تبليغاتX
پرواز تا بی نهایت - "الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم"...مبارک به صدام می پیوندد؟!

پرواز تا بی نهایت

اللهم عجل لولیک الفرج

"الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم"...مبارک به صدام می پیوندد؟!

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، در دیدار با گروه‌های مبارز فلسطینی: «شكى نيست كه بر اساس حقايقى كه خداى متعال تقدير كرده است، خاورميانه‌ى جديد شكل خواهد گرفت و اين خاورميانه، خاورميانه‌ى اسلام خواهد بود».

 

شايد اوباما که با شعار تغيير و خرج حدود 8 دلار براي هر راي بدتيپ ترين رييس جمهور تاريخ آمريکا شده بود، زمانيکه در آغازين ماه هاي سال 2009 ميلادي در حيات خلوت امن آمريکا در منطقه يعني مصر و در جمع منتخبيني از جهان عرب و اسلام، سياست خارجي جديد ايالات متحده را نسبت به مسلمانان و منطقه تشريح مي کرد، هرگز گمان نمي کرد اين پرجمعيت ترين کشور عرب خاورميانه چنين سرنوشت نامبارکي را براي مبارک غربی ها و اربابان صهیونی اش رقم بزند.

بررسي تحولات اخير جهان عرب به خصوص مصر و تونس بدون فلاش بک به وضعيت خاورميانه در دهه اخير و به خصوص تحولات ايران ابتر خواهد ماند. در روزهايي که در آستانه ايام پيروزي انقلاب تاريخ ساز مردم ايران، موج بيداري اسلامي منطقه اي به اين ايام حال و هوايي ديگر بخشيده، مي توان به وضوح مشاهده کرد که چرا جهان غرب و جبهه ضدمقاومت در منطقه همه سرمايه گذاري خود را در انتخابات 88 روي عدم انتخاب نماينده راستين مقاومت و انقلاب اسلامي متمرکز کرده بود؛ از دخالت هاي قبل و بعد رسمي و پشت پرده آمريکا و انگليس و فرانسه و رژيم صيهونيستي گرفته تا ولخرجي هاي ميلياردي اعراب شکم باره عربستان و تونس و امارات و تشکيلات ديگران گردان فلسطين!

شايد اطاله کلام باشد، اما در اين روزها نگاهي به روند اوضاع سياسي نظام در سه دهه اخير و حیات مجدد جهاني شدن آرمان روح خدا خميني کبير (ره) بي مناسبت نخواهد بود.

 بعد از پيروزي هاي بزرگ جبهه اسلام در دفاع مقدس در سال هاي 60 و 61 و بازپس گيري بسياري از مناطق اشغال شده، و نمايش قدرت دفاعي بالاي نظام اسلامي، استکبار به مرکزيت آمريکا و صهيونيزم با برگزاري کنفرانس منحوسي موسوم به تل آويو در سال 62، راه هاي ديگر مقابله با انقلاب اسلامي را در دستور کار خود قرار داد. تغيير جبهه از تقابل مستقيم نظامي به تقابل فرهنگي، سياسي و اقتصادي و به خصوص نفوذ در متنفذين نظام براي ايجاد اختلاف بين مسئولين نظام با حوصله ي هميشگي استعمار کليد خورد. در کنفرانس مذبور به طور خاص مسئله ولايت فقيه و نقش بي چون و چراي اين جايگاه در قدرت روزافزون انقلاب اسلامي مورد بحث قرار گرفت و از اين جا بود که قائم مقام رهبري اولين قرباني دشمن بدل گشت. شخصي که باتوجه به سادگي و تحت تاثير بودن از اطرافيانش مي توانست خيلي زود کام دشمنان کينه توز را شيرين کند. اما هوشياري امام (ره) و ملت اولين توطئه موذيانه استکبار را ناکام گذاشت تا پس از آن دشمن حساب شده تر و با صبر بيشتر نقشه هاي خود را عملياتي کند.

