به هيچ وجه قصد توهين ندارد!! بد برداشت نكنيد!!

- پس از مطالعه ي روزنامه به ياد شعار "دانستن حق مردم است" حضرات افتادم كه سال هاست گوش فلك را پر كرده است. هرچه گشتم يك خط هم راجع به سفر رييس جمهور و هيئت دولت به استان فارس مطلبي پيدا نكردم. درست است كه آقايان از دكتراحمدي نژاد و سفرهاي استاني اش دل خوشي ندارند، درست است كه چشم ديدن محبوبيت و توفيق دولت نهم را ندارند، اين هم درست است كه تصميمات دولت براي آباداني ايران _جانم فدايش_ بعضي ها را مي رنجاند، اما وظيفه اطلاع رساني روزنامه چه مي شود؟! كجاست آزادي بيان؟! تحمل مخالف؟! دانستن حق مردم است؟! سانسور؟! بايكوت؟!
فقط امیدوارم همانطور که جناب کروبی ادعا کرده ـ البته نه مثل انتخابات قبل! ـ آرای مردم را تمکین کند و رییس جمهور منتخب ملت را به رسمیت بشناسد. در غیر اینصورت بیش از گذشته خود را از اقیانوس ملت جدا خواهد کرد.