مشغله هاي سازندگي و جو قابل پيش بيني بعد از جنگ و دغدغه هاي اقتصادي دولت ليبرال دموکرات آقاي هاشمي فضايي را به وجود آورد تا دشمن با شيبي ملايم و به صورت خزنده نفوذ در لايه هاي حاکميت را اجرايي کند. در سال هايي که هشدار رهبري پيرامون شبيخون فرهنگي دشمن در کنار انذار ايشان به پرهيز از اشرافي گري و حفظ روحيه انقلابي به جايي نمي رسيد امثال مهاجراني ها و سروش ها و کديورها و سازگاراها و حتي مسعود بهنودها! با ايجاد حلقه ها و محفل هاي متعدد در ساختارهاي سياسي و مراکز تصميم گيري دولت و مجلس نفوذي بي سر و صدا به درون حاکميت پيدا کردند؛ اين رخنه به قدري حرفه اي و حساب شده بود که جدي ترين واکنش ها به خطر بالقوه اين جريانات سال ها بعد و در دوران اصلاحات و بعد از بالفعل شدن بسياري از طرح هاي ضد ديني و ضدانقلابيشان بروز پيدا کرد. جريان مذبور با استفاده از فضاي خفقان و بسته سياسي دولت آقاي هاشمي، دور از چشم ملت و البته گاه رهبري فرزانه انقلاب (آقا در سخنراني اشاره فرمودند که در زمان دولت خاتمي، دولت بدون هماهنگي با ايشان يکي از مقامات بلند پايه آمريکايي را دعوت کرده و با او مذاکره نموده و بعد از رفتن آن خبيث ايشان متوجه شده بودند) برنامه هاي خود را براي زدودن روح انقلاب از کالبد آن و عربستانيزه کردن نظام اسلامي به پيش مي بردند. عقب نشيني گام به گام دولت و مسئولان از آرمان هاي اسلامي امام (ره) و انقلاب و مردم و پروسه هضم در تراژدی جهانی سازی کاپیتالیسم با رندي هرچه بيشتر در بي خبري ملت به خصوص جريان حزب الله پياده مي شد و همچنان در مهمترين اجتماعات حزب الله چون نماز جمعه، دشمن هاشمي دشمن پيغمبر اسلام(ص) خوانده مي شد! (نه دشمن انقلاب و امام (ره)! بلکه دشمن رسول خدا (ص)!!) با سياه بازي و مديريت خاص هاشمي خاتمي پنجمين منتخب ملت به عنوان رييس جمهوري رسيد. با رييس جمهور شدن خاتمي فعاليت جريان مذکور شکلي جدي تر و تندتر به خود گرفت و راديکال شدن تحرکاتشان شيبي بسيار تند گرفت. اينان در اولين حرکت خود ضربه اي جدي به هاشمي زدند (انتخابات مجلس ششم و عاليجناب سرخپوش) و نخستين فتح خود را با عبور از هاشمي انجام دادند که منجر به دلخوري چند ساله وي از افراطيون اين طيف گرديد (هرچند عبرت آموز است همين ها امروز مجددا طرفدار تيفوسي حضرتش شده اند!!). جريان دوم خرداد که از اعتماد 20 ميليوني ملت مست بود (با ناديده گرفتن چرايي اين راي) چنان افسار گسيخته مي تاخت که ميداني را فراهم نمود که بدترين توهين ها به مباني و ارزش هاي ديني و انقلابي و حتي خدا صورت گرفت. جبهه ضدمقاومت در منطقه هم هماهنگ با اين جريان داخلي ام القراي جهان اسلام از هيچ تلاشي براي پيشبرد سياست هاي غرب و صهيونيزم در خاورميانه و نابودي کامل تفکر انقلاب در منطقه فروگذار نمي کرد. کشورهاي منطقه يکي پس از ديگري زير پوتين هاي سربازان هوس باز آمريکايي لگد مال مي شدند و خون جوانان شيعه و سني در افغانستان و پاکستان و عراق و فلسطين و لبنان درهم مي آميخت. روابط خوب جريان اقتدارگراي دوم خرداد با ديکتاتورهاي منطقه اي البته در کنار جسارت و بي حيايي بي مثال آن ها تا آنجا پيش رفت که دولت ايران! طي نامه اي ذليلانه به آمريکا قول مساعد خلع سلاح حزب الله لبنان را داد!! موج نااميدي مردم انقلابي منطقه جو را براي ظهور خاورميانه اي جديد با محوريت رژيم اشغالگر قدس و همراهي همپيمانان ديکتاتورش مهيا کرده بود...

دومينوي شکست آمريکا و جريان غربگرا در منطقه، که خاورميانه را به فرموده امام خامنه اي به نمايشگاه شکست خاورميانه مبدل کرده از انتخابات ژوئن 2005 در ايران رغم خورد. شايد امروز بتوان درک کرد که چرا راديو آمريکا در روزهاي بين دو دور انتخابات به تعريف و تمجيد از رقيب احمدي نژاد مي پرداخت و پيوسته از خطرات مختلف احمدي نژاد براي مردم ايران و منطقه سخن مي گفت. احمدي نژاد کمتر از شش ماه بعد از انتخابش با غبارروبي از شعار حضرت امام (ره) مبني بر لزوم از بين رفتن رژيم صيونستي خيلي زود نشان داد که خطرش براي آمريکا و متحدانش بيش از تصور آن هاست. مديريت انقلابي او تحت حمايت و هدايت حکيمانه و داعيانه حضرت آقا و استفاده اش از تريبون هاي مختلف و ديپلماسي عمومي براي رساندن صداي رساي انقلاب به مردم جهان و به خصوص منطقه، توده هاي مسلمان را که سال هاست از سرکوب و ذلت حکومت هايشان رنج برنده اند اميدوار نمود. در انتخاب هاي پياپي و در شوک و بهت غرب و غرب گرايان مخالف ترين شخصيت ها و جريانات با آمريکا به قدرت رسيدند. به غير از حکومت هاي ديکتاتوري عربي، تمام کشورهاي نيمه دموکرات دچار تحولات اساسي شدند؛ از ترکيه و عراق و لبنان و فلسطين گرفته تا کشورهاي آمريکاي لاتين. به جرات مي توان گفت بعد از انتخابات رياست جمهوري نهم در ايران استثنائا انتخاباتي با پيروزي غربگرايان همراه بود. چند روز پیش شیمون پرز جمله ی جالبی گفت که چکیده رویکرد غرب در برابر ایران و دیکتاتورهای عربی و موید اشارات بالاست: نبود دموکراسی بهتر از حکومت مذهبیست! 

 

اکنون بدون شک بايد حق را به اغتشاش گراني داد که چند ماه در تهران به نمايندگي مستقيم و تام الاختيار! از غرب نتوانستند خشمشان را از پيروزي مجدد تفکر انقلاب پنهان نگه دارند و تلاش گردند با جيغ هاي بنفش خود مرهمي باشند بر آلام اربابان صيهونيستشان. بايد حق را به عده اي داد که با علم به آينده در انتظارشان، تلاش کردند چند صباحي سرنوشتشان را به تاخير بيندازند. بايد به ابوبوزينه بهايي حق داد تا ميليون ها دلار خرج حمايت از رقيب احمدي نژاد کند. بايد به پرز بي کرک و پر و پرز حق داد که حمله وران دلير سبز به سطل زباله هاي تهران! را پياده نظام اين رژيم بداند. بايد به کساني که در روزهايي که رييس جمهور مقتدرانه و عالمانه از صدور آرمان هاي انقلاب و تغيير نظم جهان سخن مي گفت،  در داخل بحث قيمت گوجه فرنگي! و سيب زميني را پيش مي کشيدند! حق داد! امروز بايد به خاتمي حق داد که با دريوزگي به دربار ملک عبدالله و مبارک و بن علي و ساير حاکمان لب گور عرب چند ميلياردي را گدايي کند تا شايد بتواند در به تاخير انداختن سقوط ديکتاتورهاي منطقه آن دلارها را خرج کند! بايد به موسوي حق داد که با ائتلاف با ضدانقلاب و منافقين و همجنس بازان و بهايي ها و رقاصه ها و همه رانده شده هاي از ايران اسلامي تلاش کرد سدي پوشالي در برابر امواج خروشان انقلاب اين ملت بنا کند. اما به کروبي!! نمي توان حق داد که چگونه رييس جمهور را خادم صهيونيست ها خواند!!!!!!

 

قطعا امروز مردم مصر با وجود حسني نامبارک احساس سرافکندگي مي کنند؛ همانطور که اکثر اعراب با غيرت منطقه چنين عقب ماندگي از ساير ملت هاي منطقه در کنار زدن ديکتاتورهاي دست نشانده آمريکا آزارشان ميدهد. ان شالله فروپاشي و سرنگوني مبارک، متحد بي قيد و شرط و ظالم آخرين قطعه اين پازل براي تصوير نابودي رژيم صيهونيستي باشد. ظلمي که مبارک در اين سالها به مردم مظلوم غزه در همراهي با استکبار در محاصره آن ها روا داشت گريبانش را گرفته است. ديدن چهره حکام عرب هم که با کمترين تزلزلي آمريکا پشتشان را خالي مي کند جالب خواهد بود.

ان شالله مبارک هم به صدام خواهد پيوست...

    

بعدا نوشتم: البته راجع به حوادث اخیر گفتنی و ناگفتنی بسیاره. مثلا آینده این حرکات در صورت پیروزی و چگونگی مدیریت غرب در برابر این خروش عربی اسلامی...

وعده ما نمازجمعه زمستانی فردا...

این مطلب در روزنامه وطن امروز شنبه ۲۳ بهمن ماه در صفحه تریبون کار شده است.

در اینجا بخوانید

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 0:59  توسط خلبان سیاسی  |